Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to موسسه آینده روشن
 
 

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

لینک Rss مطالب

مقاله


Y يهود

Y صهوينيسم

= اسرائيل

» جستجو
» جستجو پيشرفته
» بازگشت
<< پایان < قبل 1 بعد > پایان >>
نمایش # نتایج 1 - 1 از 1
صلح پايان موجوديت "اسرائيل" است
صلح پايان موجوديت

صلح پايان موجوديت "اسرائيل" است

د. عبدالوهاب المسيري

"يوري اونيري" نويسنده و روزنامه نگار "اسرائيلي" و از اعضاي اسبق کنست از جمله صهيونيست هايي بود که از همان آغاز پي به اين نکته برد که تحقق روياي صهيونيسم امري محال است و از همان دهه 50 در مجله خود با نام "هائولام هزه" (اين دنيا)، به نقد سياست هاي صهيونيسم مي پرداخت.

اونيري به صهيونيست ها در مورد اينکه سرنوشتي همچون پادشاهان صليبي داشته باشند، هشدار مي داد؛ پادشاهاني که امروز جز خرابه هايي چند از آنان باقي نمانده است.

اين نويسنده صهيونيست در کتابي که با نام "اسرائيل بدون صهيونيسم" در سال 1968 منتشر کرد، به مقايسه اي ميان پادشاهان صليبي و دولت صهيونيستي پرداخت و اينگونه نوشت: «اسرائيلي ها نيز به سان صليبيان در محاصره نظامي قرار دارند، چرا که وجود فلسطينيان را در اين کشور ناديده انگاشته اند و به هيچ وجه نمي خواهند اين مسئله را بپذيرند که صدها سال است از سکونت عرب ها در سرزمين موعود مي گذرد.»

در سال 1983 و پس از حمله وحشيانه صهيونيست ها به لبنان، اونيري در مقاله اي که در مجله "هائولام هزه" با عنوان "پايان چه خواهد بود؟" به چاپ رسيد، نوشت: «وسعت بخش هايي را که پادشاهان صليبي به تصرف خود درآورده بودند، بسيار بيشتر از مناطقي است که دولت صهيونيستي در اختيار دارد. صليبي ها قادر به هر کاري بودند به جز زندگي در صلح و آرامش چرا که ميانه روي و همزيستي مسالمت آميز از عناصري بود که با مولفه هاي اصلي تفکر صليبي مخالفت داشت. با ظهور نسل جديد در ميان صليبي ها و پيدايش گرايش هاي نوين در ميان مهاجران استعمارگر اروپايي که جديدا وارد فلسطين شده و خواستار صلح بودند، تلاش هاي امراي اين قوم نيز به باد رفت. در ابتدا امراي صليبي تمام تلاش خود را صرف مي کردند که دولت شان همان صبغه استعمارگرايانه خود را داشته باشد و حتي ساختار اقتصادي و نظامي صليبي ها نيز به گونه اي بود که مانع از برقراري هر گونه صلح مي شد، پس از آن نيز دامنه حاکميت صليبي ها در يک و دو نسل گسترش يافت ولي پس از آن مرحله ضعف آغاز شد و تنش در روابط ميان مسيحيان صليبي و مسيحيان شرقي افزايش يافت و اين خود يکي از فاکتورهاي اصلي در ضعف جامعه مهاجر محور و اشغالگر صليبي بود. در چنين وضعيتي کمک هاي مالي و جمعيتي غرب به صليبيان کاهش عجيبي يافت و يک جريان بيداري اسلامي مجال ظهور پيدا کرد و فعاليت هاي براي مقابله با سلاطين صليبي آغاز شد و مسلمانان راه ها و شيوه هاي بازرگاني جايگزيني را يافتند که آنها را از نظام بازرگاني که تحت کنترل صليبي ها بود، بي نياز مي کرد.

پس از مرگ نسل اول حاکمان و امراي صليبي، افرادي ضعيف روي کار آمدند و جايگزين و ميراث دار آنان شدند؛ در همين زمان در آن طرف، يعني در جبهه اسلام فرماندهان رشيدي مجال ظهور و فعاليت يافتند، از صلاح الدين ايوبي قهرمان اسطوره اي گرفته تا سلطان بيبرس مملوکي. پس از اين دوره ديگر حرکت کفه هاي ترازوي قدرت به نفع صليبي ها نبود و از همين رو بود که هيچ چيزي نتوانست جلوي شکست و فروپاشي حکومت آنان را بگيرد."

در سال 1987 و با آغاز انتفاضه اول "اونيري" مقاله اي را با عنوان "ضربه کشنده" نگاشت و تاکيد کرد: «با وجود آنکه نيروهاي اسرائيلي از خشونت و قدرت در برخورد با فلسطينيان استفاده مي کنند، ولي ادامه انتفاضه در ذات خود به معناي پيروزي فلسطينيان و ناتواني نيروهاي اسرائيلي در مهار انتفاضه است و از همين رو، براي خاموش کردن آتش انتفاضه بايد به توافق نامه اسلو و ديگر توافق نامه هاي صلح پناه برد."

اونيري که خود يکي از برجسته ترين نويسندگان و روزنامه نگاران "اسرائيلي" به شمار مي رود و به بررسي موشکافانه واقعيت هاي موجود در جامعه صهيونيست مي پردازد، در مقاله اي که با عنوان "بزرگ ترين غائب" نگاشته است، به مسائلي که پيش از اين گفتيم، مي پردازد و مي گويد که واژه صلح يکي از منفورترين واژه ها در فرهنگنامه صهيونيسم است تا جايي است که محال است که يک سياستمدار در "اسرائيل" از آن استفاده کند.

اين نويسنده صهيونيست براي اثبات مدعايش به موضع احزاب "اسرائيلي" در قبال صلح مي پردازد و مي گويد: «حزب کاديما که اين همه در مورد اميد و اميد و اميد صحبت مي کند، توضيح نمي دهد که منظورش از اين اميد چيست. از سوي ديگر، آن حزبي که از قدرت صحبت مي کند که تبعا جايي از صلح در برنامه هايش نيست. حزب ليکود هم که سخني از صلح به ميان نمي آورد زيرا تنها چيزي که بنيامين نتانياهو با آن آشناست همان ايجاد رعب و وحشت در قلوب همگان است. از همين رو، واژه صلح از دايره راهکارهاي موجود در انديشه ژنرال هاي کهنه کار صهيونيست بيرون مي رود؛ ژنرال هايي که حماس و تشکيلات خودگردان را تهديدي استراتژيک براي وجود "اسرائيل" مي دانند.»

اونيري در ادامه بحث خود در رابطه با موضع احزاب صهيونيستي در قبال صلح مي گويد: «از همه مضحک تر وضعيت حزب ميرتس است. اين حزب در گذشته يکي از اصلي ترين احزاب سکولار و داعيه دار گفتگو و صلح بود، ولي در جريان انتخابات اخير وضعيتش کاملا تغيير کرد و کليپ تبليغاتي اش عبارت از تصوير زنان و مردان صهيونيستي بود که عريضه هاي خود را در داخل ديوار ندبه مي گذاشتند. در اين کليپ يک زن دعا مي کرد که موفق به کسب يک مدرک دانشگاهي شود؛ يک همجنس باز خواستار ازدواج با فلان همنوع خودش بود؛ يک پدربزرگ از خدا مي خواست که مالي به او بدهد تا بتواند براي نوه هايش هديه بخرد؛ يک خانم مسيحي که درخواستش از خدا آن بود که او را به عنوان يهودي بپذيرند؛ يک مادر که آرزو مي کرد بتواند فرزندانش را به مهد کودک بفرستد و يک زن که آرزوي جدايي از همسرش را داشت. سوال اينجاست بر اساس ديدگاه مسئولان تبليغات انتخاباتي ميرتس چه چيزي را هيچ کس تمنا نمي کرد؟ درست گفتيد جواب اين پرسش صلح است.»

اونيري از اين همه نتيجه مي گيرد که در حال حاضر بيشتر صهيونيست ها تحقق صلح را يک توهم مي دانند که در عرصه واقعيت قابل دست يابي نيست و حزبي که در مورد صلح سخن مي گويد، در عالم توهم و خيال [هپروت] سير مي کند و احمقانه تر از همه تصور آن است که يک حزب عرب ها را دوست دارد و آيا احمقانه تر از اين هم وجود دارد؟

اونيري در ادامه به مسئله اجماع در ميان صهيونيست ها مي پردازد و مي گويد: «نکته اي که تمامي احزاب صهيونيست بر آن اجماع دارند، تشکيل يک دولت يهودي است که اکثريت در آن متعلق به يهوديان است، دولتي که مويد تفکر عقب نشيني و در انديشه ترسيم مرزهاي نهايي "اسرائيل" به صورت يک جانبه باشد. به نظر اين احزاب مرزهاي نهايي اين کشور اراضي واقع در منطقه ميان ديوار حائل و خط سبز را نيز در بر مي گيرد و علاوه بر آن دشت اردن، قدس بزرگ که شامل مجتمع هاي شهرک نشيني "معاليه آدوميم" و مناطق واقع در ميان اين شهرک و شهر قدس و همچنين مجتمع هاي شهرک نشيني "آريل"، "الفي منشي"، "موديعين عيليت"، "گوش عتصيون" و مناطق ويژه امنيتي را نيز در خود جاي خواهد داد. با اين همه اولمرت بر عدم ترسيم مرزهاي نهايي تاکيد دارد و با اين کار ديگر محدوده وجود مجتمع هاي شهرک نشيني مشخص نخواهد بود؛ به هر حال چيزي که در اين ميان کاملا روشن است، تصميمي است که مسئولان دولت عبري در مورد الحاق بيش از نيمي از کرانه باختري در سر مي پرورانند، ولي نتانياهو پا را از اين هم فراتر مي گذارد و بر اين باور است که پذيرش اين مرزها در حکم خيانت و تسليم در برابر عرب هاست و ليکود خود انديشه ديگري دارد و بر اساس نقشه اي که اين حزب براي تعيين مرزهاي نهايي تعيين کرده است، ديوار حائل تا قلب کرانه باختري کشيده خواهد شد.»

اين همان تصويري است که يوري اونيري از تفکر صهيونيست ها ارائه مي دهد و نقطه محوري اين تفکرات با وجود اندکي تفاوت باز هم يکسان است. بي گمان شهرک نشينان صهيونيست وضعيتي مشابه مهاجران استعمارگر صليبي دارند و حفظ امنيت دغدغه اصلي آنان است و ديگر توانايي انديشيدن به صلح را ندارند. حالت جنگ يک حالت رواني حاکم بر تفکر و احساس آنان است که دليل آن را هم بايد در اقدامات شان جستجو کرد؛ آنان سرزميني را اشغال کرده، مردمانش را آواره ساخته اند و گمان مي برند مسئله تمام شده است و ساکنان اصلي اين سرزمين ديگر به سرنوشت شان تن داده و گردن نهاده اند، ولي مقاومت فلسطين نشان داد که صهيونيست ها سخت در اشتباهند و با اين وجود باز هم صهيونيست ها به جاي آنکه در صدد تعامل با واقعيت هاي موجود باشند، گمان کردند آن چيزي را که نمي توان با زور گرفت، بايد با زور بيشتر گرفت (البته به قول شارون). از همين رو، احزاب صهيونيستي همان طور که از آتش دوري مي گزينند، از واژه "صلح" نيز دوري مي کنند؛ البته در اين ميان افرادي در دو طرف (عربي و غربي) وجود دارند که همچنان شعار صلح را سر مي دهند و بر ضرورت حل مشکل از طريق مذاکره با حکومت غاصب صهيونيست که حتي از استفاده از واژه "صلح" هم ابا دارد، تاکيد مي کنند.

منبع:

روزنامه الاتحاد چاپ امارات

/var/www/vhosts/rasad.ir/httpdocs/farsi/ArticleFish/Articles/1192.htm
Array
(
    [0] => stdClass Object
        (
            [ArticleFishId] => 1217
            [SerialNo] => 1192
            [MTitle] => صلح پايان موجوديت "اسرائيل" است
            [FTitle] => 
            [AMTitle] => 
            [AFTitle] => 
            [EMTitle] => 
            [EFTitle] => 
            [ALanguage] => 1
            [TLanguage] => 0
            [ADateS] => 0
            [ADateM] => 0
            [ADateG] => 0
            [Side_NY] => 0
            [Side_NS] => 0
            [Side_B] => 0
            [Side_HY] => 0
            [Side_HS] => 0
            [Side_NE] => 1
            [Side_HE] => 0
            [SourceType] => 3
            [Book] => 0
            [BArticlePageFrom] =>           
            [BArticlePageTo] =>           
            [Magazine] => 0
            [MPublishDateS] => 0
            [MPublishDateM] => 0
            [MPublishDateG] => 0
            [MYear] => 0
            [MNo] => 
            [MSerialNo] => 0
            [MArticlePageFrom] =>           
            [MArticlePageTo] =>           
            [Site] => 11
            [ArticleAddrInSite] => 
            [FishWriter] => 37
            [WriteDate] => 11/6/2006 0:00:00
            [Confirmed] => 1
            [SupervisorView] => 
            [Abstract] => 
            [AAbstract] => 
            [EAbstract] => 
            [Editted] => 1
            [Degree] => 0
            [Mode] => 0
            [fldFirstPage] => 0
            [fldFPMod] => 0
        )

)

ورود

ورود به سايت

ورود به سايت


شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.

شناسه:

کلمه عبور:


درخواست شناسه کاربري

 
No Image