Y يهود
Y صهوينيسم
= اسرائيل
نويسنده: جاستين ريموندو آنچه اسراييل و نيروهايش امروز درگير آن هستند نه تنها يک جنگ گرم، بلکه يک جنگ تبليغاتي است. حتي اگر امکان صرفنظر و اغماض از تلفات غيرنظاميان لبناني، تخريب تأسيسات زيربنايي و حتي بمباران يک ايستگاه تلوزيوني متعلق به مسيحيان ضد حزب الله نيز وجود داشته باشد، شکي نيست که تبليغاتچيهاي رژيم صهيونيستي جز توجيه و قانونمند جلوه دادن اين جنگ راهي ندارند. در واقع نکته اصلي اينجا است که تلاش ميشود جريان جنگ و درگيري به گونهاي به تصوير کشيده شود که در آن رژيم صهيونيستي به عنوان چهرهاي که با اکراه و بيميلي درگير جنگ شده است، بزرگنمايي شود. اين ترفند در آمريکا چندان پيچيده نيست: رسانه ها همواره به لابي قدرتمند اسراييلي توجه دارند و به همين خاطر از ارايه تصاوير و انعکاس مطالبي که چهره به ظاهر موجّه دولت يهود را مخدوش يا آسيبي به اين غول ضدعرب و ضد اسلام وارد کند، شديد خودداري ميکنند. حتّا در حوزه هاي قابل بحث اگر کارشناس يا متخصصي براي مشاوره وجود داشته باشد، غالباً اسراييلي است و اين به اصطلاح کارشناسان اسراييلي را معمولاً سياسي و وابسته به دولت لبنان معرفي ميکنند. به هر ترتيب آنچه قابل توجه و در خور تأمل به نظر ميرسد اين است که در انعکاس رسانهاي جنگ ماه جاري هيچ گاه به توازن طرفين درگير اشارهاي نميشود. به تعبير ديگر عملکرد و انعکاس رسانهاي هميشه و در همه حال در حمايت از رژيم صهيونيستي صورت ميگيرد و اوج آزادي عمل رسانهاي آنها در حدّي است که به منتقد شناخته شده و معروفي مانند بوچانان نيز اجازه ابراز نظر داده ميشود که اين نيز نکتهاي در خور تأمل است. از اين رو ميتوان گفت که دولت آمريکا هرگاه در جايگاه رهبري رژيم صهيونيستي قرار ميگيرد از آزادي عمل بيشتري برخوردار است. دولت آمريکا هرگاه صلاح بداند از تعقيب منافع رژيم صهيونيستي دست برميدارد و به منافع خود ميپردازد و تمام اين اقدامات را با استفاده از عدم آگاهي اغلب مردم از ماهيت روابط خاص ، ژئوپلتيک و پيامدهاي مالي ناشي از آن انجام ميدهد. از نمونههاي بارزي که ميتوان به آن اشاره کرد اين است که اغلب مردم نميدانند که رژيم صهيونيستي رقم هنگفتي بالغ بر سه ميليارد دلار در سال به عنوان کمک خارجي از آمريکا دريافت ميکند. از اين گذشته آمريکا 20 درصد از يارانه مورد نياز ارتش رژيم صهيونيستي را نيز تأمين ميکند. به همين خاطر در بعد رسانهاي هر خبري که به نوعي هويت و عملکرد رژيم صهيونيستي را زير سؤال ببرد، تحريف و يا به طور کامل از آن صرفنظر ميشود. اين ويژگي و عملکرد رسانه اي در اروپا جلوهي متفاوتي دارد: تصوير و انعکاس عملکرد هر ظالم و جنايتکاري از طريق رسانههاي جمعي منعکس ميشود و مردم به همين خاطر از هويت و ماهيت دولت رژيم صهيونيستي اطلاع نسبتاً بيشتري دارند. به هر ترتيب بايد توجه داشت که رژيم صهيونيستي در اقدام اخير خود ضمن حمله به ملّت لبنان، بعضي از جوامع معاند با جنبش حزبالله را نيز مورد تهاجم قرار داده است (مثل تشکلهاي مسيحي) و حتّا استحکامات ارتش لبنان را نيز بمباران کرده و سعي در از کار انداختن ابزار رسانهاي لبنان داشته است. با نگاهي اجمالي ميتوان تمام اين اقدامات را با عملکرد صدام حسين در حمله به کويت مقايسه کرد. البته انجام چنين اقداماتي از سوي رژيم صهيونيستي بديهي است و تعجبي ندارد، امّا جالب اينجا است که آمريکا هيچگاه در اين زمينه هيچگونه انتقادي از رژيم صهيونيستي نکرده است. چرا که جورج بوش بيش از هر اسراييلي طرفدار اسراييل است و حمايتش از تهاجم ظالمانه اين رژيم صهيونيستي کاملاً جانبدارانه و جهت دار بوده است. به همين دليل ميتوان گفت که آمريکا با حمايت از اقدامات ظالمانه و غيرقانوني رژيم صهيونيستي عملاً به واکنشهاي منفي عليه ظلم و وحشيگري اسراييل دامن ميزند. علاوه بر دلايل متداول و معمولي، شايد بتوان گفت که مهمترين دليل و عامل اصلي، ثبات فزايندهاي است که جورج بوش براي مسند رياست جمهورياش تعريف کرده است – وي با جهتگيري شديد و حمايت از رژيم صهيونيستي و سپردن سياست خارجي آمريکا به دست نومحافظهکاران و همچنين حمايت از رژيم صهيونيستي با توسل به جمهوريخواهان صاحب نفوذي نظير مسيحيان پروتستان، تمام تلاش خود را در جهت تثبيت موضع رياست جمهوري خود و مشروعيت بخشيدن به آن بکار گرفته است. امّا در عين حال تمام شخصيتهاي کاخ سفيد که به پايان دور دوم حضور خود در کابينه نزديک ميشوند، بطور مشترک دچار نگرانيهايي شده اند: همه آنها دوست دارند اطمينان حاصل کنند که نام آنها به عنوان يک شکست خورده وارد کتب تاريخ نخواهند شد. امّا آنچه رييس جمهور آمريکا بعنوان رييس اجرايي دولت در آن سرمايهگذاري کرده است نه ورود به راهي ساده بلکه شنا بر خلاف جهت امواج است. وي اميدوار است تاريخ، حقانيت و مشروعيت ادعاها و تفکرات او را ثابت کند و هم اکنون که دوران حاکميت او رو به اتمام است بايد براي جبران از دست دادن موقعيتها شديداً تلاش کند وتاريخ و ابعاد آن را تا جاي ممکن به نفع خود رقم بزند. چون هيچگاه موقعيتهاي از دست رفتهاش تکرار نخواهند شد. تهاجم اسراييل به خاك لبنان نيز يكي از همين فرصتها است كه سردمداران آمريكا همواره بدنبال استفاده از آن بودهاند. نكته حيرت انگيز در اين تهاجم وحشيانه، واكنش آمريكا نسبت به عملكرد تلآويو و در واقع حمايت آشكار از اين اقدام نيست بلكه اين است كه آمريكا و ايادياش بسرعت و بدون فوت وقت از اين فرصت استفاده كرده و عليه تهران و دمشق موضع جديد و خصمانهتري اتخاذ كردهاند و در خيال خام خود سوداي كشاندن بحران به اين دو كشور و حتّي تعميم اختلافات فرقهاي (نظير آنچه در عراق ظهور كرد) در آنها را در سر ميپرورانند. چرا كه جورج بوش به هيچ وجه مايل نيست بعنوان يك «جورج» بينام و نشان به تاريخ بپوندد. او سوداي تبديل شدن به «جورج فاتح» را دارد و ميكوشد از خود شخصيتي به نمايش بگذارد كه در طول دوران صدارتش كارشناسان، رسانهها و مردم آمريكا را به چالش طلبيده و علاوه بر عراق، آزادي را در تمام منطقه خاورميانه به ارمغان آورده است. امّا بر كسي پوشيده نيست كه جورج بوش تمام ويژگيهاي ناميمون و شوم يك فرد را يكجا در خود دارد. او رييس جمهوري است كه در سخنراني افتتاحيه اخيرش، داعيه پايان بخشيدن به ظلم و استبداد در جهان را داشت. اين بزرگ نمايي تفكّرات و خط مشي در واقع ناشي از خود بزرگبيني اوست و خطر ناشي از جاه طلبي و زياده خواهيهاي او آنقدر محسوس و زياد است كه بر كسي پوشيده نيست. همگام با اين تفكر و خط مشي امپرياليسم و جاهطبانه جورج بوش، رژيم صهيونيستي نيز با اقدامات اخيرش در حال ضربه زدن به مشروعيت «حريري» - وي کسي بود كه بيروت را پس از آخرين تهاجم اسراييل بازسازي و ترميم كرد – و قطعاً اين روند تا زمان تصميم گيري اربابان آمريكايي دولت رژيم صهيونيستي ادامه خواهد يافت. البته در باب روابط «خاص» موجود بين واشنگتن و تلآويو هيچكس با صراحت نميتواند بگويد كه كداميك «برده» و كدام «ارباب» است. امّا تباني و همفكري اين ارباب و برده، سناريوي اين جنگ و اشغالگري را از پيش طراحي كرده است. چون اگر روند اشغالگري رژيم صهيونيستي ادامه بيابد و به اشغال منطقه حايل در لبنان بيانجامد، آنگاه تشكيل و وساطت هر نيروي بينالمللي حافظ صلح براي نظارت و ميانجيگري مستلزم صرف روزها و ماههاي زيادي است و در چنين شرايطي اسراييل وقت كافي براي ادامه عمليات جنايتكارانهاش دارد و حتّا ممكن است بتواند به دروازههاي بيروت نيز برسد. امّا اين جريانات به هر شكلي كه به اتمام برسد، حاوي يك پيام قطعي و آشكار خواهد بود و آن اينكه سناريوي اين جنايات و خونريزيها از پيش نوشته شده است.
Array ( [0] => stdClass Object ( [ArticleFishId] => 1183 [SerialNo] => 1139 [MTitle] => تلاش آمريکا و اسراييل براي مشروع جلوه دادن جنگ و جنايت [FTitle] => [AMTitle] => [AFTitle] => [EMTitle] => [EFTitle] => [ALanguage] => 1 [TLanguage] => 0 [ADateS] => 0 [ADateM] => 0 [ADateG] => 0 [Side_NY] => 0 [Side_NS] => 1 [Side_B] => 0 [Side_HY] => 0 [Side_HS] => 0 [Side_NE] => 1 [Side_HE] => 0 [SourceType] => 3 [Book] => 0 [BArticlePageFrom] => [BArticlePageTo] => [Magazine] => 0 [MPublishDateS] => 0 [MPublishDateM] => 0 [MPublishDateG] => 0 [MYear] => 0 [MNo] => [MSerialNo] => 0 [MArticlePageFrom] => [MArticlePageTo] => [Site] => 115 [ArticleAddrInSite] => [FishWriter] => 37 [WriteDate] => 11/5/2006 0:00:00 [Confirmed] => 1 [SupervisorView] => [Abstract] => [AAbstract] => [EAbstract] => [Editted] => 1 [Degree] => 0 [Mode] => 0 [fldFirstPage] => 0 [fldFPMod] => 0 ) )
ورود به سايت
شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.
شناسه:
کلمه عبور:
درخواست شناسه کاربري
Copyright © 2008 "rasad.ir" All rights reserved