Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to موسسه آینده روشن
 
 

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

لینک Rss مطالب

مقاله


Y يهود

Y صهوينيسم

= اسرائيل

» جستجو
» جستجو پيشرفته
» بازگشت
<< پایان < قبل 1 بعد > پایان >>
نمایش # نتایج 1 - 1 از 1
لابي صهيونيسم در آمريکا
نويسنده

نويسنده: مرتضي شيرودي

 

مقدمه

پس از آن که روميان در قرن اول پيش از ميلاد بر فلسطين حاکم شدند، يهوديان منتظر ظهور منجي بودند تا آن‌ها که را از دنياي پر از ظلم و جور نجات دهد. بار ديگري رومي‌ها شهر اورشليم را محاصره کردند و باعث متواري شدن يهوديان به کشورهايي مانند ايران و عربستان گرديدند. در قرن چهارم ميلادي شاهد سرکوب يهوديان و آزار و اذيت ايشان هستيم. با حمله مسلمين و تصرف اسپانيا، يهوديان به آنجا روانه شدند. در اين دوره يهوديان به هر نحوي که با اوضاع مي‌ساختند. در سال 1492، يهوديان از اسپانيا بيرون رانده شدند. در قرن شانزدهم ميلادي بود که يهوديان مهاجرتي به کشورهايي مانند مصر و فلسطين کرده و در آنجا زندگي تقريباً خوبي داشتند. رابطه يهود با مسيحيت از همان ابتدا خصمانه بود چون يهود هميشه منکر عيسي بوده است به خصوص بعد از آنکه امپراطور روم، آئين مسيح را پذيرفت؛ اما مسلمانان از ابتدا با يهود به نيکي رفتار مي‌کردند. طبق دستور پيامبر(ص) اگر يهود در رفتار با مسلمانان ملايمت کنند در زير حمايت پرچم اسلام قرار مي‌گيرند، اما بعد از ضعف عباسيان و تسلط ترک‌ها، يهوديان مورد آزار و اذيت قرار گرفتند و از سرزمين‌هاي شرقي به غرب مهاجرت نمودند. بعد از سده‌هاي پانزدهم تا نوزدهم ميلادي زندگي سختي را گذراندند. البته در سال 1523 لوتر رساله‌اي به حمايت از يهود منتشر کرد. در اروپاي مرکزي و غربي به تدريج در قرن 18 و 19 اوضاع يهود بهبود يافت. البته انقلاب فرانسه از عوامل خوشبختي يهود بود. نائلپون بناپارت هر جا که مي‌رفت يهوديان را آزاد مي‌ساخت. بدين ترتيب درهاي دانشگاهبه روي آنها باز گرديد و اطباء، سياستمداران و نويسندگان معتبري در ميان آنها به وجود آمد. با ظهور تحولات جديد در اروپا (ظهور اصل تساوي و آزادي بشر در خلقت) شاهد دو تأثير بر يهود هستيم؛ تأثير اول: وضعيت يهوديان از حالت بدبختي به حالت عادي تغيير يافتند. تأثير دوم: درصدد برآمد تا وضع داخلي خود را مانند ساير ملل تغيير دهد و در مورد بعضي مسائل مانند ظهور مسيح سکوت کنند. يهوديان که هميشه آرزوي برگشت به سرزمين مادري خود را داشت از اين رو در نيمه دوم قرن نوزدهم نهضتي به نام صهيونيسم در آن‌ها نمايان شد که اساس آن لزوم وجود يک پايگاه يا وطن ملي در فلسطين بود تا براي ايشان امنيت و سلامت به بار آورد و در نهايت با اقدام کنگره بال سوئيس (1897) تأسيس اين دولت مورد تأييد قرار گرفت.

 

يهوديان در آمريک

مهاجرت يهوديان همزمان با کشف اين قاره و اخراج دسته جمعي يهوديان از اسپانيا و پرتغال صورت گرفت، اين واقع در اواسط قرن هفدهم ميلادي رخ داد و به تدريج گسترش يافت. به عبارت ديگر: موج اول مهاجرت با ورود يک دسته 23 نفري از يهوديان مهاجر برزيل در سال 1654 که وارد نيويورک شدند آغاز مي‌شود، اما از طرف حاکم محل مورد بي مهري قرار گرفتند و طي نامه‌اي خواستار خروج آنها شدند، ولي اين نامه به جهت دخالت صاحبان سهام کمپاني هلند بي نتيجه ماند. مورخان اين واقعه را گام اول و اساسي در گسترش يهود در آمريکا ذکر مي‌کنند. پس از آن کم کم آزادي‌هاي اجتماعي به يهوديان داده شد. ازد لايل جا افتادن يهوديان اين بود که يهوديان وقوع جنگ و انقلاب عليه انگليس را لطمه شديدي به امور خود مي‌ديدند و براي پيشرفت آزادي با انقلابيون متحد شدند. اين اقدام مورد توجه رئيس جمهور آمريکا کالوين کاليج قرار گرفت. موج دوم مهاجرت در اواسط قرن نوزدهم در سال 1848 اتفاق افتاد. اين دسته از قشر ضعيف و بي بضاعت بودند که بعدها با انجام امور جزئي بازرگاني و معاملات کوچک و امور کشاورزي به خود کفايي اقتصادي رسيدند. موج سوم مهاجرت در اواخر قرن نوزدهم در سال 1881 و از سوي يهوديان اروپا شرقي اتفاق افتاد. اين مهاجرت بر اثر قوانين نامتعادل، تبعيض‌هاي نارواي حکومت‌هاي شکل گرفت. کم‌کم يهوديان ساکن در شهرهاي آمريکا جز طبقه فعال در آمدند و در صنايع و در کارخانه‌ها مشغول کار شدند البته مخالفت‌هايي با استقرار آنها صورت گرفت اما چون حکومت تازه استقلال يافته آمريکا نياز شديدي به منابع و کمک‌هاي اقتصادي يهوديان داشت هيچ گونه مخالفت دولتي با حضور آنها صورت نگرفت لذا نفوذ يهوديان در آمريکا به مرور زمان بيشتر شد اين نفوذ در قالب‌هاي مختلف آغاز و به صحنه‌هاي سياسي هم رسيد که اوج آن در خلال جنگ جهاني دوم بود. در نتيجه سيطره يهود بر اقتصاد، سياست و فرهنگ آمريکا باعث ايجاد لابي صهيونيسم شد تا در جهت رسيدن به خواسته‌ها و آرمان‌هاي يهود گام بردارد و با تشيل اتحاديه‌ها و جماعت‌هاي مختلف صهيونيسم و يهودي اين واقعيت مورد توجه قرار گرفت و خصوصاً با روي کار آمدن؛ فرانکلين روزولت (45-1939) به رياست جمهوري و همبستگي‌اش با يهوديان، شتاب ويژه‌اي به خود مي‌گيرد. از اقدامات روزولت پذيرفتن حاکميت يهود و صهيونيست‌ها بر فلسطين بود البته در سال 1940 با افشاي جنايت نازي‌ها و با حمايت روزافزون دولت آمريکا از ايده وجود يک کشور يهودي، باعث شد تا سرانجام در سال 1948 سازمان ملل بر ايجاد کشور اسرائيل رأي مي‌دهد.

 

لابي صهيونيسم در آمريک

اما مقصود از عنوان لابي صهيونيسم در ايالات متحده آمريکا چيست؟ براي روشن شدن نفوذ صهيونيست‌ها در آمريکا لابي يهوديان به 2 صورت متصور است: 1- لابي رسمي، 2- لابي غير رسمي. منظور از لابي رسمي همان سازمان‌ها و گروه‌هاي سازمان يافته يهودي و صهيونيستي است که در تصميم‌گيري مجالس قانون‌گذاري، دستگاه حاکمه آمريکا به طور مستقيم اعمال فشار مي‌کنند تا با يهود و صهيونيست به طور کامل هماهنگ باشند. مهمترين آنها بنياد امور عمومي آمريکا و اسرائيل است که به اختصار به آن ايپاک گويند. به طور کلي 32 سازمان يهودي در اين زمينه مشغول به فعاليت هستند. منظور از لابي غير رسمي، همان رفتار جمعيت رأي دهندگان يهوديان آمريکا و تمايلات انتخابي آن‌هاست که به صورت غير مستقيم موجب نفوذ مي‌شود. عوامل اين نفوذ عبارتند از: الف) مشارکت گسترده يهوديان در انتخابات، ب) حضور يهوديان در پست‌هاي حساس آمريکا.

 

منابع قدرت لابي:

شايد اولين سؤالي که مطرح مي‌شود آن است که لابي صهيونيسم قدرت خود را از کجا به دست آورد؟ پاسخ اين است که : الف) خصوصيات جامعه يهودي: شرکت فعالانه يهوديان در انتخابات، پرداختن اعانه، جمع آوري اعانات، داشتن ارتباط با نخبگان جامعه و نفوذ بر جريانات سياسي نمونه‌هايي از منبع قدرت لابي است يعني يهوديان هم راي مي‌دهند و هم کانديديا خود کمک مالي مي‌کنند تا به پست مورد دلخواه برسد. ب) حمايت آمريکا از اسراييل: مجله الحيات از قول کوهن وزير دفاع وقت آمريکا مي‌نويسد: پايبندي ما به امنيت اسرائيل کاملاً جدي است و از اين کار دست بر نمي‌داريم. چون حمايت از اسرائيل اصولاً بخشي از استراتژي آمريکا است. بر اساس يک نظر سنجي در سال 1983 که آيا حمايت آمريکا از اسرائيل در جهت منافع آمريکا است 91% از مردم يهود موافق اين گزينه بودند. اين تلقي نشان مي‌دهد از نظر يهوديان آمريکا، منافع آمريکا و اسرائيل پيوند بسيار محکمي با هم دارد و در عمل اين مسأله به اثبات رسيده از جمله: در سال‌هاي 84- 1945 از بين 762 موضع اتخاذ شده توسط آمريکا 60% آن موافق با اسرائيل و منافع لابي صهيونيستبوده است. ج) دسترسي آسان به منابع قدرت ايالات متحده: در فاصله مارس 1981 تا آوريل 1983 گروه‌ها و رهبران يهودي در حدود 350 ملاقات با مقامات کاخ سفيد داشتند. د) وجود افراد و سازمان‌هاي کارآمد مؤثر: در اقليت بودن يهوديان باعث شد تا از تمامي امکانات موجود استفاده بهينه ببرند.

همچنين سازمان‌هاي متعدد يهدي در قالب‌هاي سازمان محلي، خيريه، اقتصادي از منابع تقويت کننده قدرت لابي‌هاست. ﻫ) تبليغات وسيع با اغراق از سوي لابي يهود: اگرچه يهوديان در گذشته قدرت خود را مخفي مي‌کردند اما امروزه آشکارا در مورد قدرت خود غلو مي‌کنند و مدعي هستند توانستند با فعاليت‌هاي خود حدود 9/12 ميليارد دلار کمک نظامي و اقتصادي از سال 1979 از آمريکا براي اسرائيل بگيرند.

 

حوزه‌هاي نفوذ لابي صهيونيسم:

حوزه‌هاي قدرت لابي را مي‌توان در موارد زير يافت:

الف) فرهنگ:

نماد‌هاي فرهنگي از جمله مطبوعات، مجلات، راديو، تلويزيون، سينما از ديرباز مورد توجه يهوديان بود. يهوديان از سال 1728 تا 1904، در حدود 975 روزنامه و مجله به چاپ رسانيده‌‌اند تا بتوانند مواضع خود را از طريق اطلاع رساني اعلام دارند و با تحصيل شرايط فوق، هيچ اخباري بدون کنترل به مردم منتقل نمي‌شد. يهوديان در عرصه مطبوعات به دو صورت وارد شدند گاهي با تأمين منابع مالي يک نشريه کوشيدند به گسترش مطالب، ديدگاه‌ها و عقايد خود بپردازند. گاهي با حمايت از يک سردبير يا تحت فشار قراردادن آن به القاي ديدگاه‌هاي خود بپردازند. يک چهارم يا بيشتر نويسندگان و مؤسسان رسانه‌اي آمريکا يهودي‌اند که مهمترين آنها چهار روزنامه، نيويورک تايمز، لس‌آنجلس، واشنگتن پست و وال استريت ژورنال مي‌باشد. مهمترني اين روزنامه‌ها نيويورک تايمز است. ابتدا اين روزنامه را يک يهودي به نام آدولن آچر در سال 1896 تأسيس کرد که بيشتر روزنامه‌هاي ديگر درباره يهود مطلب مي‌نوشت. روزنامه ديگر واشنگتن پست مي‌باشد؛ که توسط يک سرمايه‌گذار يهودي خريداري شد. رياست اجرايي وال استريت ژورنال هم که در هفته 8/1 ميليون نسخه فروش دارد، با يک يهودي است. از ديگر نشريات مهم يهودي عبارتند از: Repubicew و Foreign Affairs و Harpers. لابي در نشر مطالب مخالف با منابع صهيونيسم و اسرائيل بسيار حسياسيت دارد و با دخالت و کنترل‌هايش سعي در منحرف ساختن يا کم رنگ کردن مخالفت‌ها مي‌کند. پنهان نگاه داشتن اخبار خاورميانه توسط ارتباط جمعي آمريکا به موفقت تلاش لابي اسرائيل در سلطه بر وسايل ارتباط جمعي از طريق مواردي چون تمديد، تحريم سازماندهي شده، دروغ و حملاتي به منظور بدنام کردن اشخاص، نويسندگان و مؤسسات تبليغاتي ارتباط دارد. يهوديان به دليل پرنفوذ بودن راديو و تلويزيون کوشيدند با در اختيار گرفتن شبکه‌هاي مهم راديو و تلويزيون به اهداف خود برسند. يهوديان 3 شبکه مهم (NBC) و (C.B.S) و (A.B.C) را تحت کنترل خود دارند که از جمله شبکه‌هاي پر بيننده است که يهوديان علاوه بر حمايت از اسرائيل به تبليغ عقايد دين يهود نيز مي‌پردازند. دو کمپاني سينمايي متروگلدين ماير (M.G.M) و کمپاني فوکس قرن بيستم تحت نفوذ يهوديان است.

 

ب)سياست:

لابي با خريد يا فريب سياست مداران آمريکايي نفوذ خود را گسترش داده است از جمله: جيمي کارتر در مبارزات انتخابي خود در سال‌هاي 1975 و 1976 بر يکپارچگي اسرائيل پافشاري نمود و همانند ديگر دموکرات‌ها صلح در خاورميانه را منوط به ايجاد روابط ديپلماتيک اعراب با اسرائيل دانست. از دلايل کسب آراء يهوديان توسط کارتر مي‌توان به: پيوستن ادوارد ساندرز، رئيس ايپاک و پل زوکرمن رئيس سازمان يهودي UJA به تيم انتخابي او، سخنراني‌هاي کارتر در حمايت از اسرائيل و يهوديان، تلاش لابي اسرائيل و سازماندهي يهوديان، وجود جو تنفراز جمهوريخواهان اشاره کرد. البته کارتر بعد از انتخابات خود توانست مواضعي مستقل از لابي اتخاذ نمايد. مانند پيشنهاد طرح يک کشور مستقل براي فلسطينيان و احياء کنفرانس ژنو در رابطه با خاورميانه و اقدام سفير آمريکا در سازمان ملل متحد در تصويب قطعنامه ضد اسرائيلي که ژنو در رابطه با خاورميانه و اقدام سفير آمريکا در سازمان ملل متحد در تصويب قطعنامه ضد اسراييلي که باعث شدند يهوديان در تجديد انتخاب کارتر از او روي برگردانند. رونالد ريگان يک جمهوريخواه بود و در بهترين زمان ممکن نامزد انتخاب رياست جمهوري شده بود، زيرا اقدام مک هنري سفير دموکرات آمريکا در سازمان ملل در تصويب قطعنامه ضد اسرائيلي (قطعنامه از ساخت شهرک‌هاي اسرائيلي در کرانه باختري انتقاد نموده و بيت المقدس شرقي را سرزمين اشغالي ناميده بود) فاجعه‌اي ديپلماتيک براي دموکراتها و کارتر بود و باعث شد تعداد زيادي از آراء يهوديان را از دست بدهند. بي اعتمادي لابي اسرائيل به دولت کارتر باعث شد که ريگان مورد توجه قرار گيرد و ريگان نيز در سخنراني‌هاي خويش توانست اعتماد يهوديان را به خود جلب کند. رونالد ريگان در سال 1984 براي انتخاب دوباره خود براي رياست جمهوري ناچار بود امتيازهاي بيشتري به لابي اسرائيل بدهد چون رقيب انتخاباتي او از حزب دمکرات يکي از طرفداران اسرائيل شناخته مي‌شد. اقدامات او براي جلب نظر يهوديان عبارتند از: 1- بالابردن منزلت کاخ سفيد در تماس با اقليت يهود. 2- کمک به اسرائيل براي ساخت هواپيماهاي جنگي جديد، 3- بالابردن سطح همکاري‌هاي استراتژيک نظامي، 4- ايجاد روابط تجاري با اسرائيل و معاف از ماليت، 5- بخشيدن تمام قرض‌هاي اسرائيل، 6- رد درخواست ملک حسين براي دخالت در مواضع اسرائيل، 7- قرار گرفتن اسرائيل در زمره متحدين پيمان ناتو (1987) و مشارکت دادن آن‌ها در پروژه جنگ ستارگان (1986). اقدامات ريگان در جلب نظر لابي اسرائيل بسيار با موفقيت همراه بود و توانست از رقيب دمکرات خود پيشي بگيرد. شهرت جرج بوش، وي را در رسيدن به رياست جمهوري بسيار ياري کرد. بوش در مقابل اسرائيل سياست‌هاي مستقل داشت ولي سعي نموده بود براي اينکه در مقابل لابي يهود قرار نگيرد سخناني در جهت جلب اعتماد يهوديان ايراد نمايد. اگر چه او در مبارزات انتخاباتي خود با مشکل جدي مواجه نبود ولي از استمالت يهوديان آمريکا غفلت نورزيد. مثلاً براي اجراي طرح صلح خاورميانه تيمي يهودي تعيين کرد که نشان از توجه بوش به قدرت يهوديان ايالات متحده بود اما جرج بوش نقش مهمي در بحران خليج فارس ايفا نمود و تا حدودي توانست سياست مستقلانه در خصوص اسرائيل پيشه کند و سخت‌گيري‌هاي او در قبال صهيونيست‌ها و حمايت او از حقوق اعراب باعث اعمال فشار يهوديان بر او شد. بوش براي انتخاب مجدد در مقام رياست جمهوري با ورود بيل کيلنتون دمکرات موقعيت خود را در خطر ديد و با ترتيب دادن ملاقات‌هايي با اسحاق شامير و اعطاي کمک مالي ده ميليار دلاري به اسرائيل خواست نظر دوباره يهوديان را جلب کند ولي عبارات شديد و خشن قبلي او نسبت به اسرائيل موجب شد که حتي جمهوريخواهان يهودي هم به کلينتون رأي بدهند. بيل کيلنتون در مقام رقيب بوش بسيار مورد توجه يهوديان قرار گرفت طوري که رابين با او ملاقات کرد. اين نامزد دمکرات با اينکه در زمينه مسائل بين الملل هنوز تازه کار بود ولي با توجه به بدبيني گسترده يهوديان به جرج بوش، جانشين خوبي به شمار مي‌رفت و در ضمن اسرائيلي‌ها از روابط دوستانه بيل کيلنتون با يهوديان ارکانزانس خبر داشتند و وجود يک يهودي در پست معاون اول وي باعث شد که از نامزدي کلينتون دفاع کنند. مهمتري تدثير آراء يهودي در انتخابات رياست جمهوري بيل کيلنتون در 1992 مشاهده گرديد طوري که طبق آمار موجود 85 درصد يهوديان به وي رأي دادند. کيلنتون در برابر لابي يهود همراهي و همنوايي زيادي از خود نشان داد و با حفظ علايق و روابط دوستانه خود با لابي يهود توانست در انتخابات 1996 نيز 78 درصد آراء يهوديان را بدست آورد. حضور يهوديان در دولت او، يکي از زمينه‌هاي حفظ ثبات در آراء يهوديان بود. بسياري از کارشناسان کلينتون را به عنوان مهمترين طرفدار اسرائيل در طول تاريخ ذکر کرده‌اند.

 

ج) اقتصاد:

يهوديان از بدو ورود به ايالات متحده بسيار سعي کردند خود را در زمينه‌هاي اقتصادي وارد سازند، قسمتي از اين يهوديان به سبب امرار معاش و تأمين نياز مادي خود را در صنايع و مجموعه کارخانه‌اي ايالات متحده وارد کردند و عده‌اي ديگر نيز با سرمايه خود به جمع سرمايه‌داران ايالات متحده پيوستند، بانک‌داري مدرن را در قرن نوزدهم فردي يهودي بنام بارون ادموند چيلد يهودي پايه ريزي کرد، نيويورک که مملو از يهوديان ثروتمند بود به کانون اقتصاد جهاني تبديل گرديد و قدرت اقتصادي اروباه ايالات متحده منتقل گرديد از اين رو برخي از دولت مردان آمريکا اعطاي آزادي بيشتري به يهوديان را مساوي با تبعيض آزادي فردي آمريکاييان بيان داشتند. از ديگر مبادي ورود يهودين به چرخه اقتصادي آمريکا، تأسيس بانک آمريکا بود. بعد از جنگ جهاني دوم سرمايه‌داران يهودي وارد شکل و سيستم جديد تجاري و همچنين به تخريب مراکز اقتصادي و شرکت‌هاي وسيعي در آمريکا پرداختند. در شکل‌دهي اين کاپيتاليسم جديد، بانک داران زبردست، دولت آمريکا و مردم زودباور به تجار يهودي کمک کردند. يهوديان با ابداع و نوآوري در سيستم تجاري و حمايت احزاب توانستند سيطرة خود را دوام بخشند، کمک‌هاي اقتصادي يهوديان به مکرات‌ها باعث نفوذ بيشتر دمکرات‌ها مي‌شد و در مقابل کمک سياسي دمکرات‌هاي به رشد سيطره يهوديان گرديد. قدرت جديد يهوديان که از آن با اصطلاح ارتباط کابوي يهود ياد مي‌کنند در آمريکا به منصه ظهور رسيد. وضع اقتصادي يهوديان از زاويه شغلي در مقايسه با غير يهوديان بسيار حائز اهميت است، بطوري که بر اساس تحقيقات، يهوديان داراي مناصب و مشاغل بيشتر از ساير شهروندان‌اند و بيشتر به مديريت نيروهاي کار غير يهودي مبادرت دارند، نفوذ مالي يهوديان باعث مي‌شود که دولت مردان آمريکايي در برابر اسرائيل و مسائل خاورميانه به مواضع يهوديان توجه کنند. کمک‌هاي انتخاباتي روساي جمهور و نمايندگان از ديگر مصاديق بارز کليدي بودن منابع مالي يهوديان است.

 

د) سازمان يهودي ايپاک:

از مجموع سيصد سازمان يهودي بيش از نيمي براي مساعدت مهاجران يهودي به آمريکا و نيمي ديگر به عنوان سازمان‌هاي مذهبي و کميته‌اي يهود فعاليت مي‌کنند و بقيه سازمان‌ها شعبه‌هاي سازمان جهاني صهيونيست‌اند، اين سازمان‌ها به حمايت از اسرائيل، ب اعمال فشار بر دستگاه هيئت حاکمه آمريکا براي حمايت از اسرائيل در امور آموزشي و فرهنگي و گسترش فرهنگ يهود و ... فعالانه به حيات خود ادامه مي‌دهند. با شروع جنگ جهاني اول و حضور مهاجران يهودي روس در آمريکا سازمان‌هاي متعدد يهودي به شکل مذهبي به فعاليت مشغول بودند و بعد از جنگ جهاني دوم، يهوديان آمريکا سازمان‌هاي متعدد يهودي به شکل مذهبي به فعاليت مشغول بودندو بعد از جنگ جهاني دوم، يهوديان آمريکا از کشتار يهوديان به دست نازي‌ها استفاده کرده و با مديريت سازمان‌هاي متعدد به بهبود سطح معيشتي يهوديان با حقوق برابر با شهروندان آمريکائي پرداختند، اين سازمان‌ها به تدريج افزايش يافته و با اعمال مديريت در آن‌ها توانستند اولاً تصور اينکه يهوديان ايالات متحده دشمن هستند از بين برود و در ضنم جامعه يهود در سياست‌گذاري سران ايالات متحده در خصوص مسائل خاورميانه و اسرائيل تأثير بگذارد. يکي از اين سازمانهاي مهم و تأثير گذار کميته امور عمومي آمريکا و اسرائيل است که با نام اختصار ايپاک شناخته مي‌شود. اين لابي عملاً از سال 1951 توسط آل. اي. کنن، روزنامه نگار کانادايي بمنظور مبارزه براي گذراندن قوانيني به حمايت از اسرائيل تشکيل گرديد، خصوصيت مهم اين کميته معاف از ماليات بودن آن است، ايپاک هم اکنون در آمريکا داراي هفت دفتر در مناطق مختلف است و مرکز فرماندهي نظارت آن در نيويورک قرار دارد. اين کميته در خصوص جذب اعضا روي نيروهاي با دانش و آگاه سياسي معطوف کرده است. امروزه امور مالي کميته از محل حق عضويت‌ها و کمک‌هاي مالي که افراد و سازمان‌ها مي‌پردازند، تأمين مي‌گردد و اين کمک‌هاي مالي سالانه رو به افزايش است و اکثر اين مساعدان مالي از طبقه ثروتمندان يهودي و در کل از طرفداران سرسخت اسرائيل هستند. ايپاک در ميان گروه‌هاي فشار قدرت برتر را دارد و به عنوان لابي قدرتمند در ايالات متحده به حساب مي‌آيد. ايپاک با بهره‌گيري از شيوه‌ها و تکنيک‌هاي جديد و مناسب و با ايجاد جو وحشت توانسته است در همراه ساختن مسئولان ايالات متحده با منافع اسرائيل و بطور کل صهيونيست‌ها موفق عمل کند که اين موفقيت در روابط استراتژيک اسرائيل با آمريکا و عوامل سازماني و عملياتي متجلي شده است. اعضاي کرداننده ايپاک، متخصصان درجه اول، کوشا و ماهر بوده و شايسته سالاري يهودي در آن حاکم مي‌باشد. ايپاک جهت همراه کردن افراد با سياست‌هاي خود مدارک موثقي از نمايندگان مجلس و سنا نزد خويش نگه مي‌دارد و آراي نمايندگان در کميسيون‌ها، مشارکت در نظارت بر طرح‌هاي قانون، امضاي نامه‌ها و حتي سخنراني‌ها را نيز زير نظر مي‌گيرد. عملکرد ايپاک در طول حياتش اکثراً با موفقيت‌ همراه بوده است و به عنوان اصلي‌ترين لابي رسمي اسرائيل در ايالات متحده توانسته است در عرصه‌هاي مختلف، تأمين منافع اسرائيل را نزد دولت مردان آمريکا بيمه کند.

5) سازمان‌هاي صهيونيست آمريکا (ZOA):

قديمي‌ترين و يکي از بزرگترين سازمان‌هاي طرفدار اسرائيل در ايالات متحده آمريکاست، اين سازمان با هدف برپايي دوباره يک دولت يهودي در فلسطين پا به عرصه وجود گذاشت و بدين منظور جمع‌آوري کمک‌هاي مالي را وظيفه خود دانست، ZOA در ايالات متحده به عنوان دومين لابي مهم صهيونيست‌ها شناخته شده است، يکي از رؤساي اين سازمان موتورن کلين مي‌باشد که بعنوان يک عنصر فعال سياسي طرفدار حزب ليکود در ميان يهوديان شناخته مي‌شود. رئيس ZOA در 29 جولاي 1994 با صلح اعراب و اسرائيل مخالفت کرد زيرا ZOA نمايند قشر افراطي و دست راستي صهيونيست‌هاي اسرائيل يعني ليکود مي‌باشد و تشکيلاتي است غير انتفاعي و معاف از ماليات که در ايالات نيويورک آمريکا به ثبت رسيده است و هم اکنون پنجاه هزار عنصر فعال دارد و به فعاليت‌هاي صهيونيستي گسترده‌اي در سرتاسر آمريکا مي‌پردازد. سازمان داراي دو دفتر دائمي در اسرائيل است: 1- خانه صهيونيست‌هاي آمرکيا در تل‌آويو، 2- اردوي کفرسيلور در شهر اشکلون. صندوق صهيونيست‌هاي آمريکا حامي مالي سازمان بحساب مي‌آيد. ZOA در تلاش است که خود را به عنوان تيغ برنده يهوديان آمريکا معرفي کند طوري که فعاليت‌هاي کنگره، کاخ سفيد و ادارات دولتي در واشنگتن را تحت نظر دارد و از طريق سرويس خبري خود اطلاعات مهم حياتي را بين اعضاي مسؤول سازمان توزيع مي‌کند. ماداسا شعبه جوانان ZOA است و اعزام دائمي و سياحتي جوانان يهودي از ايالات متحده به اسرائيل در طول سال يکي از برنامه‌هاي اين سازمان است. در مجموع برنامه‌هاي مهم سازمان در دو قالب فرهنگي و آموزشي صورت مي‌گيرد. امور فرهنگي با مرکزيت خانه فرهنگ در تل‌آويو استمرار دارد و امور آموزشي از طريق مدرسه و اردوي کفرسيلور در اشکلون (وقع در اسرائيل) صورت مي‌گيرد.

 

نتيجه: نفوذ سنتي لابي در انتخاب رئيس جمهوري آمريک

با مطالعه و بررسي اوليه در نهاد رياست جمهوري ايالات متحده مي‌توان به نقش گروه‌هاي مشورتي و هيئت‌هاي کارشناسي در دفتر رياست جمهوري پي برد که اين گروه‌ها در تصميم‌گيري‌هاي مختلف کشور به شخص رئيس جمهور کمک مي‌کنند. گروه‌هاي مهم و با نفوذ نيز سعي دارند خود را به اين هيئت‌هاي وارد ساخته و با دفتر رئيس جمهور در ارتباط باشند و هر چه ظرفيت و توانايي اين گروه‌هاي اجتماعي بالاتر باشد از سوي مربوطين رياست جمهور بيشتر مورد توجه قرار مي‌گيرند. از ديرباز احزاب مختلف در خصوص بدست آوردن آراء يهود اهتمام جدي داشته‌اند. دلايل توجه نامزد‌هاي رياست جمهوري به يهوديان در مبارزات انتخابي عبارتند از: 1- درصد قابل توجه شرکت کنندگان در امر انتخابات: حدود 89 درصد يهوديان در امر انتخابات شرکت فعال دارند و بيشتر آنان در ايالت‌هاي مهم و کليدي آمريکا استقرار يافته‌اند و لذا هر نامزد رياست جمهوري با ايجاد مرکز واحد ويژه در ستاد انتخاباتي خود براي جلب آراي يهوديان تلاش مي‌کند. 2- امکانات مالي يهوديان: درايالات متحده هدايت افکار عمومي بسيار به منافع مالي و اقتصادي وابسته است و ثروت بي حد و حصر يهوديان باعث مي‌شود که نامزد‌ها با آنان ارتباط نزديک پيدا کنند و همين باعث مي‌شود که در برابر خواسته‌هاي ايشان منعطف گردند. پشتوانه انتخاباتي دموکرات‌ها را يهوديان تأمين مي‌کنند. از ميان جمهوريخواهان نيز ريگان و بوش از کمک‌هاي مالي يهوديان برخوردار شده‌اند. ولي اکثر منابع مالي يهوديان صرف حزب دموکرات آمريکايي مي‌گردد. 3- نفوذ يهوديان بر رسانه‌هاي آمريکا. به نمونه‌هايي از تلاش رؤساي جمهور آمريکا در جلب آراي يهوديان توجه کنيد: جان. اف. کندي: نامزد دموکرات که توانست 82 درصد از آراء يهوديان آمريکا را به خود اختصاص دهد. مسائل حاشيه‌اي و جانبي انتخاب کندي نشان مي‌دهند که عامل لابي در سوق دادن وي به سوي حمايت از اهداف اسرائيل و مواضع آن در قبال خاورميان وجود دارد. لابي اسرائيل تمام توجه خود را به مسائل خاورميانه و اسرائيل مصروف مي‌دارد و سعي مي‌کند از مواضع نامزدهاي رياست جمهوري مطلع شود و پس از کسب اطمينان از مواضع آنها به حمايت اقتصادي، سياسي و تبليغاتي از آنان بپردازد و با تمام امکانات براي پيروزي نامزد مورد نظر تلاش کند. کندي هنگام رياست جمهوري خود، تصميمي حياتي در جهت برنامه‌اي نظامي اسرائيل اتخاذ کرد و براي اولين بار فروش اسلحه آمريکائي به اسرائيل را پذيرفت، همراهي با سياست‌هاي اسرائيل از سوي کندي بي ربط با مسائل انتخاباتي نيست چون برادران کندي و پدرش به عنوان ضد يهود افراطي شناخته مي‌شدند ولي کندي در دوران مبارزات انتخاباتي، جمع‌آوري آراء يهوديان را بر سنت ضد يهود خانوادگي ترجيح داد و از نفوذ و قدرت يهودي براي پيروزي استفاده کرد. ريچارد نيکسون: وي در سال 1968 بدليل وابستگي به حزب جمهوريخواه تعداد کمي از آراء يهودي را به دست آورد ولي در سال 1972 بدليل حمايت از اسرائيل در طول دوره اول رياست جمهوري، درصد بيشتري از آراء يهوديان را توانست بدست آورد. از دلايل ترغيب يهوديان به حمايت از نيکسون مي‌توان به کارگيري يهوديان در حزب جمهوريخواه و مجموعه مديريتي آن، حضور کسينجر سرمايه‌دار يهودي در کابينه دولت اشاره کرد. اگرچه نيکسون بدليل اهميت استراتژيک جهان عرب براي آمريکا گسترش مناسبات آمريکا با اعراب را ضروري مي‌دانست ولي موافق بقاي اسرائيل و تفوق نظامي اسرائيل بر همسايگان عربش بود. نيکسون در گسترش لابي يهود در آمريکا بيشترين خدمت را انجام داد و با راه دادن يهوديان در امور حکومتي به پايه ريزي يک لابي قدرتمند يهودي کمک نمود. ليندون جانسون: از همان زمان که رأس اکثريت دمکرات سنا قرار داشت به حامي سرسخت صهيونيست‌ها شهرت يافت و لذا در دوران انتخابات با کسب 90 درصد آراء يهوديان رکورد کندي را شکست و اين موفقيت مرهون سوابق و عملکرد وي در برابر صهيونيست‌ها بود. البته قبل از اينکه رئيس جمهور شود با خريد و فروش قرضه‌هاي اسرائيل، تماس نزديک با سازمان‌هاي صهيونيستي، حمايت از اسرائيل در بحران سوئز 1956 خود را مدافع سرسخت صهيونيست‌ها نشان داد و از اقدامات جانسون در طول تصدي رياست جمهوري، و از بقاء فلدمن يهودي به عنوان مشاور کاخ سفيد در مسائل خاورميانه دفاع کرد و فلدمن از نظر يهوديان حافظ منافع اسرائيل در کاخ سفيد بود، طرفداري آشکار از اسرائيل در تهاجم سال 1967، حمايت از اسرائيل در مسأله بسته شدن تنگه‌هاي تيران توسط مصر از ديگر دلايل حمايت لابي ههيوني از وي بود. لابي صهيونيسم در برابر جانسون با مشکلي مواجه نبوده است و ليندون جانسون دوست قابل اطمينان براي آنها به شمار مي‌رفت. بنابراين آراء يهوديان خودبخود و از قبل براي وي جذب شده بود.

 

 

/var/www/vhosts/rasad.ir/httpdocs/farsi/ArticleFish/Articles/1362.htm
Array
(
    [0] => stdClass Object
        (
            [ArticleFishId] => 1407
            [SerialNo] => 1362
            [MTitle] => لابي صهيونيسم در آمريکا
            [FTitle] => 
            [AMTitle] => 
            [AFTitle] => 
            [EMTitle] => 
            [EFTitle] => 
            [ALanguage] => 1
            [TLanguage] => 0
            [ADateS] => 0
            [ADateM] => 0
            [ADateG] => 0
            [Side_NY] => 0
            [Side_NS] => 1
            [Side_B] => 0
            [Side_HY] => 0
            [Side_HS] => 0
            [Side_NE] => 0
            [Side_HE] => 0
            [SourceType] => 3
            [Book] => 0
            [BArticlePageFrom] =>           
            [BArticlePageTo] =>           
            [Magazine] => 0
            [MPublishDateS] => 0
            [MPublishDateM] => 0
            [MPublishDateG] => 0
            [MYear] => 0
            [MNo] => 
            [MSerialNo] => 0
            [MArticlePageFrom] =>           
            [MArticlePageTo] =>           
            [Site] => 15
            [ArticleAddrInSite] => 
            [FishWriter] => 37
            [WriteDate] => 2/22/2007 0:00:00
            [Confirmed] => 1
            [SupervisorView] => 
            [Abstract] => 
            [AAbstract] => 
            [EAbstract] => 
            [Editted] => 1
            [Degree] => 0
            [Mode] => 0
            [fldFirstPage] => 0
            [fldFPMod] => 0
        )

)

ورود

ورود به سايت

ورود به سايت


شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.

شناسه:

کلمه عبور:


درخواست شناسه کاربري

 
No Image