Y يهود
Y صهوينيسم
= اسرائيل
نويسنده: عبدالوهاب زيتون
هر کس به بررسي سياست هاي کاخ سفيد در طول دهه هاي مديد، به ويژه از زمان روي کار آمدن ويلسون در دوره جنگ اول جهاني و بعد از آن در زمان ديگر دولت هاي آمريکايي ـ صرف نظر از گرايش شان به حزب جمهوري خواه و يا دموکرات ـ نگاهي بياندازد، به اين نتيجه واضح و مبرهن مي رسد که سياست آمريکا در گرو ديدگاه هاي سازمان جهاني صهيونيسم است.
اگرچه ايالات متحده بعد از جنگ اول جهاني، در راستاي تلفيق منافع راهبردي خود که مبتني بر کنترل مناطق استراتژيک، منابع نفت و جايگزين استعمار قديم شدن بود، با منافع سازمان جهاني صهيونيسم که هدف اصلي اش تشکيل يک رژيم يهودي در فلسطين بود، مي کوشيد ؛ ولي در دوره پس از جنگ سرد و فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در دهه پاياني قرن بيستم تا به امروز، تحقق منافع سازمان جهاني صهيونيسم و دولت عبري را در راس برنامه هاي خود قرار داده است.
امروز کاخ سفيد تنها از دريچه سازمان هاي صاحب نفوذ صهيونيستي به منافع خود مي نگرد و در اين راه از امنيت ملي، منافع و حقوق ملت آمريکا نيز مايه مي گذارد، ملتي که به خاطر ماليات هاي کمرشکني که کاخ سفيد به نفع رژيم صهيونيستي و جنگ هاي اين رژيم دريافت مي کند، به داد آمده است ... امروز ايالات متحده آمريکا، ارتش و خون فرزندان خود را در جنگ هايي فدا مي کند که تنها به نفع سازمان جهاني صهيونيسم و رژيم اشغالگر قدس است که نمود اين مسئله را مي توانيم در جنگ سه ساله عراق بيابيم ؛ جنگي که ممکن است، ادامه يابد و آتش آن ديگر کشورهاي دور و نزديک را نيز به خود بکشد که تمامي اينها به خاطر خدمت به سازمان هاي صهيونيستي، پروژه هاي توراتي شان و طرح خاورميانه جديدشان صورت مي گيرد.
دولت هاي مختلفي که در آمريکا بر سر کار آمدند، در خود جماعت هاي صاحب نفوذ صهيونيست را جاي مي دادند که در تمامي سازمان ها و نهادهاي وابسته به دولت، اقتصاد و امور نظامي آمريکا حضور داشتند و در پست هاي کليدي و حساس آن فعاليت مي کردند. برخي از اين جماعت هاي صاحب نفوذ يهودي در مراکز تصميم گيري در کاخ سفيد فعاليت مي کردند و يا حداقل در پست هايي مشغول کار بودند که بر صاحبان سلطه و تصميم گيري در آمريکا تاثير داشتند ... اين امر به جايي رسيد که به نظر بسياري از پژوهشگران در دنيا، رژيم صهيونيستي به قدرت و دولتي بزرگ و موثر در رخدادهاي عالم بدل شد ؛ دولت بزرگي که در برخورداري از حق وتو با آمريکا شريک است و آمريکا نيز از اين حق تنها به نفع اين رژيم و جنگ هايش استفاده مي کند.
اگر چه ما در دوره بعد از جنگ سرد، به دنبال فروپاشي بلوک شرق و باز شدن عرصه مناسب براي ظهور آمريکا به عنوان يک قدرت ياغي، شاهد حاکميت و سلطه شبه مطلق آمريکا بر عرصه جهاني هستيم؛ ولي به دنبال نفوذ سازمان جهاني صهيونيسم در امور اقتصادي، سياسي، ديني، رسانه اي و هنري ايالات متحده، حضور رو به رشد آمريکا در عرصه جهاني جاي خود را به نفوذ صرف و شبه مطلق صهيونيست ها داد با اين تفاوت که اين نفوذ و سلطه با نام آمريکا صورت مي گرفت ؛ يعني اينکه آمريکا به عنوان کفيل "اسرائيل" و به نفع صهيونيسم بر جهان حکم مي راند.
مسائلي که باعث شد ايالات متحده آمريکا به زير سيطره سازمان صهيونيسم و نفوذ يهودي ها برود و به جايي برسد که ديگر به کشوري بدون استقلال داخلي و اراده سياسي شبيه شود، بسيار است و برخي آنها در ارتباط کامل با هم هستند. اجمالا مي توان گفت که از مهم ترين اين دلايل و مسائل مي توان به نفوذ سازمان يافته لابي صهيونيسم، نئومحافظه کاران، گسترش نقش کليساهايي که تحت نفوذ عناصر و مذاهب يهودي قرار داشتند و چيزي به نام صهيونيسم مسيحي را به وجود آوردند و همچنين وجود يک شبکه گسترده و پيچيده ماسوني آمريکايي اشاره کرد که بر حيات سياسي اين کشور حاکميت داشت و از ميان آنها روساي جمهور و افراد ذي نفوذ و صاحب منصب بيرون مي آمد که پست هاي کليدي را در مراکز حاکميت و تصميم گيري از کاخ سفيد گرفته تا وزارت دفاع، پنتاگون، وزارت اطلاعات، پليس فدرال و خزانه به عهده داشتند.
شمار يهوديان در ايالات متحده آمريکا در زمان الکساندر دوم (1881) از ششصد هزار يهودي تجاوز نمي کرد. بعد از ترور الکساندر و کشف اين مسئله که يهوديان نيز در عمليات ترور نقش داشته اند، موجي از کينه و نفرت نسبت به يهوديان در روسيه و اروپا گسترش يافت که در آن زمان به نام گسترش موج "آنتي سمتيسم" شناخته مي شد و باعث شد که صدها هزار يهودي به آمريکا مهاجرت کنند.
هدف يهودي ها از اين مهاجرت فرار از موج نفرت اروپايي ها و چشم طمعي بود که به تجارت در عالم جديد دوخته بودند. شمار يهوديان در سال 1903 به 4 ميليون نفر رسيد و در حال حاضر شمار آنها به مرز 6 ميليون نفر رسيده است که 3 درصد از جمعيت آمريکا را تشکيل مي دهند. اين در حالي است که يهوديان 14 درصد از کارمندان ادارات مختلف آمريکا، يعني بيش از 4 برابر نسبت جمعيتي آنان در اين کشور را تشکيل مي دهند.
يهوديان به سازمان بندي دقيق، تاکيد بر تشکيل جمعيت ها و انجمن هاي يهودي و حضور به عنوان يک قدرت موثر بر زندگي آمريکايي ها شهرت دارند.
اگر مشارکت عموم شهروندان آمريکايي در انتخابات ـ از مجموع تمامي افراد واجد راي دادن ـ از مرز 50% نگذرد، يهوديان آمريکايي مشارکتي 100 درصد در آمريکا دارند. از ديگر سو، 40 درصد از يهوديان اين کشور يعني در حدود 2.5 ميليون نفر در ايالت نيويورک (پايتخت تجاري و اقتصادي آمريکا) زندگي مي کنند و 12 درصد از افراد واجد شرايط راي دادن در اين ايالت را تشکيل مي دهند که اين مسئله از آنها يک قدرت موثر ساخته است که حساب زيادي بر روي آن باز مي کنند.
بر اساس آمارهايي که در سال 1980، در شماره 15 مجله روسي اکونوميست منتشر شد، يهوديان 20 درصد اساتيد دانشگاه ها، 20 درصد از تعداد وکلا و 10 درصد از مجموع پزشکان اين کشور را تشکيل مي دهند و در حال حاضر امور بانکي، تجاري و بورس را تحت کنترل خود دارند. يهوديان پست هاي محوري را در صنايع سنگين، نفت، فضا و الکترونيک به عهده دارند و شرکت هاي بزرگ نظامي مانند شرکت "لاکهايد ايرکرافت" متخصص در زمينه توليد جنگ افزارها، هواپيماهاي غير نظامي و تجهيزات الکترونيکي، شرکت "جنرال واين افلس" که سفارش هاي پنتاگون در زمينه ساخت موشک هاي قاره پيما و زيردريايي هاي اتمي را اجرا مي کند و شرکت هاي "جنرال موتورز" و "شفرليت" زير نظر آنان و يا با سرمايه مستقيم آنان اداره مي شود.
به علاوه تمامي چيزهايي که ذکر آن رفت، يهوديان سيطره تقريبا کاملي بر رسانه هاي جمعي، تلويزيون، مطبوعات، هنر و سينما داشتند که از جمله اين رسانه ها مي توان به ايستگاه تلويزيوني ABC، CBS، NBS، روزنامه نيويورک تايمز، نيويورک پست و واشنگتن پست اشاره کرد.
يهوديان به خاطر سرمايه عظيم شان و حضور گسترده در حيات اقتصادي، رسانه اي و سياسي آمريکا يک گروه فشار فعال را در عرصه سياسي اين کشور به وجود آوردند که به نام لابي يهودي آمريکا شناخته مي شود.
در فرهنگ نامه هاي انگليسي، واژه "لابي" به گروهي از فعالان اطلاق مي شود که منافع ويژه اي را دارند و کارمندان عادي به ويژه قانونگذاران را براي اتخاذ تصميماتي که در راستاي تحقق منافع شان باشد، تحت فشار قرار دهند.
بر اساس قانوني که در سال 1946، در آمريکا به تصويب رسيد، اين حق به اقشار مختلف در اين کشور داده شد که گروه هاي فشاري را براي تحقق منافع خود تشکيل دهند. يهوديان سازمان "ايپاک" (کميته روابط آمريکا و اسرائيل) را در سال 1959 بنيان نهادند و آن را با نام سازمان "سي کنن" در وزارت دادگستري آمريکا به ثبت رساندند و در آن زمان به نام وکيل يک دولت بيگانه (اسرائيل) شمرده مي شد.
در حال حاضر، ايپاک با شوراي اتحاديه فدرال يهود، کنفرانس بين المللي يهود، سازمان هاي صهيونيستي آمريکايي و سازمان "بناي بريث" (يک سازمان فراماسونري) در راستاي منافع رژيم صهيونيستي فعاليت مي کند.
ايپاک تاکيد بسياري دارد بر اينکه نمايندگانش در تمامي نشست ها و جلسات علني سنا و کنگره شرکت کنند. اين سازمان همچنين توجه بسياري را نيز به ارتباط با تمامي اعضا و کارمندان کنگره، ارائه خدمات به آنها و ايجاد بستري براي سفر آنها به فلسطين اشغالي مبذول مي دارد که هدف از تمامي اين اقدامات، تاثير در اين افراد و سوق دادن آنها به سمت اتخاذ مواضع و وضع قوانيني است که در حمايت مطلق از رژيم صهيونيستي باشد.
تمامي مسائل فوق الذکر باعث شد تا اسحاق رابين ـ هنگامي که سفير رژيم صهيونيستي در آمريکا بود ـ بگويد: "ارتباط ملت و دولت آمريکا با اسرائيل، فراتر از وزن تاثيري اقليت يهودي ساکن اين کشور است." (1)
نفوذ صهيونيست ها در آمريکا تا بدان حدي رسيد که توانايي داشتند تا هر کسي را که در تحقق اهداف سياسي شان مزاحمت ايجاد کند، از ميان بردارند. در همين راستا، ژنرال جرج براون، رئيس ستاد مشترک ارتش آمريکا در کنفرانسي مطبوعاتي که به سال 1974 در دانشگاه ديوک در شهر "داريم" برگزار شد، گفت:
"اسرائيل در جنگ اخير خود در سال 1973 از بيشتر سلاح هاي ذخيره اي که در انبار پايگاه هاي نظامي ناتو وجود داشت، استفاده کرد. لابي يهودي حاضر در کنگره نيز از نفوذ باورنکردني برخوردار است. اسرائيلي ها براي درخواست خريد سلاح به پنتاگون مي آيند و وقتي به آنها مي گوييم که براي اين کار، ابتدا به موافقت کنگره نياز است. بلافاصله پاسخ مي دهند که در مورد کنگره نگران باشيد، اين کار را به ما بسپاريد."
در سال 1984، کنگره آمريکا ـ تحت تاثير لابي صهيونيست ـ با تصويب قانوني، تمامي شروط، قيود و تعرفه هايي را که در مورد تبادل تجاري با رژيم اشغالگر قدس وجود داشت، بر داشت و در سال 1986 نيز قانوني را وضع کرد که بر اساس آن، هر فردي که هزار دلار در سال به صندوق يهوديان آمريکا کمک کند، از ماليات بر درآمد معاف خواهد شد.
کنگره آمريکا در تاريخ 14 اکتبر 2004 ـ تحت تاثير لابي صهيونيسم ـ وزارت خارجه آمريکا را مکلف کرد که هر ساله گزارشي را درباره هر گونه فعاليت و اقدام آنتي سمتيستي که در جهان رخ مي دهد، تهيه کند و بخش خاصي را نيز در اين وزارتخانه به همين کار اختصاص دهد که مسئوليت آن جمع آوري اطلاعات در زمينه افراد، دولت ها و رسانه هايي است که دست به اقدامات آنتي سمتيستي مي زنند.
دولت آمريکا در سال 1991 و بعد از جنگ دوم خليج تحت تاثير لابي يهودي موجود در کنگره، به سازمان ملل فشار آورد تا مصوبه اي که در سال 1975 توسط مجمع عمومي سازمان ملل وضع شده و مبتني بر تساوي ميان صهيونيسم و نژادپرستي بود، لغو کند.
در سال 2005 نيز شوراي امنيت ـ به درخواست و فشار آمريکا ـ با اتخاذ قراري، روز يادبود پديده کذايي هولوکاست را به عنوان روز اعلام همبستگي با جامعه يهود اعلام کند.
در نهم نوامبر سال 2005 شوراي امنيت سازمان ملل متحد تحت فشار دولت آمريکا، قطع نامه شماره 368 خود را صادر کرد که بر اساس آن از کوفي انان، دبير کل سازمان ملل متحد خواسته شده بود تا به هر گونه حالت انزواي "اسرائيل" در نهادهاي بين المللي تابع سازمان ملل پايان بخشد و از حق "اسرائيل" در پيوستن به تمامي گروه ها، سازمان ها و نهادهاي منطقه اي آسيايي به حکم حضورش در دايره جغرافيايي آسيا دفاع کند.
لابي يهودي حاضر در کنگره در واقع عامل تصويب تمامي طرح هايي بود که در کنگره و يا شوراي امنيت به نفع رژيم صهيونيستي به تصويب مي رسيد ؛ شوراي امنيتي که از ظلم در حق عرب ها، زيرپا گذاشتن حقوق شان و محاصره اقتصادي و سياسي شان ابايي نداشته است که از آن جمله مي توان به ماجراي لاکربي و محاصره عراق، قطع نامه 1441 و محاصره عراق، قطع نامه هاي 1559 و 1595 مبني بر مجازات سوريه و قطع نامه 1636 و 1646 در مورد کميته تحقيق در زمينه ترور رفيق الحريري اشاره کرد که نمونه آن نيز کم نيستند.
شايان ذکر است که امنيت و منافع رژيم صهيونيستي بيش از منافع و امنيت آمريکا براي لابي يهودي اهميت دارد که نمونه آن را مي توان در عمليات جاسوسي که يهوديان آمريکايي به نفع رژيم اشغالگر قدس انجام مي دادند، ملاحظه کرد که از مهم ترين موارد مي توان به ماجراي جاسوسي به نام "جاناتان بولارد"، رسوايي "مونيکا لوينسکي" و ماجراي "لري فرانکلين" اشاره کرد که يکي از معاونان وزارت دفاع آمريکا بود و براي رژيم صهيونيستي جاسوسي مي کرد. (2)
گزافه نيست اگر بگوييم: هيچ مسيحي در اروپا و آمريکا وجود ندارد که در سر کلاس هاي درس و در کليسا، اين آموزه را فرانگرفته باشد که مي گويد:
"يهوديان ملت برگزينده خدا هستند. سرزمين کنعان (فلسطين) سرزميني است که خدا به آنها وعده اش را داده است و ايمان مسيحي تنها با حمايت از ملت يهود کامل مي گردد. مسيح به زمين باز نخواهد گشت، مگر ملت برگزيده خدا به سرزمين شان باز گردند."
اين مذاهب يهودي که در کليساهاي اروپا، به ويژه در ميان پروتستان ها رايج بودند، باعث فرمانبري هاي کورکورانه به نفع يهوديان صهيونيسم شد. از جمله مذاهبي که در ميان مسيحيان غربي، به ويژه در ايالات متحده گسترش يافت، مي توان از "شاهدان يهوه"، ادونتيست ها، قدرگراها و ادونيست هاي روز هفتم ياد کرد. به دنبال رواج مذاهب مذکور، مسيحيان ديگر خود را ملزم به تمامي مسائل موجود در هر دو قسمت کتاب مقدس يعني عهد قديم (تورات) و عهد جديد (انجيل) مي دانستند.
رادفورد آمريکايي يکي از بنيانگذاران مکتب "شاهدان يهوه" و از اعضاي انجمن فراگيران تورات در بروکلن، در صفحه 196 کتاب "دولت" خود مي نويسد:
"به گفته حضرت مسيح، يهوديان در آخرالزمان در سرزمين خود جمع خواهند شد. مجددا ميهن خود را در فلسطين، سرزمين ابراهيم بنا خواهند کرد. تنها راه حاکميت الهي بر روي زمين، بازگشت ملت برگزيده خداوند به سرزمين خودشان است."
علاوه بر اينها، گروهي از داعيان "صهيونيسم مسيحي" وجود دارند که نام "اکثريت اخلاقي" را براي خود انتخاب کرده اند. يکي از برجسته ترين رهبران امروز اين گروه، گري فالويل کشيش است که يکي از استادان معنوي جرج بوش و مسئول کليساي باپتيست "توماس رود" ايالت ويرجينيا به شمار مي رود، وي در نوشته هاي خود تاکيد مي کند:
"شکل گيري مجدد اسرائيل در سال 1948 و گسترش مرزهاي آن در سال 1967 در نگاه هر مسيحي که به کتاب مقدس ايمان داشته باشد، تحقق پيش گويي هاي موجود در دو عهد قديم و جديد است."
تقريبا در هر صفحه از کتاب مقدس طايفه مسيحي ـ آمريکايي موسوم به "مرمن" که از 650 صفحه تشکيل شده، عبارت ذيل تکرار مي شود:
"من ـ پروردگارتان ـ بر آسمان و زمين براي ملت ابراهيمي ام، ملت برگزيده ام حکم مي رانم. شما اگر به ياري ملت ابراهيمي ام نشتابيد، کافراني هستيد که از نعمت من محروم خواهيد شد. يهوديان جزء ملت ابراهيمي ام هستند و دوباره فلسطين، سرزمين پدران شان را در اختيار خواهند گرفت و بر تمام جهان حکم خواهند راند... من پروردگارتان هستم، شما را به خدمت آنان دعوت مي کنم."
رونالد ريگان که از پيروان جماعت "قدرگرايان اصولگرا" (از گروه هاي صهيونيسم مسيحي) بود، در هشت سال نخست وزيري خود يعني از 1980 تا 1988 در راستاي تلفيق پيش گويي هاي کتاب مقدس و کاربرد آن در خدمت به استراتژي صهيونيسم آمريکايي تلاش مي کرد.
به گزارش روزنامه جروزاليم پست (28 اکتبر 1983)، وي در سال 1982 و به دنبال حمله صهيونيست ها به لبنان، مدعي شد که نماينده حضرت مسيح است و براي بشارت ظهور او آمده و بر اساس تکليفي که خداوند بر دوشش گذارده است، در خدمت "اسرائيل" و امت برگزيده خدا تلاش مي کند.
بيل کلينتون، رئيس جمهور آمريکا در سال 1994 و در يک سخنراني، تربيت يهودي اي که بر کليساي مسيحي آمريکا حکمفرما است، به نمايش گذاشت ؛ وي اظهار داشت: "سيزده سال پيش از بر عهده گيري منصب رياست جمهوري آمريکا، کاهن ايالت هولي لند در پيش گويي هاي خود به من گفت: «بيل! تو رئيس جمهور آمريکا خواهي شد ... از "اسرائيل" و ملت برگزيده اش حمايت کن تا پروردگار تو را مبارک گرداند.» از همين رو است که هنوز نسبت به پروردگارم و اسرائيل احساس وفاداري مي کنم. (روزنامه تايمز، کويت، شنبه 29 اکتبر 1994، صفحه 5) (3)
انجمن ماسوني آمريکا، يک سازمان سايسي با فعاليت هاي مخفي است که ارتباط هاي محکمي با سازمان هاي صهيونيست جهاني دارد. ماسون ها ضرورتا يهودي نيستند، بلکه افرادي با اديان و مليت هاي متفاوت مي باشند و بيشتر آنان را نيز افراد ذي نفوذ و موثر در عرصه تصميم گيري تشکيل مي دهند. شمار ماسون ها در سراسر جهان 10 ميليون نفر است که هشت ميليون نفر آنها تنها در ايالات متحده زندگي مي کنند. انجمن هاي ماسوني، باشگاه هاي اجتماعي، تجاري و هنري را زير نظر مي گيرند تا بتوانند افرادي را جذب خود کرده و آنها را براي آينده تربيت کنند. باشگاه هاي يادشده به نام انجمن هاي ماسوني (سفيد و يا مخفي) شناخته مي شوند که از آن جمله مي توان به باشگاه روتاري، لابونز و بن سنتر کلوب اشاره کرد که در سرتاسر جهان حضور دارند... در ايالات متحده انجمن ماسوني به نام "بناي بريث" نقش موثر و فعالي در عرصه سياسي آمريکا داشته و در 42 کشور جهان شعبه دارد و رياست آن از سال 1975 تا به امروز بر عهده هنري کسينجر، وزير خارجه اسبق دولت آمريکا است. انجمن يادشده يک انجمن فراماسون است که تمامي محافل ماسوني آمريکا را زير سيطره خود دارد و عضويت در اين انجمن، بر خلاف ديگر انجمن ها مشروط به يهودي بودن عضو است. شمار اعضاي باشگاه هاي اجتماعي ماسوني بيش از سي ميليون در سراسر جهان است. از ميان محافل ماسوني آمريکايي، سه گروه بزرگ ذيل شکل مي يابند:
1ـ باشگاه بيلدر بيرگسکي که مجازا به نام "دولت جهاني" شناخته مي شود.
2ـ کميته سه جانبه به رياست ديويد راکفلر
3ـ شوراي روابط بين الملل
رئيس جمهورهاي آمريکا از ويلسون گرفته تا جرج دبليو بوش منحصرا از انجمن ماسوني اين کشور بودند که بايد به اين جماعت، روساي بانک جهاني، پنتاگون، اطلاعات مرکزي و فدرال آمريکا را نيز اضافه کرد. (4)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1ـ براي کسب اطلاعات بيشتر در مورد لابي يهودي مي توانيد به کتاب بنده با عنوان "يهودية أم صهيونية؟ ـ دارالاصاله ـ بيروت ـ 1990" و همچنين مجله "الاسبوع الأدبي ـ شماره 962 ـ 2005"
2ـ نگاه کنيد به روزنامه "تشرين" ـ شماره 9467 ـ صفحه 13 ـ روز يک شنبه 22 ژانويه 2006 ـ در اين شماره به طور کامل به محاکمه لري فرانکلين جاسوس و گروهي از لابي يهودي آمريکايي پرداخته شده است.
3ـ براي اطلاعات بيشتر در مورد نقش و تاثير مذاهب يهودي بر تربيت معنوني مسيحيان و حيات سياسي آمريکا، به کتاب بنده با عنوان "اليهودية بين الخرافة و الممارسة ـ المنارة ـ بيروت ـ 1995" مراجعه کنيد.
4ـ براي کسب اطلاعات بيشتر در اين مورد مي توانيد به کتاب اينجانب با عنوان "الماسون و الاحداث التي هزت العالم ـ المناره ـ بيروت ـ 1995" و يا به کتاب "التاريخ السري للماسونية في روسيا ـ بلاتونوف ـ ترجمه دار علاء الدين ـ دمشق ـ 2004" مراجعه کنيد.
مجله الفکر السياسي
Array ( [0] => stdClass Object ( [ArticleFishId] => 1173 [SerialNo] => 1185 [MTitle] => دست هاي صهيونيسم در کاخ رياست جمهوري آمريکا [FTitle] => [AMTitle] => [AFTitle] => [EMTitle] => [EFTitle] => [ALanguage] => 1 [TLanguage] => 0 [ADateS] => 0 [ADateM] => 0 [ADateG] => 0 [Side_NY] => 0 [Side_NS] => 0 [Side_B] => 0 [Side_HY] => 0 [Side_HS] => 0 [Side_NE] => 0 [Side_HE] => 0 [SourceType] => 3 [Book] => 0 [BArticlePageFrom] => [BArticlePageTo] => [Magazine] => 0 [MPublishDateS] => 0 [MPublishDateM] => 0 [MPublishDateG] => 0 [MYear] => 0 [MNo] => [MSerialNo] => 0 [MArticlePageFrom] => [MArticlePageTo] => [Site] => 11 [ArticleAddrInSite] => [FishWriter] => 37 [WriteDate] => 11/5/2006 0:00:00 [Confirmed] => 1 [SupervisorView] => [Abstract] => [AAbstract] => [EAbstract] => [Editted] => 1 [Degree] => 0 [Mode] => 0 [fldFirstPage] => 0 [fldFPMod] => 0 ) )
ورود به سايت
شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.
شناسه:
کلمه عبور:
درخواست شناسه کاربري
Copyright © 2008 "rasad.ir" All rights reserved