Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to موسسه آینده روشن
 
 

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

لینک Rss مطالب

مقاله


Y يهود

Y صهوينيسم

= اسرائيل

» جستجو
» جستجو پيشرفته
» بازگشت
<< پایان < قبل 1 بعد > پایان >>
نمایش # نتایج 1 - 1 از 1
تسلط صهيونيسم بر رسانه هاي خبري جهان (1)
New Page 1

تسلط صهيونيسم بر رسانه هاي خبري جهان (1)
 

نويسنده: مهدي عليخاني*
 

چکيده:

پس از بررسي تسلط صهيونيسم جهاني بر سينما (تحت پروسه امپرياليسم رسانه اي) در بخش گذشته، در اين بخش به ادامه اين پروسه و مشخصاً تسلط صهيونيسم بر رسانه هاي خبري در جهان پرداخته مي شود. آغاز موج تسلط صهيونيسم بر رسانه هاي خبري جهان مقارن با پايان جنگ جهاني دوم و تأسيس رژيم اسرائيل در سرزمين هاي اشغالي فلسطين بود و اين موج در دهه پاياني قرن بيستم شدت گرفت و با گسترش تکنولوژي ماهوارها، حيطه نفوذ آن نيز بسرعت گسترش يافت. نگارنده در اين مقاله رسانه هاي خبري تحت سيطره صهيونيسم را در دو فاز داخلي و بين المللي مورد بررسي قرار مي دهد.

پس از بررسي تسلط صهيونيسم جهاني بر سينما (تحت پروسه امپرياليسم رسانه اي) در بخش گذشته، در اين بخش به ادامه اين پروسه و مشخصاً تسلط صهيونيسم بر رسانه هاي خبري در جهان پرداخته مي شود.

همانطوري که قبلاً نيز اشاره شد، اين پروسه عظيم که پايه هاي آن در کنفرانس بال سوئيس در سال 1897 بنا نهاده شد، شامل مراحل نفوذ، تسخير و کنترل مي باشد که نهايتاً و در کنار ديگر فازهاي امپرياليسم نو يا امپرياليسم رسانه اي، چترهايي شيشه اي را بر سر مخاطبين در کلوني*هايي با مرزهاي شيشه اي کشيده و آنچه را که مي خواهند بطور گزينشي و همراه با تحريف در اختيار مخاطب قرار مي دهند.

به ديگر دست، محدوده تحت نفوذ اين نوع از امپرياليسم را مي توان به مصداق (گلخانه اي شيشه اي) در نظر گرفت که در آن انسان ها همانند گلها و گياهان در شرايط کنترل شده و غير واقعي از آنچه درخارج برقرار است نگهداري مي شوند و ادامه حيات آنها شديداً متأثر از عملکرد گردانندگان اين محدوده است.

آغاز موج تسلط صهيونيسم بر رسانه هاي خبري جهان مقارن با پايان جنگ جهاني دوم و تأسيس رژيم اسرائيل در سرزمين هاي اشغالي فلسطين بود و اين موج در دهه پاياني قرن بيستم شدت گرفت و با گسترش تکنولوژي ماهوارها، حيطه نفوذ آن نيز بسرعت گسترش يافت.

با توجه به اين مقدمه، نگارنده رسانه هاي خبري تحت سيطره صهيونيسم را در دو فاز داخلي و بين المللي مورد بررسي قرار مي دهد.

 

الف) رسانه هاي خبري در درون اسرائيل:

رسانه‌هاي خبري در رژيم صهيونيستي به مانند ساير نهادهاي صهيونيستي يک هدف عمده را دنبال مي‌کنند و آن دفاع از موجوديت حکومت يهودي (موردنظر صهيونيست ها) و تقويت پايه‌هاي آن است. اين رسانه‌ها ابزار تحقق حاکميت مطلق عبري‌ها بر فلسطين هستند و براي رهبران رژيم صهيونيستي از اهميت زيادي برخوردارند.

رسانه‌هاي گروهي در رژيم صهيونيستي از آزادي‌هاي خاص خود برخوردار هستند و مي‌توانند دولت را نقد کنند، اما اين ظاهر قضيه است و در باطن، سانسور بسيار شديدي بر آن اعمال مي‌شود که يکي از علل عمده آن انتفاضه مردم فلسطين و ضربات سنگيني است که اين قيام مردمي بر پيکره رژيم اشغالگر قدس (خصوصاً از سال 2002 به بعد) وارد کرده است.

از آغاز پيدايش اين رژيم پنج جنگ ميان اعراب و اسرائيل در گرفته است. در تمام اين جنگ ها اسرائيل کوشيد خود را از لحاظ امنيتي، نظامي و رواني موفق و پيروز نشان دهد. لذا از همان زمان سانسور بسيار شديدي بر مطبوعات، راديو، تلويزيون و ساير رسانه‌هاي ارتباطي اعمال شد تا اخبار جنگ فقط به نفع مصالح اين رژيم منتشر شده، حقايق به شکلي وارونه به افکار عمومي عرضه گردد.

ريشه اين سانسور را مي‌توان در قوانين دوران قيموميت انگليس در فلسطين به ويژه قانون مطبوعات در سال 1933 و قانون دفاع در شرايط فوق العاده در سال 1946 بخوبي يافت.

اين قوانين به وزارت کشور اختيار مي‌دهد تا در صورت بروز هر گونه مورد خلاف امنيت ملي، روزنامه‌ها را تعطيل کند.

بطورکلي، اين قوانين بر سه اصل استواراست:

1- لزوم تاييد وزير کشور براي صدور نشريات

2- نظارت وزارت کشور بر رسانه هاي خبري و اختيارات ويژه اين وزارتخانه براي بستن يک روزنامه يا نشريه

3- لزوم جلب موافقت بخش سانسور، توسط هر نشريه، پيش از انتشار آن نشريه

بنابراين قانون سيستم دفاع در شرايط فوق العاده مصوب سال 1945، مي گويد: بر سانسورچي فرض است که از انتشار هر گونه مطلبي که مخل امنيت عمومي و سلامت جامعه باشد، جلوگيري کرده، صادرات و واردات تمام نشريات را کنترل و در صورت احساس خطر از آن جلوگيري نمايد!

اين در حالي است که در رژيم صهيونيستي تفاوت فاحشي ميان روزنامه‌هاي عربي يا محل صدور آن، که در قدس يا سرزمين‌هاي اشغالي مي‌باشد، وجود دارد و هر روزنامه يا نشريه بنابر مليت و نژاد صاحبانش از امتيازات خاصي برخوردار است.

قوانين اسرائيل که ريشه در قوانين انگليس دارد براي مطبوعات عبري آن طور که بايد و شايد اجرا نمي‌شود، اما با اين وجود نظاميان در امر سانسور رسانه ها آشکارا دخالت مي‌کنند.

از ميان مهم‌ترين بندهاي اين قانون مي‌توان به اين مورد اشاره نمود:

1- همکاري کامل ميان ارتش و رسانه ها براي جلوگيري از انتشار اخبار امنيتي که مغاير با مصالح اسرائيل است.

2- عدم سانسور اخبار سياسي، جز در موارد خاص.

3- تشکيل کميته‌اي از نماينده ارتش، نماينده رسانه ها و يک کارمند رسمي که از سوي دولت براي نظارت بر امر سانسور انتخاب مي‌شود.

4- اين کميته وظيفه دارد در اختلافات ميان رسانه ها و بخش سانسو نظامي در مدت 24 ساعت داوري کند.

5- اين کميته مي‌تواند تمام مطبوعات، نشريات و رسانه‌هاي گروهي ديداري و شنيداري و خبرنگاران خارجي در اسرائيل را تحت کنترل قرار دهد.

6- براساس قانون، مطبوعات مي‌توانند در صورت بروز مشکل به دادگستري شکايت کنند.

اما جالب اينکه، سانسور فقط از جانب نظاميان نيست بلکه سازمان هاي امنيتي نيز در اين امر دخيل هستند.

مرکز اصلي سانسور نظامي در اسرائيل در تل آويو و قدس قراردارد که 24 ساعته فعال هستند.

تعداد اين مراکز هر روز در حال افزايش و دامنه فعاليتشان در حال گسترش است واين نظارت، خبرنگاران خارجي را هم در بر مي گيرد.

(شايان ذکر است، بخش سانسور نظامي زير نظر يک سرتيپ، که از سوي رئيس اداره اطلاعات ارتش انتخاب مي‌شود، قرار دارد.)

قانون سانسور نظامي طي سال‌هاي گذشته بارها تغيير کرده است و بندهاي آن از 16 ماده در سال 48 به 68 ماده در سال 1966 افزايش يافت .

در حاليکه اکنون فقط 10 بند دارد که اکثر آن مربوط به امنيت کشور است ،اين قانون بنابر شرايط هر دوره مي‌تواند تغيير يابد.

ازديگر مسائلي که بايد در رسانه ها رعايت شود و جزء خطوط قرمز تلقي مي شوند، عبارتند از:

- موضوع سلاح‌هاي هسته‌اي و ميزان آن

- صنايع نظامي و هزينه‌هاي آن

- اسناد و مذاکرات سري در سياسيت خارجي

- عمليات سري سازمان‌هاي امنيتي واساس شرکت کنندگان در اين عمليات و پايگاههاي نظامي

- اطلاعات طبقه بندي شده ارتش

- مذاکرات و تصميمات اتخاذ شده از سوي شوراي کوچک وزيران درباره مسائل امنيتي و هر مطلب يا موضوعي که انتشار آن موجب اخلال در امنيت کشور شود.

در سال 1980 ارتش اسرائيل شيوه جديدي را براي کنترل دقيق اطلاعات نظامي و امنيتي و طبقه بندي شده ابداع کرد. در اين شيوه که پس از پيمان (کمپ ديويد) به مرحله اجرا درآمد، نماينده ارتش مي‌تواند به روزنامه نگاران لقب خبرنگار نظامي اعطا کند يا مانع از ادامه کار يک خبرنگار شود!

به همين دليل در اسرائيل نوعي تناقض و دوگانگي در امر تبليغات و اطلاع رساني وجود دارد يعني از يک سو به خبرنگاران و روزنامه‌نگاران آزادي داده مي‌شود و از سوي ديگر اعمال آنان به شدت تحت کنترل قرار مي گيرد و قانون سانسور بر مطبوعات و رسانه‌هاي گروهي بر آنها اعمال مي گردد؛ امري که باعث شده خبرنگاران و روزنامه نگاران به آلت دست سران تل آويو تبديل شوند.

در اين راستا به برخي از مهمترين رسانه هاي خبري در داخل اسرائل اشاره مي شود:

در رژيم صهيونيستي دهها رسانه خبري از قبيل: روزنامه، هفته‌نامه و ماهنامه به زبان هاي عبري، روسي، عربي، انگليسي، فرانسوي و ... چاپ و منتشر مي‌شود.

اما مهم‌ترين روزنامه‌هاي عبري زبان عبارتند از: (يديعوت آحرونوت)، (معاريو) و (هاآرتس).

در کنار آن روزنامه هايي چون (يتدنئمان)، (هموديع) و (هاتسوفيه) وجود دارد که به جريان‌ها و جناح‌هاي سياسي مختلف وابسته هستند.

1- هاآرتس (کشور):

از قديمي ترين رسانه هاي خبري اسرائيل (هاآرتص) يا کشور را مي توان نام برد، که تاريخ انتشار آن به سال 1918 بازمي گردد.

هاآرتص، از نظر حرفه‌اي از سطح بسيار بالايي برخوردار است اما شمارگان آن در روزهاي عادي 50 هزار و در روزهاي جمعه و اعياد 75 هزار نسخه مي‌باشد!

اين روزنامه از موقعيت تبليغاتي بالايي در ميان مردم به ويژه کارمندان ارشد دولت، بازرگانان، فرهنگيان، دانشگاهيان، سياستمداران و نظاميان برخوردار است و از لحاظ جناحي گرايش‌هاي چپ گرايانه ليبرالي دارد. به همين دليل همواره خواهان خصوصي سازي اقتصادي و جدايي دين از سياست مي‌باشد.

مهم‌ترين کارشناسان و مفسران اين روزنامه نيز عبارتند از:

زئيف شيف (کارشناس مسائل استراتژيک)، عاموس هارئيل (مفسر امور نظامي)، آلوف بن (مفسر مسائل سياسي) و تسفي بارئيل (مفسر امور عربي).

لازم به ذکر است اين روزنامه نشرياتي اقماري نيز منتشر مي‌کند که ازآن جمله مي‌توان به (هعير تل آويو)، (کول هعير قدس)، (کان داروم جنوب)و (تسوميت هشارون) اشاره نمود.

2- روزنامه يديعوت آحرونوت (آخرين اخبار)

اين روزنامه در سال 1939 توسط (کوماروف) از سرمايه داران مشهور يهود تاسيس شد. يديعوت اولين روزنامه عصر در فلسطين اشغالي به شمار مي رود.

(آخرين اخبار)، روزنامه‌اي است رنگي و بسيار ساده از نظر نگارش که شمارگان آن 350 هزار نسخه در روزهاي عادي و 600 هزار نسخه در روزهاي جمعه و اعياد مي‌باشد.

اين روزنامه تمايلاتي راست گرايانه و تجاري دارد و بصورت رنگي عرضه مي‌شود.

مهم‌ترين مفسران اين روزنامه نيزعبارتند از:

آلکس ويشمن (مفسر نظامي)، ناحوم برنياع (مفسر سياسي) و روني شيکيد (مفسر امور فلسطين).

3- روزنامه معاريو (بعدازظهر ـ عصر به خير)

اين روزنامه در ژوئيه سال 1948 و به همت تعداد زيادي از نويسندگان و مفسران مستعفي روزنامه يديعوت آحرونوت که بيش از مساله سود مادي، حرفه روزنامه نگاري برايشان مهم بود، تاسيس شد!

اين روزنامه از نظر گرايش بيشتر به هاآرتس شبيه است، اما تمام طيف‌ها و جريان‌هاي سياسي را پوشش مي‌دهد.

شمارگان اين روزنامه در روزهاي عادي 150 هزار و در روزهاي جمعه و اعياد 250 هزار نسخه است.

مهم‌ترين مفسران معاريو عبارتند از:

بن کاسبيت (مفسر مسائل سياسي داخلي)، حامي شليف (مفسر سياسي و نظرسنجي‌ها) و عوديد گرانوت (مفسر امور عربي).

شايان ذکر است، رژيم صهيونيستي همواره اهميت زيادي براي رسانه‌هاي گروهي اسرائيلي بوده و هست، چرا که همانطور که در ابتدا ذکر شد، اين رسانه‌ها نقشي کليدي و حساسي در سيطره بر افکار عمومي و پردازش آن و همچنين جنگ رواني بر ضد اعراب و مسلمانان ايفا مي‌کنند. در اسرائيل افراد و گروههاي زيادي دست اندرکار امر تبليغات ديداري، شنيداري و خواندني هستند اما هدف تمام آنها يکي است و آن تسلط بر انديشه اعراب و نشان دادن برتري رژيم صهيونيستي و انديشه صهيونيسم مي‌باشد. يکي از شگردهاي اين دسته از مبلغان صهيونيست، جلب اعتماد افکار عمومي جهان عرب است که بدين منظور در ابتدا حقايق را آن گونه که هست منتقل مي ‌کنند اما پس از مدتي وقتي به اصطلاح اعتماد مخاطبان را جلب کردند آرام آرام عقايد و انديشه‌هاي واهي خود را به مخاطبان تزريق و حقيقت را تحريف مي ‌کنند.

لذا رژيم صهيونيستي (به ويژه نخست وزير)، هر هفته با سردبيران بخش‌هاي مختلف خبري در شبکه‌هاي تلويزيوني اسرائيل و خبرنگاران و مفسران بخش‌هاي نظامي اين شبکه‌ها با تشکيل جلسات هفتگي، درباره ارائه بهترين راهکارها به منظور تحقق اهداف رژيم صهيونيستي به بحث و تبادل نظر مي پردازد.

جالب آنکه، رسانه هاي عربي در اراضي سال 1948 تحت نظارت کميته روزنامه نگاران و ستاد مشترک ارتش اسرائيل قرار دارند، اما از نظر عملي تحت نظارت کامل مقامات نظامي و غيرنظامي رژيم صهيونيستي هستند و سياست‌هاي مورد نظر دولت تل آويو در مورد آنها اجرا مي ‌شود.

اين سياست بخشي لاينفک از سياست‌ها و خط مشي کلي رژيم صهيونيستي بشمار مي رود و بالطبع آنچه که از مطبوعات عربي مي خواهد نيز در همين راستا قرار دارد.

بنابراين سانسور گسترده اي بر رسانه هاي فلسطيني، از سوي هيات حاکمه يهودي اسرائيل بر اعمال مي‌شود.

لازم به ذکر است از سال 1948 تا سال 1988 برخي شخصيت‌هاي عرب که در دستگاه‌هاي دولتي نفوذي داشتند در خدمت احزاب يهودي ليبرال يا احزابي چون (ماپاي)، (کار)، (ميکي) و حزب کمونيست بودند، اما پس از سال 1988 با تغيير شرايط بين المللي و منطقه‌اي، اندکي اوضاع تغيير کرد و اعراب توانستند ليست‌هايي مستقل براي شرکت در انتخابات تشکيل دهند، البته اين امر ظاهري بود و پس از مدتي قوانين سختي بر امور تبليغاتي و اطلاع رساني فلسطيني‌ها وضع شد.

يکي از بهترين نمونه‌ها در اين زمينه لغو مصونيت از چند تن از نمايندگان کنيست از جمله "د. عزمي بشاره" بود که سروصداي زيادي را در محافل مختلف عربي و منطقه‌اي براه انداخت.

از سوي ديگر صهيونيست‌ها قانوني وضع کردند که بر اساس آن هر عربي که از گروههاي جهادي دفاع کرده و به نفع آنان سخن بگويد، حق شرکت در انتخابات و نامزد شدن در آن را ندارد (که با توجه به پيروزي حماس در انتخابات اخير، رژيم صهيونيستي بر اساس همين قانون با نخست وزيري اعضاي حماس مخالف است.)

از ديگر نمونه‌هاي بارز اين تبعيض مخالفت با صدور يک ماهنامه عبري زبان از سوي صهيونيست‌ها بود. اين ماهنامه قرار بود توسط (سليمان شکور) يکي از روزنامه نگاران فلسطني افتتاح شود که صهيونيست‌ها از اين امر سخت به وحشت افتاده و به دلايل مختلف مانع از انتشار آن شدند.

ادامه دارد

 

*کارشناس و پژوهشگر مسائل سياسي - alikhani_iri@yahoo.com

** توضيح:

کلوني (colony)، به مستعمراتي اطلاق مي گردد که امپرياليسم در براي مقاصد استعماري خويش در سرزمين هاي ديگر تحت نفوذ و اشغال خود قرار مي دهد .

/var/www/vhosts/rasad.ir/httpdocs/farsi/ArticleFish/Articles/1129.htm
Array
(
    [0] => stdClass Object
        (
            [ArticleFishId] => 1168
            [SerialNo] => 1129
            [MTitle] => تسلط صهيونيسم بر رسانه هاي خبري جهان (1)
            [FTitle] => 
            [AMTitle] => 
            [AFTitle] => 
            [EMTitle] => 
            [EFTitle] => 
            [ALanguage] => 1
            [TLanguage] => 0
            [ADateS] => 0
            [ADateM] => 0
            [ADateG] => 0
            [Side_NY] => 0
            [Side_NS] => 1
            [Side_B] => 0
            [Side_HY] => 0
            [Side_HS] => 0
            [Side_NE] => 0
            [Side_HE] => 0
            [SourceType] => 3
            [Book] => 0
            [BArticlePageFrom] =>           
            [BArticlePageTo] =>           
            [Magazine] => 0
            [MPublishDateS] => 0
            [MPublishDateM] => 0
            [MPublishDateG] => 0
            [MYear] => 0
            [MNo] => 
            [MSerialNo] => 0
            [MArticlePageFrom] =>           
            [MArticlePageTo] =>           
            [Site] => 15
            [ArticleAddrInSite] => 
            [FishWriter] => 37
            [WriteDate] => 8/27/2006 0:00:00
            [Confirmed] => 1
            [SupervisorView] => 
            [Abstract] => 
            [AAbstract] => 
            [EAbstract] => 
            [Editted] => 1
            [Degree] => 0
            [Mode] => 0
            [fldFirstPage] => 0
            [fldFPMod] => 0
        )

)

ورود

ورود به سايت

ورود به سايت


شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.

شناسه:

کلمه عبور:


درخواست شناسه کاربري

 
No Image