Y يهود
Y صهوينيسم
= اسرائيل
جهان بشري سالهاست كه اميد رسيدن به جهان آرماني توام با عدالت است. توده هاي مواج و عظيم انساني هر كدام به فراخور حال و مجال دين خويش در انتظار تشكيل آرمان شهر دنيايي مي باشند, جهان شهري كه عدالت , رهيدگي از بند اسارت ها و دلبستگي و وابستگي شيرين معنوي چاشني آن باشد. از اين رو اعتقاد به آخر الزمان و ظهور سنجي و اصلاح گر توانمند و بزرگ جهاني , از آرمان هاي مشترك تمام اديان و مذاهب زنده دنيا به شمار مي رود.
اين مساله در مذهب شيعه به گونه اي متمايز مطرح است. چرا كه هويت اساسي شيعه و رمز ماندگاري , پويش و جوشش آن در طور تاريخ در پيوند با انديشه سرخ حسيني و اميد سبز مهدوي معنا مي شود.
اما آنچه دغدغه اين نوشتار را فراهم ساخته اثبات انديشه انتظار از ديدگاه شيعه و ديگر اديان نيست, بلكه اين مقاله در صدد است با نگاهي كوتاه, اما گويا ديدگاه معتقدان به آخرالزمان را از جنبه قدرت و دين بر آمده از ظهور سنجي و چگونگي ارتباط و برخورد آن با ديگر انديشه ها, اديان و پيروان آن ها را مورد ملاحظه و بررسي قرار دهد.
پيروان هندوئيسم مانند ديگر اديان, در اصل قيام نجات بخش انسان ها, هيچ ترديدي را روا نمي دارند و در كتابهاي گوناگون خود را صراحت از آن سخن به ميان مي آورند. در كتاب ((جوك)) يكي از كتب هندويان در رابطه با ويژگي هاي مصلح چنين آمده است : ((سر انجام دنبا به كسي بر گردد كه خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام فرخنده و خجسته باشد)).
در جاي ديگر شاكموني پيامبر هندوها در كتاب خود نسب منجي را به سيذ خلايق مي رساند و ثمره قيام وي را خاطرنشان مي سازد: پادشاهي دنيا به فرزند سيد خلاق دو جهان كشن بزرگوار تمام شود. او كسي باشد كه بر كوه هاي مشرق و مغرب دنيا حكم براند و بر ابرها سوار شود و دين خدا, يك دين شود و دين خدا زنده گردد.
اما جالب اين است كه هندوئيسم, اگر چه به رفق, مدارا, فردگرايي و گريز اجتماع مشهود است, اما در رابطه با قيام مصلح آخرالزمان , از واژه هايي چون ((شمشير)), ((هلاكت شريران)) و ... سود مي برد. هندوها رهبر آخرالزمان را با نام كلكي و يكي از جلوه هاي دهگانه خداي حفظ كننده (ويشينو Vishnu) مي دانند.
در هزارگرايي زرتشتيان, انتظار ظهور سه منجي از نسل زردتشت مطرح است. اين اصلاح يكي پس از ديگري جهان را پر از داد خواهد كرد. هوشيد, هزار سال پس از زرتشت, هورشيد و ماه, دو هزار سال پس از دي و سوشيانس, سه هزار سال پس از صاحب اوستا خواهد آمد و با ظهور او جهان پايان خواهد يافت. جاماست حكيم در كتاب جاماست نامه, به نقل از زرتشت جزئيات ظهور سوشيانس ((مردي بيرون آيد از تازيان, بر آيين جد خويش با سپاه بسيار روي به ايران نهد و آباداني كند و زمين را پر از داد كند. سوشيانس ((نجات دهنده بزرگ)) دين را به جهان رواج دهد. فقر و تنگدستي را ريشه كن سازد. ايزدان را از دست اهريمن نجات داده و مردم جهان را هم فكر, هم گفتار و هم كردار گرداند.
همان گونه كه پيداست, در آيين زرتشت اگر چه سوشيانس را از تبار زرتشت مي داند. اما در حكايتي غير متعصبانه منجي را متدين به آيين جد خويش دانسته, سرزمين اعراب را آغازگاه قيام معرفي مي كند. در رويكرد پيروان اوستا به آخرالزمان نيز مانند هندوئيسم يك نگاه حكايت گرايانه به چشم مي خورد.
آن گونه كه بررسي ها نشان مي دهد پيش از اسارت قوم يهود و آوارگي آنان توسط آشوريان, انديشه ظهور منجي در ادبيات مذهبي, غير مذهبي, اساطير و افسانه ها و روايات مكتوب و شفاهي بني اسرائيل جايي نداشته است. در سده دوم پيش از ميلاد بود كه ظهور نجات بخش قوم خدا در اذهان و افكار يهود پديد آمده توسعه يافت دانيال نبي به دنبال رنج هاي پياپي قوم يهود, پايان زجرها را نويد داد:
((و در ايام اين پادشاهان يهود خداس آسمان ها سلطنتي را كه تا ابد جاويد مي ماند, بر پا خواهد نمود و اين سلطنت به قومي ديگر غير از بني اسرائيل منتقل نخواهد شد. بلكه تمامي آن سلطنت ها را خرد كرده مغلوب خواهد ساخت و خودش براي هميشه پايدار و جاودان خواهد ماند.
اشعياي پيامبر نيز در پيشگوئي هاي خود آمدن مسيح را مژده داد و گفت: ((براي ما ولدي و پسري بخشيده مي شود كه سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجيب و مشيرو خداي قادر و پدر سرمدي و سرور و سلامتي خوانده خواهد شد. ترقي سلطنت و سلامتي او را بر كرسي داود و بر كشور وي پاياني نخواهد بود, تا آن كه انصاف و عدالت را براي هميشه استوار سازد.
يهوديان بر مبناي آنچه در زبور داود آمده خود را وارثان به حق خداوند در زمين مي پنداشتند:
زيرا كه شريران منقطع خواهد گشت و متوكلان به خداوند, وارث زمين خواهند شد. هان بعد از اندك زماني شرير نخواهد بود.
اما حكيمان (صالحان) وارث زمين خواهند كشت و ميراث آن ها خواهد بود تا ابد آلاباد. زيرا متبركان خداوند وارث زمين خواهند شد و ملعونان وي منقطع خواهند گشت.
اين انديشه وقتي با پيش گويي هاي صريح اشعيا در هم آميخت, نيرو و اميدي تازه در رگ هاي يهود جريان يافت. ايشان كلام اشعيا را در حافظه خود بخوبي حفظ كردند و آن را دستمايه عشق به آينده اي روشن و افتخار آميز قرار دادند.
اما صفنياي پيامبر به نابودي رهبران دولت ها اشاره مي كند و آن را مقدمه جهان شمولي دين يهود مي داند:
((به منظور گردآوري طوايف بشر بر يك دين حق, سلاطين دول مختلف را نابود كنيم. آن وقت برگردانيم به قوم ها, لب پاكيزه را براي خواندن همگي به نام خداي و عبادت كردن ايشان به يك روش)).
همان گونه كه مشاهده نموديد انديشه حكومت جهاني مصلح بر اساس دين يهود ويژگي هايي متفاوت از هندوئيسم و زرتشت دارد, زيرا كه آنان,
1- خود را قوم برگزيده و وارث زمين مي دانند.
2- منجي را از نسل داود دانسته, از اين رو وي را متدين و مروج آيين موسايي مي پندارند.
3- نبرد با سلاطين و دولت ها و نابودي آنان را مقدمه حكومت جهاني منجي يهود بر مي شمرند.
4- هر كس كه در برابر نجات دهنده قرار گيرد, شرير شمرده شده, مشمول عذاب و خذلان مي گردد.
اگر چه تامي اين موارد از انديشه انتظار نجات دهنده در دين يهود, تفكري مهاجم ترسيم مي كند اما واقعيت آن است كه يهوديان در طول تاريخ به اين مساله از دريچه اي مذهبي نگريسته, انتظار را يك وظيفه مقدس به شمار آورده اند.
تنها پس از ورود صهيونيسم سياسي به دنياي يهود بود كه زاويه نگاه برخي يهوديان به اين مساله عوض گرديده و تشكيل يك حاكميت سياسي را راهگشاي ((عصر مسيحا)) دانستند. هم اكنون صهيونيستها با سوء استفاده از تغيير نگرش به وجود آمده خود را به عنوان منتظران واقعي مسيحا معرفي كرده اند.
بي گمان طرز تلقي صهيونيسم از مقوله انتظار و ظهور منجي , يكي از بينش هاي جالش آفرين و بحران ساز فرا روي معتقدان به آخرالزمان مي باشد.
انديشه بازگشت عيسي (ع) يكي از باورهاي جامعه مسيحيت را تشكيل مي دهد. اين شوق و انتظار در بخش هاي قديمي تر عهد جديد, مانند رساله اول و دوم پولس به تسالونيكيان به خوبي منعكس شده است, اما در رساله هاي بعدي مانند رساله هاي پولس به تيموتا و تيطس, همچنين رساله هاي پطرس, به بعد اجتماعي مسيحيت توجه گشته است.
((كمرهاي خود را بسته و چراغ هاي خود را افروخته بداريد. بايد مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را مي كشند كه چه وقت از عروسي مراجعت كند تا هر وقت آيد و در را بكوبد بي درنگ براي او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقاي ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد پس شما نيز مستعد باشيد, زيرا در ساعتي كه تا گمان نمي بريد پسر انسان مي آيد)).
مسيحيت ضمن تاكيد بر غير منتظره بودن بازگشت عيسي, هدف از اين بازگشت را ايجاد حكومتي الهي در راستاي حكومت الهي آسمان ها ارزيابي مي كند. علاوه بر اين ظهور مسيح يگانه راه حل, براي ادامه حيات زندگاني بر شمرده مي شود.
روايات اسلامي نيز بر آمدن حضرت مسيح عليه السلام صحه مي گذارند, از جمله آن كه پيامبر صلي الله عليه وآله فرمودند:
سوگند به آ، كه جانم به دست او است به طور يقين عيسي بن مريم به عنوان داوري عادل و پيشوايي دادگر در ميان شما فرود خواهد آمد. همچنين مفسران در تفسير آيه 159 سوره نساء آن را با بازگشت حضرت مسيح در آخرالزمان مرتبط مي دانند و اين آيه را در همين رابطه ارزيابي مي كنند)).
به هر حال مساله فرمود آمدن مسيح و بازگشت وي در آخرالزمان از نقاط مشترك انديشه انتظار نزد مسلمانان و مسيحيان است, البته اسلام در اين رابطه منجي موعود را مهدي معرفي نموده, او را پيشواي آخرالزمان تلقي مي كند.
از امام باقر عليه السلام نقل شده است:
((پيش از قيامت عيسي عليه السلام به دنيا فرمود مي آيد و هيچ كس از ملت يهود و مسيحي نمي ماند مگر آن كه پيش از مرگ به او ايمان آورد و آ، حضرت پشت سر مهدي نماز مي گذارد.
بي گمان بر هر پژوهشگر آگاه و روشن است كه روايات اسلامي و اعتقادات مسيحي در رابطه با ظهور از نزديكي فراواني برخوردار مي باشند. مقايسه خبرهاي رسيده از روايات اسلامي در رابطه با پيشرفت غير قابل تصور علوم در زمان ظهور ايجاد رفاه اجتماعي علائم ظهور و ديگر موارد با آنچه آمده به روشني اين مدعا را ثابت مي كند.
نا گفته نماند كه حتي در برخي از انجيل هاي مورد پذيرش گروهي از پروتستان ها به روشني از ظهور نجات دهنده اي صحبت به ميان مي آيد كه از فرزندان پيامبر عربي است, ((مسيح در وصاياي خود به شمعون پطرس مي فرمايد:
اي شمعون خداي من فرمود, تو را وصيت مي كنم كه به سيد انبيا كه بزرگ فرزندان آدم و پيغمبر امي عربي است. او بيايد, ساعتي كه فرج قوي گردد و نبوت بسيار شود و مانند سيل جهان را پر كند.
بازگشت مسيح از زاويه اي ديگر: همانگونه كه پيش از اين گذشت هزاره گرايي در ميان مسيحيت همواره وجود داشته است, اين انديشه اگر چه در طول تاريخ داراي اوج و افول هاي بسيار بوده است, اما همين كه با گدر از قرن بيستم و ورود به قرن بيست و يكم اميدهاي تازه اي را پديد آورده است , با نگاهي به پايگاه هاي اينترنتي و حجم گسترده اطلاعات آن ها, شور انتظار به راحتي قابل لمس است اين مساله به تنهايي خطر خيز نيست, اما اگر اين مطلب را به علاوه وقوع انقلاب اسلامي, ادعاي زمينه سازي ظهور – كه بوسيله برخي روايات تاييد مي شود نگاه هورمونيك و جهانشمول اسلام جذابيت هاي ذاتي شيعه و محتواي غني آن در نظر بگيريم, مساله پيچيده تر خواهد شد. حال اگر به آنچه گذشت, تماميت طلبي غرب, نظريه جهاني سازي, انديشه پايان تاريخ فوكويا ما و جنگ تمدن ها را بيافزائيم خواهيم ديد, انديشه انتظار يكي از ميادين چالش خيز بين جهان اسلام بويژه ايران و دنياي غرب است. ساخت فيلم هاي روز استقلال, آرماگدون و ماتريس در پايان دهه نود و نوستر آداموس در دهه هشتاد نمادي از همين تقابل است, تقابلي كه با گذشت زمان روز به روز جدي تر مي شود.
يكي از مواردي كه همواره در انديشه انتظار مسيحيت و اسلام به عنوان چالش مطرح بوده, نبرد آخرالزمان است. با نگاه به تاريخ اروپا و آمريكا در مقاطعي حساس, رهبران آنان با اشاراتي كوتاه و بسيار مبهم مطالبي را بيان مي داشتند كه حكايت گر انديشه هاي دروني حاكم بر آن ها بوده است...
در ادامه, خط سير اين انديشه را در رفتار جنگ جويانه آيزنهاور رئيس جمهور جمهوري خواه آمريكا در دهه پنجاه پي مي گيريم. وي اعلام كرد: بزرگترين جنگي كه در پيش داريم جنگي است براي تسخير افكار انسانها اما وي ابراز نداشت كه سخن وي در واقع روشي براي تحقيق نظريه به برونهام در كتاب مبارزه براي جهان است كه نوشته بود: ((هدف ما ايجاد دولت جهاني آمريكايي است به گونه اي كه با دول جهان به رقابت برخيزد.
نگاه تفوق جويانه و نامداري غرب نسبت به مسلمانان با فراز و نشيب هايي مصلحتي در طول چند قرن اخير به خوبي روشن است, حال اين پرسش مطرح مي شود كه آيا همه اين اظهار نظرها اتفاقي است و از نگرش ليبراليستي غرب ناشي مي شود يا بر آيندي است از ناگفته هاي ذهني و عقيدتي غربيان كه با بيان هاي گوناگون ابراز مي شود؟ از سوي ديگر آيا اين نگاه خصمانه در انديشه انتظار منجي آخرالزمان نيز ردپايي از خود بر جا گذاشته است يا خير؟ گريس هال سل, در جستجوي پاسخ براي اين پرسش ها كتاب تدارك جنگ بزرگ را به رشته تحرير آورده است. اين نويسنده مسيحي – آمريكايي به ريشه يابي دشمني هاي غرب پرداخته, با دلايل گوناگون و مستند اين نظريه را اثبات مي كند كه برخي موضع گيري ها و رفتارهاي خصمانه با دوستانه برخي از سردمداران كشورهاي قدرتمند مسيحي ناشي از يك عالم عقيدتي است...
نبردي كه در دوره هارمجدون رخ خواهد دارد. بر اساس اين روايت عهد عتيق پيكاري بزرگ بين ارتش دويست ميليوني شرق از سويي و از سوي ديگر ارتش يهودي – مسيحي به وقوع خواهد پيوست نبرد هارمجدون همزمان با بازگشت مسيح روي خواهد داد و بر اساس تاويل هاي گروهي از كشيشيان پروستان در اين جنگ از سلاح هاي هسته اي استفاده خواهد شد. با وجود اصرار معتقدان به نبرد آخرالزمان بر واژه هارمجدون , اين كلمه تنها يك بار در انجيل مطرح شده است.
اما با اين حال اين تفسير جنگ طلبانه در جوامع مسيحي به شدت بازتاب مي يابد, به گونه اي كه در سال 1985 م اين گونه تفسيرها – كه در قالب برنامه هاي تلويزيوني ارائه مي شد – تنها در آمريكا حدود شصت ميليون مخاطب را به خود جذب نموده بود. همچنين فروش كتاب ((مرحوم سياره بزرگ زمين)) كه در همين رابطه نوشته شده بود, به مرز هجده ميليون نسخه رسيد و در سراسر دهه هفتاد پر فروش ترين كتاب پس از انجيل به شمار مي رفت هم اكنون امريكاييان به بيش از هزار و چهارصد ايستگاه راديويي كه برنامه هاي مذهبي پخش مي كنند گوش فرا مي دهند و هشتاد هزار كشيش بنيادگراي پروستان روزانه از چهارصد ايستگاه راديويي به تبليغ مرام و مكتب خويش مي پردازند. از اين تعداد اكثريت آن ها را هواخواهان مشيت الهي (نبرد پيروزمند مسيحيان در آخرالزمان) تشكيل مي دهند اين مبلغان جنگ كه بيشتر درباره حمايت خداوند از مسيحيان و عظمت و آينده درخشان ايشان سخن مي گويند, با استفاده از شبكه هاي تلويزيوني مروج اين نوع ديدگاه در جنوب لبنان حضور فعال دارد.
اين ديدگاه افراطي تنها به پژوهشگران را؟ مسيحي و برخي كشيشان محدود نمي شود. بلكه رسوبات اين طرز تلقي در يكي از مهمترين نظريات سياسي – راهبردي يعني نظريه جنگ تمدن ها در پيوند با اهداف درازمدت قدرت هاي بزرگ به خوبي قابل مشاهده است. نظريه جند تمدن ها كه استخوان بندي سياست خارجي و دفاعي آمريكا شكل داده است در رابطه با آينده جوامع بشري به ويژه دو تمدن اسلام و غرب: نگاهي نزديك به مشيت طلبان مسيحي داشته ابراز مي دارد: ((تقابل اصلي جوامع بشري برخورد فرهنگ اسلامي و فرهنگ غربي است.
از مجموع مطالب گذشته مي توان اين حقيقت را دريافت كه بحث انتظار بين مثلث اسلام, مسيحيت و يهوديت و به عبارتي اديان ابراهيمي به صورت جدي مطرح است. و در ميان از آنجا كه هويت شيعه در پيوند با مفهوم انتظار قوام مي يابد و انقلاب اسلامي نيز داعيه دار همين بينش مي باشد, مي توان با قاطعيت اظهار داشت , بار انتظار از ديگر مذاهب اسلامي بر دوش شيعه دوازده امامي است.
Array ( [0] => stdClass Object ( [ArticleFishId] => 224 [SerialNo] => 218 [MTitle] => انتظار موعود در اديان و ارزش يا گرايش [FTitle] => [AMTitle] => [AFTitle] => [EMTitle] => [EFTitle] => [ALanguage] => 1 [TLanguage] => 0 [ADateS] => 0 [ADateM] => 0 [ADateG] => 0 [Side_NY] => 0 [Side_NS] => 1 [Side_B] => 0 [Side_HY] => 0 [Side_HS] => 0 [Side_NE] => 0 [Side_HE] => 0 [SourceType] => 3 [Book] => 0 [BArticlePageFrom] => [BArticlePageTo] => [Magazine] => 0 [MPublishDateS] => 0 [MPublishDateM] => 0 [MPublishDateG] => 0 [MYear] => 0 [MNo] => [MSerialNo] => 0 [MArticlePageFrom] => [MArticlePageTo] => [Site] => 62 [ArticleAddrInSite] => http://www.irib.ir/radio/maaref/ARTICLE3.HTM [FishWriter] => 8 [WriteDate] => 12/25/2004 0:00:00 [Confirmed] => 1 [SupervisorView] => [Abstract] => [AAbstract] => [EAbstract] => [Editted] => 1 [Degree] => 0 [Mode] => 0 [fldFirstPage] => 0 [fldFPMod] => 0 ) )
ورود به سايت
شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.
شناسه:
کلمه عبور:
درخواست شناسه کاربري
Copyright © 2008 "rasad.ir" All rights reserved