Y يهود
Y صهوينيسم
= اسرائيل
"براي ما بايد کاملا روشن باشد که اين سرزمين جاي دو ملت نيست. تنها راه حل "سرزمين اسرائيل" است، دست کم "سرزمين غربي اسرائيل" بدون حضور عرب ها. در اينجا جاي طرح راه حل ميانه وجود ندارد. راهي جز کوچاندن عرب ها از اين جا به کشورهاي مجاور نيست. کوچاندن همه آنان. نبايد هيچ روستا يا قبيله اي را باقي بگذاريم. همه آنها بايد به عراق و سوريه و حتي به شرق اردن کوچانده شوند. براي تحقق اين هدف، مي توان اموال زيادي جمع کرد. پس از کوچاندن است که اين سرزمين توان جذب ميليون ها تن از برادران ما را خواهد داشت و مسأله يهوديت راه حلي خواهد يافت". (يوسف فايتز، قدس، 9/12/1940م.)
هدف از اين پژوهش پيگيري و تحليل مواضع سران جنبش صهيونيستم و انديشمندان آن از هرتزل گرفته تا شارون درباره آنچه که صهيونيست ها بدان "مشکل جمعيتي" مي گويند، است. در اين راستا در اين پژوهش راه حل هايي که سران و انديشمندان صهيونيست براي اين مشکل مطرح کرده اند، بررسي مي شود. از جمله اين طرح ها پيگيري سياست کوچاندن اجباري فلسطينيان است. در اين پژوهش همچنين عواملي که شارون را بر آن داشت تا سياست نژادپرستي را در اراضي فلسطيني در پي بگيرد، بررسي شده است.
ريشه هاي انديشه کوچاندن فلسطينيان
ريشه هاي طرح بيرون راندن عرب هاي فلسطيني از سرزمين شان به ريشه هاي تفکر صهيونيسم باز مي گردد. اين انديشه از تفکر صهيونيسم گرفته شده است و هميشه با جريان تحولات پروژه صهيونيسم در فلسطين که از پايان قرن نوزدهم ميلادي آغاز گرديد و تا به امروز نيز ادامه دارد، همراه بوده است.
اهداف اساسي صهيونيسم بدون بيرون راندن همه فلسطينيان يا بيشتر آنان از فلسطين محقق نمي شود، زيرا حضور ملت فلسطين در اين سرزمين با صهيونيسم و اهدافش در فلسطين تضاد کامل دارد. براي فهم بهتر اين موضوع بايد تأمل بيشتري در اهداف صهيونيسم صورت پذيرد.
پژوهشگران ـ خواه موافقان صهيونيسم باشند و خواه مخالفان آن ـ اتفاق نظر دارند که اهداف اصلي جنبش صهيونيسم عبارتند از: اول، تکذيب آنچه صهيونيست ها به عنوان تبعيدگاه مي شناسند و گردآوري يهوديان پراکنده در جهان در فلسطين و مجاورت آن. دوم، تأسيس دولت يهودي در فلسطين و مجاورت آن. سوم، اين دولت پناهگاه امن يهوديان و چراغي باشد که ديگران از آن نور بگيرند.
اگر فلسطين خالي از سکنه بود يا پدران صهيونيست ها منطقه ديگري در جهان را خالي از سکنه مي يافتند، جبنش صهيونيسم ديگر براي تحقق اهدافش با مشکلي روبرو نمي شد. اگر امکان داشت به ويژه همزمان با گسترش پديده يهودي ستيزي در اروپا، يهوديان يا آن دسته از يهودياني که علاقه داشتند به چنين سرزميني منتقل مي شدند، اما از آنجا که يافتن منطقه اي خالي از سکنه روي کره زمين ناممکن است، جنبش صهيونيسم تلاش کرد که اهداف خود را در فلسطيين و بر اساس نگرش ناديده گرفتن رسمي و لفظي موجوديت فلسطينيان آن هم به صورتي کاملا مذبوحانه و بي شرمانه، محقق سازد. جنبش صهيونيسم عملا و به صورت غير رسمي تلاش مي کند که اين ملت را از سرزمين خود اخراج کند.
اصل تکذيب "تبعيدگاه" و گردآوري افراد (قوم) پراکنده با وجود و حضور ملت فلسطين در سرزمينش کاملا در تضاد و تناقض است به همين سبب جنبش صهيونيسم درصدد "نفي موجود" و آواره کردن فلسطينيان و ريشه کن کردن موجوديت آنان از وطنشان را در پيش گرفت. کما اينکه اصل تأسيس يک دولت يهودي در فلسطين و مجاورت آن با آرمان هاي ملت فلسطين در تشکيل يک دولت مستقل در اين سرزمين کاملا تناقض دارد. به همين سبب سران صهيونيسم اصل انکار حق فلسطينيان در تأسيس دولت مستقل خود در ميهنشان فلسطين را پيش گرفتند. هدف سوم جنبش صهيونيسم که تلاش مي کند دولت يهودي را به عنوان پناهگاه امني براي يهوديان تبديل کند با اين تلاش دنبال شد که امنيت فلسطينيان از بين برود و اکثريت آنان آواره شوند و آرامش آنان بر هم بخورد.
بر خلاف ديگر قدرت هاي استعماري، هدف اساسي جنبش صهيونيسم استفاده و بهره گيري از ساکنان اصلي فلسطين به عنوان منبع ارزان کار و بازار توليداتش نبود، سران صهيونيسم به اين نتيجه رسيدند که پيگيري اين سياست موجب مي شود که دولت يهودي تشکيل نگردد، بلکه دولتي تشکيل خواهد شد که شهرک نشينان يهودي در آن طبقه اقليت حاکم خواهند بود و حال آنکه فلسطيني ها و کساني که ديگر طبقات جامعه را تشکيل مي دهند، اکثريت را خواهند داشت که چنين جامعه اي خطراتي در خود دارد که موجب مي شود تفکر صهيونيسم در بلندمدت از رونق بيفتد. به همين سبب سران صهيونيسم تصميم گرفتند که خود را از دست فلسطيني ها "خلاص" کنند و آنان را به خارج از فلسطين بکوچانند. لازم به يادآوري است که صهيونيست ها به ويژه افراد ميانه رو آنها در بيشتر اوقات از استفاده از کلمه "اخراج" بدان سبب که صفات خشن و وحشيانه اي در خود دارد، خودداري کرده اند و به جاي آن از کلمات ديگري استفاده کرده اند که در نهايت همان معنا را دارد با اين تفاوت که در ظاهر از زيبايي بيشتري برخوردار است و انديشه مذکور را زيبا جلوه مي دهد. کلماتي مانند "نقل"، "مبادله جمعيت"، "اسکان مجدد" و "کاهش تراکم جمعيتي" از آن جمله اند.
نگرش نظريه پردازان صهيونيسم
هنگامي که جزئيات طرح صهيونيسم براي تأسيس دولت در فلسطين و مجاورت آن در حال شکل گيري بود، تئودور هرتزل بنيانگذار جنبش صهيونيسم در خاطرات خود در سال 1895م. درباره موضع جنبش صهيونيسم درباره عرب هاي فلسطيني چنين مي نويسد: تلاش خواهيم کرد طبقات فقير را به خارج از مرزهاي اين سرزمين انتقال دهيم، به آرامي و بدون ايجاد هياهو و اين کار را با فراهم کردن شغل براي آنها در کشورهايي که به آنجا منتقل مي شوند، انجام مي دهيم و البته يقينا ما در کشور خودمان به آنها هيچ شغلي نمي دهيم" (1)
يسرائيل زنگويل از اولين معاونان هرتزل آنچه را که او با نرمي و بدون ذکر کلمه عرب ها يا فلسطينيان نگاشته با صراحت بيشتري مطرح مي کند. زنگويل در سال 1897م. از فلسطين ديدن کرد و از نزديک با وضعيت اين سرزمين آشنا شد و به حضور ملت فلسطين در اين سرزمين پي برد. زنگويل با توجه به اين اصل صهيونيسم که فلسطين و مجاورت آن بايد فقط ميهن يهوديان باشد، خواستار اخراج و بيرون راندن اجباري فلسطينيان از اين سرزمين شد. او در يکي از سخنراني هاي خود در نيويورک به صراحت گفت که " سرزمين اسرائيل همان است که عرب ها در آن ساکنند".
وي افزود، ما بايد براي بيرون راندن آنها با زور اسلحه آماده شويم همان گونه که اجداد ما با قبايلي که در آن سرزمين مي زيستند چنان کردند در غير اين صورت ما با مشکل ساکناني مواجه خواهيم شد که شمارشان بسيار است و اکثريت آنان نيز مسلمانند و از نسل هاي گذشته به تحقير ما عادت کرده اند، ما امروز فقط 12 درصد جمعيت فلسطين را تشکيل مي دهيم و فقط 2 درصد زمين هاي اين سرزمين را در اختيار داريم.
موضع خصمانه صهيونيست ها و درخواست بيرون راندن عرب ها فقط از سوي هرتزل و زنگويل مطرح نشده است، بلکه حتي جريان چپ صهيونيسم نيز در اين امر با ديگر صهيونيست ها اشتراک نظر دارد. يک سال پس از تأسيس جنبش صهيونيسم، نحمان سيرکين در سال 1898م. کتابچه اي با نام " مسأله يهوديت و دولت سوسياليستي يهود" منتشر کرد. اين صهيونيست در اين کتابچه پايه هاي آنچه به صهيونيسم سوسياليستي معروف گرديد و رهبري جنبش صهيونيسم را در اوايل دهه سي قرن بيستم به دست گرفت، بنا نهاد. سيرکين درباره ابزارهايي که براي تحقق اهداف صهيونيسم و تأسيس دولت يهودي بايد از آنها استفاده شود در کتابچه خود، موضوع کوچاندن فلسطينيان به کشورهاي مجاور را طرح کرد. او از صهيونيست ها خواست تا با ملت هايي که از سوي حکام ترک زير فشار قرار گرفته بودند، تماس بگيرند و با آنها جهت آزاد شدن از دست حکام ترک همکاري کنند و پس از رهايي از دست ترک ها، مبادله جمعيت به صورت مسالمت آميز صورت مي گيرد و اين سرزمين بر اساس مليت ها تقسيم مي گردد و "سرزمين اسرائيل" که جمعيت چنداني در خود ندارد و يهوديان حدود 20 درصد جمعيت آن را تشکيل مي دهند بايد به تنهايي در اختيار يهوديان قرار گيرد. (2)
بيرو بورخوف يکي ديگر از سران صهيونيسم و از رهبران جناح چپگراي آن با اين نظر سيرکين همنوا شد و خواستار بي توجهي به فلسطينيان عرب و انکار حقوق ملي آنان در فلسطين گرديد. بورخوف در سال 1906 چهار مقاله با عنوان "نظام ما" منتشر کرد که اين مقالات در توسعه نظريه "صهيونيسم سوسياليست" نقش فراوان داشت. هر چند که او خواستار اخراج فلسطينيان نشده بود ـ آن گونه که همکارش چنين درخواستي را مطرح ساخت ـ اما فلسطينيان را ناديده گرفت و به حقوق ملي آنان تجاهل ورزيد، زيرا به اعتقاد بورخوف فلسطينيان در برابر پروژه صهيونيسم مقاومت نمي کردند، زيرا آنان هيچ فعاليت اقتصادي يا نقش تمدني مستقلي نداشتند و به سبب اختلافات و پراکندکي يک ملت شمرده نمي شدند". مضاف بر آنکه او معتقد بود " فلسطينيان خود را به آساني و با سرعت با فرهنگ هاي مترقي تر از تمدن آنها که از خارج وارد مي شد، همساز مي کردند. بورخوف چنين نتيجه گرفت که فلسطينيان با گذشت زمان از نظر اقتصادي و تمدني در شهرک نشينان صهيونيست ذوب مي شوند و به همين سبب در داخل دولت کهن يهودي، مشکل عربي وجود نخواهد داشت. (3)
همه سران جنبش صهيونيسم و انديشمندان اين جريان به ويژه در دهه هاي اوليه قرن بيستم ميلادي بر ناديده گرفتن ملت فلسطين و کوچک شمردن آنها و حقوق ملي شان اتفاق نظر دارند. اين تجاهل و بي اهميت گرفتن به درجه اي رسيد که اسحاق ابشتاين اديب و انديشمند يهودي را به اعتراض واداشت. اين اعتراض به اجماع صهيونيست ها درباره ناديده گرفتن حقوق فلسطينيان موجب شد که سران شهرک نشينان صهيونيست او را مورد حمله و انتقاد شديد قرار دهند. ابشتاين در سال 1906 مقاله اي در يکي از روزنامه هاي عبري در فلسطين به عنوان "مسأله مجهول" به چاپ رساند. وي در اين مقاله سياست ها و اقدامات جنبش صهيونيسم در قبال فلسطينيان به ويژه ابزارهاي گرفتن زمين هاي فلسطينيان از آنان و بيرون راندنشان از سرزمين فلسطين را به شدت مورد انتقاد قرار داد. او سران صهيونيسم را که خود را به مسائل بالا دست مشغول کرده بودند و حال آنکه مسأله حقيقي موجود در فلسطين به هيچ وجه مورد توجه قرار نگرفته بود، به شدت مورد سرزنش قرار داد، زيرا رهبران صهيونيسم اين موضوع را ناديده گرفته بودند که در اين سرزمين ملتي کامل وجود دارد که از صدها سال پيش در اين سرزمين حضور دارد و هيچ گاه در ذهن خود تصور نکرده است که اين سرزمين را ترک کند.(4)
تلاش بي فايده ابشتاين براي جست و جوي وجدان از دست رفته صهيونيست ها و هشدار به شهرک نشينان صهيونيست نسبت به پيامدهاي کوچک شمردن عرب ها که مي توانست نتايج وخيمي به بار آورد، شهرک نشينان را خوش نيامد و آنان را خشمگين ساخت به ويژه که ابشتاين ويژگي هاي مثبت عرب ها را نيز ستوده بود. به همين سبب بسياري از نويسندگان و سران صهيونيسم به نوشته هاي او پاسخ دادند و انديشه هاي او را از نظر ملي براي يهوديان خطرناک معرفي و بار ديگر اعلام کردند که همچنان بر اهداف صهيونيسم جهت ايجاد اکثريت يهودي و وطن ملي براي يهوديان در فلسطين پايبندند. (5)
در اين فضا، آرتور روبين در سال 1907 پس از بازديد از فلسطين طرحي به کميته اجرايي جنبش صهيونيسم ارائه کرد که در آن پيشنهاد کرده بود اکثريت يهودي در چند منطقه مختلف فلسطين تشکيل شود و سپس اين مناطق به وسيله شهرک سازي به يکديگر متصل گردند. (6)
تأثير اعلاميه بالفور
اعلاميه بالفور و قرار گرفتن فلسطين در زير سيطره انگلستان موضع جنبش صهيونيسم و به ويژه موضوع ناديده انگاشتن فلسطينيان و حقوق آنان در فلسطين را تقويت کرد. در اين اعلاميه بر تأسيس "وطن ملي" براي يهوديان در فلسطين مورد تاکيد و حقوق ملي فلسطينيان عرب که اکثريت ساکنان فلسطين را تشکيل مي دادند در اين سرزمين ناديده گرفته شده بود. ماکس نورداو از افراد بانفوذ جنبش صهيونيسم و معاون اول هرتزل اولين کسي بود که پس از طرح اعلاميه بالفور نظر صهيونيست ها در قبال عرب هاي فلسطيني را تعريف کرد. در سه سال پس از طرح اعلاميه بالفور، نورداو چند اصل اساسي تدوين کرد که بعدها بنيامين جابوتنسکي مؤسس جنبش تصحيحي صهيونيسم آن ها را مد نظر قرار داد و متحول کرد.
نورداو خواستار تقويت و گسترش شهرک سازي صهيونيستي در فلسطين بدون در نظر گرفتن ساکنان اصلي اين سرزمين شد. او ميان کاري که جنبش صهيونيسم بايد در قبال فلسطينيان در اين سرزمين پي مي گرفت و ميان موضع اين جنبش درباره حاکميت بر فلسطين و مجاورت آن، تفاوت قائل شد. در عرصه عملي نورداو تلاش کرد که فلسطينيان عرب را آرام سازد و به آنان اطمينان دهد که جنبش صهيونيسم قصد ريشه کن کردن آنان را از فلسطين ندارد مبادا که اين فلسطينيان نسبت به تلاش هاي سران صهيونيسم حساس شوند و عليه اين طرح شورش کنند. نورداو در خصوص اصل اساسي تفکر صهيونيسم مبني بر اينکه فقط يهوديان حق تاريخي و حق حاکميت بر فلسطين را دارند، تاکيد داشت. وي براي "احقاق اين حق تاريخي" و در نتيجه به حاکميت رساندن يهوديان در سرزمين فلسطين خواستار جذب بيش از نيم ميليون شهرک نشين يهودي به فلسطين شد تا آنکه يهوديان در اين سرزمين در اکثريت قرار گيرند. وي افزود، تا زماني که يهوديان اکثريت را در فلسطين و مجاورت آن تشکيل ندهند، حق تاريخي آنان و حاکميتشان بر اين سرزمين همچنان علامت استفهام خواهد داشت. (7)
1. اقدامات برگزيده تئودور هرتزل (به زبان عبري) تل آويو، م. نيومان، 1934م. بخش اول خاطرات، روز 21 ژوئن 1985م.
2. نحمان سيرکين، تأليفات (عبري) جلد اول، تل آويو، داوار 1939م. ص 20.
3. بير بروخوف، تأليفات (عبري) بخش اول، تل آويو، کيبوتس يکپارچه و دفتر کارگران، 1955م. صص 282 و 283.
4. اسحاق ابشتاين، مسأله مجهول، هشيلواح، شماره ج، جلد 17، سال 1907م.
5. براي آگاهي از جزئيات بيشتر نک، يوسف گورني، مسأله عربي و مشکل يهودي (عبري) تل آويو، 1985م.
6. آرتور روبين، سي سال براي ساخت "سرزمين اسرائيل" (به زبان عبري) تل آويو، شوکن، 1927م. صص 1تا 8.
7. جزئيات بيشتر از موضع ماکس نورداو درباره عرب هاي فلسطيني مخالف صهيونيسم، ماکس نورداو، تأليفات صهيونيستي (عبري)، جلد چهارم، قدس، بدون ناشر، 1962م.
Array ( [0] => stdClass Object ( [ArticleFishId] => 1386 [SerialNo] => 1345 [MTitle] => صهيونيسم: ترانسفر و تبعيض نژادي(1) [FTitle] => [AMTitle] => [AFTitle] => [EMTitle] => [EFTitle] => [ALanguage] => 1 [TLanguage] => 0 [ADateS] => 0 [ADateM] => 0 [ADateG] => 0 [Side_NY] => 0 [Side_NS] => 1 [Side_B] => 0 [Side_HY] => 0 [Side_HS] => 0 [Side_NE] => 0 [Side_HE] => 0 [SourceType] => 3 [Book] => 0 [BArticlePageFrom] => [BArticlePageTo] => [Magazine] => 0 [MPublishDateS] => 0 [MPublishDateM] => 0 [MPublishDateG] => 0 [MYear] => 0 [MNo] => [MSerialNo] => 0 [MArticlePageFrom] => [MArticlePageTo] => [Site] => 11 [ArticleAddrInSite] => [FishWriter] => 37 [WriteDate] => 12/12/2006 0:00:00 [Confirmed] => 1 [SupervisorView] => [Abstract] => [AAbstract] => [EAbstract] => [Editted] => 1 [Degree] => 0 [Mode] => 0 [fldFirstPage] => 0 [fldFPMod] => 0 ) )
ورود به سايت
شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.
شناسه:
کلمه عبور:
درخواست شناسه کاربري
Copyright © 2008 "rasad.ir" All rights reserved