Y يهود
Y صهوينيسم
= اسرائيل
بستن قراردادهای مختلف همکاری در پیرامون داد و ستد نفت و فرآورده سوختهای فسیلی میان کشورهای گوناگون جهان، یکی از رایجترین امور روزانه در بازارهای بینالمللی انرژی به شمار میآید. با اینهمه، پارهای از این قراردادها، گذشته از ارزش اقتصادی، از اهمیت سیاسی و ژئوپلیتیکی نیز برخوردارند. از جملة این دسته از قراردادها که در سال ۲۰۰۲ میلادی بسته شد، میتوان از پیمان نفتی میان روسیه و اسرائیل یادکرد.
در این پیمان پیشبینی شده که از خط لولة قدیمی تیپ لاین (Tip line) که در خاک اسرائیل کشیده شده است، برای انتقال نفت صادراتی روسیه به آسیا، بهره گرفته خواهد شد. روش کار به این صورت خواهد بود که نفتکشهای روسی، محمولههای خود را از بندر نوروسیسک، واقع در کرانههای دریای سیاه، به بندر مدیترانهای اشکلون میرسانند و سپس از طریق همین خطلوله، به بندر اسرائیلی ایلات در دریای سرخ منتقل و سرانجام، پس از بارگیری مجدد در نفتکشهای دیگر، به بازارهای آسیایی انتقال مییابد.
اینک تخمین میزنند که بازسازی خط لولة میان دو بندر اشکلون ـ ایلات تا میانه سال ۲۰۰۳ میلادی به پایان رسد و آمادة انتقال روزانه ۹۰۰ هزار بشکه نفتخام روسیه گردد.[۱]
خط لولة ترانس (ماوراء) نفت اسرائیل (Tipline) به همراه خط لولة «ترانس نفت عرب»، حوزه زیر پوشش خود را تبدیل به چهار راه حمل و نقل انرژی در جهان کرده و امکان انتقال نفت منطقه به اروپا و آسیا را با هزینهای کمتر از (ابرنفتکشها Super Tankers) نفتکشهای کوهپیکر فراهم ساخته است. این طرح، در سال ۱۹۶۸ (آذرماه ۱۳۴۷ شمسی)، در راستای همکاریهای نفتی ایران ـ اسرائیل و به منظور رسانیدن نفت ایران به بازارهای مصرف اروپا ـ بدون نیاز به گذر از کانال سوئز ـ احداث شد.
به دنبال وقوع جنگ شش روزه در سال ۱۹۶۷ و بسته شدن کانال سوئز، اسرائیل تلاش کرد با بهرهگیری از روابط تیرة ایران و مصر، ضمن جلبنظر ایران برای همکاری در جهت احداث خط لولة ۳۲ اینچی ـ که میتوانست نفت ایران را از بندر ایلات به بندر اشکلون (عسقلان) منتقل و سپس به اروپا برساند ـ دسترسی به نفت موردنیاز داخلی خود را نیز تضمین کند. دولت ایران نیز موافقت خود را با این امر اعلام و دو کشور شرکتی به نام «شرکت نفت ماورای آسیا» تاسیس کردند که در کانادا به ثبت رسید و شعباتی در تهران و تلآویو نیز داشت. این شرکت، با هزینهای بالغبر ۱۱۰ میلیون دلار، خط لولة Tipline را کشید. با این حال، مخالفتهای موجود در داخل ایران و نیز در میان کشورهای عرب پیرامون همکاری ایران و اسرائیل، موجب شد که تلاش شود از اعلام مستقیم چگونگی انتقال نفت ایران از طریق اسرائیل، خودداری شود. شاه ایران، در آن هنگام در گفتوگویی با یکی از خبرنگاران، اظهار داشته بود: «وقتی نفتکشها بندرهای ایران را ترک میکنند، ما از مقصد نهایی آنها آگاهی نداریم. نفتکشها در میانه راه به دستور صاحبان آنها تغییر مسیر میدهند. چه کسی میتواند قسم بخورد که نفت اعراب به اسرائیل نمیرود؟!»
چندی بعد، به دنبال در گذشت جمال عبدالناصر و برسرکارآمدن انورسادات که بهبود روابط میان ایران و مصر را در پی آورد، سادات در سفر خود به تهران ـ در مهرماه ۱۳۵۰ ـ اعلام کرد: مایل به بازگشایی کانال سوئز و احداث یک خط لولة نفتی از بندر سوئز به اسکندریه با سرمایة ایران است تا به عنوان بندر تقویتی عبور نفتکشها از کانال سوئز، به کار رود و خط لولة ایلات ـ اشکلون را بیاثر سازد. اما، دو سال بعد، بهرغم تشکیل مثلث جدید ایران ـ مصر ـ عربستان، در خلال جنگ اکتبر ۱۹۷۳، شاه ایران در تحریم نفتی اعراب شرکت نکرد و به ارسال نفت به اسرائیل، همچنان ادامه داد. از سوی دیگر، دیپلماسی ایجاد موازنه در روابط با اعراب و اسرائیل، باعث شد که در سال ۱۳۵۳، ایران یک وام یک میلیارد دلاری به منظور تعریض کانال سوئز، بازسازی بندر سعید و احداث خط لولة نفتی جدید به مصر، اعطا نماید و سفر محرمانه اسحاق رابین ـ نخستوزیر وقت اسرائیل ـ به ایران در آذرماه ۱۳۵۳ و درخواست وام مشابه، ناموفق بماند.
به دنبال گسترش روابط میان ایران و مصر، در اوایل سال ۱۹۷۳، شاه به اسرائیل اطلاع داد که در نظر دارد استفاده از خط لولة ایلات ـ اشکون را متوقف سازد. در همان هنگام، انور سادات نیز از اسرائیل خواست که چاههای نفت «ابورودیس» واقع در شبه جزیرة سینا که از سال ۱۹۶۷ اشغال کرده بود، تخلیه کند. این امر، سبب شد که ایگال آلون ـ وزیر خارجة اسرائیل ـ بیدرنگ به راه مذاکره با مسئولان ایرانی ـ با لباس مبدل، کلاه گیس، عینک سیاه و با پرواز عادی شرکت هواپیمایی العال وارد تهران شود. مذاکرات وی با شاه، منجر به ادامه فعالیت شرکت نفت ماورای آسیا تا سال ۱۹۷۹ و پیروزی انقلاب در ایران گردید.[۲]
از آن زمان بدین سو، به دنبال بهبود روابط مصر و اسرائیل، این کشور، نفت موردنیاز خود را از مصر و نیز از مکزیک، دریای شمال و کشورهای آفریقای غربی تامین کرده و میزان استفاده از ظرفیت یک میلیون بشکهای خط لوله تیپ لاین، کاهش یافته است.
مسکو و تلآویو، خاطرات چندان خوبی از روابط با یکدیگر در طول سالهای سده بیستم ندارند. در دوران جنگ سرد، این دو کشور بارها در برابر یکدیگر صفآرایی کردند. اسرائیل، از حمایت اتحاد شوروی پیشین از اعراب، چندان خشنود نمینمود و همواره نگران برخورد زمامداران کرملین با جمعیت یهودی ساکن آن کشور بود. مسکو نیز نزدیکی تلآویو به واشینگتن و دسترسی این کشور به جنگافزارهای هستهای را تهدیدی جدی برای خود میدانست. با پایان یافتن دوران جنگ سرد، یخهای روابط میان دو کشور رو به آب شدن نهاد و در حدود یک میلیون تن یهودی روستبار از ۱۹۹۲ تاکنون، به آسانی به اسرائیل مهاجرت کردهاند و میکنند. این جمعیت انبوه که هماینک نزدیک ۱۵ درصد کل جمعیت اسرائیل را تشکیل میدهند، نه تنها نقشی سازنده در سیاست داخلی اسرائیل ایفا میکنند، بلکه زمینههای نزدیکی فرهنگی ـ اقتصادی دو کشور را نیز فراهم ساختهاند.
واقعیتهای حاکمبر موقعیت ژئوپلیتیکی دو کشور اسرائیل و روسیه نیز از جملة دیگر عوامل موجه همکاری میان دو کشور به شمار میرود. سرمای مناطق شمالی و شرقی روسیه که همواره بهرهگیری از بندرگاههای این مناطق را با مشکل روبهرو ساخته و صرفاً به صورت فصلی مورد بهرهبرداری قرار میگیرند، عملاً موجب عدم دسترسی دائمی روسیه به بازارهای نفتی شرق دور شده است. این در حالی است که این کشور طی سالهای اخیر، با انجام یک جهش اقتصادی موفق، توانسته است صنایع نفت و گاز خود را گسترش دهد و از آن به عنوان یکی از منابع اصلی تامین کنندة نیازهای مالی خود سود جوید. بدین ترتیب، ذخایر سرشار انرژی در این کشور باعث گشته است که روسیه به عنوان یک تولیدکنندة بزرگ نفتی، هژمونی عربستان سعودی در بازارهای بینالمللی را، به چالش طلبد. این کشور، پس از تلاشهای گستردهای که برای حضور در بازارهای نفتی ایالاتمتحده و کاهش سهم عربستان در این بازارها به عمل آورده است، اینبار در صدد برآمده که با بهرهگیری از قرارداد همکاری نفتی با اسرائیل، انحصار بازارهای شرق آسیا ـ که هماینک در دست کشورهای حوزة خلیجفارس است ـ را بشکند.
منافع حاصل از بستن این قرارداد، برای اسرائیل نیز کاملاً آشکار است. این کشور که هماکنون با بهبود نسبی روابط خود با کشورهای عرب منطقة خاورمیانه، موفق گردیده که نزدیک به ۲۰ درصد از نفت موردنیاز خود را از مصر، عمان، قطر، کویت و بحرین تامین کند،[۳] پیوسته با این نگرانی دست به گریبان است که مبادا داستان تحریمهای نفتی سال ۱۹۷۳ باردیگر تکرار شود. به همین علت است که شارون، در دیدار سال گذشتة خود از مسکو، تلاش گستردهای برای تعمیق روابط میان دو کشور به عمل آورد.[۴]
این کشور که ضمن گسترش همکاریهای خود با مسکو، در یافتن جایگاهی ویژه در مناسبات اقتصادی کشورهای آسیای میانه نیز موفق بوده و هماینک دومین خریدار نفتی جمهوری آذربایجان شمرده میشود،[۵] از مدافعان اصلی احداث خط لولة باکو ـ تفلیس ـ جیهان به شمار میآید. گذشته از تاثیرات منفی احداث این خط لوله بر اقتصاد ایران، این نکته را نیز نباید از یاد برد که از بندر جیهان تا پالایشگاههای حیفا ـ در خاک اسرائیل ـ راه چندانی نیست.
از سوی دیگر، انتقال نفت روسیه از طریق خط لولة تیپ لاین، میتواند دستآویزی برای اسرائیل باشد که به عنوان تلاش در جهت تامین امنیت گذر محمولههای نفتی روسیه، تحرکات نیروی نظامی خود در دریای سرخ، باب المندب و دریای عرب را گسترش دهد و منافع امنیتی خویش و روسیه را از این طریق به یکدیگر پیوند زند. همچنین، اسرائیل میتواند از این راه، نسبت به تامین گاز طبیعی موردنیاز خود از طریق روسیه نیز اقدام کند. این خط لولة گاز، از بندرگاههای جنوبی ترکیه به مدیترانه و سپس به اسرائیل میرسد. در شرایطی که مصر به تعهدات گازی خود نسبت به اسرائیل ـ به دلیل تداوم تنشهای میان یهودیان و فلسطینیان ـ عمل نکرده و گفتوگوهایی را با اردن برای انتقال گاز خود از طریق بندر عقبه آغاز کرده است، دریافت گاز از روسیه میتواند اهمیتی درخور برای اسرائیل داشته باشد.[۶] و سرانجام آن که، نزدیکی اسرائیلیان به سران روس، میتواند امکان تاثیرگذاری بیشتر آنان بر قراردادهای همکاری نظامی میان ایران و روسیه ـ اعم از حوزههای هستهای و یا توانمندسازی ایران در زمینه ساخت موشکهای دوربرد ـ را فراهم آورد.
جنگ درازمدت در افغانستان و نیز جنگهای پارتیزانی چچنیان علیه نیروهای روسی، طی دهههای اخیر رفته رفته باعث تغییر نگرش این کشور حامی اعراب نسبت به مسلمانان گردیده است. این امر، به خوبی میتواند زمینة نزدیکی سیاسی روسیه و اسرائیل را فراهم سازد؛ به ویژه آن که ایالاتمتحده نیز از این امر حمایت جدی به عمل میآورد. وقوع رخدادهای ۱۱ سپتامبر نیز در این میان سهم به سزایی در نزدیکی دو کشوری که دشمنان مسلمان داخلی خود را ـ چچنیان و فلسطینیان را ـ تروریست تلقی میکنند، ایفا کرده است. در این میان، رقیب اقتصادی روسیه در بازارهای نفتی، به خوبی میتواند نقش دشمن مشترک را برای همگرایی روسیه ـ اسرائیل بازی کند. عربستان که مرکز اصلی گسترش اسلام وهابی شناخته میشود، چندی است به عنوان یکی از مهمترین حمایت کنندگان مالی سازمانها و گروههای تروریستی در مجامع بینالمللی مطرح شده است. بدین ترتیب، هدف استراتژیک روسیه و اسرائیل در میانمدت، میتواند تلاشی در راستای تضعیف حلقههای ارتباطی میان آمریکا و عربستان سعودی باشد. هرچند، بعید به نظر میرسد که ایالاتمتحده، قصد آن داشته باشد که همپیمان دیرین خود در منطقة خاورمیانه را به آسانی از کف بدهد و فرضاً در خصوص مسالة انرژی، روسیه را جایگزین عربستان سازد. قدر مسلم، روسها ـ بهرغم تعدیل سیاستهای نظامی، سیاسی و اقتصادی خود علیه آمریکا ـ هنوز نمیتوانند نقش یک متحد مورد اطمینان را بازی کنند و این در حالی است که سعودیان دهها سال است که برادری خود را با آمریکا ثابت کردهاند. بنابراین، میتوان اینگونه فرض کرد که دیپلماسی آمریکایی در این باره حکم میکند که موازنهای میان روابط عربستان و روسیه برقرار ساخته و از این راه، منافع ملی خود را با بازی میان دو ابرقدرت نفتی، تامین سازد. نباید فراموش کرد که سعودیان ثروتمند هنوز آنقدر مقتدر هستند که بتوانند بر قراردادهایی که با منافع آنان در تعارض است، تاثیرگذار باشند. افزایش کمکهای مالی به نظامیان مسلمان چچن و یا مسلمانان فلسطینی عضو گروههایی نظیر حماس، به خوبی میتواند امنیت پایتختهای روسیه و اسرائیل را برهم زند و حتی در مقیاس گستردهتر، زمینههای انجام عملیات خرابکارانه علیه خطلوله تیپ لاین را فراهم آورد. مکعب سیاست، در حالی که تنها یک روی خود را به نمایش میگذارد، ابعاد دیگری نیز دارد که در پشت صفحة مقابل چشمان ما، همگی به یکدیگر پیوستهاند.
http://www.stratford.biz-1
2-برای کسب آگاهی بیشتر از روابط اقتصادی ایران و اسرائیل نگاه کنید به: عبدالرضا هوشنگ مهدوی، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی، تهران، نشر پیکان، ۱۳۷۷، صص ۴۵۰ـ۳۹۰.
http://www.ita.doc.gov/td/energy-3
4-برای آگاهی بیشتر به اخبارمورخ 3/11/2002 مندرج دراین سایت رجوع شود http://buzzle.com
http://www.azembassy.com-5
http://www.eia.doe.gov/emeu/cabs/israel.html-6
Array ( [0] => stdClass Object ( [ArticleFishId] => 205 [SerialNo] => 199 [MTitle] => نگاهي به قرارداد نفتي روسيه و اسرائيل [FTitle] => [AMTitle] => [AFTitle] => [EMTitle] => [EFTitle] => [ALanguage] => 1 [TLanguage] => 0 [ADateS] => 0 [ADateM] => 0 [ADateG] => 0 [Side_NY] => 0 [Side_NS] => 0 [Side_B] => 0 [Side_HY] => 0 [Side_HS] => 0 [Side_NE] => 1 [Side_HE] => 0 [SourceType] => 3 [Book] => 0 [BArticlePageFrom] => [BArticlePageTo] => [Magazine] => 0 [MPublishDateS] => 0 [MPublishDateM] => 0 [MPublishDateG] => 0 [MYear] => 0 [MNo] => [MSerialNo] => 0 [MArticlePageFrom] => [MArticlePageTo] => [Site] => 2 [ArticleAddrInSite] => درگاه ديد> کشورها و گروههاي کشوري> آسيا> خاورميانه> اسرائيل> روابط اقتصادي> روسيه فدراتيو [FishWriter] => 8 [WriteDate] => 12/25/2004 0:00:00 [Confirmed] => 1 [SupervisorView] => [Abstract] => [AAbstract] => [EAbstract] => [Editted] => 1 [Degree] => 0 [Mode] => 0 [fldFirstPage] => 0 [fldFPMod] => 0 ) )
ورود به سايت
شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.
شناسه:
کلمه عبور:
درخواست شناسه کاربري
Copyright © 2008 "rasad.ir" All rights reserved