Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to موسسه آینده روشن
 
 

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

لینک Rss مطالب

مقاله


Y يهود

Y صهوينيسم

= اسرائيل

» جستجو
» جستجو پيشرفته
» بازگشت
<< پایان < قبل 1 بعد > پایان >>
نمایش # نتایج 1 - 1 از 1
بدترين رئيس جمهور تاريخ!
بدترين رئيس جمهور تاريخ

بدترين رئيس جمهور تاريخ!

نوشته: هاشم حمدان

اخبار و گزارش هاي منتشر شده در مطبوعات رژيم صهيونيستي نشان مي دهد که هدف ايهود اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي از سفر به واشنگتن قانع کردن دولت آمريکا در حمايت از طرح جديد وي درباره تغيير آرايش در کرانه باختري و تعيين مرزها به صورت يکجانبه بوده است. يکي ديگر از اهداف اولمرت در اين سفر، دريافت کمک هاي مالي لازم جهت اجراي طرح مذکور است که بنا به اظهارات اولمرت به مجله وال استريت ژورنال به 10 ميليارد دلار بالغ مي شود، اما ارزيابي ها نشان مي دهد که مبلغ مورد نياز براي اجراي طرح بيش از چندين برابر اين مقدار است. گزارش هاي مطبوعاتي در گذشته از 64 ميليارد دلار هزينه اين طرح خبر داده بودند. اولمرت در اين سفر همچنين درباره برنامه هسته اي ايران و دولت حماس و جنبش حزب الله لبنان نيز با مقامات آمريکايي گفت و گو خواهد کرد.

رژيم صهيونيستي همچنين درصدد است بار ديگر مسأله حمايت مالي از شهرک سازي صهيونيست ها در مناطق الجليل و النقب فلسطين اشغالي که در حدود 2 ميليارد دلار هزينه در بر دارد، مطرح کند. گفتني است که آمريکا پيش از اين با اعطاي اين مبلغ موافقت کرده و از رژيم صهيونيستي خواسته بود که جزئيات اين طرح را به دولت آمريکا ارائه دهد، اما وقوع توفان کاترينا موجب شد آمريکا از اعطاي اين مبلغ خودداري کند و رژيم صهيونيستي نيز در آن زمان مجبور به پذيرش وضع موجود و خودداري از اصرار شود، اما ديپلماسي رژيم صهيونيستي اکنون در سکوت و پنهاني به مطرح کردن مجدد اين قضيه در برنامه هاي دولت آمريکا مي پردازد.

در گزارش هاي ديگري از مطبوعات رژيم صهيونيستي آمده است که کاخ سفيد از صهيونيست ها خواسته است که سقف انتظارات و خواسته هاي خود را از آمريکايي ها که در سفر اولمرت به آمريکا مطرح مي شود، کاهش دهند و از آمريکا نخواهند که کاخ سفيد حمايت خود را از طرح اولمرت اعلام کند، به ويژه که اروپايي ها اعلام کرده اند که از اجراي اين طرح حمايت نخواهند کرد و از اسرائيلي ها نيز خواسته اند که براي اجراي آن از اروپا درخواست کمک مالي نکنند.

پيشنهاد براي کاهش سطح انتظارات از آمريکا بدون علت نيست و علل متعددي وجود دارد که اولمرت را در برابر رئيس جمهوري ناتوان و آشفته و پريشان و پر و بال شکسته قرار مي دهد. محبوبيت عمومي بوش هم اکنون به کمترين حد خود رسيده است.

نظرسنجي که يک هفته پيش از سوي شبکه تلويزيوني سي ان ان انتشار يافت، نشان مي دهد که شکاف ميان محبوبيت بوش و کلينتون (رئيس جمهور سابق آمريکا) هر روز در حال بيشتر شدن است. بر پايه اين نظرسنجي 63 درصد از آمريکايي ها در عرصه اقتصادي به کلينتون نمره خود دادند و حال آنکه فقط 26 درصد به بوش چنين نمره اي داده اند. کلينتون در موضوع حل مشکلات ميان مدت آمريکا از پرسش شوندگان نمره خوبي گرفته و 62 درصد از او راضي هستند و حال آنکه تنها 25 درصد از مردم آمريکا بوش را در اين موضوع موفق مي دانند. در بخش روابط خارجي کلينتون از حمايت 56 درصدي و بوش از حمايت 32 درصدي برخوردار است. درباره ماليات ها نيز کلينتون 51 درصد موافق و بوش 35 درصد موافق دارد. در حل موضوع حوادث طبيعي کلينتون 51 و بوش فقط 30درصد موافق دارد.

نظرسنجي ها همچنين از کاهش جايگاه بوش حتي در ميان جمهوري خواهان (حزب رئيس جمهور کنوني آمريکا) خبر مي دهند. بر اساس تازه ترين نظرسنجي ها 45درصد از جمهوري خواهان از عملکرد رئيس جمهور خود راضي نيستند و 65 درصد نيز گفته اند که از عملکرد کنگره آمريکا ـ که جمهوري خواهان در آن اکثريت را دارند ـ خشنود نيستند.

چه کسي گمان مي کرد که محبوبيت بوش از اين هم کمتر شود. در تازه ترين نظرسنجي انجام شده، ميزان حمايت از بوش از اين هم کمتر شده است و او اکنون در ميان رئيس جمهورهاي 50 سال گذشته آمريکا، بدترين وضع را دارد. اکنون فقط 29 درصد آمريکايي ها بوش را مي خواهند. گفتني است که حتي ميزان محبوبيت ريچارد نيکسون رئيس جمهور اسبق آمريکا که در ماجراي واتر گيت مجبور به استعفا شد، در زمان استعفايش از بوش بيشتر بود.

دو قضيه دور جديد کاهش محبوبيت بوش نقش مهمي داشته اند: اول، سخنراني ويژه بوش درباره راه حل هاي وي جهت حل مشکل مرزهاي ميان آمريکا و مکزيک. بوش در اين سخنراني گفت که قصد دارد 6 هزار نيروي گارد ملي را به مرزهاي مکزيک گسيل کند. بوش انتظار داشت که اين راه حل مهم وي با استقبال عمومي و کف زدن همراه شود و بتواند اندکي در بهبود محبوبيت افول کرده اش، مؤثر باشد، اما در عمل عکس اين پيش بيني پديد آمد و طرح بوش خشم بسياري از هوادارانش را نيز برانگيخت. گروهي از مهاجران تازه که به عنوان ساکن آمريکا پذيرفته شده اند از نامعلوم بودن وضعيت بستگانشان به شدت نگرانند و بر اين باورند که طرح بوش موجب خودداري آنان از حمايت از حزب جمهوري خواه خواهد شد. نمي توان نيروي آنان را ناديده گرفت، زيرا تعدادشان به 11 ميليون نفر مي رسد. بخش ديگري هم که از سخنان بوش به خشم آمدند، نزديکانش در حزب جمهوري خواه بودند که بر اين باورند راه حل بوش با تاخير اعلام شده و هيچ مشکلي را حل نمي کند.

موضوع دوم نيز به انتصاب ژنرال مايکل هايدن به رياست سازمان اطلاعات آمريکا "سيا" مرتبط است. اين قضيه موج شديدي از انتقادات عليه بوش را به ويژه از جانب جمهوري خواهان برانگيخت، اما واکنش بوش در قبال اين انتقادها فقط اين بود که هايدن فرد مناسب در جاي مناسب است.

همزمان با مشغول بودن مجلس سناي آمريکا در بررسي گذشته هايدن، خبر ديگري منتشر شد که عموم مردم آمريکا و دستگاه سياسي آن را به متحر کرد. اين موضوع به تجاوز به حريم خصوصي مردم ارتباط دارد. روزنامه يو اس اي تو دي چاپ آمريکا در گزارشي فاش ساخت که سازمان امنيت ملي آمريکا بزرگ ترين آرشيو تمام دنيا را از مکالمات تلفني در اختيار دارد. اين آرشيو از سه شرکت بزرگ ثبت مکالمات شهروندان آمريکايي در داخل آمريکا جمع آوري شده است. هدف از گردآوري اين مجموعه، بررسي هويت تماس ها و تماس گيرندگان بوده است.

اين خبر نشان داد که بوش درباره عدم شنود مکالمات تلفني داخل ايالات متحده آمريکا، دروغ گفته است. مضاف بر آنکه مسئوليت گردآوري اين آرشيو را همين "ژنرال هايدن" نامزد بوش براي رياست سازمان سيا بر عهده داشته است.

رسانه ها دو هفته پيش همچنين قضيه ديگري را منتشر کردند که بعدها به موضوع طنز برنامه "طنز" تلويزيون هاي آمريکا تبديل شد. بوش در پايان سفر آنجلا مرکل صدر اعظم آلمان به اين کشور در کنفرانس خبري مشترک با وي يک سوتي جديد داد. او اين کنفرانس را فرصتي براي تقويت روابط آمريکا با آلمان در چارچوب جنگ عليه برنامه هسته اي ايران مي دانست، کما اينکه مشاورانش نيز او را به انجام اين کنفرانس خبري تشويق کرده و احتمال بروز هيچ مشکل يا زياني را در آن مطرح نکردند.

اما حتي کساني که از وضعيت بوش به خوبي آگاه بودند نيز نمي دانستند که وضعيت او چقدر بحراني است و به "خود نابودي" دچار شده است. ماجرا از اين قرار بود که هنگامي که يکي از خبرنگاران از بوش درباره بهترين لحظه زندگي اش در دوران رياست جمهوري اش پرسيد، بوش با مکثي يک دقيقه اي گفت که در يکي از تعطيلاتش موفق شده است که يک ماهي به وزن بيش از 16 کيلوگرم را صيد کند!

برنامه طنز از اين پاسخ به خوبي استفاده کرد و همزمان مشاوران بوش بر سر خود کوبيدند، زيرا گفته بوش فقط يک اشتباه لفظي نبود، بلکه نمايي دقيق از جهان دروني او بود.

عموم آمريکايي ها اين پاسخ را بسيار خفت بار مي دانستند. در نظرسنجي که هفته گذشته منتشر شد، آمده است که جايگاه بوش به بدترين وضع ممکن رسيده و اکنون فقط 29 درصد آمريکايي ها او را قبول دارند و از عملکرد او راضي هستند. در پنجاه سال گذشته هيچ رئيس جمهوري در آمريکا چنين نمره اي نگرفته است.

اين نظرسنجي نشان مي دهد که نااميدي آمريکايي ها از رئيس جمهورشان به دلايل مختلفي افزايش يافته است. نادرست بودن دلايل جنگ عراق و شيوه مديريت جنگ، برانگيخته شدن همه مسلمانان جهان به ويژه در کشورهاي عربي و اسلامي عليه آمريکا، افزايش بهاي نفت و عملکرد اقتصادي دولت آمريکا، راه برخورد با توفان کاترينا و موضوع مهاجرت و ماجراهاي فسادي که جمهوري خواهان در آن دسته داشته اند، رسوايي هاي شکنجه زندانيان در زندان هاي ابو غريب و گوانتانامو و زندان هاي سري در اروپا و شماري از کشورهاي عربي و نيز مسيري که آمريکا اکنون مي پيمايد همه و همه در بروز اين وضع مؤثر بوده اند.

جنگ در افغانستان و عراق هنوز پايان نيافته است و هر روز هزاران نفر در اين جنگ ها جان مي بازند. اين وضع نيز به نماد شکست بوش تبديل شده است. اين شکست نه فقط به سبب شکست عمليات نظامي و افزايش ضرباب مقاومت است، بلکه به سبب شمار زيادي از دروغ هايي است که دولت آمريکا براي آغاز جنگ به خورد ملت آمريکا داده است.

دو هفته پيش گروهي از ژنرال هاي آمريکايي خواستار استعفاي دونالد رامسفلد شدند، زيرا وي در ارزيابي مشارکت آمريکا در جنگ عراق اشتباه کرده بود و اين کشور هيچ برنامه اي براي روز بعدي جنگ در اختيار نداشت و شمار نظاميان آمريکايي حتي براي دفاعشان از خودشان نيز کافي نبود.

پاسخ بوش به اين درخواست ژنرال ها چه بود؟ او با قلدري گفت: "تنها من تصميم مي گيرم که چه چيزي براي آمريکا بهتر است". همين قلدري کافي بود تا آن دسته اندک از حاميانش نيز از دست او خشمگين شوند. از آن زمان تاکنون، هر گاه که رامسفلد در ميان عموم ظاهر مي شود، همزمان تظاهراتي عليه وي برگزار مي شود و تظاهرکنندگان شعار استعفاي رامسفلد را سر مي دهند و او را "جنايتکار جنگي" مي خوانند. هنگامي که گروهي از کارشناسان مسائل راهبردي آمريکا به بوش پيشنهاد کردند که از برخي از آن چيز هايي که درباره جنگ گفته بود، عذرخواهي کند، بوش با قلدري تمام گفت: " از دست يک ستمگر راحت شديم و چيزي براي عذرخواهي وجود ندارد".

بوش اکنون و پس از گذشت 6 سال از دوران رياست جمهوري اش در آمريکا، نتوانسته است از قلدري دست بکشد. او همچنان مي گويد که : به من نگاه کنيد، زيرا من رئيس جمهور آمريکا و رهبر جهان آزاد هستم".

شايد همين علت سبب شده است که بوش از مدت ها پيش تصميم گرفته است، روزنامه نخواهد و کمتر تلويزيون ببيند، مگر زماني که بازي "بيسبال" پخش مي شود!

يک روز پس از آنکه هفته نامه نيوزويک گزارشي درباره شکنجه زندانيان گوانتانامو به دست نيروهاي آمريکايي منتشر کرد، لورا بوش (همسر رئيس جمهور آمريکا) دستور داد تا ورود اين هفته نامه به داخل کاخ سفيد ممنوع شود!

چند هفته پيش ماه نامه "رولينگ استون" مقاله بزرگي با نام "جورج بوش بدترين رئيس جمهور تاريخ آمريکا" منتشر کرد. در اين مقاله به نظرات مورخان بزرگ و برجسته اي استناد شده است. سخنگوي بوش گفت که آنها خودشان را به "کثافت ها" مشغول نمي کنند!!

بي گمان بوش به شدت نگران است، او تنها اطلاعاتي را که مشاوران نزديکش در اختيارش مي گذارند، مي شنود، اما حلقه همين گروه از مشاورانش نيز در هفته هاي اخير گسسته شده است.

آندرو کارد رئيس کارمندان کاخ سفيد، پس از پنج سال همراهي با بوش اخيرا از مقام خود استعفا داد تا راه براي خروج تيم رئيس جمهور از بحران باز شود!

کارل راف مشاور اسطوره اي و بسيار نزديک بوش از مقام خود به عنوان هماهنگ کننده سياسي کاخ سفيد استعفا داده است. هنوز شبهات درباره افشاي نام وارلي ولايم جاسوس "سيا" کاملا از بين نرفته است و احتمالا به زودي کيفرخواستي عليه وي مطرح مي شود.

محاکمه لويس ليپي که بزرگ ترين مشاور بوش و رئيس تيم ريچارد چني معاون بوش بود، به اتهام تلاش براي انحراف اقدامات در قضيه افشاي نام جاسوس سيا، در حال انجام است. او براي نجات خودش در برابر هيأت منصفه دادگاه گفت که رئيس جمهور آمريکا به او اجازه افشاي اين نام را داده است!

گفته شده است که علت افشاي نام ولايم، زيان رساندن به جو ويلسون سفير سابق آمريکا بوده است. او به همراه يک هيأت رسمي به آفريقا رفت تا درباره قضيه فروش اورانيوم از نيجر به عراق تحقيق کند. ويلسون پس از بازگشت از اين سفر گفت که هيچ نوع معامله اي در اين باره صورت نگرفته است و اسناد ارائه شده به کاخ سفيد نادرست و تقلبي است.

بوش تصميم به ناديده گرفتن نظرات ويلسون گرفت و معامله فروش اورانيوم را به عنوان سند مشروعيت جنگ عليه عراق معرفي کرد. ويلسون دريافت که بوش به ملتش دروغ مي گويد و در انتقاد از بوش مقاله اي منتشر کرد. کاخ سفيد براي انتقام از وي، دستور مخدوش کردن وجهه او را صادر کرد و نام همسرش به عنوان جاسوس سيا افشا شد، مضاف بر آنکه کاخ سفيد مدعي شد که همسر ويلسون از مقام خود در سازمان سيا براي تأمين منابع مالي سفرش به آفريقا سوء استفاده کرده است!

جوشوا بولتون که به جاي آندرو کارد و به رياست کارکنان کاخ سفيد منصوب شد تصميم گرفته است تغييرات زيادي در اطراف رئيس جمهور آمريکا ايجاد کند. او به همين سبب از اسکات مک للان خواست تا استعفا دهد و به خانه اش برود.

ماهيت ادعاهاي دروغين درباره تلاش آمريکا جهت گسترش دمکراسي در جهان نيز اکنون بر همگان افشا شده است. از جمله مهم ترين دلايل اين دروغ مي توان به مخالفت آمريکا با پذيرش نتايج انتخابات دمکراتيک در فلسطين و سپس محاصره و گرسنه نگه داشتن ملت فلسطين اشاره کرد و همه اين اقدامات در مقابل چشمان جهانيان اتفاق مي افتد.

اما بعيد نيست که بوش مستقيم يا غير مستقيم از طرح اولمرت براي تحميل ديدگاه هاي يکجانبه اش حمايت کند به ويژه که امکان وقوع هر احتمالي در وضع موجود اندک نيست و حتي ممکن است بوش دستور حمله نظامي به ايران را صادر کند و حال آنکه در ظاهر مدعي شده که براي حل و فصل موضوع ايران از راه هاي ديپلماتيک تلاش مي کند.

اولمرت به خوبي مي داند که "اسرائيل" هميشه فردي مانند بوش را در رياست جمهوري آمريکا نخواهد ديد به همين سبب در حال مبارزه با وقت است. در چنين وضعي، او از اينکه رسانه هاي آمريکايي از ورودش به آمريکا استقبال شاياني نکرده اند، خشمگين است، زيرا فقط در اخبار صفحات داخلي درباره سفرش به آمريکا چيزهايي منتشر شده است.

در پايان بايد يادآور شوم که بر پايه اطلاعات زيادي، جبهه بين المللي و محاصره تحميل شده به ملت فلسطين در حال فرو ريختن و نابودي است و بازي "انگشت به دهان گزيدن" آغاز شده و شجاعت فقط يک ساعت صبر مي خواهد و بس!

منبع:

 پايگاه اينترنتي عرب 48

/var/www/vhosts/rasad.ir/httpdocs/farsi/ArticleFish/Articles/1198.htm
Array
(
    [0] => stdClass Object
        (
            [ArticleFishId] => 1223
            [SerialNo] => 1198
            [MTitle] => بدترين رئيس جمهور تاريخ!
            [FTitle] => 
            [AMTitle] => 
            [AFTitle] => 
            [EMTitle] => 
            [EFTitle] => 
            [ALanguage] => 1
            [TLanguage] => 0
            [ADateS] => 0
            [ADateM] => 0
            [ADateG] => 0
            [Side_NY] => 0
            [Side_NS] => 1
            [Side_B] => 0
            [Side_HY] => 0
            [Side_HS] => 0
            [Side_NE] => 1
            [Side_HE] => 0
            [SourceType] => 3
            [Book] => 0
            [BArticlePageFrom] =>           
            [BArticlePageTo] =>           
            [Magazine] => 0
            [MPublishDateS] => 0
            [MPublishDateM] => 0
            [MPublishDateG] => 0
            [MYear] => 0
            [MNo] => 
            [MSerialNo] => 0
            [MArticlePageFrom] =>           
            [MArticlePageTo] =>           
            [Site] => 11
            [ArticleAddrInSite] => 
            [FishWriter] => 37
            [WriteDate] => 11/6/2006 0:00:00
            [Confirmed] => 1
            [SupervisorView] => 
            [Abstract] => 
            [AAbstract] => 
            [EAbstract] => 
            [Editted] => 1
            [Degree] => 0
            [Mode] => 0
            [fldFirstPage] => 0
            [fldFPMod] => 0
        )

)

ورود

ورود به سايت

ورود به سايت


شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.

شناسه:

کلمه عبور:


درخواست شناسه کاربري

 
No Image