Y يهود
Y صهوينيسم
= اسرائيل
سيد ابراهيم ربانى
s_ibrahim_rabbani@hotmail.com
يكشنبه ١١ مرداد ۱۳۸۳
بسم الله الرحمن الرحيم
بسيارى راجع به اسرائيل قلم ميزنند و سخنرانى ميكنند ؛ اما كمتر كسى يافت ميشود كه از روابط و مسائل درونى مطلع باشد ؛ و دليل بر آن ، نبود مطالب ، منابع و مراجع كافى براى مطالعه ميباشد.
مبحث ارتش و سياست در اسرائيل از جمله مباحث روز اسرائيل ميباشد ؛ زيرا كه صاحبان انديشه را در خود اسرائيل به تقابل كشانده است.
اين نوشته – با تمامى نواقصى كه دارد – در صدد كشف روابط ارتش و سياست در اسرائيل ميباشد.
نگارنده اميد آن دارد كه صاحب نظران و محققين از نقدهاى خود ، وى را محروم نكنند.
دورى ارتش از دخالت در مسائل نظام و اجراى اوامر – بى چون و چرا – از پيامدهاى دموكراسى در يك نظام ميباشد. هنگاميكه ارتش خود تصميم گيرنده باشد ، دموكراسى را دچار مشكل خواهد كرد ؛ و ما در اينجا خواهان اثبات اين مسئله هستيم كه ، اسرائيل در حال دست و پنجه نرم كردن با اين معضل ميباشد.
طبق شواهد فراوان ، ارتش اسرائيل علاوه بر تصميم گيرى و اجراى آن ، در بسيارى از مواقع بر خلاف دستورات دولت عمل كرده ؛ و حتى آشكارا در امور داخلى احزاب دخالت ميكند.
در اواخر سال ١٩٩٨ بعد از آن كه نيروهاى نظامى اسرائيلى مستقر در جنوب لبنان ، خسارتهايى را به اسرائيل وارد آوردند ، مردم خواستار بيرون آمدن ارتش شدند ؛ در نتيجه نخست وزير اسرائيل ، بنيامين نتانياهو ، از سران ارتش خواست كه نيروهاى خود را عقب بكشند. اما فرمانده نيروهاى نظامى بشدت خواسته نتانياهو را رد كرد. نويسنده اسرائيلى ، بن كاسبيت ، بيان ميكند كه " فرمانده نيروهاى نظامى وقت ، شاوول موفاز ، به شدت آنچه را كه نتانياهو گفته بود ؛ رد كرد. و موفاز اصرار بر عدم همكارى با نتانياهو در اين جهت داشت ". (١)
نتانياهو به ايهود باراك تذكر ميدهد ، بايد از خروج ارتش از جنوب لبنان ، همانگونه كه در شعارهاى انتخاباتيش بيان كرده است ؛ دفاع كند. ايهود باراك بر خلاف ميل باطنى سران ارتش ، موفق ميشود تا نيروها را بيرون بكشد.
اما سران ارتش اين حركت باراك را تجاوز به خود قلمداد كرده ؛ و آرام ننشستند و پاسخ باراك را در مسئله سوريه دادند ؛ به اين صورت كه با رهبران مخالف حزب ليكود ، دست به دست شده و اعلام كردند كه باراك درصدد كشتن اسرائيل ميباشد. يوسى بيلين - كه در دولت باراك پست وزارت دادگسترى را عهده دار بوده - آشكارا سران ارتش را متهم ميكند به اينكه ميخواهند باراك را در تنگناى سياسى قرار دهند. (٢)
اما انتقام ارتش از باراك حد و مرزى نميشناسد ، باز در كنفرانس كمپ ديويد ارتش عدم همكارى خود را با طرحهاى باراك اعلام ميكند و در نامه اى كه معاون وزير دفاع اسرائيل به باراك مينويسد بيان ميكند كه " ارتشيان از فرمانده سران ارتش تا پايين ترين سرباز ، دستورات تورا اطاعت نميكنند و هر كدام آنچه را كه خود صلاح بدانند انجام ميدهند ". (٣)
با توجه به اين مسئله ، باراك از برخورد با سران ارتش و در نتيجه آن ، شكست در انتخابات ، ترسيد.
در زمان حكومت شارون همچنان سران ارتش از دستورات حكومت ، سرپيچى ميكردند كه نمونه آن ترور مروان برغوثى به دستور موفاز ميباشد ؛ كه دولت اسرائيل با اين ترور مخالف بود. (٤)
بر اساس بيان وزير امور زير بنائى اسرائيل ، يوسى پيريتسكى ؛ ارتش مسبب اصلى در از بين رفتن آرامش در اسرائيل است ؛ اما اعضاى كابينه مى ترسند از اعتراض بر ارتشيان. (٥)
در روزنامه "معاريو" در تاريخ (١٣ – ٩ – ٢٠٠٢) بيان ميشود به اينكه سران ارتش خشمگين هستند زيرا متوجه شده اند كه درجه دارى در ارتش ، شاوول ارئيلى ، با نظر باراك موافق است و روزنامه تاكيد ميكند بر اين نكته كه ارتش خواست نظر وى را برگرداند ؛ و براى اين كار ، فرمانده وقت ارتش ، شاوول موفاز ، سعى در تطميع وى كرده و وعده داده است كه رتبه وى را به ژنرالى ارتقاء دهد.
شاخه امنيتى ارتش (امان) بيشترين تاثير را بر توافقات سياسى دارد ؛ زيرا اين را از جمله حقوق طبيعى خود ميداند البته بايد بيان نمود كه قانون مشخصى براى اين منظور وجود ندارد ؛ اما اين سبب ايجاد رويه اى گرديده است كه تمامى حكومتها ، در همه موارد ، قبل از انجام آن ، با امان مشورت كرده و در اكثر موارد ، تن به توصيه هاى آن داده اند.
در خود اسرائيل نسبت به اين قضيه با ديد منفى نگاه ميشود ، همانگونه كه اوزى پتريمان بيان ميكند ، دستوراتى كه امان صادر ميكند ؛ اكثرا ايده ئولوژيك بوده و از منافع ملى دور است. و پتريمان ادامه ميدهد كه " همانا ايده ئولوژى عامل حساس و اصلى در تصميم گيرى ارتش و سازمانهاى امنيتى ميباشد و نه منافع ملى ". (٦)
البته از نظر دور نبايد داشت كه همانا سران سازمان امنيتى ارتش اعتراف به اين دارند كه در اكثر مواقع توصيه هاى آنان ، حدسها و تخمينهايى بيش نبوده است همانگونه كه ژنرال شلومو گازيت فرمانده پيشين شاخه امنيتى ارتش بيان كرده است. (٧)
اما آبراهام تيروش تاكيد ميكند به اينكه اگر همراهى سران ارتش نبود ؛ معاهده " كمپ ديويد " به امضا نميرسيد ، و اما اينكه چرا چنين است سخنگوى ارتش ، ژنرال زئيف شيف ، علت را در ضعف سران سياسى ميداند. (٨)
موقعيت ژنرالها سبب آن ميشود كه در اكثر مواقع در مسائل و درگيريهاى سياسى بين حزبى و داخل حزبى ، دخالت مستقيم يا غير مستقيم داشته باشند ، مثلا پس از آنكه شارون با تأخير ، فرمانى نسبت به شهرك سازى بيان نمود ؛ رئيس شاخه امنيتى ارتش ، اهارون زئيفى ، شروع به تحريك نمايندگان دست راستى پارلمان بر ضد شارون كرد ؛ با اين استدلال كه اجراى همچين برنامه اى " سبب نيرومند شدن تروريسم ميشود ".
عملا بيانات زئيفى سبب شد كه نمايندگان دست راستى ، گفته هاى وى را بعنوان يك زهر بر عليه شارون استفاده نمايند.
نمونه ديگر ، جاسوسى ارتش از سران مخالف است و ارائه مطالب آنان به شارون ، تا وى از آن براى سركوب مخالفين خود استفاده نمايد ؛ و اين مسئله زمانى آشكار شد كه سازمان امنيتى ارتش ، شارون را مطلع كرد به اينكه معلوماتى بر اين نكته تأكيد دارد كه رهبر مخالفان ، شمعون پرز ، مخفيانه با نخست وزير فلسطينى ، احمد قريع ، ديدار داشته است و شارون از اين خبر براى حمله به حزب كار استفاده كرد. (٩)
يا عيل باز اين شيوه را اينگونه تفسير ميكند كه ، سران ارتش براى جلب رضايت دست راستيها ، اين كار را ميكنند و بعد از آن كه از ارتش بيرون آمدند ، اين عملكردهايشان سبب پيروزيشان در داخل احزاب ميگردد.
تاثير ارتش بر سياست و جامعه با بيرون آوردن لباس نظامى پايان نميپذيرد. شواهد نشان ميدهد كه از زمان تأسيس دولت اسرائيل تا به حال ، ٤٠ ژنرال در پستها و منصبهاى حكومتى و پارلمانى قرار گرفته اند (١٠) ، و بيش از ١٠٠ درجه دار بلند مرتبه ، جايگاههايى را در حكومت و پارلمان از آن خود كرده اند. لازم به ذكر است كه اكثر شركتهاى دولتى و مؤسسات وابسته به آن و خبرگزارى يهود را ، ژنرالهاى بازنشسته اداره ميكنند. و اخيرا يكى از درجه داران برجسته بازنشسته ، به منصب وزارت تعليم و تربيت رسيد و وزارت معارف هم از درجه داران براى استفاده در مدارس و معلمى بهره ميبرد. (١١)
آنچه كه امروزه سياسيون و روزنامه نگاران و حتى بعضى از سران بازنشسته ارتش و سازمان امنيت را در اسرائيل به خود مشغول كرده است ؛ تلاشهايى است براى خلاص شدن از تاثير ارتش بر تصميمات و سياستهاى دولت. بن كاسبيت ميگويد " اقتدار حقيقى در اسرائيل را حكومت منتخب بر عهده ندارد ، بلكه برعهده ارتش است. (١٢) و حتى افرايم هليفى ، رئيس پيشين موساد ، ارتش و سازمانهاى امنيتى را برحذر ميدارد از دخالتهاى بيش از اندازه در مسائل سياسى. (١٣) اما فرمانده نقشه كشى جنگ ارتش ، ژنرال اسحاق هارئيل ، سخنانى را به زبان آورده است كه تا بحال سابقه نداشته است و آن زمانى است كه خواستار " توقف ورود ارتش به تصميمات دولت شد ". (١٤) اما اوفر شيلح از نويسندگان " يديعوت اهرونوت " در مسئله تأثير ارتش بر دولت ، خيلى بيش از حد معمول پيشروى كرده و بيان ميدارد كه " در اينجا بدتر از اين نيست كه ارتش ، كنتر كننده عملياتهاى خرابكارانه باشد ، اين امر شباهت دارد به تعيين دزد براى يك شركت تجارى يا تعين يك مختلس براى اداره صندوق مالى زندان ، همانا عملياتهاى خرابكارانه بزرگ در حقيقت جوهره اصلى نيروى ارتش است ، و ارتش همانند ديگر مؤسسات قوى ، در صدد بالا بردن نيرو و توان خويش تا بيشترين حد ممكن است ". (١٥)
در اسرائيل ، به لحاظ قانونى و رسمى ، تعريف مشخص و كاملى از رابطه بين ارتش و سه قوه بيان نشده است . و ما به بررسى قوانينى خواهيم پرداخت كه راجع به رابطه ارتش و دولت ، ارتش و پارلمان و ارتش و قوه قضائيه ميباشد .
اولين قانونى كه از جانب مجلس مؤسسان تعيين شد - كه در آن نظام حكومتى اسرائيل در سال 1948 مشخص گرديد - بخشى را به " نيروهاى نظامى " اختصاص داده بود ، و اين بخش به دولت موقت اجازه داد تا " نيروى هاى مسلح زمينى ، هوايى و دريايى تشكيل داده ، و براى انجام هرگونه عمليات مطلوب و قانونى به نفع و حمايت از دولت ، از آنها استفاده نمايد " .
قبل از سال 1968 ديوان عالى ، دولت را فاقد صلاحيت لازم نسبت به اشراف بر امور امنيتى تشخيص داد ؛ و در نتيجه ، قانون اساسى سال 1968 اداره امنيت كشور را از دولت اسرائيل سلب كرد و اين صلاحيت بعد از انجام اصلاحاتى در قانون ، در سال 1992 و 2001 دوباره به دولت واگذار شد ... (16) .
بخش نيروهاى نظامى در قانون اساسى مصوب سال 1975 ، مواد قانونى اندكى را به رابطه بين حكومت و ارتش اختصاص داده است كه بسيار عام و گسترده ميباشد ؛ و سبب اصلى آن ، پيامدهاى پس از جنگ 1973 ميباشد .
اينك به لحاظ قانونى نظرى بيندازيم به رابطه بين دولت و وزير دفاع ؛ ماده دوم از بخش نيروهاى نظامى قانون اساسى مصوب سال 1975 بيان ميكند كه ، ارتش در مقابل دولت ، گوش به فرمان است و وزير دفاع به نمايندگى از دولت مسؤول ارتش ميباشد .
بنابراين مشاهده ميشود كه قانون هيچ گونه تعيين صلاحيتى را براى دو طرف ( دولت و وزير دفاع ) نميكند .
در اينجا شاهديم كه فرماندهى ارشد ارتش اسرائيل ، قانونا ، در دست فرماندهان ارتش ميباشد ، در نتيجه ارتش اسرائيل با رهبرى فرمانده خودشان در مقابل نهادهاى مدنى ظاهر ميشوند ، و سؤالى كه در اينجا مطرح ميشود اين است كه حد و حدود وزير دفاع براى دخالت در اداره ارتش و اداره عمليات نظامى تا چه اندازه اى است ؟
با توجه به اين نكته كه فرمانده ارتش بالاترين مقام نظامى ميباشد ؛ و همچنين با توجه به اينكه قانون ، تعيين صلاحيتى براى اجراى مسائل عملياتى وزير دفاع نكرده است ؛ اين كمبود قانونى سبب ميشود كه مسائل و امور گوناگون ، به شخصيت و حضور فرماندهى ارتش و شخصيت و حضور وزير دفاع وابسته شود ، و اينكه وزير دفاع رئيس حكومت و دولت باشد يا نه ، خصوصا كه اسرائيل در موارد بسيارى ، شاهد بوده است كه اين دو منصب را يك شخص اداره كرده است ؛ مثل بن گوريون ، اشكول ، اسحاق رابين ، شمعون پرز و ايهود باراك ... .
ارتباط بين پارلمان و ارتش به دوره اول قانونگذارى در اسرائيل باز ميگردد ، كه در نتيجه آن هيچ يك از كميسيونها به جز كميسيون سياست خارجى و امنيت ملى ، حق قانونگذارى براى ارتش را ندارند ؛ و كميسيون سياست خارجى و امنيت ملى پارلمان ، مشاوره دهنده به بعضى از سازمانها و نهادهاى وابسته به ارتش حول مسائل امنيتى و ... ميباشد ، اضافه بر آنكه براى دعوت از وزير دفاع به پارلمان ، بايد با اين كميسيون هماهنگى شود ( 17 ) .
قانون قضائى مصوب سال 1948 ، به دادگاهها اجازه ميدهد ؛ به انجام تمامى مسائلى كه از جانب مردم به آنها محول ميشود را انجام بدهند ؛ حتى اگر اين دعاوى عليه هيئت حاكمه و نهادهايش و تصميمات و اعمال ارتش اسرائيل باشد .
دادگاه حق دارد تا تمامى اعضاى بلند مرتبه را به علت اينكه طبق قانون عملى را مرتكب شده اند يا نشده اند فرابخواند ، و هر آنچه كه دادگاه تعيين كند ، غير قابل تجديد نظر است ؛ و فقط اين ديوان عالى است كه ميتواند تصميم اتخاذ شده راجع به ارتش و نهادهاى دولتى و دولت را باطل كند .
اولين تلاشها باز ميگردد به دومين هجرت يهوديان به فلسطين كه در بين سالهاى 1904 و 1914 ( 40000 مهاجر ) رخ داد ؛ كه عده اى براى حمايت از يهوديان موجود در فلسطين گروهى را تحت عنوان " هشومير " در سال 1907 بوجود آوردند ( 18 ) . اين تشكل بعدها با كمكهايى كه انگلستان به يهوديان كرد ، تبديل به " هاگاناه " شد ، كه در جنگ جهانى اول بعنوان نيروى نظامى مشاركت داشت . در سال 1920 گروه هاگاناه سمت و سوى كارگرى پيدا كرد .
در اين دوره شاهد تجزيه حزب هاگاناه ميباشيم ، به صورتى كه نيروهاى دست راستى در سال 1931 حزب " شتيرن " را بوجود مى آورند كه باز ، در داخل همين حزب در سال 1944 انشقاقاتى بوجود مى آيد و حزب " ايتسل " تشكيل ميشود .
هاگاناه با اين وجود ، وجهه ارتشى و نظامى خود را در جهت صهيونيسم و اسكان يهوديان در فلسطين حفظ كرد .
حزب هاگاناه نمونه بسيار خوبى براى دولت آينده اسرائيل بود زيرا كه سران نهادهاى مدنى ، خود سران ارتش بودند ؛ اما با بروز اختلافات ، اين دو طيف از يك ديگر دور شدند .
در دوره رياست ديويد بن گوريون ( از سال 1948 تا آخر سال 1963 ، به استثناء سالهاى 1955 و 1956 ) تمامى نيرهاى امنيتى و ارتشى اسرائيل ، با انضباط كامل تحت فرمان وى بودند . شخصيت كاريزماتيك بن گوريون سبب ميشد كه تمامى نيرهاى سياسى و نظامى در مقابل تصميمات وى گوش به فرمان باشند .
بن گوريون در آن مدتى كه رياست حكومت را عهده دار بود ، بر تصميمات سياسى و نظامى در اسرائيل حكومت ميكرد ، و در اين راه علاوه بر شخصيت كاريزماتيكش ، لباس نظامى وى نيز يارى دهنده اش بود ، لباسى كه به وى اجازه داد تا نظاميانى كه در حزب وى ( حزب ماباى ) بودند ، در مناصب نظامى و سياسى جابجا بكند ، و ژنرالهاى وفادار به خود را در مناصب وزارتخانه و پوستهاى حساس قرار دهد .
اين شخصيت كاريزماتيك به وى اجازه داد تا بسيارى از تصميمات استراتژيك را به دور از پارلمان و حكومت بگيرد مثل آغاز جنگ سال 1956 ( 19 ) .
شيوه بن گوريون براى مشورت با نظاميان و نيروهاى امنيتى سبب شد كه تصميمات سياسى با مشاركت نظاميان همراه شود ، و به هيچ عنوان يك تصميم سياسى خالص نباشد .
پس از بن گوريون رابطه ارتش و سياست فرق اساسى كرد ، به صورتى كه همه رهبران پس از وى نتوانستند همانند وى حركت نمايند ؛ موقعيت ارتش در سياست به شدت تحت تأثير شخصيت وزير دفاع يا فرمانده ارتش بود ؛ همانند دوره اى كه موشه دايان وزير دفاع بود ( 1967 – 1974 ) و حتى دوره اى كه آريل شارون و اسحاق رابين اين منصب را اداره ميكردند ( 20 ) .
جنگ سال 1973 تاثير به سزايى بر مشخص شدن جايگاه دستگاه امنيتى و ارتشى در اسرائيل داشت ، زيرا ثابت كرد كه تصميمات ارتش منجر به شكست ميشود ؛ كه سبب تنزل مقام ارتش در نزد افكار عمومى اسرائيل گرديد و حتى راه را براى نخبگان سياسى باز كرد تا در مسائل نظامى دخالت كنند .
و در نتيجه اين ، حكومت اسرائيل گروه خاصى را مأمور كرد تا آنچه را كه پيش آمده است بررسى نمايد ؛ لذا گروهى به نام " اگرانات " كه به نام اداره كننده اش شهرت پيدا كرد تشكيل شد ، و نتيجه تحقيقات گروه اين مسئله بود كه حيطه وظايف هيچ يك از دولت مردان و وزير دفاع و فرمانده نظاميان مشخص و محدود نميباشد و نيز محدوده مشخصى براى رابطه نخبگان سياسى و ارتشى وجود ندارد . و بر اين اساس ، پارلمان در سال 1976 بخش نظامى قانون اساسى را طبق آنچه كه گروه تعيين كرده بود تصحيح كرد . و به موجب اين قانون ، ارتش و فرمانده نظاميان بايد فرمان پذير دولت و وزير دفاع باشند .
پايان
منابع:
(١) تحقيقى تحت عنوان " ارتش بيان ميكند و نتيجه همان ميشود "، انتشار يافته در معاريو، به تاريخ ١٣ – ٩ - ٢٠٠٢
(٢) راديو اسرائيل به زبان عبرى ، به تاريخ ٢٢ – ١١ - ٢٠٠٣
(٣) معاريو ، ١٣ – ٩ - ٢٠٠٢
(٤) منبع پيشين
(٥) شبكه اول اسرائيل ، به تاريخ ٢٥ – ٨ - ٢٠٠٣
(٦) ها آرتص ، ١٢ - ٢٠٠٣
(٧) ها آرتص ، ١٢ – ١٢ - ٢٠٠٢
(٨) ها آرتص ، ١٧ – ١١ - ٢٠٠٣
(٩) معاريو ، ٢٠ – ١ - ٢٠٠٤
(١٠) معاريو ، ٨ – ٨ - ٢٠٠٢
(١١) ارنا كازين ، "تربيت ارتش " ، چاپ شده در شماره سوم فصلنامه " مسائل اسرائيل "
(١٢) معاريو ، ٦ – ٩ - ٢٠٠٢
(١٣) ها آرتص ، ١٢ – ٥ - ٢٠٠٣
(١٤) يديعوت اهرونوت ، ٢ – ١ - ٢٠٠٤
(١٥) يديعوت اهرونوت ، ٩ – ١٠ - ٢٠٠٢
( 16 ) نوى برگر ، بنيامين " دموكراسى و امنيت ملى در اسرائيل " ( به زبان عبرى ) ، 1996 ، ص 117 .
( 17 ) وبخا ، يتسحاق " نقشى كه پارلمان بايد عهده دار باشد " مجله مفنيه ( به زبان عبرى ) ، شماره 36 ، سال 2002 ، ص 15 .
( 18 ) وادرى ، ايلى " هجرت " ( به زبان عبرى ) از انتشارات مركز يهوديان .
( 19 ) بن مائير ، يهودا " العلاقات المدنية العسكرية في إسرائيل " ترجمة مصطفى الرن ، قاهرة ، مكتبة مدبولي 1996 ، ص 83 – 85 .
( 20 ) ماضي ، عبد الفتاح محمد " الدين و السياسة في إسرائيل " الطبعة الاولى ، قاهرة ، مطبعة مدبولي ، 1999 ، ص 172 .
Array ( [0] => stdClass Object ( [ArticleFishId] => 189 [SerialNo] => 183 [MTitle] => ارتش و سياست در اسرائيل [FTitle] => [AMTitle] => [AFTitle] => [EMTitle] => [EFTitle] => [ALanguage] => 1 [TLanguage] => 0 [ADateS] => 0 [ADateM] => 0 [ADateG] => 0 [Side_NY] => 0 [Side_NS] => 0 [Side_B] => 0 [Side_HY] => 0 [Side_HS] => 0 [Side_NE] => 0 [Side_HE] => 0 [SourceType] => 3 [Book] => 0 [BArticlePageFrom] => [BArticlePageTo] => [Magazine] => 0 [MPublishDateS] => 0 [MPublishDateM] => 0 [MPublishDateG] => 0 [MYear] => 0 [MNo] => [MSerialNo] => 0 [MArticlePageFrom] => [MArticlePageTo] => [Site] => 56 [ArticleAddrInSite] => http://world.iran-emrooz.de/more.php?id=6734_0_16_0_C [FishWriter] => 8 [WriteDate] => 12/25/2004 0:00:00 [Confirmed] => 1 [SupervisorView] => [Abstract] => [AAbstract] => [EAbstract] => [Editted] => 1 [Degree] => 0 [Mode] => 0 [fldFirstPage] => 0 [fldFPMod] => 0 ) )
ورود به سايت
شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.
شناسه:
کلمه عبور:
درخواست شناسه کاربري
Copyright © 2008 "rasad.ir" All rights reserved