Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to موسسه آینده روشن
 
 

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

لینک Rss مطالب

مقاله


Y يهود

Y صهوينيسم

= اسرائيل

» جستجو
» جستجو پيشرفته
» بازگشت
<< پایان < قبل 1 بعد > پایان >>
نمایش # نتایج 1 - 1 از 1
اسرائيل و حوزه درياي سرخ
اسرائیل و حوزه دریای سرخ

اسرائيِِِِل و حوزه دريای سرخ

اسراييل از ابتداي تأسيس خود همواره به اهميت استراتژيكي درياي سرخ از نظر اقتصادي و امنيتي توجه داشته اشت. اين كشور، درياي سرخ را نه تنها از نظر حمل و نقل كالا براي خود مهم تلقي مي‌نمايد، بلكه از نظر امنيتي نيز آن را عقبة دفاعي خود و نوار محاصرة كشورهاي عربي مخالف خود تلقي مي‌كند. اسراييل هميشه خود را در محاصرة اعراب ديده است، لذا استراتژي سنتي آن در حوزة درياي سرخ بر بنيان «دكترين بن گوريون» قرار داشته است. بر اساس اين دكترين، اسراييل بايد روابط خود را با كشورهايي كه پيرامون كشورهاي عربي يا پيرامون خط مقدم جبهة اعراب و اسراييل قرار گرفته‌اند، گسترش دهد تا بدينوسيله امكان محاصرة كشورهاي عربي مخالف خود را فراهم آورد.

يكي از نظريه‌پردازان اسراييلي، در 1945 در اين مورد نوشت: «ما ناوگان دريايي بزرگي داريم كه به همة بنادر جهان رفت و آمد دارد، لذا بايد براي آينده به نحوي آماده شويم كه ناوگان‌هاي دريايي و جنگي ما بتوانند محاصرة تحميلي اعراب را در هم شكنند و از طريق تبديل تدريجي درياي سرخ به يك درياچة يهودي، ما هم به نوبة خود برخي كشورهاي عربي را محاصره كنيم.»

اصولاً استراتژي سنتي اسراييلي در درياي سرخ بر بنيان‌هاي زير استوار است:

***107***

1.      جلوگيري از محاصره شدن به وسيلة اعراب و در صورت امكان محاصره كردن آنها.

  • تضمين آزادي كشتيراني در درياي سرخ، به ويژه تنگه باب المندب.
  • جلوگيري از تسلط يك كشور عربي بر تنگه‌هاي تيران و باب المندب.
  • مقابله با بنيادگرايي اسلامي در حوزة درياي سرخ به ويژه در سودان.
  • اسراييل در راستاي تحقق اين استراتژي به طرق زير عمل كرده است:

    1.      مبارزه براي كشتيراني در تنگه تيران.

  • تلاش جهت بين‌المللي كردن تنگه تيران.
  • برقراري روابط نزديك با اتيوپي و اريتره.
  • حضور نظامي مستقيم در جزاير نزديك به باب المندب.
  • استفاده از پايگاه‌هاي امريكا در شاخ افريقا.
  • تشويق قدرت‌هاي بزرگ به دخالت در مسائل منطقه.
  • مهمترين موارد مذكور به شرح زير مورد بررسي قرار مي‌گيرند:

    مبارزه براي آزادي كشتيراني در تنگه تيران

    تنگه تيران، درياي سرخ را به خليج عقبه مرتبط مي‌كند، خليج عقبه در داخل آب‌هاي سرزمين مصر، اردن، عربستان سعودي و اسراييل قرار دارد. سواحل دو طرف تنگه متعلق به مصر و عربستان است. در مدخل تنگه، شرم اليخ قرار دارد كه مصر در آن يك پاسگاه نظامي ايجاد كرده و بر تنگه تيران نظارت مي‌كند. حداقل پهناي تنگه تيران 3 مايل، طول آن 7 مايل و عمق آن 73 الي 183 متر است. در دهانة تنگه، جزاير تيران و صنافير قرار دارد. اين جزاير تحت كنترل مصر است، اما بر سر مالكيت آن با عربستان سعودي اختلاف دارد.

    اسراييل داراي بندر مهمي به نام ايلات در خليج عقبه است كه بخش مهمي از صادرات و واردات اين كشور از آن صورت مي‌گيرد. اسراييل از طريق بندر ايلات با سواحل شرقي و جنوبي افريقا و كشورهاي جنوب و جنوب شرقي آسيا ارتباط برقرار مي‌كند. بندر ايلات از طريق خط لوله و راه‌هاي زميني با بندر ديگر اسراييل به نام اشكلون در سواحل

    ***108***

    شرقي مديترانه ارتباط دارد. اين مسئله از سويي موجب بي‌نيازي اين كشور از كانال سوئز مي‌شود و از سوي ديگر بر اهميت بندر ايلات مي‌افزايد.

    اما رفت و آمد به بندر ايلات از تنگه تيران مي‌گذرد. اين تنگه براي بندر اسراييلي ايلات و بندر اردني عقبه اهميت استراتژيك دارد، اما براي ساير كشورها فاقد چنين اهميتي است. تعداد كشتي‌هاي كه از اين تنگه عبور مي‌كنند كمتر از 10 فروند در روز است كه در مقايسه با ساير تنگه‌ها بسيار جزيي است. تنگه تيران از نظر برقراري ارتباط ميان درياهاي عمده هم فاقد اهميت است، زيرا به طور كامل در آب‌هاي سرزميني كشورهاي مجاور قرار دارد.

    تنگه تيران آسيب‌پذير است و باعث كشمكش‌هاي بين‌المللي در گذشته شده و در آينده هم مي‌تواند اين گونه باشد. نخستين كشمكش‌ها به جنگ اول اعراب و اسراييل در 1948 باز مي‌گردد كه طي آن اسراييل توانست به خليج عقبه راه يابد. اين كشور نه تنها به راه دريايي ديگري (به غير از مديترانه) دست يافت، بلكه توانست با قطع ارتباط زميني مستقيم بين مصر و ديگر كشورهاي عربي شرق، جهان عرب را به دو قسمت تقسيم كند. با اين حال بسياري از اسراييلي‌ها از مرزهاي بعد از 1949 خود راضي نبودند، مثلاً بندر ايلات واقع در 280 كيلومتري جنوب تل‌آويو بر روي قطعة باريكي در شعاع 8 كيلومتري از مصر و اردن قرار داشت و راه دسترسي به دريا هم از امنيت برخوردار نبود، زيرا كشتي‌هاي اسراييل ناگزير به عبور از آب‌هاي سرزميني مصر و عربستان بودند.

    از سوي ديگر مصر از سال 1949 كانال سوئز را به روي كشتي هاي اسراييلي بست. اين امر در حالي بود كه بندر ايلات در ر‌دس خليج عقبه براي اين رژيم اهميت استراتژيك يافته بود. بدون اين بندر، كشتي‌هاي اسراييلي كه با كشورهاي آسيايي تجارت مي‌كردند، ناچار از دور زدن افريقاي جنوبي بودند. مصر مدعي بود كه اسراييل به طور غير قانوني بعد از آتش‌بس 1949 بندر ايلات را اشغال كرده است. علاوه بر آن، مصر مي‌گفت كه چون بخش اعظم خليج عقبه، درياي سرزميني است، تنگه باريك تيران نيز از نظر حقوقي يك تنگه بين‌المللي نيست، بلكه كلاً تحت صلاحيت مصر قرار دارد. به همين دليل مصر با استقرار توپ در شرم الشيخ، تمام كشتي‌هاي را كه وارد خليج عقبه مي‌شدند، مورد بازرسي قرار مي‌داد.

    ***109***

    طي سالهاي اولية موجوديت اسراييل، بندرت ايلات كمتر مورد استفاده قرار مي‌گرفت و از توسعة زيادي برخوردار نبود. به همين سبب بين سالهاي 55ـ1951 فقط 3 كشتي از 267 كشتي اسراييلي كه از داخل تنگه گذشتند، مورد بازرسي مصر قرار گرفتند. ولي در 12 سپتامبر 1955 مصر كلية كشتي‌ها را ملزم كرد كه قبل از ورود به خليج عقبه، مجوز لازم را كسب كنند. در مقابل اين رژيم اعلام كرد كه حق عبور بي‌ضرر اين كشور براي دسترسي به درياي آزاد خدشه‌دار گرديده است.

    اسراييل معتقد بود كه كشتيراني در تنگه تيران در خليج عقبه آزاد است و به اين ترتيب نظر خود را با مهارت و يا توسل به زور در سازمان ملل و به طرق ديگر پيش برد. نظر اسراييل در اين مورد، مانند نظر پروفسور لئوگراس است كه مي‌گويد: «نظرات مصر و حاميان آن، مانند اين ادعا كه خليج عقبه تا آنجا كه به ياد مي‌آيد، يك خليج تاريخي بوده و يا اين ادعا كه اراضي اسراييل شامل باريكه‌اي از ساحل خليج عقبه نمي‌شده و يا وجود حقوق ناشي از جنگ و يا تداوم حالت و يا اين ادعا كه تنگه تيران يك آبراه بين‌المللي نيست، هيچيك از نظر حقوقي قابل قبول نمي‌باشد.»

    به هر حال اسراييل ابتدا از اقدام مصر به سازمان ملل متحد شكايت كرد و در خواست كرد كه سازمان به اين مسئله رسيدگي و از آزاد بودن كشتيراني در تنگه تيران و خليج عقبه حمايت كند. اما در نوامبر 1955 بن گوريون دوباره نخست‌وزير شد و تصميم گرفت كه با انجام يك اقدام نظامي عليه مصر تنگه تيران را مجدداً به روي كشتيراني اسراييل باز نمايد، ولي اجراي اين تصميم به علت مساعد نبودن شرايط بين‌المللي به تعويق افتاد. در 1956 با ملي شدن كانال سوئز توسط جمال عبدالناصر رئيس جمهوري مصر، شرايط مساعد فراهم شد و انگليس، فرانسه و اسراييل به مصر حمله كردند. ولي با اعتراض امريكا و شوروي و اتمام حجت كشور اخير، نيروهاي 3 كشور ياد شده، عقب‌نشيني نمودند و سرانجام با استقرار نيروهاي سازمان ملل در خليج عقبه و صحراي سينا، تنگه تيران دوباره به روي كشتيراني اين رژيم باز شد.

    اما 10 سال بعد دوباره تنگه تيران به روي كشتيراني اسراييل بسته شد. همان‌طور كه

    ***110***

    سارايوو نقطة آغاز جنگ جهاني اول بود، تنگه تيران نيز موجب جنگ ژوئن 1967 اعراب و اسراييل گرديد. در 16 مه 1967، مصر از سازمان ملل خواست كه نيروهاي خود را از صحراي سينا و شمر الشيخ خارج نمايد. بر اساس مدارك موجود، مصرانه مي‌خواست و نه آماده براي جنگ و انتظار داشت سازمان ملل تقاضاي وي را نپذيرد. ولي اوتانت دبير كل سازمان ملل در 18 ماه مه به تقاضاي مصر جواب مثبت داد و سربازان سازمان ملل از شرم‌الشيخ بيرون رفتند. اين اقدام اشتباه بزرگي بود، زيرا تنها حايل ميان دو طرف متخاصم از ميان برداشته شد و به دنبال آن نيروهاي مصر اي نيروهاي سازمان ملل را گرفتند. در 22 مه 1967 ناصر بسته شدن تنگه تيران را بر روي كشتي‌هاي اسراييل اعلام كرد و با اين اقدام بندر اسراييلي ايلات به محاصرة مصر درآمد. در اين زمان 10 درصد واردات اسراييل از طريق اين بندر صورت مي‌گرفت، اما تمام نفت حمل شده از سوي ايران از طريق اين بندر وارد اين كشور مي‌گرديد.

    وزير امور خارجه اسراييل در مقابل اعلام كرد كه بسته شدن تنگه تيران را تحمل نخواهد كرد. امريكا از آن خواست كه براي باز كردن تنگه به زور متوسل نشود و مجدداً تضمين سال 1957 خود را دربارة آزادي كشتيراني در خليج عقبه يادآور شد. امريكا همچنين براي فراهم كردن يك ناوگان بين‌المللي جهت باز كردن مجدد تنگه تيران اقداماتي را به عمل آورد. با اين حال اسراييل جنگ را آغاز كرد و صحراي سينا را اشغال نمود و با تسلط بر شرم الشيخ و تنگه تيران، ديگر مانعي بر سر راه دسترسي به بندر ايلات وجود نداشت.

    ابا ابان وزير امور خارجه اسراييل در 19 ژوئن 1967در سخنراني خود در مجمع عمومي سازمان ملل متحد گفت: «باز شدن تنگه تيران به روي كشتيراني اسراييل عنصر جديدي به نقشة ترابري جهان افزود.اسراييل روي اين عنصر جديد پلي ساخت كه آن را به كشورهاي دوست در آسيا و شرق افريقا متصل كرد. پلي تشكيل شده از شبكه روابطي كه اسراييل توانست در سالهاي اخير برقرار كند، روابط كه اسراييل آن را ماية مباهات خود مي‌داند، زيرا بر اين تافته، آيندة اقتصادي اسراييل بافته مي‌شود.»

    بالاخره به موجب موافقتنامة صلح كمپ ديويد، منعقده بين مصر و اسراييل در سال

    ***111***

    سارايوو نقطة آغاز جنگ جهاني اول بود، تنگه تيران نيز موجب جنگ ژوئن 1967 اعراب و اسراييل گرديد. در 16 مه 1967، مصر از سازمان ملل خواست كه نيروهاي خود را از صحراي سينا و شرم الشيخ خارج نمايد. بر اساس مدارك موجود، مصر نه مي‌خواست و نه آماده براي جنگ بود و انتظار داشت سازمان ملل تقاضاي وي را نپذيرد. ولي اوتانت دبير كل سازمان ملل در 18 ماه مه به تقاضاي مصر جواب مثبت داد و سربازان سازمان ملل از شرم‌الشيخ بيرون رفتند. اين اقدام اشتباهي بزرگي بود، زيرا تنها حايل ميان دو طرف متخاصم از ميان برداشته شد و به دنبال آن نيروهاي مصر جاي نيروهاي سازمان ملل را گرفتند. در22 مه 1967 ناصر بسته شدن تنگه تيران را بر روي كشتي‌هاي اسراييل اعلام كرد و بااين اقدام بندر اسراييلي ايلات به محاصرة مصر درآمد. در اين زمان 10 درصد واردات اسراييل از طريق اين بندر صورت مي‌گرفت، اما تمام نفت حمل شده از سوي ايران از طريق اين بندر وارد اين كشور مي‌گرديد.

    وزير امور خارجه اسراييل در مقابل اعلام كرد كه بسته شدن تنگه تيران را تحمل نخواهد كرد. امريكا از آن خواست كه براي باز كردن تنگه به زور متوسل نشود و مجدداً تضمين سال 1957 خود را دربارة آزادي كشتيراني در خليج عقبه يادآور شد. امريكا همچنين براي فراهم كردن يك ناوگان بين‌المللي جهت باز كردن مجدد تنگه تيران اقداماتي را به عمل آورد. با اين حال اسراييل جنگ را آغاز كرد و صحراي سينا را اشغال نمود و با تسلط بر شرم‌الشيخ و تنگه تيران، ديگر مانعي بر سر راه دسترسي به بندر ايلات وجود نداشت.

    ابا ابان وزير امور خارجه اسراييل در 19 ژوئن 1967 در سخنراني خود در مجمع عمومي سازمان ملل متحد گفت: «باز شدن تنگه تيران به روي كشتيراني اسراييل عنصر جديدي به نقشة ترابري جهان افزود. اسراييل روي اين عنصر جديد پلي ساخت كه آن را به كشورهاي دوست در آسيا و شرق افريقا متصل كرد. پلي تشكيل شده از شبكه روابطي كه اسراييل توانست در سالهاي اخير برقرار كند، روابطي كه اسراييل آن را ماية مباهات خود مي‌داند، زيرا بر اين تافته، آيندة اقتصادي اسراييل بافته مي‌شود.»

    بالاخره به موجب موافقتنامة صلح كمپ ديويد، منعقده بين مصر و اسراييل در سال

    ***111***

    1979 تنگه تيران خليج عقبه رسماً به عنوان «آبراه بين‌المللي كه به روي تمام ملل باز است» اعلام شد. همچنين حق عبور آزاد اسراييل از كانال سوئز مورد تأييد مصر قرار گرفت.

    اسراييل و تنگه باب المندب

    رفت و آمد به بندر ايلات نه تنها مستلزم عبور از تنگه تيران، بلكه عبور از درياي سرخ و تنگه باب المندب (دروازه اشك‌ها) است. بنابراين اسراييل همواره نگران رفت و آمد كشتي‌هاي خود از اين تنگه نيز بوده است. تنگه باب المندب 5/10 مايل پهنا 35 مايل طول و 12 الي 183 متر عمق دارد و تعداد كشتي‌هايي كه روزانه از آن مي‌گذرند، 55 فروند است. سواحل دو طرف تنگه متعلق به يمن، اريتره و جيبوتي است. در تنگه باب المندب جزيرة پريم واقع شده كه آن را به دو قسمت تقسيم مي‌كند. اين جزيره كه 5 مايل مربع وسعت دارد متعلق به يمن است. كانال شرقي چزيرة پريم كمتر از 2 مايل پهنا و حداكثر 96 فوت عمق دارد و كانال غربي جزيرة پريم بيش از 1000 فوت عمق و به طور متوسط حدود 10 مايل پهنا دارد. اگر چه باب المندب را به دليل عرض و عمق زياد از نظر فيزيك نمي‌توان مسدود كرد، ولي مي‌توان با مين‌گذاري، اين آبراه را ناامن نمود. در ژوئه و اوت 1984، حدود 18 كشتي توسط مين‌هايي كه در انتهاي شمالي و جنوبي درياي سرخ كار گذاشته شده بود، به شدت آسيب ديدند. از سوي ديگر، رقابت قدرتهاي محلي اين امكان ضعيف ولي واقعي را به وجود مي‌آورد كه در هر كشمكشي در آينده به منظور جلوگيري از خطر قرار گرفتن در يك منطقة جنگي، از ورود كشتي‌ها به تنگه جلوگيري به عمل آيد.

    توجه اسراييل به تنگه باب المندب و جزاير درياي سرخ به دنبال جنگ‌هاي فرسايشي دهة 1970 و حادثة كشتي كورال سي (درياي مرجان) بيشتر شد. در ژوئن 1971 گروهي از چريك‌هاي وابسته به جبهة خلق براي آزادي فلسطين از يك موتور لنج به نفت كش اسراييلي كورال سي كه به ايلات مي‌رفت، حمله كردند. اين حمله از جزيرة پريم صورت گرفت. آن‌ها نتوانستند نفت‌كش را غرق كنند، ولي اين واقعه آسيب‌پذيري اسراييل را در باب المندب و درياي سرخ نشان داد. اين كشور احساس كرد كه امنيت آن به جزاير كوچك درياي سرخ

    ***112***

    بستگي دارد و اين جزاير مي‌توانند به گلوگاهي براي خفه كردن آن تبديل شوند. اين مسئله اسراييل را مصم كرد كه براي حفظ امنيت كشتيراني خود در برخي از اين جزاير حضور پيدا كند و يا كنترل برخي از آن‌هارا در دست گيرد.

    در 1970، اسراييل جزيرة حالب در 20 كيلومتري جنوب شرقي بندر عصب را اجاره كرد و در آن يك پايگاه هوايي و دريايي تأسيس نمود. علاوه برآن، يك پايگاه در بخش غربي اريتره به نام «رواجبات» و دو پايگاه ديگر به نام‌هاي «مهكلاي» در اسمره تأسيس كرد كه يكي از آن‌هاي ويژة فعاليت‌هاي جاسوسي بود. اسراييل در جزيرة دهلك نيز ايستگاه‌هاي رادار به منظور كنترل رفت و آمدهاي دريايي كشورهاي همجوار عربي و نيروهاي دريايي شوروي تأسيس نمود. حضور نظامي مستقيم اسراييل در برخي جزاير درياي سرخ اين امكان را براي اين كشور فراهم آورد كه تحركات نظامي كشورهاي عربي را از پشت جبهه تحت نظر گيرد.

    در 12 مارس 1973، گزارشهايي انتشار يافت كه اسراييل 25 جزيرة كوچك در نزديكي باب المندب را اشغال كرده است. اين كشور اعتراف كرد كه اين جزاير را به مدت 8 ماه به وسيلة يك نيروي كماندويي و بدون برافراشتين پرچم تحت اشغال خود داشته است. در اين گزارشها همچنين گفته شده بود كه اسراييل يك ايستگاه ارتباطي در جزيرة كوچك زقر در 32 كيلومتري ساحل يمن ايجاد كرده است. جزيرة زقر به علت ارتفاع زياد كه امكان نظارت بر رفت و آمدهاي دريايي را فراهم مي‌كند، از اهميت استراتژيكي برخوردار است.

    بدنبال اين گزارشها، يمن خواستار برچيدن ايستگاه مخابراتي ياد شده گرديد. مصر نيز كه خود را براي جنگ با اسراييل آماده مي‌كرد از اين گزارش‌ها نگران شد، زيرا حضور اسراييل را در جزيرة زقر براي امنيت ملي خود خطرناك مي‌دانست، لذا مسئله را در اتحادية عرب مطرح كرد. اتحاديه، كميته‌اي را مأمور رسيدگي و تحقيق در اين باره نمود. كميته پس از بررسي و بازديد از محل، گزارش داد كه تمام جزيره‌هاي نزديك باب المندب به استثناي دو جزيرة تحت اختيار اتيوپي خالي از سكنه‌اند. در اين گزارش گفته شده بود كه اسراييل ممكن از طريق اتيوپي در برخي از اين جزاير فعاليت‌هايي انجام داده و از جمله دستگاه‌هاي رادار نصب كرده باشند.

    ***113***

    از سوي ديگر، اسراييل گزارش‌هاي ياد شده را تكذيب كرد. اما ابا ابان وزير خارجة آن كشور در 28 مارس 1973 اظهار داشت: «امنيت اسراييل به امنيت و آزاد ماندن دروازة خروجي آن به درياي سرخ بستگي دارد و اسراييل به هر قيمتي از اين دروازة خروجي دفاع خواهد كرد.» در ابتداي جنگ اكتبر 1973 اعراب و اسراييل، يك هيئت بلندپاية يمني از مصر ديدار كرد. اين هيئت در مذاكره با مقامات مصري پيشنهاد كرد كه تنگه باب المندب با كمك دو كشور به روي كشتي‌هاي اسراييلي بسته شود. به دنبال آن كشتي‌هاي جنگي مصر در تنگه باب المندب مستقر شدند تا با همكاري كشتي‌هاي جنگي يمن، مانع تحريك كشتي‌هاي جنگي اسراييل شوند.

    پس از جنگ اكتبر، اسراييل نيروي دريايي خود را درياي سرخ تقويت كرد. از جمله در آوريل 1974، دو ناوچة موشك‌انداز از نوع «ويشف» به نيروي دريايي خود درياي سرخ افزود. به دنبال آن، شلومو رابيل فرمانده نيروي دريايي اين كشور، طي مقاله‌اي در روزنامه اسراييلي معاريو نوشت: «اين دريا كه در گذشته نقطه ضعف اسراييل بود، مي‌تواند به صحنة ابتكار عمل آن كشور به هنگام جنگ تبديل شده و براي پشت جبهة مصر و راه‌هاي درياي آن تهديد كننده شود. تسلط مصر بر كانال سوئز تنها يك كليد در اين گذرگاه آبي به نفع مصر است و كليد دوم و مهمتر مي‌تواند در دست اسراييل باشد، مشروط بر اينكه بداند چگونه برتري دريايي در منطقة درياي سرخ را حفظ كرده و آن را متحول سازد.»

    روابط اسراييل با كشورهاي كنارة درياي سرخ

    به طوري كه گفته شد، يكي از اصول استراتژي اسراييلي در درياي سرخ، برقراري روابط با كشورهاي واقع در كنارة اين دريا است. به همين منظور در اين قسمت روابط اسراييل با كشورهاي مصر، اتيوپي، اريتره و جيبوتي مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

    روابط اسراييل با مصر

    1. اختلافات سياسي اسراييل و مصر:  از زمان امضاي موافقتنامة صلح بين اسراييل

    ***114***

    و مصر در 1979، روابط دو كشور همچنان سرد باقي مانده و در طي دو دهة گذشته، تنش‌هاي متعددي در روابط دو كشور روي داده است. در سال 1980 پارلمان اسراييل، شهر بيت‌المقدس دو بخش شرقي و غربي را پايتخت ابدي اين كشور اعلام كرد. در 4 ژوئن 1981، اسراييل نيروگاه اتمي عراق به نام تموز را بمباران كرد. در دسامبر 1981، اسراييل ارتفاعات جولان را ضميمة خاك خود نمود و در سال 1982 بخش‌هايي از لبنان را اشغال كرد. اين حوادث، خشم عمومي را در مصر برانگيخت و سبب توقف روند عادي سازي روابط دو كشور شد.

    خشم مردم مصر در ترور ديپلمات‌هاي اسراييل در قاهره متبلور شد. در 4 ژوئن 1984، 20 اوت 1985 و 19 مارس 1986 ديپلمات‌هاي اسراييلي در قاهره مورد حمله قرار گرفتند. در اين حملات تعدادي از افسران اطلاعاتي و چند نفر از كادر سياسي سفارت اين رژيم در قاهره گشته شدند. در 5 اكتبر 1985، سليمان خاطر، يك سرباز مصري، به جهاگردان اسراييلي تيراندازي كرد و 7 نفر از آنان را به قتل رساند.

    مسئله ديگري كه موجب ايجاد تنش در روابط دو كشور شد، مربوط به جاسوسان اسراييلي در مصر بود. از زمان امضاي موافقتنامة صلح، 15 شبكة جاسوسي اين رژيم در مصر كشف شده است. موضوع زندانيان مصري و اسراييلي در زندان‌هاي دو كشور نيز مشكل ديگري مي‌باشد، اين افراد به اتهام قاچاق و يا جاسوسي دستگير و زنداني شده‌اند. مصر مي‌گويد كه 200 نفر از اتباع آن در اسراييل زنداني هستند، اما اسراييل تعداد اين افراد را 15 نفر اعلام كرده است. در سال 1995، تنش سياسي ديگري بين دو كشوري روي داد. در اين سال تلويزيون اسراييل گزارشي منتشر كرد كه در آن گفته شده بود در جريان جنگ‌هاي 1956 و 1967 حدود 35 نفر از اسيران مصري به قتل رسيده‌اند. مصر خواهان بررسي اين مسئله و پرداخت خسارت شد. اما اسراييل اعلام كرد كه اين مسئله مشمول مرور زمان شده و امكان محاكمه قاتلان را رد كرد. مشكل ديگر روابط دو كشور، مربوط به وضع 10 الي 14 هزار نفر از كارگران مصري شاغل در اسراييل است. اين كارگران عموماً در مشاغل پست كار مي‌كنند و در مواردي از آن‌ها به جاي كارگران فلسطيني اخراجي استفاده مي‌شود.

    ***115***

    خودداري اين رژيم از عضويت در پيمان منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي نيز موجب تنش در روابط دو كشور شده است. در مقابل مصر نيز فعاليت‌هاي هسته‌اي خود را از سال 1993 با فراخواندن دانشمندان هسته‌اي خود از خارج سرگرفته است. نگراني مصر همچنين ناشي از خطرات زيست محيطي و بيولوژيك تشعشات هسته‌اي و زمين لرزه‌هاي مربوط به فعاليت‌هاي هسته‌اي اسراييل است. كارشناسان مصري معتقدند كه ارتباط مستقيمي بين فعاليت‌هاي زمين لرزه درياي مديترانه و انفجارات هسته‌اي اسراييل وجود دارد. اين مسئله منجر به مشاجرة شديدي بين نمايندگان دو كشور در كنفرانس اردن در مه 1996 گرديد. موضوع اين كنفرانس، جلوگيري از آثار زمين لرزه در درياي مديترانه بود.‌ آخرين آزمايش هسته‌اي اسراييل، در ژوئن 1998 در دريايي سرخ صورت گرفت كه سبب شكايت مصر به كميتة بين‌المللي منع آزمايش‌هاي اتمي گرديد. مصر همچنين نارضايتي خود را از عدم تمكين اين رژيم نسبت به كنوانسيون‌هاي مربوط به سلاح‌هاي غير متعارف شيميايي و ميكروبي ابراز كرده است. مسئله برتري نظامي اسرائيل نيز همواره موجب نگراني مصر بوده است.

    از سوي ديگر، علي‌رغم اينكه عدم موازنة نظامي به نفع اسراييل است، اين كشور با انعقاد پيمان همكاري نظامي با تركيه، مشكلات استراتژيكي جديد را براي مصر ايجاد كرده و مصر واكنش شديدي نسبت به همكاري‌هاي نظامي اسراييل و تركيه نشان داده است. اسراييل در راستاي حضور استراتژيك خود در اطراف مصر، در سالهاي اخير روابط خود را با اتيوپي و اريتره توسعه داده و سعي كرده است با يمن و جيبوتي نيز ارتباط برقرار كند.

    2. اختلاف‌هاي مرزي اسراييل و مصر اختلاف دو كشور در مورد طابا نيز موجب تيرگي روابط آن‌ها شده است. دو كشور در خليج عقبه بر سر 15 منطقة مرزي با يكديگر اختلاف دارند. در ميان آن‌ها، يك قطعة 640 متري در خط ساحلي خليج عقبه نزديك بندر ايلات قرار دارد كه به طابا معروف است.

    ريشه‌هاي اختلاف به سال 1906 كه مصر در اشغال بريتانيا بود، باز مي‌گردد. در اين سال نيروهاي عثماني باريكة ساحلي طابا را اشغال كردند، ولي بعداً تحت فشار نيروهاي

    ***116***

    بريتانيا ناگزير به عقب‌نشيني شدند. بعد از مذاكرات نمايندگان عثماني، بريتانيا و مصر مقرر گرديد ناحية طابا محل رفت و آمد باشد. در 1915، كلنل لورنس، معروف به لورنس عربستان نقشه‌اي از اين منطقه تهيه كرد كه بر اساس آن، حدود 1200 متر از شمال شرقي باريكة ساحلي طابا، محل رفت و آمد تعيين شد. لورنس اعلام كرد قصد دارد جزئيات اين نقشه را بعداً مشخص نمايد. اين مسئله منجر به آن شد كه منطقة مثلث شكلي كه امتداد جنوبي آن به طابا ختم مي‌شد، تحت حاكميت دو طرف باقي بماند و به عنوان خط مرزي بين مصر و فلسطين كه تحت قيمومت بريتانيا بود، تعيين گردد. اين خط مرزي تا زمان ايجاد كشور اسراييل در 1948 به همين صورت باقي بود تا در جنگ 1967، اسراييل ضمن اشغال صحراي سينا، منطقة طابا را نيز اشغال كرد.

    مسئله مالكيت طابا بعد از امضاي پيمان صلح مصر و اسراييل در مارس 1979 دوباره مطرح شد. به موجب اين پيمان، اسراييل پذيرفت كه در مدت 3 سال از صحراي سينا عقب‌نشيني كند و به دنبال آن نيروهاي اشغالگر از آن عقب‌نشيني كردند، اما در باريكة ساحلي طابا باقي ماندند. اين مسئله موجب يك سلسله مذاكرات بين دو كشور در 1982 گرديد كه از آن نتيجه‌اي به دست نيامد. در جريان مذاكرات، طرف اسراييلي تأكيد مي‌كرد كه تنها موافقتنامة 1906 معتبر است، در حالي كه مصر بر اعتبار نقشة 1915 اصرار مي‌ورزيد. در همين حال اسرائيلي‌ها باريكة ساحلي طابا را به عنوان يك مركز توريستي توسعه دادند و يك هتل بسيار لوكس در آن بنا كردند. در مارس 1983، مذاكرات سه جانبه‌اي بين نمايندگان مصر، اسراييل و سازمان ملل در اين باره در اسماعيليه انجام گرفت، اما هيچگونه پيشرفتي حاصل نشد. اين مسئله مجدداً در نوامبر 1983 در قاهره بين پطروس غالي كه بعداً وزير خارجة مصر و دبير كل سازمان ملل شد و ديويد كيمجه وزير خارجة بعدي اسراييل مورد مذاكره قرار گرفت، اما باز هم توافقي به دست نيامد. به دنبال آن حسني مبارك رئيس جمهوري مصر در سپتامبر 1984 اعلام كرد كه دليل عدم ملاقات وي با شيمون‌پرز (نخست وزير بعدي اسراييل) عدم توافق دو كشور در مورد طابا بوده است.

    سرانجام دو كشور توافق نمودند كه منطقة طابا تحت كنترل نيروهاي ناظر چند مليتي

     ***117***

    قرار گيرد. در سال 1984 پيشرفت عمده‌اي حاصل شد و طرفين موافقت كردند كه داوري يك دادگاه بين‌المللي را در اين بپذيرند. بر اساس رأي دادگاه داوري بين‌المللي در 1989 قرار شد كه اين منطقه به مصر واگذار شود.

    3. همكاري‌هاي اقتصادي اسراييل و مصر علي رغم اختلاف‌هاي سياسي و مرزي، دو كشور از زمان انعقاد پيمان صلح با يكديگر همكاري‌هاي اقتصادي داشته‌اند كه مهمترين آنها در زمينة نفت و گاز است. بر اساس پيمان صلح 1979، مصر ساليانه حدود 200 ميليون دلار نفت خام تحويل اسراييل مي‌دهد. دو كشور همچنين در احداث يك پالايشگاه در اسكندريه مشاركت دارند كه هزينة احداث آن 2/1 ميليارد دلار و ظرفين آن 100 هزار بشكه در روز است. قرار است اين پالايشگاه در 1998 مورد بهره‌برداري قرار بگيرد.

    همكاري ديگر اسراييل و مصر در مورد احداث يك خط لولة گزار است. مصر در 1996 براي مقابله با طرح خط لولة گاز قطر به اسراييل، پيشنهاد احداث اين خط لوله را كرد. اين خط لوله 150 كيلومتر طول دارد و هزينة آن در مقايسه با خط لولة گاز قطر به اسراييل بسيار اندك خواهد بود. اين خط لوله سپس به اردن امتداد خواهد يافت. براي تأمين گزا اين خط لوله، شركت‌هاي امريكايي «آموكو» و ايتاليايي «اجيب» مشغول توسعه چاه‌هاي گاز در دلتاي رود نيل هستند. دو كشور همچنين پيشنهادهايي براي همكاري در زمينه‌هاي كشاورزي، ارتباط شبكه‌هاي برق، اجراي پروژه‌هاي مشترك صيادي، حفاظت محيط زيست و گردشگري ارائه داده‌اند.

    روابط اسراييل با اتيوپي

    اسراييل از ديرباز روابط نزديكي با اتيوپي داشته است. چندين عامل در گسترش روابط بين دو كشور مؤثر بوده است. 1. اهمت استراتژيكي اتيوپي، 2. زمينه‌هاي مشترك تاريخي، 3. دو كشور اسراييل و اتيوپي هر دو غير عرب هستند، 4. وجود يهوديان فالاشه در اتيوپي.

  • اهميت استراتژيكي اتيوپي ـ اتيوپي تا قبل از استقلال اريتره، به علت واقع شدن در نزديكي تنگه باب المندب داراي اهميت استراتژيكي بود. اين مسئله سبب شده بود كه
  • ***118***

    اتيوپي در طول تاريخ مورد توجه كشورهاي مختلف از جمله پرتغال، عثماني، ايتاليا، شوروي، امريكا و اسراييل قرار گيرد. آلبوكرك دريادار پرتغالي معتقد بود هر دولتي كه بر سه تنگه باب المندب،‌ هرمز و مالاكا تسلط داشته باشد، بر جهان مسلط خواهد بود. تسلط بر تنگه باب المندب نيز از طريق تسلط بر سواحل دو طرف آن يعني يمن، اتيوپي يا اريتره و جيبوتي ميسر است. از سوي ديگر، اتيوپي 126 جزيره در انتهاي جنوبي درياي سرخ و در نزديكي‌هاي باب‌المندب داشت كه بر اهميت استراتژيكي و ژئوپوليتيكي آن مي‌افزود.

    مهمترين اين جزاير، مجمع الجزاير «دهلك» است كه شامل چندين جزيره است كه مهمترين و بزرگترين آن‌ها دهلك بزرگ است. اين جزيره 751 كيلومتر مربع وسعت دراد و در فاصلة 50 كيلومتري از بندر مهم و بازرگاني مساوا واقع شده است. جزيره نوره در مرتبة بعد با مساحت 50 مايل مربع است. اين جزاير در گذشته حكومت نيمه‌پادشاهي داشت كه داراي نيروي دريايي قدرتمندي بود و رفت و آمد در درياي سرخ را كنترل مي‌كرد. اين جزاير آب انبارهاي بزرگي دارد كه در كنار صخره‌ها تراشيده شده و تا به امروز بر جاي مانده است. در حال حاضر اين جزاير اهميت نظامي دارند و در گذشته نيز نيروي دريايي شوروي در اين جزاير پايگاه داشت. به طور كه گفته شد اسراييل نيز از اين جزاير استفاده مي‌كرد.

  • زمينه‌هاي مشترك تاريخي ـ ميراث مشترك تاريخي نيز به نزديكي دو كشور كمك كرده است. در اين مورد مي‌توان به اساطيري اشاره كرد كه بر اساس آن امپراتور حبشه از نسل ملكه سبا بوده و داراي لقب «شير پيروزمند يهودا» است. در حدود 1000 سال قبل از ميلاد، مردم سامي‌نژاد از كشور سبا (يمن) از درياي سرخ گذشته و وارد اتيوپي شدند. اين مردم در قرن چهاردهم پادشاهي آكسوم را تأسيس كردند. آن‌ها به تدريج مناطق شمالي فلات اتيوپي و مناطق كم‌آب شرقي و استان تيگره واقع در جنوب شرقي اريتره را به تصرف درآوردند. پادشاهي آكسوم رفته رفته دامنة نفوذ خود را به مصر و يمن گسترش داد، اما از قرن ششم رو به اضمحلال گذاشت و كمك از خاطره‌ها محو گرديد.
  • هرتزل در كتاب «دولت يهود» تلاش مي‌كند تا بين قوم يهود و اقوام افريقايي وجوه مشتركي بيابد. به نظر وي ستمي كه در طي قرن‌ها بر قوم يهود و افريقايي‌ها رفته، وجه

    ***119***

    مشترك بين اسراييل و كشورهاي افريقايي است. در همين راسا، هرتزل خود وعده مي‌دهد كه يهوديان پس از تأسيس كشور مستقل خود، براي آزادي افريقايي‌ها اقدام خواهند كرد.

    3. وجود يهوديان فالاشه ـ وجود تعداد بسيار زياد يهوديان فلاشه در اتيوپي نيز به نزديكي روابط دو كشور كمك كرده است. اسراييل در زمان‌هاي مختلف با توافق دولت اتيوپي، فالاشه‌ها را به كشور خود منتقل كرده است. اين رژيم حدود 47 هزار يهودي اتيوپيايي را در دو عمليات گستردة هوايي به نام‌هاي موسي» در 1984 و «سليلمان» در 1992 به كشور خود منتقل كرد. دولت اسراييل براي اين مهاجران جديد چادرهايي در صحراي نقب برپا كرد تا آنان را در اين منطقة صحرايي بازپروري كند و سپس شهرهايي براي آن‌ها بسازد. اين چادرها همانند كمربندي پيرامون نيروگاه هسته‌اي اسراييل يعني «تموته» قرار دارد.

    البته اين مسئله مشكلاتي را نيز براي دولت اسراييل به وجود آورده است. در سال 1995 رهبران حدود 14 هزاري يهودي سياهپوست اتيوپيايي مقيم اسراييل از دولت اسحاق رابين خواستند كه به بيشترشان اجازه بازگشت به اتيوپي داده شود تا از برخورد نژادپرستانة سفيد پوستان در امان باشند. همچنين وضعيت زندگي اين عده بسيار ناهنجار است و آنان از سه سال قبل در چادرهايي در صحراي نقب زندگي مي‌كنند و دولت نيز به قول خود مبني بر انتقال آن‌ها به خانه‌هاي دائم در شهرها عمل نكرده است. برخي از ديپلمات‌هاي اتيوپي در اسراييل نيز گفته‌اند كه هيئتي از يهوديان مهاجر اين كشور در ملاقات با آنان خواستار بازگشت به اتيوپي شده‌اند.

    4. اسراييل و اتيوپي كشورهاي غير عرب هر دو كشور هميشه با كشورهاي مشكل داشته‌اند و اين مسئله نيز سب نزديكي بيشتر آن‌ها به يكديگر شده است. اسراييل تا كنون 5 بار با كشورهاي عربي جنگيده است. جنگ‌هاي 1949، 1956، 1967، 1973 و جنگ لبنان در 1982. اتيوپي نيز با كشورهاي عربي به علت حمايت اكثر آن‌ها از جدايي‌خواهان اريتره، روابط خوبي نداشته است. سودان از «جبهة آزاديبخش مردم اريتره» در سال‌هاي جنگ، حمايت‌هاي وسيعي به ل مي‌آورد و رزمندگان اريتره همواره از سودان به عنوان پايگاه استفاده مي‌كردند. به طوري كه از طريق اين كشور، جاده‌هاي تداركاتي به

    ***120***

    مناطق تحت تسلط مبارزان اريتره احداث شده بود. يمن اولين كشوري بود كه اسلحه در اختيار مبارزان اريتره قرار داد و به آن‌ها اجازه داد كه در اين كشور دفتر تأسيس كنند. مصر در دهة 1970 كمك‌هاي پزشكي و نظامي به مبارزان اريتره مي‌داد و در سال 1989، افواركي دبير كل «جبهة آزاديبخش مردم اريتره» ضمن بازديد از قاهره با حسني مبارك رئيس جمهوري مصر نيز مذاكره نمود. عربستان نيز كمك‌هاي مالي به مبارزان اريتره اعطا مي‌كرد و «جبهة آزاديبخش اريتره» در جده داراي دفتر بود. جبهة ياد شده از حمايت دولت سوريه نيز برخوردار بود و دفتر نمايندگي در دمشق داشت. به اين ترتيب وجود دشمن مشترك سبب نزديكي بيشتر اسراييل و اتيوپي به يكديگر شده بود.

    پس از خروج نيروهاي بريتانيا از عدن و تأسيس جمهوري دموكراتيك يمن، همكاري بين اسراييل و اتيوپي براي جلوگيري از تبديل شدن درياي سرخ به يك درياچة عربي گسترش يافت. در حالي كه كشورهاي عربي به جنبش آزاديبخش اريتره كمك مي‌كردند، اسراييل نيز به اتيوپي براي مقابله با جنبش ياد شده كمك مي‌نمود. ژنرال يهوشفاط هركابي مسئول اطلاعات نظامي اسراييل در اين مورد گفت: «اسراييل به هر قيمت بايد مانع ظهور يك اريترة مستقل شود، زيرا اين كشور پيرو اعراب خواهد بود و درياي سرخ را به يك درياچه عربي تبديل خواهد كرد و اين امر عواقب وخيمي براي اسراييل خواهد داشت.»

    در 1977، مبارزان اريتره حملات گسترده‌اي را عليه اتيوپي آغاز كردند و اكثر شهرهاي اريتره را تصرف نمودند، به طوري كه فقط چهار شهر در تصرف نيروهاي اتيوپي باقي بود. در همين زمان نيروهاي سومالي به اتيوپي حمله كردند و اوگادن را اشغال نمودند. نيروهاي اتيوپي كه در دو جبهه مشغول جنگ بودند، نتوانستند حملات مبارزان اريتره را دفع كنند و اين امر سبب نگراني اسرائيل شد، زيرا مايل نبود در نزديكي باب المندب يك كشور عربي جديد ايجاد شود. به همين دليل در ژوئيه 1977 دو جزيرة اتيوپي به نام‌هاي «فاطمه» و «حالب» را در نزديكي باب المندب اجاره كرد. از سوي ديگر اسراييل شروع به تعليم چتربازان و افراد نيروي دريايي اتيوپي نمود و تجهيزات نظامي در اختيار اين كشور قرار داد. نكتة مهم اينكه، علي‌رغم چرخش اتيوپي از بلوك غرب به طرف بلوك شرق در 1974 روابط نزديك

    ***121***

    اسراييل با اتيوپي ادامه يافت.

    5.   همكاري مشترك اسراييل و اتيوپي در حوزة رود نيل ـ كشورهاي عربي ادعا مي‌كنند كه اسراييل در صدد است تا با گسترش روابط با اتيوپي و تقويت نفوذ خود در منطقة درياچه‌هاي بزرگ (منبع اصلي آب نيل) به طور جدي در مسائل مربوط به رود نيل شركت نمايد تا اهرم فشاري عليه مصر و سودان در دست داشته باشد. اقتصاد مصر شديداً به آب رود نيل وابسته است. از خئوپس تا محمد علي و از محمد علي تا جمال عبدالناصر سياست خارجي مصر همواره تحت تأثير آب‌هاي رود نيل بوده است.

    بر اين اساس، مصر همواره از كاهش ميزان آب رود نيل توسط كشورهاي پايين رود نگران بوده و تهديد كرده است كه آن را تحمل نخواهد كرد. در مقابل سمت‌گيري ژئوپوليتيك سنتي اتيوپي همواره به سمت شاخ آفريقا و درياي سرخ بوده تا به سمت حوزة رود نيل. با اين حال چون مصر و اتيوپي از ديرباز مواضع متفاوتي نسبت به اسراييل و قدرت‌هاي بزرگ داشته‌اند، مسئله رود نيل به عنوان اهرم فشار مورد بهره‌برداري قرار گرفته است.

    در طي دهة 1950 جمال عبدالناصر رهبر مصر شعارهاي تندي عليه اسراييل مي‌داد. در حالي كه هايله سلاسي روابط نزديكي با آن رژيم داشت و از اين كشور كمك‌هاي مالي و نظامي دريافت مي‌كرد. در سال‌هاي 63ـ1958 دفتر احياي اراضي امريكا 33 پروژه را در حوزة رود نيل آبي و شعبات آن (در اتيوپي) مورد بررسي  قرار داد. بر اساس اين پروژه‌ها، 434 هزار هكتار از اراضي زير كشت آبي مي‌رفت و 6965 مگاوات برق توليد مي‌شد. اين مسئله هشداري به ناصر تلقي شد كه تهديدات خود را عليه اسراييل تعديل كند.

    در دهة 1970، انور سادات رئيس جمهوري مصر، مستشاران روسي را اخراج كرد و براي جلب كمك‌هاي اقتصادي و نظامي به سوي امريكا گرايش پيدا كرد. در مقابل هايله ماريام رهبر اتيوپي روابط نزديكي با شوروي برقرار نمود. در اين هنگام نيز اتيوپي به استفاده از برگ برنده، يعني آب روي آورد. به دنبال آن، كارشناسان شوروي مطالعات عملي را در منطقه درياچه تانا انجام دادند و در همان حال دولت اتيوپي اعلام كرد حق بهره‌برداري از منابع طبيعي خود را دارد.

    ***122***

    در سال 1977 اتيوپي در كنفرانس آب سازمان ملل متحد در ماردل پلاتا اعلام كرد قصد دارد اراضي وسيعي از دشت نيل آبي را زير كشت ببرد. علت اين تصميم آن بود كه مصر از سومالي در جنگ اوگادان پشتيباني مي‌كرد. در پاسخ، سادات تهديد كرد كه هر گونه پروژة انحراف آبي را كه به مرحله اجرا درآيد، بمباران خواهد كرد. در سال 1979، هايله ماريام طرح‌هاي سادات را براي انتقال آب نيل به صحراي سينا تقبيح و تهديد نمود كه به تلافي اين حركت، جريان رود نيل آبي را كاهش خواهد داد.

    مصر در سالهاي مختلف، اسراييل را متهم كرده است كه اتيوپي را در اين موارد تحريك مي‌كند و با اين كشور در احداث سد بر رويرود نيل آبي همكاري دارد. مصر مي‌گويد كه احداث سد بر روي رود نيل آبي و شعبات آن مغاير با منافع ملي آن كشور است. با اين حال هر چند مهندسان اسراييلي در مورد پروژه‌هاي آبياري در شرق اتيوپي پيشنهادهايي ارائه داده‌اند، اما دليلي در دست نيست كه در مورد نيل آبي با كمك اسراييل طرح‌هايي در دست اجرا باشد. از سوي ديگر، اين مسئله نيز مطرح است كه آيا اسراييل به تنهايي سرماية لازم براي اجراي چنين پروژه‌هايي را دارد؟ يا اينكه آمريكا آن‌ها را پشتيباني خواهد كرد؟

    روابط اسراييل با اريتره

    روابط نزديك اسراييل با اتيوپي سبب شده بود كه مبارزان اريتره به دشت به اسراييل حمله كنند. در برنامة انقلاب اريتره كه توسط «جبهة آزاديبخش مردم اريتره» به رهبري ايساياس افواركي، رئيس جمهور فعلي اريتره د سال 1977 تصويب شده، آمده است:

    «نيروهاي اشغالگر حبشي كشور ما و ثروت‌هاي ملي آن را دو دستي به سرمايه‌داران خارجي و بيش از همه به شركت‌هاي صهيونيستي تقديم نموده‌اند. آن‌ها با گشاده‌دستي ويژه‌اي مقدرات اقتصادي و مراكز نظامي اريتره را در اختيار قواي بيگانه قرار داده‌اند. از جمله دلايلي كه اريتره به حالت اشغال باقي مانده، امنيتي است كه براي منافع همان شركت‌ها و دول خارجي ايجاد شده است. شركت‌هاي صهيونيستي در سراسر اريتره و در تمام موارد از واردات و صادرات گرفته تا صنايع و حتي مطبوعات نفوذ دارند و در تمام امور دخالت مي‌كنند.

    ***123***

    دولت حبشه خود را در اختيار امپرياليسم و صهيونيسم جهاني قرار داده و حافظ منافع آن‌ها در درياي سرخ و اريتره است.»

    در بخش ديگري از برنامة انقلاب اريتره آمده است: «انقلاب ما مبارزة مسلحانه انقلابيون فلسطين عليه اشغالگران صهيونيست را تأييد مي‌كند و آماده است كه تمام نيروهايش را در اختيار انقلاب فلسطين قرار دهد، زيرا هر دو عليه دشمن مشتركي مي‌جنگيم. صهيونيسم هم فلسطين و هم ارتيره را اشغال كرده و به رژيم حبشه ياري مي‌رساند.»

    اما مبارزان اريتره پس از پيروزي، همان كاري را انجام دادند كه مدعي بودند دولت اتيوپي انجام مي‌دهد. آن‌ها نه تنها شعارهاي انقلابي را كنار گذاشتند بلكه با «اشغالگران صهيونيست» روابط نزديك برقرار كردند. در فورية 1991 ايساياس افواركي رئيس جمهور اريتره در حالي كه به علت ابتلا به بيماري مالاريا در حال بيهوشي به سر مي‌برد، براي معالجه به تل‌آويو انتقال داده شد. اين مسئله مقدمه‌اي براي برقراري روابط سياسي رسمي بين دو كشور گرديد. افواركي پس از بهبودي اظهار داشت كه اميدوار است پس از همه‌پرسي، يك ديدار رسمي از اسراييل به عمل آورد. ملس زناوي نخست‌وزير اتيوپي براي عادي‌سازي روابط سياسي اسراييل با اريتره ميانجيگري كرد و به دنبال آن، سفير اسراييل در آديس آبابا در 1991 به اريتره مسافرت و با افواركي مذاكره نمود و از قسمت‌هاي مختلف اسمره بازديد كرد. پس از اين ديدار، دولت اسراييل دفتر نمايندگي خود را در اسمره افتتاح كرد ودر جشن‌هاي استقلال اريتره نيز هيئتي به سرپرستي وزير كشاورزي آن شركت نمود.

    افواركي در 1991 به طور رسمي به اسراييل سفر كرد. اين بار وي با واكنش منفي برخي كشورهاي عربي از جمله عربستان سعودي و سوريه روبرو شد. كشورهاي سودان، مصر و يمن نيز كه از متحدان عرب اريتره بودند، به اينامر اعتراض كردند و عربسان دفتر «جبهة آزاديبخش مردم اريترهن را در جده بست و كمك‌هاي  خود را به آن قطع نمود. به نبال آن افواركي دربارة روابط كشورش با اسراييل اظهار داشت كه آنچه براي اريتره اهميت دارد، حفظ صلح و ثبات در منطقه و درياي سرخاست. وي افزود اريتره يك كشور مستقل است و

    ***124***

    مستقل عمل مي‌كند و هيچ كشوري نيز حق دخالت در امور كشور ديگر را ندارد. در فورية 1992 يك هيئت سياسي، اقتصادي و نظامي اسراييل به سرپرستي سفير آن كشور در آديس آبابا به اسمره مسافرت كرد. اين هيأت با استقبال گرم افواركي روبرو شد. اين دومين بار بود كه سفير اسراييل در اتيوپي به اسمره مسافرت مي‌كرد.

    با استقلال اريتره در 1993، همكاري‌هاي ميان اسراييل و اريتره گسترش يافت. دو كشور در اين سال سه موافقتنامة نظامي، سياسي و اقتصادي امضا كردند. موافقتنامة نظامي به اسراييل اجازه مي‌دهد كه از تسهيلاتي كه در سطح پايگاه نظامي در اسمره و نكاليا و سنهين برخوردار شود. تعداد اين پايگاه در 1995 به شش مورد رسيد. متقابلاً، اريتره سلاح و تجهيزات و كارشناس نظامي از اسراييل دريافت كرد. بر اساس موافقتنامة سياسي، اسراييل براي بازسازي اريتره و تأسيس ساختمان‌هاي دولتي، كارشناس و هزينه‌هاي لازم را در اختيار دولت اريتره قرار مي‌دهد. به موجب موافقتنامة اقتصادي، كارشناسان كشاورزي و پزشكي اسراييل به اريتره اعزام مي‌شوند. همچنين اسراييل دوره‌هاي آموزشي براي توسعة امر كشاورزي در اريتره برگزار مي‌كند.

    روابط اريتره با اسراييل تبليغات منفي گسترده‌اي در مطبوعات كشورهاي عربي به دنبال داشت كه موجب تيرگي روابط اين كشور با كشورهاي عربي شد. براي بهبود اين روابط، ايساياس افواركي رئيس جمهوري اريتره در ژوئيه 1993 از عربستان سعودي ديدار كرد. وي در جريان ديدار از اين كشور به طور آشكار اتهامات مبني بر اينكه كشورش به اسراييل اجازه داده تا پايگاه نظامي در اريتره داشته باشد، رد كرد.

    در همين زمان، اتحادية عرب نيز ادعا كرد هواپيماهاي شناسايي اسراييل را كه برفراز جزاير دهلك در پرواز بوده‌اند، مشاهده كرده است. مقامات اريتره اين ادعا را رد واعلام نمودند كه روابط اريتره با اسراييل شامل همكاري‌هاي نظامي نيست. به هر حال شكي نيست كه يكي از عوامل اصلي كه موجب نزديكي اسراييل به اريتره شده، اهميت استراتژيكي اين كشور به ويژه جزاير آن در دهانة تنگه باب المندب است. اريتره از نظر اهميت استراتژيكي، جايگزين اتيوپي در اين منطقه شده است.

    ***125***

    از جمله عوامل ديگر نزديكي دو كشور، حمايت كشورهاي عربي از گروه‌هاي مخالف دولت اريتره است. اريتره مدعي است كه كشورهاي عربي از جنبش چريكي عفاها حمايت مي‌كنند تا يك كشور عربي جديد در درياي سرخ به وجود آورند. عفارها در اريتره، جيبوتي و اتيوپي پراكنده‌اند. از سوي ديگر، «جبهة آزاديبخش مردم اريتره» به رهبري افواركي كه قدرت را در اريتره در دست دارد، اگر چه تعداد زيادي مسلمان عضو آن هستند، با اينحال يك سازمان عمدتاً مسيحي است. به همين دليل كشورهاي عربي، به ويژه عربستان، در گذشته از جبهه‌هاي مخالف آن حمايت مي‌كردند. در 1993، افواركي عربستان را متهم كرد كه از مخالفان دولت اريتره حمايت مي‌كند كه به دنبال آن، عربستان كنسولگري اريتره را در جده در ژانويه 1993 بست.

    روابط اسراييل با جيبوتي

    جبيوتي در شاخ افريقا در تنگه باب‌المندب واقع شده و با كشورهاي اريتره، سومالي و يمن مرز مشترك دارد. اين كشور، مستعمرة فرانسه بود كه در سال 1977 مستقل شد. جيبوتي در گذشته به نام سرزمين عفار و عيسا معروف بود، زيرا دو گروه اصلي نژادي در اين سرزمين بسر مي‌برند، يكي عيساها كه ريشة سوماليايي دارند و 50 درصد جمعيت را تشكيل مي‌دهند و ديگري عفارها كه ريشة اتيوپيايي دارند و 40 درصد جمعيت را در بر مي‌گيرند.

    جيبوتي كشور ضعيف و كوچكي است. به همين دليل همواره از جانب همسايگان قدرتمند خود احساس نگراني مي‌كند. كشورهاي يمن و عربستان از جنبش چريكي عفارها حمايت مي‌كند. در صورت پيروزي عفارها، اين مسئله سبب تجزيه و تقسيم جيبوتي خواهد شد. اين امر موجب شده است كه جيبوتي در سياست خارجي خود دو رشو را در پيش گيرد. اولاً در مسائل شاخ افريقا موضع بيطرفي سياسي اتخاذ نمايد، ثانياً براي مقابله با تهديدات كشورهاي عربي و حفظ توازن، روابط خود را با اسراييل عادي نمايد.

    ***126***

    در مورد اخير، هيئت نمايندگي اسراييل در سازمان ملل متحد در 1994 اعلام كرد كه اسراييل و جيبوتي تصميم‌گرفته‌اند كه روابط خود را به حال عادي درآورند. وي گفت كه ابتدا اقداماتي در مورد بازشدن فضاي جيبوتي به روي هواپيماهاي اسراييلي و بندر جيبوتي به روي كشتي‌هاي اسراييلي اتخاذ خواهد شد.

    اسراييل و مناقشات حوزة درياي سرخ

    مطبوعات كشورهاي عربي گزارش‌هايي انتشار داده‌اند كه بر اساس آن اسراييل در مناقشات حوزة درياي سرخ دخالت دارد. در اين گزارش‌ها گفته شده كه اسراييل در بحران جزاير حنيش، بحران جنوب سودان و حتي جنگ ميان اتيوپي و اريتره در 1998 نقش داشته است. اما اسراييل اين گزارش‌ها را تكذيب كرده و اظهار داشته است كه با توجه به اهميت كشتيراني در درياي سرخ و تنگه باب المندب،‌ خواستار حفظ امنيت اين منطقه بوده و با هر اقدامي كه امنيت اين آبراه را به مخاطره اندازد، مخالف است.

    1. اسراييل و مناقشة اريتره و يمن مسئله دخالت اسراييل در بحران جزاير حنيش، نخستين بار از سوي روزنامه‌هاي عراق مطرح گرديد. روزنامة عراقي الجمهوريه، اقدام اريتره براي تصرف دو جزيرة مورد ادعاي يمن را تاش براي كنترل درياي سرخ از طريق همكاري با اسراييل دانست. اين روزنامه نوشت، اقدام اريتره فراتر از يك كشمكش با يمن است، بلكه اين جريان در ادامة تلاش براي كنترل سواحل و جزاير استراتژيك درياي سرخ است. الجمهوريه با متهم كردن اريتره به دشمني با اعراب و هم‌پيماني با اسراييل نوشت كمكش در درياي سرخ، توسط تل‌آويو هدايت و از سوي واشنگتن نيز پشتيباني مي‌شود. ناگفته نماند كه عراق روابط نزديكي با يمن دارد و يمن در جريان جنگ دوم خليج فارس از عراق حمايت مي‌نمود.

    مصر نيز احتمال دخالت اسراييل در بحران جزاير حنيش را رد نكرده است، عمر موسي وزير امور خارجه مصر در پاسخ به اين سؤال كه آيا اسراييل محرك اين

    ***127***

    مناقشه است، گفت: «نمي‌توانم به طور يقين آن را تأييد كنم، اما منطقي به نظر مي‌رسد و فرض‌هاي سياسي در اين زمينه وجود دارد، چرا كه اين مناقشه ابعاد ژئواستراتژيك دارد.»

    يمن نيز مي‌گويد كه تهاجم نظامي اريتره به جزيرة حنيش بزرگ و اشغال آن با استفاده از كشتي‌هاي جنگي اسراييل انجام گرفته است. صنعا، اسمره را به دريافت قايق‌هاي تندرو، وسايل مخابراتي، اسلحه و مهمات از تل‌اويو در مقابل دادن وعده‌هايي به اين كشور براي ايجاد پايگاه نظامي در يكي از جزاير درياي سرخ متهم مي‌كند. از سوي ديگر، اسراييل در راستاي حضور استراتژيك خود در باب المند، در سالهاي اخير به طور غير مستقيم از طريق جيبوتي، سومالي و كنيا از طريق يك تاجر يهودي يمني‌الاصل براي يمن نيز اسلحه ارسال كرده است. در مقابل، مقامات يمن اجازه داده‌اند كه 3 هزار يهودي يمني به اسراييل مهاجرت كنند كه مقامات فلسطيني تعداد اين افراد را بيشتر از اين رقم مي‌دانند. به گفتة آن‌ها، در سال 1996،  24 هزار نفر يهودي از يمن به اسراييل انتقال داده شدند. اين امر اعتراض‌هايي را از سوي كشورهاي عربي به يمن به دنبال داشت.

    همچنين اسراييل درسال‌هاياخير تلاش كرده است تا با يمن نيز ارتباط برقرار كند. در ژانوية 1996 اعلام شد كه علي عبدالله صالح رئيس جمهوري يمن با شيمون‌پرز نخست‌وزير اسراييل در پاريس به طور غير رسمي ملاقات كرده است. به دنبال آن، يكي از مقام‌هاي رسمي يمن گفت: كشورش آماده است پس از انعقاد قرار داد صلح ميان سوريه و اسراييل، با اين كشور قرارداد صلح امضا كند. در فورية 1977 نيز وزير امور خارجة اسراييل اعلام كرد كه روابط اسراييل با يمن در آيندة نزديك با افتتاح متقابل دفتر حافظ منافع برقرار خواهد شد.

    2. اسراييل ومخالفان دولت سودان ـ دولت سودان، اسراييل را متهم كرده است كه از مخالفان‌آن كشور حمايت مي‌كند. وزير امور كابينة سودان، در ژانوية 1997 اظهار داشت كه نبردهاي شرق اين كشور نمي‌توانست بدون كمك مؤثر

    ***128***

    اسراييل انجام شود. وي اسراييل را متهم به كمك‌رساني به اتيوپي و اريتره نمود. مصطفي عثمان اسماعيل، وزير مشاور در امور خارجة سودان نيز گفت كه در نبردهاي شرق و جنوب اين كشور كارشناسان اسراييلي شركت داشته‌اند. وي گفت كه هدف نبردهاي شرق و جنوب اين كشور، تجزية خاك سودان تأسيس يك دولت جديد در جنوب سودان است، تا به اين ترتيب امنيت سودان و به طور كلي امنيت ملي اعراب در درياي سرخ و در سرچشمه‌هاي رود نيل در معرض خطر قرار گيرد.

    يك مقام سوداني نيز گفت كه طي درگيري‌هاي ژانوية 1997 در شرق سودان، نيروهاي مسلح اين كشور موفق شدند مقاديري سلاح ساخت اسراييل را از نيروهاي اتيوپي در مناطق «الكرمك» و «قيسان» به دست آوردند. در همين حال، سفير سودان در اتيوپي گفت كه رئيس ارتش اسراييل از اردوگاه‌هاي مخالفان دولت خارطوم ديدار نموده و با تجمع‌هاي دموكرات سودان گفتگو كرده است. وي افزود اسراييل تعهد كرده است تا كمك‌هاي مالي در اختيار دولت خارطوم بگذارد.

    هر چند سلاح‌هاي ساخت اسراييل در ارتش‌هاي اريتره و اتيوپي نيز وجود دارد، اما گزارش مستقلي كه تأييد كند كارشناسان اسراييلي در نبردهاي شرق سودان شركت داشته‌اند، در دست نيست. دولت سودان حضور اسراييل را در اتيوپي و اريتره تهديدي براي امنيت ملي خود مي‌داند، بويژه كه روابط آن با اين دو كشور تيره است. از سوي ديگر اسراييل نيز بنيادگرايي اسلامي را در سودان بر نمي‌تابد و آن را بزرگترين تهديد عليه امنيت ملي خود تلقي مي‌كند.

    استراتژي جديد اسراييل در درياي سرخ

    شيمون پرز نخست‌وزير سابق اسراييل در كتاب خود به نام «خاورميانة جديد»، استراتژي سنتي اسراييل را كه مبتني بر تجاوز و توسعه‌طلبي ارضي است، رد مي‌كند. وي در اين كتاب با توجه به روند تحولات جهاني ضرورت بازنگري در اين استراتژي را يادآوري مي‌نمايد. ديدگاه‌هاي پرز مبتني بر واقعيت‌هاي دنياي كنوني

    ***129***

    است.

    تحولات جهاني نشان مي‌دهد كه ديگر وسعت يك كشور به تنهايي عامل قدرت محسوب نمي‌شود. به عبارت ديگر عصر توسعه‌طلبي ارضي سپري شده است. حتي امپراتوري‌هايي كه از طريق تجاوز به كشورهاي همسايه و اشغال اراضي آن‌ها شكل گرفتند، مانند اتحاد جماهير شوروي، امروزه به راحتي از اين متصرفات چشم‌پوشي مي‌نمايند. پرز نيز به اين نتيجه رسيده است كه اسراييل بايد سياست توسعة ارضي يا نظرية از نيل تا فرات را رها كند. از سوي ديگر در دنياي امروز مفهوم سنتي قدرت كه بر پاية قابليت‌هاي نظامي استوار بوده، تحت تأثير مفهوم جديد قدرت يعني بر اساس توانايي‌هاي اقتصادي و تكنولوژيك قرار گرفته است. در حال حاضر قدرت اقتصادي تعيين كنندة جايگاه و نقش كشورها در نظام بين‌المللي است. پرز نيز بر همين اساس استراتژي جديد اسراييل را بر مبناي همكاري‌هاي اقتصادي قرار مي‌دهد.

    علاوه بر آن، جنگ با كشورهاي عربي ديگر براي اسراييل كارساز نخواهد بود. پرز نوشته است: «با بررسي جوانب مختلف امور در مي‌يابيم كه درگيري و نبرد هيچ ضرورتي ندارد، بلكه خسارت‌هاي سنگين جاني و مالي براي هر دو طرف در بر دارد. كسي هم در جنگ پيروز بيرون نمي‌آيد. اسراييل همچنان باقي است و دشمنان نيز تسليم ما نمي‌شوند.»

    در مقابل، آنچه امروز امنيت اسراييل را تهديد مي‌كند، بنيادگرايي اسلامي است. فعاليت‌هاي انتفاضه در اراضي اشغالي، حزب‌الله در لبنان و فعاليت‌هاي بنيادگرايي در مصر و سودان، اسراييل را نگران كرده است. شيمون پرز، راه‌هاي مقابله با بنيادگرايي اسلامي را توسعة همكاري‌هاي اقتصادي بين اسراييل و كشورهاي منطقه در چارچوب ايجاد يك سازمان همكاري اقتصادي مي‌داند. وي نوشته است: «تنها راه حل، در ايجاد يك ساختار منظم منطقه‌اي براي توسعة اقتصادي و اجتماعي خلاصه مي‌شود.» وي نقطة حركت استراتژي جديد اسراييل را

    ***130***

    درياي سرخ مي‌داند. پرز در اين مورد در كتاب خود نوشته است:

    «ما مي‌توانيم از درياي سرخ شروع كنيم كه مصر و سودان و اريتره در يك سو و اسراييل و اردن و عربستان در سوي ديگر واقع شده‌اند. مي‌توان گفت كه ديگر انگيزه‌اي براي درگيري وجود ندارد. اتيوپي و اريتره‌خواهان ايجاد روابط با همسايگان خود و از جمله اسراييل هستند. مصر نيز قبلاً با اسراييل پيمان صلح امضا كرده است. اردن و عربستان نيز خواهان آزادي دريانوردي و صيد و پرواز هستند و مي‌توان به عنوان اولين گام، مسائلي چون اقدامات نجات دريايي و هوايي و شبكه‌هاي ارتباطي و تجهيزات هشدار دهنده و مانورهاي دريايي و زميني و نيز صنايعي مانند گردشگري و غذا را مورد بحث قرار داد و در مراحل بعدي به ايجاد يك پيمان استراتژيك پرداخت.»

    پرز در جاي ديگري از كتاب خود نوشته است: «من اطمينان دارم كه درياي سرخ يك نقطة شروع براي حركت روند صلح و حفظ آن خواهد بود. ما مي‌توانيم راه‌هاي طويل در طول سواحل آن ايجاد كرده و لوله‌هاي نفت و گاز و شبكه‌هاي برق و ارتباطات را در آن احيا كنيم و اين منطقه را به يك منطقة تجاري و شكوفا تبديل نماييم. درياي سرخ عبارت‌ است از يك خليج طولاني اما باريك كه با توجه به اين خصوصيت مي‌توان پل صلح را بر فراز ن احداث نمود.»

    نتيجه‌گيري

    درياي سرخ در استراتژي اسراييل همواره از دو نظر يكي كشتيراني و ديگري امنيتي حايز اهميت بوده است. استراتژي سنتي اسراييل در اين آبراه مبتني بر آزاد نگهداشتن آن بر روي كشتي‌هاي خود و در صورت امكان طبق دكترين بن گوريون محاصره اعراب بوده است. در راستاي تحقق اين استراتژي اسراييل هم به زور و هم به حقوق بين‌الملل متوسل شده است. اسراييل همچنين روابط خود را باكشورهاي غير عرب منطقه مانند اتيوپي توسعه داده و از تسهيلات جزاير آن در درياي سرخ استفاده

    ***131***

    كرده است.

    اما اخيراً با توجه به تحولاتي كه در صحنه روابط بين‌المللي روي داده، به نظر مي‌رسد كه اسراييل نيز در استراتژي سنتي خود تجديد نظر نموده است. شيمون پرز نخست وزير سابق اسراييل معتقد است كه جنگ با كشورهاي عربي براي اين كشور نتيجه‌اي در برندارد و اسراييل از طريق صلح در همكاري‌هاي اقتصادي بهتر مي‌تواند به اهداف خود برسد. لذا پيشنهاد ايجاد يك سازمان همكاري اقتصادي را نموده است. وي نقطه حركت استراتژي جديد اسراييل را درياي سرخ مي‌داند و به نظر وي مي‌توان پل صلح را برفراز درياي سرخ بنا كرد و آن را به يك منطقه تجاري و شكوفا تبديل نمود.

    ***132***

    /var/www/vhosts/rasad.ir/httpdocs/farsi/ArticleFish/Articles/13.htm
    Array
    (
        [0] => stdClass Object
            (
                [ArticleFishId] => 14
                [SerialNo] => 13
                [MTitle] => اسرائيل و حوزه درياي سرخ
                [FTitle] => 
                [AMTitle] => 
                [AFTitle] => 
                [EMTitle] => 
                [EFTitle] => 
                [ALanguage] => 1
                [TLanguage] => 0
                [ADateS] => 0
                [ADateM] => 0
                [ADateG] => 0
                [Side_NY] => 0
                [Side_NS] => 0
                [Side_B] => 0
                [Side_HY] => 0
                [Side_HS] => 0
                [Side_NE] => 1
                [Side_HE] => 0
                [SourceType] => 2
                [Book] => 0
                [BArticlePageFrom] =>           
                [BArticlePageTo] =>           
                [Magazine] => 2
                [MPublishDateS] => 1377
                [MPublishDateM] => 0
                [MPublishDateG] => 0
                [MYear] => 5
                [MNo] => 4
                [MSerialNo] => 16
                [MArticlePageFrom] => 107       
                [MArticlePageTo] => 134       
                [Site] => 0
                [ArticleAddrInSite] => 
                [FishWriter] => 3
                [WriteDate] => 10/19/2004 0:00:00
                [Confirmed] => 1
                [SupervisorView] => 
                [Abstract] => 
                [AAbstract] => 
                [EAbstract] => 
                [Editted] => 1
                [Degree] => 0
                [Mode] => 0
                [fldFirstPage] => 0
                [fldFPMod] => 0
            )
    
    )
    

    ورود

    ورود به سايت

    ورود به سايت


    شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.

    شناسه:

    کلمه عبور:


    درخواست شناسه کاربري

     
    No Image