Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to موسسه آینده روشن
 
 

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

لینک Rss مطالب

مقاله


Y يهود

Y صهوينيسم

= اسرائيل

» جستجو
» جستجو پيشرفته
» بازگشت
<< پایان < قبل 1 بعد > پایان >>
نمایش # نتایج 1 - 1 از 1
روابط استراتژيک ميان مرغ و تخم‌مرغ: لابي‌هاي يهود و دستگاه سياست خارجي آمريکا
روابط استراتژيک ميان مرغ و تخم

روابط استراتژيک ميان مرغ و تخم‌مرغ: لابي‌هاي يهود و دستگاه سياست خارجي آمريکا

  احمدي، کوروش  

سياست جورج بوش در مورد خاورميانه و حمايت بي‌قيد و شرط او از اقدامات آريل شارون عليه فلسطيني‌ها، همواره مورد انتقاد قرار گرفته است. اين سياست‌ها شکاف عظيمي بين دولت آمريکا و ملت‌هاي مسلمان به‌ويژه ملل خاورميانه ايجاد خواهد کرد. گروه‌هاي طرفدار اسرائيل آنچنان در دستگاه دولتي آمريکا قدرت گرفته‌اند که سياست‌هاي آمريکا در خاورميانه بدون تاييد آنها طراحي و اجرا نمي‌شود و اين وضع بسيار خطرناک جلوه کرده است. در مقاله پيش‌رو برخي از علل نفوذ گروه‌هاي يهودي، صهيونيستي در ساختار سياسي دولت آمريکا مورد بحث قرار گرفته است.
 

 


  ماهاتير محمد: امروزه يهوديان با واسطه بر جهان حکومت مي‌کنند آنها ديگران را وامي‌دارند براي آنها بجنگند و کشته شوند

يکي از لوازم درک سياست خارجي آمريکا، شناخت عيني و واقع‌بينانه علل و عوامل قدرت يهود در آمريکا و چگونگي کار لابي پرنفوذ يهود در آن کشور است.

وابستگي متقابل

به نظر مي‌رسد اين پرسش عاميانه مشهور که «در روند پيدايش مرغ و تخم‌مرغ  کداميک نقش نخست را به عهده داشته‌اند؟» در بازشناسي روابط استراتژيک ميان اسرائيل و آمريکا هم کاربرد پيدا کرده است؛ پرسش مشابه در اينجا اين است که گرمي روابط ميان آمريکا و اسرائيل ناشي از چيست؟ آمريکا بيشتر به اسرائيل وابسته است يا اسرائيل به آمريکا؟

ماهاتير محمد نخست‌وزير پيشين مالزي در سخنراني افتتاحيه اجلاس سران کشورهاي اسلامي در اکتبر ۲۰۰۳ ضمن مروري بر ضعف‌ها و عقب‌ماندگي‌هاي مسلمانان، يهوديان را به‌عنوان نمونه‌اي از موفقيت مثال زد و گفت «اروپايي‌ها ۶ ميليون از ۱۲ ميليون يهودي را کشتند، اما امروزه يهوديان با واسطه بر جهان حکومت مي‌کنند، آنها ديگران را وامي‌دارند که براي آنها بجنگند و کشته شوند».[۱]

با قاطعيت نمي‌توان گفت که منظور ماهايتر محمد از «باواسطه» در اين نقل قول که انعکاس گسترده‌اي نيز در سراسر جهان داشت، چيست؛ اما مي‌توان احتمال داد که وي بر آن بوده تا بگويد: يهوديان از طريق دولت آمريکا بر جهان حکومت مي‌کنند؛ منظور او از واژه «ديگران» نيز احتمالا سربازان آمريکايي در جنگ عراق بوده است که به زعم برخي، اسرائيل و «يک باند يهودي» در آمريکا محرک آن بوده است.

جورج بوش پدر در دسامبر ۱۹۹۱، يعني در شرايطي که به سختي مي‌کوشيد براي واداشتن اسرائيل به همکاري در روند صلح خاورميانه، تصويب پرداخت وام به آن کشور در کنگره را به تعويق اندازد، طي مصاحبه‌اي گفت: «در برابر نيروهاي سياسي نيرومندي قرار گرفته‌ام. ما با گروه‌هاي بسيار نيرمند و موثري مواجه‌ايم که به کنگره مي‌روند. امروز شنيدم که حدود هزار لابيست در کنگره در مخالفت با من فعال بودند. در حالي‌که من در اينجا يک فرد کوچک تنها هستم».[۲]

اين اظهارات ماهاتير محمد و جورج بوش مثال گويايي از تلقي بسيار رايج در آمريکا و در بسياري از ديگر مناطق جهان از قدرت يهود در آمريکاست.

اصطلاح «قدرت يهود در آمريکا» تعبيري است که به‌ويژه در کشورهاي اسلامي براي توضيح علل جانبداري‌هاي آمريکا از اسرائيل مورد استفاده قرار مي‌گيرد. همين اصطلاح در ديگر مناطق نيز به‌طور کلي براي توضيح نفوذ سياسي يهوديان در روند شکل‌گيري سياست خارجي آمريکا در برخي زمينه‌ها، خصوصا مسائل خاورميانه، به کار مي‌رود. در نظر عامه مردم، ابعاد «لابي يهود» در آمريکا عمدتا در هاله‌اي از رمز و راز پوشيده است و از اين‌رو تداعي‌کننده فراماسونري و ديگر انجمن‌هاي مخفي در طول تاريخ است.

به تعبيري قدرت سياسي در آمريکا بيش از هر کشور ديگري غيرمتمرکز و توزيع شده است. اين امر موجب شده تا جريان‌ها و تشکل‌هاي پرنفوذ بتوانند روند پيچيده و بغرنج تصميم‌گيري سياسي در آمريکا را تحت تاثير قرار دهند. يکي از لوازم درک سياست خارجي آمريکا و رمزگشايي از آن، خصوصا در ارتباط با مسائل خاورميانه، شناخت عيني و واقع‌بينانه علل و عوامل قدرت يهود در آمريکا و چگونگي کار لابي پرنفوذ يهود در آن کشور به‌عنوان يکي از عوامل اثرگذار بر سياست خاورميانه‌اي آمريکاست. چنين شناختي بي‌ترديد لازمه درک علل اقدامات آمريکا و کسب امکاناتي براي تاثيرگذاري بر آن است.

در جريان تلاش براي درک اين موضوع، تمايز بين تصورات عاميانه از قدرت يهود در آمريکا و برداشتي که حاصل بررسي عيني و واقع‌بينانه اين پديده باشد، حايز اهميت بسيار است. تصور نخست، تصوري تقديرگراست. يعني تصوري است که مي‌تواند به ياس و تسليم در برابر آنچه ناشناخته و مرموز و ناشي از قدرت نامحدود بازيگران ناپيدا پنداشته مي‌شود، بينجامد و عملا به سود همان لابي تمام مي‌شود. حال آن که در روش دوم هدف آن است که به دور از حدس و گمان‌ها و توطئه‌پنداري‌هاي رايج، ريشه‌هاي واقعي قدرتي را که يهوديان در آمريکا از آن برخوردارند، شناخته و در اين راه تا حداکثر ممکن تنها آنچه را که مي‌توان مستند کرد، مبناي کار قرار داد.

لابي رسمي يهود در آمريکا به‌طور اخص شامل چند گروه فشار معدود، اما پرقدرتي است که رسما به ثبت رسيده و وظيفه خود را تاثيرگذاري بر تصميمات هيئت حاکمه آمريکا در رابطه با اسرائيل اعلام کرده‌اند. در حالي‌که لابي يهود در آمريکا به معناي اعم، شامل سازمان‌ها، گروه‌هاي اجتماعي و جريان‌هايي اعم از يهودي و غيريهودي است که مستقيم و غيرمستقيم تلاش گسترده‌اي را براي تاثيرگذاري بر تصميم‌گيري‌هاي سياسي در واشنگتن با هدف تامين منافع اسرائيل صورت مي‌دهند. به عبارت ديگر، يهوديان آمريکا داراي سازمان‌ها و تشکل‌هاي عديده و نيرومندي هستند که تحت عنوان کلي لابي قابل دسته‌بندي نيستند. شمار کثيري از اين تشکل‌ها صرفا به حفظ اتحاد عمل يهوديان در ارتباط با طيف وسيعي از امور از جمله تشويق آنها به شرکت در فعاليت‌هاي سياسي محلي، منطقه‌اي و فدرال مشغولند.

ضمن آن که قدرت يهوديان در آمريکا محدود به عملکرد يهوديان نيست. گروه‌هاي ديگري نيز در آمريکا وجود دارند که بدون اين که اعضاي آنها را يهوديان تشکيل داده باشند، عملا و گاه بيش از گروه‌هاي يهودي در حفظ منافع اسرائيل کوشا هستند. در اين رابطه مسيحيان دست راستي[۳] (که به مسيحيان صهيونيست نيز شهرت دارند) و نيز محافظه‌کاران نو[۴] قابل ذکرند.

در مقايسه اکثريت بزرگ مسلمانان آمريکا که شمار آنها احتمالا کمتر از يهوديان نيست، بي‌تجربگي در فعاليت‌هاي مدني و فرهنگ خاصي را که تشکل و فعاليت منظم سياسي و فرهنگي را بها نمي‌دهند، با خود از کشورهاي مبدا، به آمريکا برده‌اند. تفرقه شديد و برخي مشکلات ديگر را نيز اگر بر اين بي‌‌عملي سياسي بيفزاييم، نتيجه آن در جامعه آمريکا چيزي جز انفعال و به بازي گرفته نشدن در معادلات سياسي بوده و نمي‌تواند باشد.

با اين حال بايد در نظر داشت که قدرت لابي يهود در آمريکا تنها يکي از دو عامل اصلي موثر در شکل‌گيري سياست خاورميانه‌اي واشنگتن است. عامل ديگر که در يک چشم‌انداز تاريخي اغلب مهم‌تر بوده، منافع استراتژيک آمريکا در خاورميانه است اين عامل دوم اواخر دهه ۱۹۶۰ تاثيري تعيين‌کننده بر سياست آمريکا در قبال خاورميانه بر جاي گذاشت و متقابلا حوزه عمل گسترده‌اي نيز براي لابي طرفدار اسرائيل به‌وجود آورد.

منافع استراتژيک آمريکا در حمايت از اسرائيل

اگرچه نقش لابي يهود و طرفداران غيريهودي اسرائيل در آمريکا بسيار مهم، موثر و حتي در مقاطعي تعيين‌کننده بوده، اما به نظر مي‌رسد که منافع استراتژيک آمريکا نيز نقش تعيين‌کننده‌اي در تداوم سياست‌هاي آمريکا در قبال اسرائيل داشته است.

اگر قدرت يهود تنها در قدرت مالي، تشکيلاتي و سياسي طرفداران اسرائيل در آمريکا ريشه داشت، حمايت آمريکا از اسرائيل مي‌بايست تابع قدرت لابي يهود در آمريکا مي‌‌بود و متناسب با افزايش آن رشد مي‌کرد. حال آن که در عمل چنين نبوده است.

کمک آمريکا به اسرائيل در طول اولين دهه تاسيس آن کشور همان‌طور که ديده شده بسيار اندک بود و شامل کمک‌هاي نظامي نمي‌شد. اگرچه روابط آمريکا و اسرائيل در دوره کندي تا حدي توسعه يافت، اما در واقع حمايت جدي و گسترده آمريکا از اسرائيل با فروش گسترده سلاح و کمک‌هاي چند ميليارد دلاري سالانه به دوره نيکسون از حزب جمهوريخواه برمي‌گردد.؛ يعني رئيس‌جمهوري که بدون حمايت يهوديان بر سر کار آمده بود و مانند هر جمهوريخواه ديگر انتظار حمايت سياسي و کمک انتخاباتي از يهوديان را نداشت.

زمان نيکسون، سياست آمريکا درباره خاورميانه در شرايطي متحول شد که پيشينيان او همواره کوشيده بودند به نوعي خود را در ارتباط با بحران خاورميانه بي‌طرف نشان دهند و با هر دو جانب دعوا حفظ دوستي کنند.

نيکسون اولين رئيس‌جمهوري بود که تلاش براي حفظ توازن در ارتباط با اعراب و اسرائيل را کنار گذاشت و براي اولين‌بار اسرائيل را يک دارايي استراتژيک براي آمريکا در دوره جنگ سرد توصيف کرد. در دوره او بود که آمريکا جاي فرانسه را به‌عنوان بزرگ‌ترين تامين‌کننده سلاح براي اسرائيل گرفت. کمک آمريکا به اسرائيل به سرعت رو به افزايش نهاد و از ۳۰۰ ميليون دلار به بيش از ۲ ميليارد دلار در سال رسيده و به اين ترتيب اسرائيل به بزرگ‌ترين دريافت‌کننده کمک از آمريکا تبديل شد.

چنين تحولاتي در دوره نيکسون، رابطه با اسرائيل را به موضوع مهمي در واشنگتن تبديل کرد و در نتيجه آن حاميان آمريکايي اسرائيل به بازيگران مهمي در پايتخت آمريکا تبديل شدند و امکانات بيشتري براي توسعه فعاليت‌هاي خود به دست آوردند. به عبارت ديگر يکي از فرصت‌هاي مطرح اين است که تحول در سياست خاورميانه‌اي نيکسون زمينه‌ساز افزايش قدرت لابي يهود شد و نه به عکس.

براساس اين فرض، آمريکا در دوره نيکسون بنا بر ملاحظات خاص خود در دوره جنگ سرد و الزامات ناشي از رقابت دو اردوگاه رقيب، متمايل به اسرائيل شد و لابي يهود تنها نقش کمکي و فرعي در اين ارتباط ايفا کرد.

پس از پيروزي سريع اسرائيل به ارتش‌هاي کشورهاي عربي که در آن وضعيت ارتش اسرائيل در مقايسه با مجموع ارتش‌هاي کشورهاي عربي به نمايش گذاشته شد، کمک‌هاي آمريکا به آن کشور به ميزان ۴۵۰ درصد افزايش يافت. ظاهرا بخشي از اين افزايش به آمادگي اسرائيل به دادن نمونه‌هايي از سلاح‌هاي روسي به غنيمت گرفته شده از اعراب به آمريکا بود. پس از جنگ داخلي اردن در سال‌هاي ۱۹۷۱ ـ ۱۹۷۰ که طي آن قابليت اسرائيل براي جلوگيري از رشد جنبش‌هاي انقلابي به نمايش گذاشته شد، کمک‌هاي آمريکا به اسرائيل ۷ برابر شد. پس از جنگ ۱۹۷۳ که آمريکا بي‌سابقه‌ترين پل هوايي براي کمک‌رساني به اسرائيل را برپا کرد، کمک‌هاي آمريکا به اسرائيل ۸۰۰ درصد افزايش يافت. اين کمک‌ها به موازات فروش گسترده تسليحات به شاه ايران پس از خروج انگليس از شرق سوئز روي داد. کمک‌ها به اسرائيل پس از سقوط شاه و انعقاد کمپ ديويد ۴ برابر شد. حمله اسرائيل به لبنان و امضاي يادداشت تفاهم ميان ۲ کشور درباره همکاري‌هاي استراتژيک در ۸۳ و ۸۴ و حمله عراق به کويت باز هم افزايش بيشتر کمک‌ها را در پي آورد.[۵]

تا مقطع جنگ ۶ روزه در ۱۹۶۷، يهوديان در آمريکا که جريان‌ها و عناصر متمايل به چپ هنوز ميان آنها از نفوذ قابل توجهي برخوردار بودند، عمدتا در سياست داخلي آمريکا و امور اجتماعي و مدني مانند رابطه دولت و کليسا، مهاجرت، سقط جنين و... فعال بودند. جنگ ۶ روزه، يهوديان آمريکا را تکان داد و متوجه حمايت از اسرائيل کرد؛ اما سياست نيکسون موجب تحولي در دستور کار جامعه يهوديان آمريکا شد و آنها را در جهت ايفاي نقش در جنگ سرد و حمايت از فعالان غيريهودي در اين جنگ سوق داد و موجب شد يهوديان آمريکا نقش مهمي در سياست بين‌المللي ايفا کنند.

ايجاد اداره‌اي به وسيله دولت آمريکا براي دستگيري و اخراج جنايتکاران نازي در آمريکا، تبديل مهاجرت يهوديان از شوروي به يکي از هدف‌هاي مهم سياست خارجي آمريکا، کمک آمريکا به مهاجرت اقليت‌هاي کوچک يهودي از سوريه و اتيوپي به خارج، ايجاد يک موزه جنايات آلمان عليه يهوديان[۶] با تصويب کنگره و يک بودجه ۱۶۸ ميليون دلاري (در زمين اعطايي از سوي دولت فدرال و کمک‌هاي شهروندان) در واشنگتن از جمله وقايع مهم در دهه‌هاي ۷۰ و ۱۹۸۰ بود که نقش يهوديان در جامعه آمريکا را دگرگون کرد.

قانون جکسون وانيک[۷] که سال ۱۹۷۴ تصويب شد و روابط تجاري آمريکا با شوروي را مشروط به نحوه رفتار با اقليت يهوديان آن کشور کرد، پديده‌هاي بي‌سابقه در نوع خود بود که نفوذ يهوديان آمريکا از يک سو و منافع استراتژيک آمريکا از سوي ديگر آن را ممکن کرد. اين قانون حتي پس از سقوط شوروي نيز به قوت خود باقي ماند و عملا به جامعه يهود در آمريکا حق وتويي درباره روابط تجاري با روسيه داد.

بي‌ترديد حفظ امنيت اسرائيل هرگز نمي‌توانسته تنها هدف روابط ويژه ميان آمريکا و اسرائيل باشد؛ چرا که در غير اين صورت آمريکا مي‌توانست به تلاش براي حفظ توازن نظامي و استراتژيک ميان اسرائيل از يک سو و مجموعه کشورهاي عربي از سوي ديگر بسنده کند. اين در حالي است که دولت‌هاي مختلف در آمريکا از هر دو حزب همواره اتفاق‌نظر داشته‌اند که اسرائيل بايد نسبت به کشورهاي عربي از برتري کيفي در فناوري نظامي برخوردار باشد. در واقع وراي امنيت اسرائيل مي‌بايست علت مهم‌تر حمايت‌هاي گسترده آمريکا از اسرائيل را در نقشي که اسرائيل همواره براي آمريکا در منطقه ايفا کرده، جستجو کرد. اسرائيل طي دهه‌هاي گذشته توانست با موفقيت مانع پيروزي نهضت‌هاي راديکال و ناسيوناليست عرب در کشورهاي لبنان، اردن، فلسطين و يمن شود و سوريه را که همواره متحد شوروي بود، مهار کند. نيروي هوايي اسرائيل از تفوق کامل در منطقه برخوردار بوده و جنگ‌هاي مکرر اعراب و اسرائيل عرصه مناسبي براي آزمودن سلاح‌هاي آمريکا به خصوص در تقابل با سلاح‌هاي روسي به‌شمار رفته است.

خاتمه جنگ سرد موجب خاتمه اهميت استراتژيک اسرائيل براي منافع آمريکا در خاورميانه نشد؛ چرا که آمريکا همواره به همان اندازه نگران حرکات ناسيوناليستي در کشورهاي عربي و در سال‌هاي اخير بنيادگرايي اسلامي بوده است.

به عبارت ديگر ارتش اسرائيل به‌عنوان يک ارتش باثبات در منطقه براي آمريکا مطرح بود و کمک به آن پيوسته در دستور کار قرار داشته است. طي اين مدت در صحنه سياست داخلي آمريکا نيز تحولاتي متناسب با روند افزايش حمايت از اسرائيل روي داد و از جمله شمار عربيست‌ها[۸] در وزارت خاراجه و سيا به تدريج رو به کاهش نهاد. از طرفي با توجه به نيازهاي سران کشورهاي عربي به آمريکا و ترديدهاي آنها نسبت به راديکال‌هاي درون جامعه خود و حامي بالقوه خارجي آنها، يعني بلوک شرق، (و در مرحله بعد بنيادگرايان اسلامي)، فرض بر اين بود که رژيم‌هاي عربي نيز چاره‌اي جز تمکين نسبت به سياست خاورميانه‌اي آمريکا و همراهي با آن در عمل ندارند.

با اين حال ناتواني ارتش اسرائيل در مقابله با انتفاضه و امکان ايجاد الگويي براي کشورهاي منطقه، نگراني‌هايي ايجاد کرد. همين انتفاضه بر سياست جورج بوش در سال ۱۹۹۱ اثر گذاشت و به نوعي از ايستادگي در برابر دولت ليکود در اسرائيل انجاميد که براي تقريبا يک نسل بي‌سابقه بود. اگرچه در عمل کمک‌ها به اسرائيل ادامه يافت، اما دست‌کم در سخن، نوعي توازن در سياست مدنظر آمريکا قرار گرفت.

تلاش‌هايي نيز در جريان و پس از جنگ کويت براي برقراري نوعي همکاري استراتژيک با کشورهاي عربي منطقه خليج‌ فارس صورت گرفت که شامل فروش اسلحه و همکاري‌‌هاي نظامي و ايجاد پايگاه و... بود؛ اما به زودي روشن شد که اين کشورها به علت ضعف‌هاي ساختاري نظام‌هاي سلطنتي در آنها، بي‌اعتمادي آنها به نيات آمريکا و نداشتن مزيت‌هاي اسرائيل در زمينه برخورداري از نيروي نظامي تعليم ديده و پيشرفت تکنولوژيک و توانايي بسيج نيروهاي انساني و مادي و... نمي‌توانند در کمک به حفظ منافع منطقه‌اي آمريکا جايگزيني براي اسرائيل باشند.

علاوه بر منافع استراتژيک اسرائيل براي آمريکا در خاورميانه در دوره قبل و بعد از جنگ سرد، مجموعه عوامل ديگري نيز مستقل از نقش لابي طرفدار اسرائيل در آمريکا، در ايجاد روابط استراتژيک ميان دو کشور موثر بوده است. وابستگي آمريکا به نفت، مسئله‌ تروريسم، مهار ايران و عراق و اين ادعاي رايج در آمريکا که گويا اسرائيل تنها دموکراسي در خاورميانه است، در تقويت مباني روابط استراتژيک ميان ۲ کشور نقش داشته است.

طبعا لابي يهود و به‌طور کلي لابي طرفدار اسرائيل در آمريکا (اعم از يهود و غيريهود)، نقش بسيار مهم و در مقاطعي تعيين‌کننده در تقويت و استمرار اين روابط داشته است. عناصر تشکيل‌دهنده اين لابي در آمريکا از خود به‌عنوان شهرونداني که حق تشکل و تلاش براي پيشبرد منافع و نظراتشان را دارند، ياد مي‌کنند و زمينه‌هاي موجود در آمريکا امکان داده است تا آنها حداکثر استفاده ممکن را از ابزارها و اهرم‌هاي موجود در يک نظام دموکراتيک براي پيشبرد نظراتشان ببرند.

پي‌نوشت‌ها:

The New York Times, Views on Jews By Malaysian: His Own Words, October 21, 2003

News Conference with President George Bush, (Transcript), Federal News Service September 12, 1991

Christian Right

Neoconservatives

Stephen Zunes. The Strategic Functions Of U.S.Aid to Israel, Middle East Policy, VOl 4,  No 4
(October, 1996) also Available at http://www.geocities.com/capitoll-Iill/Senate/7891/Zunes.html

Holocaust Museum

The Jakson-Vanik Amendment

در آمريکا اصطلاحا به کساني که نظر مثبتي نسبت به کشورهاي عربي دارند، عربيست گفته مي‌شود /var/www/vhosts/rasad.ir/httpdocs/farsi/ArticleFish/Articles/101.htm

Array
(
    [0] => stdClass Object
        (
            [ArticleFishId] => 105
            [SerialNo] => 101
            [MTitle] => روابط استراتژيک ميان مرغ و تخم‌مرغ: لابي‌هاي يهود و دستگاه سياست خارجي آمريکا
            [FTitle] => 
            [AMTitle] => 
            [AFTitle] => 
            [EMTitle] => 
            [EFTitle] => 
            [ALanguage] => 1
            [TLanguage] => 0
            [ADateS] => 0
            [ADateM] => 0
            [ADateG] => 0
            [Side_NY] => 1
            [Side_NS] => 1
            [Side_B] => 0
            [Side_HY] => 0
            [Side_HS] => 0
            [Side_NE] => 1
            [Side_HE] => 0
            [SourceType] => 3
            [Book] => 0
            [BArticlePageFrom] =>           
            [BArticlePageTo] =>           
            [Magazine] => 0
            [MPublishDateS] => 0
            [MPublishDateM] => 0
            [MPublishDateG] => 0
            [MYear] => 0
            [MNo] => 
            [MSerialNo] => 0
            [MArticlePageFrom] =>           
            [MArticlePageTo] =>           
            [Site] => 2
            [ArticleAddrInSite] => http://did.ir/document/index.fa.asp?cn=pp00020040405111010 -->
            [FishWriter] => 8
            [WriteDate] => 12/9/2004 0:00:00
            [Confirmed] => 1
            [SupervisorView] => 
            [Abstract] => 
            [AAbstract] => 
            [EAbstract] => 
            [Editted] => 1
            [Degree] => 0
            [Mode] => 0
            [fldFirstPage] => 0
            [fldFPMod] => 0
        )

)

ورود

ورود به سايت

ورود به سايت


شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.

شناسه:

کلمه عبور:


درخواست شناسه کاربري

 
No Image