Y يهود
Y صهوينيسم
= اسرائيل
منسوب به يكى از روحانيون يهود به نام صدوق . اين فرقه را روشنفكران و يونانى گرايان تشكيل مى دادند. آنان منكر معاد و مخالف احكام و اصول و فروع غير علمى - عقلى دين يهود بودند. اين فرقه تنها به نبوت مويس باور داشت و انبياء و كتب ديگر غير از تورات را قبول نداشت . از تورات فقط اسفار پنجگانه را قبول داشتند. اين فرقه به بقاى روح و جهان آخرت باور نداشت . و همين جهان را دار ثواب و عقاب مى دانستند. آنان به خداوند اعتقاد داشتند و به معبد نيز مى رفتند. اين گروه در سال هفتاد ميلادى و پس از ويرانى اورشليم ، بكلى از ميان رفت . عوام يهودى اين فرقه روشنفكر را مرتد و خارج از دين مى شمردند. در عهد جديد يعنى اناجيل و رسالات رسولان از اين فرقه ياد شده است . بنا به مندرجات انجيل ، مقارن ميلاد ((مسيح )) عليه السلام ، ميان دو فرقه فريسى و صدوقى اختلاف شديد رخ دارد. صدوقيان در اقليت بودند و لذا مورد تهمت و آزار فريسيان قرار داشتند. در آن هنگام فريسيان با مسيح و پيروان او در جنگ و جدال بودند. ((قيافا)) كاهن بزرگ يهوديان فريسى به قتل عيسى فرمان و فتوى داد و آن حضرت را مرتد ناميد: ((... پس ((يهودا)) (يكى از ياران عيسى كه مكان اختفاى او را مى دانست ) چون كه ((عيسى )) در آنجا با شاگردان خود بارها انجمن كرده بود، لشكريان و خادمان از نزد رؤ ساى كاهنان فريسيان با چراغها و مشعلها به آنجا آمدند.)) و نيز آمده است كه :
فرقه يهودى با گرايش عرفانى كه محصول دوران فقر و فلاكت و اسارت يهود است . اين فرقه عليه مالكيت خصوصى شوريدند و اندوختن زر و سيم را حرام كردند.
اين فرقه بيشتر رنگ سياسى داشت كه در فلسطين پيدا شدند. اين گروه پيرو و هواخواه سلسله سلطنتى ((هرود)) بودند كه در حدود شش سال ق .م . در زمان ((اگستوس )) قيصر روم به ظهور رسيدند و با اين كه با فرهنگ روم و يونان دشمنى نداشتند، ولى مى خواستند كه سلطنت در ملت يهود براى هميشه باقى بماند.
اين فرقه رنگ مذهبى داشت و در عين حال داراى گرايشهاى سياسى نيز بود. آنان با روميان مخالف مطلق بودند و لذا هميشه با آنان در حال جنگ بودند. اين فرقه با يونانيان اشغالگر نيز در ستيز بودند. اين گروه غالبا از ساكنان نواحى شمالى شهر جليل بودند و در حدود شش سال ق .م . انتشارى عظيم يافتند. پيشواى اين فرقه مردى به نام ((يهواى جليل )) بود كه چون روميان خواستند قوم يهود را سرشمارى كنند، عليه آنان قيام كرد. شورش آنان سركوب شد، ولى فرقه زيلوت ها باقى ماند.
اين فرقه در سال 767 ميلادى به وسيله مردى به نام ((عانان بن داود)) ساخته شد. ((قرائون )) طايفه اى از ((يهود)) هستند كه جز به ((عهد عتيق )) اقرار ندارند و روايات شفاهى و ((تلمود)) را معتبر نمى دانند و تنها به ((تورات )) باور دارند. اين فرقه را عبرى ((قرائم )) گويند.(348) ((ابوالفدا)) مورخ اسلامى اين فرقه را به مجبره و مشبهه در اسلام تشبيه كرده است . عبدالكريم شهرستانى صاحب كتاب ((ملل و نحل )) در رابطه با اين فرقه مى گويد: ((قرائيان يا قرائين يا قاريان )) از فرقه هاى كلامى قوم يهوداند كه در اسپانيا پيدا شدند. مؤ سس اين فرقه ((عانان بن داود بغدادى )) است كه تحت تاءثير برخى از متكلمان اسلامى از نصوص و ظواهر كتب الحاقى دوره هاى بعد به ويژه تلمود عدول كرد. به عقيده او در مبادى نبايد از حدود تورات تجاوز كرد و لذا به اصالت شك كرد. پيروانش در اسپانيا فراوان شدند. سعد يا بن يوسف اين نهضت را تجديد كرد و آداب جديدى ابداع نمود، از جمله : روشن كردن شمع در شب و روز شنبه را منسوخ كرد، خوردن گوشت را مطلقا ممنوع ساخت ، و مراجعه به طبيب را به قصد كسب درمان مكروه دانست ، زيرا اين يهوه است كه شفابخش است . اين فرقه دچار انشعاب شد و به چند فرقه تقسيم گرديد. گويا امروز عده بسيار اندكى از اين فرقه در شوروى سابق زندگى مى كنند.
منسوب به ((عنان بن دود)) ملقب به ((راس الجات )). بر خلاف فرقه هاى ديگر يهودى ، اين فرقه در روز شنبه و ديگر اعياد از خوردن مرغ و ماهى و آهو و ملخ خوددارى مى كردند. اين فرقه نبوت عيسى را تصديق مى نمودند و گفته هاى او را مخالف تورات نمى دانستند. آنان عيسى را از پيروان موسى مى دانستند و معتقد بودند كه او مردم را به تورات دعوت مى كند. آنان صريحا اعتراف به نبوت عيسى نمى كردند.
اين فرقه جنبه مذهبى ندارند. كاتبان كارشان نسخه بردارى از كتاب مقدس بوده است . آنان با اين كار تجارت مى كردند. برخى از اين گروه را ((رابى )) و اب مى خواندند.
منسوب به عيسى بن يعقوب اصفهانى . برخى گويند او عوقيد الوهيم يعنى عبدالله بود كه در زمان منصور عباسى مى زيسته و در آن عصر دعوت خود را آغاز كرده است . گويا در عصر مروان حمار گروه فراوانى از يهود به پيروى از او قيام كردند. ابو عيسى ياران خود را در دايره اى قرار مى داد و مى گفت : تا زمانى كه در داخل اين دايره باشيد، سلاح دشمن در شما كارگر نيست . ابوعيسى در شهر رى كشته شد و ياران او به هلاكت رسيدند. ابو عيسى بر اين باور بود كه پيامبر است و فرستاده حضرت مسيح است . او مى گفت كه : عيسى داراى پنج رسول است كه پس از او خواهند آمد. او مدعى بود كه پروردگار با او سخن مى گويد و به او فرمان داده كه قوم بنى اسرائيل را از شر غاصبان و طاغيان نجات دهد. او معتقد بود كه عيسى افضل اولاد آدم است و مقام او از همه انبياء برتر است . او گوشت حيوان ذبح شده را تحريم كرد.
اين فرقه را روحانيون يهود تشكيل دادند كه كارشان ترجمه و تفسير تورات و ديگر كتب مقدس يهود بود. آنان وظيفه داشتند در كنيسه مردم را موعظه كنند، لذا به آنان معلم نيز مى گفتند.
اين فرقه قائل به تناسخ بودند. به گمان آنان در كتاب دانيال نبى آمده است كه خداوند بخت نصر را مسخ كرده و به صورت هفت حيوان درنده درآورده تا او را بدين وسيله عذاب داده باشد.
منسوب به يكى از يهوديان كه دعاوى بزرگى داشت .
اين فرقه از ديگر فرقه ها به آداب و احكام دين يهود متعبدتر است . اينان رسالت موسى و هارون و يوشع را قبول دارند و به ديگر رسولان ايمان ندارند. آنان در انتظار پيامبرى هستند كه تورات بشار ظهور او را داده است . فردى سامرى ادعاى نبوت كرد و مدعى بود كه وى همان موعود تورات است . اين فرد صد سال قبل از عيسى ظاهر شد.
شاخه اى از فرقه سامره ، معتقد به عذاب و عقاب در دنيا، كه گناهكار در همين دنيا مجازات مى شود.(358)
منشعب از فرقه سامره . اين فرقه نيز عقايدى مشابه با فرقه دوستانيه داشت . بين اين دو فرقه ، اختلاف در احكام است . فرقه سامره كوهى در بيت المقدس (جبل نابلس ) را قبله خود قرار داد: ((خداوند به داود دستور داده بود كه بيت المقدس را در جبل نابلس بنا كند، ولى داود در ((ايلنا)) بنا كرد و اين بر خلاف امر پروردگار است . پس حضرت داود ظلم كرد.)) اين فرقه مدعى است كه تورات اصلى به زبان آنان است . لغت اين فرقه نزديك به زبان عبرى است . گويا از اين فرقه 72 فرقه پيدا شده است .
مورّخان مى گويند اين فرقه از يهوديان سامره هستند كه مى گويند همين دنيا محل ثواب و عقاب است و دسته اى مى گويند آخرت دار ثواب و عقاب است .
به گمان آنان : خداوند با رسولان خود توسط فرشته سخن مى گفت . پروردگار نبايد وصف شود. اوصاف خداوند، اوصاف فرشته است . خداوند برتر و بالاتر از آن است كه به وصف درآيد.
منسوب به يورغان از همدان كه برخى نام او را يهودا گفته اند. اين مرد پيروان خود را به زهد و نماز فراوان دعوت كرد و از خوردن گوشت كليه حيوانات بازداشت . او فشره ميوه ها را ممنوع كرد. وى معتقد بود كه تورات داراى ظاهر و باطن است و تاءويل و تنزيل دارد. او از نظر تاءويل با يهوديان ديگر اختلاف داشت . به تقدير ثواب و عقاب قائل بود و در اين عقيده مبالغه بسيار نشان مى داد.
منشعب از فرقه مقاربه . گروهى از اين فرقه به نبوت پيامبر اسلام اعتراف نموده اند.
فرقه اى از يهود كه در حدود سال صد ميلادى در ماوراء اردن ظاهر شدند. عقايد اين فرقه تحت تاءثير ثنويت و تقديس كواكب و فلسفه يونان بود. اين فرقه دچار انشعاب شد.
عيسويان پس از به صليب كشيدن شدن عيسى معتقد شدند كه عيسى روزى به زمين باز خواهد گشت . اين باور ريشه در عقايد زرتشتى و يهودى دارد. در تاريخ مسيحيت نخستين تجزيه با تشكيل كليساهاى ارتودوكس آغاز مى شود. ارتودوكسها مسيحيان شرقى را پديد آوردند. اينان بر اثر اختلافات عقيدتى به تدريج از كليساى كاتوليك فاصله گرفتند و در اواسط قرن يازدهم ميلادى براى هميشه از كاتوليك ها جدا شدند. اختلاف اساسى بر سر تفسير ((روح القدس )) بود: در باور ارتودوكسها ((روح القدس )) ناشى از ((پدر)) است و در باور كاتوليك ها (يا مسيحيان غربى ) روح القدس ناشى از ((پسر)) است . در صفحات آينده به عقايد فرقه هاى مسيحى خواهيم پرداخت .
جان ناس مى گويد: ((تاريخ مسيحيت از عقيده به تجسم الهى در شارع و بانى آن ناشى شده و تمام دستورات نصارى در اطراف ايمان به اين مطلب دور مى زند كه شخص عيسى روشن ترين ظهور از ذات الوهيت است . هر چند كه در ديگر اديان و مذاهب عقيده به تجسم الهى با رنگ هاى ديگرى ديده مى شود و اگر چه اين دين با عقيده به تجسم الهى آغاز مى شود، ولى در طى تحولات عديده ، جنبه بشرى پيدا كرده و بشريت با همه اميال و ضعف و قصور در آن متجلى شده است . داستان اين مذهب بسيار دراز است و از بس كه مراتب اوج و حضيض و نام و ننگ را طى كرده ، تاريخى پرمعنا و عبرت انگيز بوجود آورده است . و بالاخره اين دين از مقاصد عاليه دور مانده ست و در قرن اول ميلاد ميسح آنقدر كتاب ها بقلم آمده است كه هيچ عصرى از اعصار تاريخ بپاى آن نمى رسد))
Array ( [0] => stdClass Object ( [ArticleFishId] => 127 [SerialNo] => 122 [MTitle] => تمدن يهود [FTitle] => [AMTitle] => [AFTitle] => [EMTitle] => [EFTitle] => [ALanguage] => 1 [TLanguage] => 0 [ADateS] => 0 [ADateM] => 0 [ADateG] => 0 [Side_NY] => 1 [Side_NS] => 0 [Side_B] => 0 [Side_HY] => 0 [Side_HS] => 0 [Side_NE] => 0 [Side_HE] => 0 [SourceType] => 3 [Book] => 0 [BArticlePageFrom] => [BArticlePageTo] => [Magazine] => 0 [MPublishDateS] => 0 [MPublishDateM] => 0 [MPublishDateG] => 0 [MYear] => 0 [MNo] => [MSerialNo] => 0 [MArticlePageFrom] => [MArticlePageTo] => [Site] => 17 [ArticleAddrInSite] => http://www.imamjawad.net/htm/far/library/adyan_history2/tarikh08.htm [FishWriter] => 8 [WriteDate] => 12/12/2004 0:00:00 [Confirmed] => 1 [SupervisorView] => [Abstract] => [AAbstract] => [EAbstract] => [Editted] => 1 [Degree] => 0 [Mode] => 0 [fldFirstPage] => 0 [fldFPMod] => 0 ) )
ورود به سايت
شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.
شناسه:
کلمه عبور:
درخواست شناسه کاربري
Copyright © 2008 "rasad.ir" All rights reserved