Y يهود
Y صهوينيسم
= اسرائيل
قبلاً گذشت كه فقرات متعددى از تورات و ديگر قسمت هاى عهد قديم بر اين نكته دلالت دارد كه قوم اسرائيل قوم برگزيده خدا است. همچنين بيان شد كه برداشت نژادپرستانه از اين فقرات يك انحراف ازاصل دين وكتاب است. اما جاى اين بحث خالى است كه اگر برگزيدگى به معناى برترى يك قوم نسبت به ديگر اقوام نيست، پس چه معنايى دارد؟
دانشمندان يهودى در قرون وسطا درباره معناى برگزيدگى دو نظريه كاملاً متفاوت ارائه كرده اند. بر اساس يك نظريه، افراد قوم اسرائيل به لحاظ روحى، متفاوت از ديگر انسانها و برتر از آنان خلق شده اند. يهودا هالوى، كه برجسته ترين طرفدار اين نظريه است، مدعى است كه ساختار روحى يهوديان به طور كلى با ديگران تفاوت دارد. هر فرد يهودى قدرت نبوت را به ارث برده است و اين امر او را قادر مى سازد تا از فكر و اراده خدا آگاه شود. ديگران، حتى اگر به آيين يهود درآيند، اين قدرت را به دست نمى آورند.(21) اين قدرتِ خاص نخست به آدم و سپس به سلسله اى از برگزيدگان و سرانجام به همه قوم اسرائيل عطا شده است. به واسطه اين تأثير و عمل الهى است كه قوم اسرائيل مى تواند به صورتى ويژه با خدا ارتباط برقرار كند. پس برگزيدگى قوم به معناى وابستگى به يك مشيت فوق طبيعىِ الاهى است؛ اين در حالى است كه ساير مردم در معرض قوانين طبيعى هستند.(22)
اين انديشه حتى در متون عرفانى قرون وسطايى يهود ديده مى شود. در متون قبالايى، به ويژه كتاب معروف زوهَر تفاوت جوهرىِ يهوديان با غيريهوديان مورد تأكيد قرار گرفته است. بر اساس اين متون، روح غيريهوديان متعلق به جهان زيرين است كه جايگاه شياطين است، در حالى كه روح فرد يهودى دستكم قابليت رسيدن به ساحت امور الاهى را دارد. گاهى اين عارفان انديشه برگزيدگى را با مسئله گناه نخستين پيوند داده اند. آنها با استناد به يك سنت تلمودى، مى گويند كه حَوّا به وسيله مار شيطان آبستن شد و در نتيجه، فرزندان او معيوب شدند، تا اينكه تجلى خداوند در سينا آن عيب را از بنى اسرائيل برطرف كرد، اما ديگران نيمه شيطان و نيمه انسان باقى ماندند.(23)
اما اين بيان با يك مشكل جدى روبرو است و آن اينكه، همانطور كه گذشت، بر اساس تلمود، نوكيشان يهودى با ديگر يهوديان هيچ تفاوتى ندارند. در اين صورت، چگونه تغيير كيشِ آنان مى تواند سرشت و ذات آنان را عوض كند؟ كتاب زوهر اين مشكل را اينگونه حل مى كند كه نوكيشان در هنگام تغيير كيش، روحى جديد را از جانب آسمان دريافت مى كنند، هر چند اين روح از روح يهوديان اصلى پستتر است. ديگر عالمان قبالايى مى گويند نوكيشان در واقع قبلاً روحى يهودى داشتهاند و در اثر فشار ديگران تغيير كيش داده اند و اكنون به كيش اصلى خود بازمى گردند. در واقع، همان روحِ پنهان است كه دوباره او را به يهوديت بازمى گرداند.(24)
اما دانشمندان بزرگى مانند موسى بن ميمون و سعديا بن يوسف اين برداشت از برگزيدگى را قبول نداشته اند. ابن ميمون مى گويد پيام كتاب مقدس، جهانى است و به قوم اسرائيل اختصاص ندارد. برگزيدگى قوم به معناى برترى يا تقدس ذاتى نيست. فقراتى از كتاب مقدس كه به اين امر پرداختهاند، تنها بر يك گزينش مشروط دلالت دارند، نه بيش از آن. قوم اسرائيل براى تكليف و وظيفه اى خاص برگزيده شده است، و اين هرگز بدان معنا نيست كه اين قوم داراى حقوقى خاص يا ويژگى هايى خاص است. برترى و تقدس به قومِ اسرائيلِ تاريخى و افراد خارجى تعلق ندارد، بلكه به يك اسرائيل اسطوره اى، كه به عنوان يك مدل و آرمان در نظر گرفته مى شود، تعلق دارد. اين برگزيدگى با اطاعت از دستورهاى خداوند ورعايت شريعت تحقق مى يابد، درحالى كه سرپيچى از دستورهاى خدا خفت و ذلت را درپى دارد.(25)
سعديا بن يوسف نيز با برترى ذاتى و ماهوى قوم اسرائيل مخالف است. او مى گويد برگزيدگى قوم از اين جهت است كه تورات به طور كامل به آنان داده شده است. به اقوام ديگر هم توراتى داده شده است، اما توراتِ كامل به قوم اسرائيل داده شده است.(26)
اگر بخواهيم به عنوان فردى بى طرف به مجموعه عهد قديم نظر بيندازيم و بين اين دو دسته از دانشمندان يهودى داورى كنيم، به نظر مى رسد كه حق را بايد به دسته دوم از اين دانشمندان بدهيم. در اين باره بايد به نكاتى چند توجه كرد:
1. به گفته كتاب مقدس، توجه خاص خداوند به يك قوم به ماجراى حضرت ابراهيم و اطاعت بى چون و چراى او در ماجراى ذبح فرزند برمى گردد. در واقع، پس از اين اطاعت محض خداوند به عنوان پاداش، به او وعده مى دهد كه به فرزندان او موقعيت و جايگاهى ويژه دهد: «به ذات خود قسم خورده ام كه چون مرا اطاعت كردى و حتى يگانه پسرت را از من دريغ نداشتى، تو را چنان بركت دهم كه نسل تو... بى شمار گردند. آنها... موجب بركت همه قوم هاى جهان خواهند گشت، زيرا تو مرا اطاعت كرده اى» (سفر پيدايش، 23:16-18). بر طبق اين وعده، فرزندان حضرت ابراهيم در دستگاه خداوند جايگاهى ويژه خواهند داشت و در واقع آنان برگزيده شده اند. اما اين جايگاه ويژه چيست و برگزيدگى آنان به چه معنا است؟
2. از كتاب مقدس برمى آيد كه اين وعده هنگامى به تحقق نزديك شد كه قومى به نام اسرائيل پديد آمد. خداوند پيامبرى به نام موسى(ع) را براى نجات آنان فرستاد و به او دستور داد كه اين برگزيده شدن را به قوم اسرائيل گوشزد كند: «اگر مطيع من باشيد وعهد مرا نگه داريد، از ميان همه اقوام، شما قوم خاص من خواهيد بود» (سفر خروج، 19:5). پس اين قوم خاص و برگزيده بودن، مشروط است. آنان تا زمانى قوم خاص خدا هستند كه مطيع خدا باشند و عهد او را، كه عمل به شريعت او است، رعايت كنند. از اين فقره به خوبى برمى آيد كه خداوند مى خواهد جايگاهى ويژه ويا مأموريتى خاص را به اين قوم بدهد كه شرط آن اطاعت از خدا است. پس اين برگزيدگى مشروط است، نه مطلق.(27)
3. اما خدا آنان را براى چه برگزيده است؟ خودِ كتاب اين امر را روشن كرده است: «هر چند سراسر جهان مال من است، اما شما براى من ملتى مقدس خواهيد بود و چون كاهنان مرا خدمت خواهيد كرد» (سفر خروج، 19:3-6). پس در جهانى كه همه اش از آنِ خدا است، قومى براى خدمتگزارى برگزيده شده است. و البته اين جايگاهى مهم است. آنان قوم خاص خدا و خدمتگزار مخصوص اويند. آنان بايد با كفر و شرك و بت پرستى مبارزه كنند و دين خدا را در زمين پياده كنند.(28)
4. پس برگزيدگى براى آن است كه آنان بارى سنگين را به دوش بگيرند. پاداش اين عمل عزت و سربلندى در دنيا و سعادت اخروى است. آنان برگزيده شده اند و خود پذيرفته اند كه اين مأموريت سنگين را انجام دهند و - همانطور كه گذشت - كسى مى تواند اين مأموريت را انجام دهد كه مطيع پروردگار باشد. اما اگر آنان اين شرط را رعايت نكنند نه تنها قوم خاص خدا نيستند و نه تنها عزت و سربلندى ندارند، بلكه از همه قوم هاى جهان پست تر خواهند بود:
«ولى اگر به من گوش ندهيد و مرا اطاعت نكنيد و قوانين مرا رد كنيد و عهدى را كه با شما بسته ام بشكنيد، آنگاه من شما را تنبيه خواهم كرد و ترس و امراض مهلك و تبى كه چشمهايتان را كور كند و عمرتان را تلف نمايد بر شما خواهم فرستاد. بذر خود را بيهوده خواهيد كاشت، زيرا دشمنان حاصل آن را خواهند خورد. من بر ضد شما برخواهم خاست و شما در برابر دشمنان خود پا به فرار خواهيد گذاشت. كسانى كه از شما نفرت دارند بر شما حكومت خواهند كرد. حتى از سايه خود خواهيد ترسيد» (سفر لاويان، 29:14-17).
اين نكته اى است كه در سراسر عهد قديم بارها تكرار شده است. اين عهد و پيمان بارها به قوم گوشزد شده است. آنان هر گاه به عهد خود وفادار نماندند، مجازات شدند. اين نكته را خداوند به روشنى از زبان ارمياى نبى قبل از اسارت بابلى بيان مى كند:
سپس خداوند فرمود: «در شهرهاى يهودا و در كوچه هاى اورشليم پيام مرا اعلام كن! به مردم بگو كه به مفاد عهد من توجه كنند و آن را انجام دهند. زيرا از وقتى اجدادشان را از مصر بيرون آوردم تا به امروز، بارها به تأكيد از ايشان خواسته ام كه مرا اطاعت كنند! ولى ايشان اطاعت نكردند و توجهى به دستورات من ننمودند، بلكه به دنبال اميال و خواسته هاى سركش و ناپاك خود رفتند. ايشان با اين كار عهد مرا زير پا گذاشتند، بنابراين تمام تنبيهاتى را كه در آن عهد ذكر شده بود، در حقشان اجرا كردم». خداوند به من فرمود: «اهالى يهودا و اورشليم عليه من طغيان كرده اند. آنها به گناهان پدرانشان باز گشته اند و از اطاعت من سر باز مى زنند؛ ايشان به سوى بت پرستى رفته اند. هم اهالى يهودا و هم اسرائيل عهدى را كه با پدرانشان بسته بودم شكسته اند. پس چنان بلايى برايشان خواهم فرستاد كه نتوانند جان سالم درببرند و هر چه التماس و تقاضاى ترحم كنند، به دعايشان گوش نخواهم داد» (ارميا، 11:6-11).
5. خداوند پيمانى با قوم اسرائيل بسته، و به آنان گفته است: «به ايشان گفته بودم كه اگر از من اطاعت كنند و هر چه بگويم انجام دهند، ايشان قوم من خواهند بود و من خداى ايشان» (ارميا، 11:4). اما اين امر، قانون عام خداوند است. هر كه از او اطاعت كند لطف و بركت او شاملش مى شود:
قوم هاى غيريهود نيز وقتى خداوند را بپذيرند، از بركت او برخوردار خواهند شد. پس ايشان نگويند: «خداوند ما را از قوم خود نمى داند»... خداوند در مورد قوم هاى غيريهود كه به قوم او ملحق مى شوند و او را خدمت مى كنند و او را دوست داشته، خدمتگزار او مى شوند، چنين مى گويد: «اگر حرمت روزِ سَبْت را نگاه دارند و به عهد من وفادار بمانند، ايشان را نيز به كوه مقدس خود خواهم آورد و در خانه عبادتم ايشان را شاد خواهم ساخت و قربانى ها و هداياى ايشان را قبول خواهم كرد. خانه من «خانه عبادت همه قومها» ناميده خواهد شد» (اشعيا، 56:3-7).
و البته نافرمانى قوم اسرائيل از خدا جرم سنگين ترى است و مجازات شديدترى را به دنبال خواهد داشت.(29) بنابراين، قوم براى هدف و مأموريتى خاص برگزيده شده است. اما قانون خداوند عمومى است و هر كس از او اطاعت كند، به او مقرب مى شود.
6. قانون عمومى الاهى اين است كه هر كس از او اطاعت كند برترين است و در دستگاه خداوند، مقربترين است. اين سخن را انبياى ديگر هم خطاب به امت خود بيان كرده اند. براى نمونه حضرت عيسى(ع) خطاب به پيروانش مى فرمايد:
شما نمك جهان هستيد، ولى هر گاه نمك مزه خود را از دست بدهد چگونه مى توان آن را بار ديگر نمكين ساخت؟ ديگر، مصرفى ندارد، جز آنكه بيرون ريخته و پايمال مردم شود. شما نور جهان هستيد. نمىتوان شهرى را كه بر كوهى بنا شده است پنهان كرد. هيچ كس چراغ روشن نمى كند تا آن را زير سرپوش بگذارد، بلكه آن را بر چراغپايه قرار مى دهد تا به تمام ساكنان خانه نور دهد. نور شما نيز بايد همينطور در برابر مردم بتابد تا كارهاى نيك شما را ببينند و پدر آسمانى شما را تمجيد كنند (انجيل متى، 5:13-16).
پس مؤمنان نمك جهان و نور جهان هستند؛ اما ارزش آنها تا زمانى است كه آنان براى جهان و مردم نفع داشته باشند.
به همين مطلب در قرآن مجيد نيز اشاره شده است:
«كنتم خير امة اُخرجَت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تؤمنون بالله» (آلعمران، 110). شما بهترين امتى هستيد كه براى انسانها آفريده شده اند؛ امر به معروف و نهى از منكر مى كنيد و به خدا ايمان داريد.
امت پيامبر بهترين امت هستند، اما علت اين برترى اعمال آنان است. و معلوم است كه اين برترى تا زمانى است كه آن اعمال برقرار باشند. و البته قوم اسرائيل هم در زمان خود تنها موحدان آن منطقه بودند و به همين معنا از ديگران برتر بوده اند. به گفته نويسنده اى يهودى بهترين بيانى كه عالمان يهودى از انديشه برگزيدگى ارائه كرده اند اين است كه اين قوم از اين جهت برگزيده است كه توحيد فقط در ميان آنان وجود داشته و ديگران بعدها از آنان گرفته اند.(30)
7. در قرآن مجيد نيز به گونه اى به برگزيدگى قوم اسرائيل اشاره شده است:
«و لقد آتينا بنى اسرائيل الكتاب والحكم والنبوة و رزقناهم من الطيبات و فضلناهم على العالمين» (جاثيه، 16). ما به بنى اسرائيل كتاب و حكمت و نبوت را بخشيديم و از روزى هاى پاكيزه به آنها عطا كرديم و آنان را بر جهانيان برترى بخشيديم.
صاحب تفسير الميزان در تفسير بخش آخر اين آيه «و آنان را بر جهانيان برترى بخشيديم» مى گويد كه اگر مقصود از جهانيان همه جهانيان باشد، پس آنان از برخى جهات مانند كثرت انبيا و معجزات فراوان بر ديگران برترى دارند و اگر مقصود همه جهانيان عصر خودشان باشد، از همه جهات برترى داشته اند.(31)
در جاى ديگر آمده است: «يا بنى اسرائيل اذكروا نعمتى التى انعمت عليكم و انى فضلتكم على العالمين» (بقره، 47 و 122). اى بنى اسرائيل ياد كنيد از نعمتهايى كه به شما عطا كردم و شما را بر جهانيان برترى دادم.
و نيز آمده است: «قال اغير الله ابغيكم الهاً و هو فضلكم على العالمين» (اعراف، 140). [موسى] گفت آيا غير خدا را به عنوان معبود براى شما طلب كنم، حال آنكه خدا شما را بر جهانيان برترى داد.
اين برترى دادن به اين بوده است كه آيات روشن را براى آنان آورده و دين حق را به آنان داده و آنان را نجات داده است.(32) با توجه به آيات قبل و بعدِ آياتِ فوق، روشن است كه مقصود از برترىدادن، نعمتهايى است كه خداوند به بنى اسرائيل عطا كرده است. از آيه آخر استفاده مى شود كه از آنجا كه خدا شما را برترى داده، پس بايد تنها او معبود شما باشد. پس برترى دادن خداوند در راستاى مأموريت و وظيفه اى خاص بوده است.
بنابراين، برگزيدگى قوم اسرائيل در قرآن مجيد هم مطرح شده است، اما هرگز مقصود از آن يك تقدس و برترى ذاتى و ماهوى نيست.
بنابه عهد قديم، قوم اسرائيل، قوم برگزيده خدا است. از سوى ديگر كسانى در تاريخ يهوديت از اين برگزيدگى يك برترى روحى و ماهوى را استفاده كرده اند. همچنين كسانى در اين راه چنان افراط كرده اند كه به نژادپرستى روى آورده اند. اما حق آن است كه اين برگزيدگى، مشروط و براى انجام مأموريتى خاص بوده است. برگزيدگى به اين معنا ويژه قوم اسرائيل نيست و انبياى ديگر هم در رابطه با امت خويش همين را گفته اند. همچنين در تاريخ يهوديت دانشمندان بزرگى بوده اند كه از برگزيدگى همين برداشت را داشته اند. به نظر مى رسد كه از كتاب تلمود هم در مجموع همين را مى توان برداشت كرد، هر چند در اين مجموعه عظيم سخنان گوناگونى آمده است كه از ظاهر بعضى برترى قومى استشمام مى شود. اما با توجه به سخنان محكمى كه در نقض آن آمده، شايد نتوان به صورت قطعى چنين مطلبى را به اين مجموعه نسبت داد. بنابراين مىتوان ادعا كرد كه نژادپرستى برداشتى خطا، و انحراف از متون مقدس يهودى است.
كتاب مقدس.
شاهاك، اسرائيل، تاريخ يهود، مذهب يهود، ترجمه مجيد شريف، انتشارات چاپخش، تهران، 1376.
شاهاك، اسرائيل، نژادپرستى دولت اسرائيل، ترجمه امانالله ترجمان، انتشارات توس، تهران، 1357.
راب، ا. كُهِن، گنجينهاى از تلمود، ترجمه اميرفريدون گرگانى، تهران، 1350.
گارودى، رژه، تاريخ يك ارتداد، ترجمه مجيد شريف، مؤسسه خدمات فرهنگى رسا، تهران، 1377.
طباطبايى، محمدحسين، الميزان، ج18 و 8، انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم.
"CJRT" Atlan, Henri, "Chosen People" in Contemporary Jewish Religious Thought, NewYork, 1999.
"EJ", Encyclopedia Judaica, V.5, Encylopaedia Judaica Jerusalem,1996.
"TJR" Jacobs, Louis, The Jewish Religion, a Componian, Oxford University Press, 1995.
Neusner, Jacob, "Judaism" in our Religious, Ed. Arvind Sharma, Harpersan francisco, 1993.
Unterman, Alan, Jews, their Religious Belifs and Practices, Routledge, London and NewYork, 1990.
"EJC", Encyclopedia of Jewish Concepts, Birnbaum, Philip, Hebrew Publishing Company, New York, 1995.
"BDJ", The Blackwell Dictionary of Judaica, Cohn - Sherbok, Dan, Blackwell, 1992.
1) CJRT, P.55.
2) BDJ, P.88.
3) Ibid.
4) رك: شاهاك، اسرائيل، تاريخ يهود - مذهب يهود، ترجمه دكتر مجيد شريف، ص30-32.
5) شاهاك، اسرائيل، نژادپرستى دولت اسرائيل، ترجمه امانالله ترجمان، ص5.
6) شاهاك، اسرائيل، تاريخ يهود، مذهب يهود، ص189-190.
7) EJ, V.5, P. 105-205.
8) TJR, P.77.
9) Ibid.
10) Judaism, P.903-213 & 023-323.
11) هلاخا بخشى ازتلموداستكه به احكام شرعى يهود مى پردازد. بخشديگر، اگادا است كه دربردارنده حكايتها وداستانها است.
12) رك: تاريخ يهود - مذهب يهود، ص190-224.
13 ) گنجينهاى از تلمود، ص82-83.
14 ) همان، ص232.
15 ) رك: همان، ص232-233.
1 6) رك: همان، ص233.
17 ) رك: همان، ص86.
1 8) شاهاك، اسرائيل، نژادپرستى دولت اسرائيل، ص32.
1 9) سرزمين بنى اسرائيل پس از حضرت سليمان به دو بخش تجزيه شد و دو كشور «اسرائيل» در شمال و «يهودا» در جنوب تشكيل گرديد.
2 0) همان، ص70-72؛ همچنين رُژه گارودى، تاريخ يك ارتداد، ترجمه مجيد شريف، ص210-211.
21 ) Jews, P.722.
22 ) EJ, V.5, P.105.
2 3) Jews, P.822.
2 4) Ibid.
2 5) CIRT, P.65.
2 6) JR, P.11.
2 7) BDJ, P.88.
2 8) رك: سفر تثنيه، 7:5.
2 9) رك: حزقيال، 36:19-31.
3 0) EJC, P.17.
3 1) الميزان، ج18، ص165.
3 2) همان، ج8، ص154.
Array ( [0] => stdClass Object ( [ArticleFishId] => 1082 [SerialNo] => 1052 [MTitle] => قوم يهود از برگزيدگى تا نژادپرستى (2) [FTitle] => [AMTitle] => [AFTitle] => [EMTitle] => [EFTitle] => [ALanguage] => 0 [TLanguage] => 0 [ADateS] => 0 [ADateM] => 0 [ADateG] => 0 [Side_NY] => 0 [Side_NS] => 0 [Side_B] => 0 [Side_HY] => 0 [Side_HS] => 0 [Side_NE] => 0 [Side_HE] => 0 [SourceType] => 2 [Book] => 0 [BArticlePageFrom] => [BArticlePageTo] => [Magazine] => 10 [MPublishDateS] => 0 [MPublishDateM] => 0 [MPublishDateG] => 0 [MYear] => 0 [MNo] => [MSerialNo] => 0 [MArticlePageFrom] => [MArticlePageTo] => [Site] => 0 [ArticleAddrInSite] => [FishWriter] => 18 [WriteDate] => 12/12/2005 0:00:00 [Confirmed] => 1 [SupervisorView] => [Abstract] => [AAbstract] => [EAbstract] => [Editted] => 0 [Degree] => 0 [Mode] => 0 [fldFirstPage] => 0 [fldFPMod] => 0 ) )
ورود به سايت
شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.
شناسه:
کلمه عبور:
درخواست شناسه کاربري
Copyright © 2008 "rasad.ir" All rights reserved