Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to موسسه آینده روشن
 
 

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

لینک Rss مطالب

مقاله


Y يهود

Y صهوينيسم

= اسرائيل

» جستجو
» جستجو پيشرفته
» بازگشت
<< پایان < قبل 1 بعد > پایان >>
نمایش # نتایج 1 - 1 از 1
از اين ظالمانه‌تر نمي‌توان تصور کرد

از این ظالمانه‌تر نمی‌توان تصور کرد

ویر، الیسون؛ جام جم

الیسون ویر به‌عنوان یک روزنامه‌نگار مستقل از وضعیت فلسطین و فلسطینی‌ها گزارش تهیه کرده ‌است. در این گزارش به وضعیت نامطمئن خبرنگاران در فلسطین اشاره شده که همیشه در معرض خطر حمله اسرائیلی‌ها هستند و حملات اسرائیلی‌ها به خانه و محل کار فلسطینی‌ها توصیف شده‌است. ویر همچنین از وضع اسفبار زندگی مردم فلسطین و استفاده اسرائیل از بمب‌های گازی خبر می‌دهد. وی به کمک آمریکا به اسرائیل اشاره نموده و اضافه کرده است مردم فلسطین می‌خواهند دلیل این کمک‌ها را بدانند.

  • در مطبوعات آمریکایی گزارشگران اطلاعات خود را از سخنگوهای نظمی می‌گیرند و هرگونه اطلاعاتی از منابع فلسطینی نامعتبر شمرده می‌شود.

از اردوگاه آوارگان به بیمارستان الامل رفتیم. مردی ۲۲ ساله را در بخش ICU دیدم که ناله می‌کرد و می‌گفت: «احساس می‌کند گویی در روده‌هایش خنجری فروکرده‌اند و گاهی اوقات در تنفس. مشکل پیدا کند». در بخش دیگری ۶ مورد مشابه دیدم. پدری را دیدم که به شدت آشفته بود ۲ تن از پسرهایش در بیمارستان بستری بودند. همه آنها یک چیز می‌گفتند؛ آنها‌ به‌طور عادی مشغول زندگی خود بودند ولی ناگهان بمب‌های گازی به سوی خانه‌هایشان، پرتاب شده بود. برخی از افراد خانه، بیرون رفته بودند تا با آوردن کمک به نجات دیگران بپردازند زیرا فکر می‌کردند خانه در آتش می‌سوزد اما هیچ شعله‌ای وجود نداشت مگر دودی سیاه رنگ در بیشتر موارد اثر آن سریع به وقوع نمی‌پیوست اما بعد از ۱۵ ـ ۱۰ دقیقه، همگی تحت تاثیر قرار می‌گرفتند و حتی برخی بیهوش می‌شدند.

اسرائیل طبق معمول هر چیز غیرعادی در مورد این گاز را تکذیب کرده و دروغ‌پردازی می‌کند. در مطبوعات آمریکایی، گزارشگران مستقر در قدس و تل‌آویو. آمار و حقایق خود را از سخنگو‌های نظامی می‌گیرند. بنابراین تنها اطلاعات منابع اسرائیلی‌هاست که درج می‌گردد و هر گونه اطلاعاتی از منابع فلسطینی نامعتبر شمرده می‌شوند.

همان‌طور که می‌دانید یک فرد اسرائیلی در حقیقت یکی از ماست که به اینجا مهاجرت کرده است؛ یک خویشاوند یا خویشاوند دوستان یا خویشاوند همکلاسی‌های ما. ما اخبار تحریف‌شده‌ای از آنچه که این دوستان در فلسطین انجام می‌دهند می‌شنویم و فکر می‌کنیم که می‌دانیم آنها درباره چه صحبت می‌کنند؛ اخبار آنها مورد تحریف واقع نمی‌شود و تنها واقعیت است که منعکس می‌شود! چرا که اخبار رسانه‌ها بسیار مستدل. مطمئن و متقن به نظر می‌رسند. آنها تا آنجا که می‌توانند درباره هر آنچه که درخصوص اسرائیل خوب نباشد. کم می‌گویند تا ظاهرا درباره هر دو «طرف» سخن گفته باشند و به نظر بی‌طرف بیایند اما این تحریف است.

مسئله اینجاست که وقتی شما، حقیقت را بدانید می‌فهمید که بسیار دورتر از آن چیزی است که توصیف شده است. اتفاقی بسیار ظالمانه‌تر... بسیار متناقض‌تر از آن چیزی که ما فکر می‌کنیم در جریان است و همه نیز آن را بیان می‌کنند. سرکوب فلسطینیان بسیار کامل اعمال می‌شود و زندگی آنها بسیار غم‌انگیزتر از آن شده که بتوان درباره آن مستدل نوشت نوشتن درباره هر چیزی سخت است «حتی برای من» زیرا که ناگفته‌ها بسیار بسیار زیاد است؛ شما باید همه واژه‌هایی را که اسرائیلی‌ها در سیل خبری خود از آنها استفاده می‌کنند. دوباره تعریف و اصلاح کنید. از این‌رو فکر می‌کنم که هر دفعه باید موضوع تازه‌ای را عنوان کنم.

الیسون وبر، چندی پیش سردبیر روزنامه مارین اسکوب در ساسالیتو کالیفرنیا بود و در فلسطین به‌عنوان یک روزنامه‌نگار مستقل گزارش تهیه می‌کرد. آنچه می‌خوانید بخشی از یادداشت‌های روزانه او از مشاهداتش در فلسطین است.

نمی‌خواهم زیاد ماجراجویی کرده باشم اما دیروز «تقریبا» هدف تیراندازی قرار گرفتم. می‌گویم «تقریبا» زیرا فکر نمی‌کنم سربازان اسرائیلی، در برج‌های خود قصد هدف قرار دادن من یا مردم همراه من را داشتند. اگر آنها قصدانجام این کار را داشتند، شکی ندارم که به راحتی می‌توانستند انجام دهند. شواهد بسیاری در اینجا وجود دارد که هدف‌گیری آنها، خوب می‌باشد. فکر می‌کنم آنها، تنها قصد به رخ کشیدن قدرتشان را داشتند. به نظرم آنها قصد تهدید و ارعاب مرا به‌عنوان یک خارجی در ترک منطقه داشتند؛ زد و خوردی نبود، پرتاب سنگی به وقوع نپیوست، همه‌چیز خوب بود. فقط مسئله این بود که من در خان یونس دیده شده بودم.

اردوگاه آوارگان خان یونس به خاطر شلیک گلوله‌ها، سوراخ سوراخ شده است. این اردوگاه در جنوب غزه واقع است؛ مملو از کودکان ژنده‌پوش، با پاهای عریان و همراهان و خانواده‌های خشمگین و اذیت شده. مردم همواره از من سوال می‌کردند، چرا آنها با مردم فلسطین، چنین می‌کنند؟ آنها می‌گویند ما مسلح هستیم! کجاست اسلحه‌های ما؟ چرا آمریکا به اسرائیل کمک می‌کند اما به فلسطینی‌ها کمک نمی‌کند؟

خانه‌ها سوراخ سوراخ شده بودند؛ توسط گلوله‌ها. سوراخ‌هایی به پهنای ۲ فوت در سقف خانه‌ها ایجاد شده بود زیرا خمپاره‌ها از میان آنان عبور کرده بودند. مردم اینها را به من نشان می‌دادند؛ بیشتر آنها به مناطقی در اطراف، پناه برده و امیدوار بودند در امان باشند؛ بر روی حصیرها، در کف زمین، چمباتمه زده بودند.

وقتی بچه‌ها می‌دیدند که من در مورد گلوله‌ها، کنجاو هستم، تعدادی از تکه‌های له و منهدم شده آهنی آنها که درون دیوارها و یا نزد مردم بود را به من نشان دادند. سعی می‌کنم برخی از آنها را با خود ببرم، دچار تردید هستم که آیا اسرائیل به من اجازه خواهد داد که اینها را به‌عنوان سوغاتی از این کشور ببرم؟ مردم در خانه‌ای را به اندازه بسیار کمی برایم باز کردند؛ آنها از این‌که در منزلشان را تا آخر باز کنند وحشت داشتند زیرا که عاقبت آن را می‌دانستند. برج نگهبانی اسرائیل را در چند صد متری قابل مشاهده بود و حتی من که معمولا شجاع و به‌عنوان یک آمریکایی طبقه متوسط احساس آسیب‌ناپذیری می‌کردم، ترسیدم. گزارش‌های بسیاری را از کسانی که در این حالت زخمی شده بودند خوانده بودم و عکس‌های زیادی از زخمی‌هایی را دیده بودم که چشم‌هایشان مورد اصابت گلوله قرار گرفته و پانسمان شده بود.

روز قبل، تصویری از ۴ پسر حدودا (۱۲ ـ ۷) ساله را دیدم که روی یک نمیکت منتظر نشسته بودند و بدون هیچ واکنشی در چهره‌هایشان، به دوربین نگاه می‌کردند. هر یک پانسمانی بزرگ بر روی یک چشم خود داشتند؛ آنها خوش‌شانس بودند چرا که تنها مورد اصابت گلوله‌های پلاستیکی واقع شده بودند و گلوله‌ها به مغزشان نخورده بود. گفتم بدون هیچ واکنش و هیجانی، چرا که شاید این هیجان و واکنش آنها که با بدن‌های کوچکشان پیر شده بودند ماورای توصیف باشد. از این‌رو، وقتی به بیرون برج نگهبانی نگاه کردم در حالی‌که سربازان و تک تیراندازان با دوربین‌های دوچشمی، به ما نگاه می‌کردند، بسیار عصبی شدم.

ما به حرکت در اطراف اردوگاه ادامه دادیم. بچه‌های خنده‌روی بسیاری به پیش می‌آمدند و سلام کرده و تبسم می‌کردند. خیابان‌هایی که به سوی غزه منتهی می‌شوند، سنگریزه بودند. اقیانوس، تنها نیم مایل، آن‌طرف‌تر بود اما این بچه‌ها هرگز نمی‌توانستند در آن شنا کنند، چرا که سربازان اسرائیلی‌ها بین آنها و دریا هستند؛ در عوض، بچه‌ها در کثافات بازی می‌کنند. من به باتری برای دوربینم نیاز داشتم، از این‌رو به مغازه کوچکی رفتیم؛ صاحب مغازه به ما، چند لیوان قهوه‌ای غلیظ داد و می‌خواست پولی برای باتری نگیرد. خشم و یاس آن چیزی بود که او اشاره می‌کرد زندگی‌اش را دربرگرفته است. او سوراخ‌های ناشی از اصابت گلوله در مغازه‌اش را نشان می‌داد. سوراخ بزرگی که یک موشک آن را ایجاد کرده بود و چیزی در حدود ۵۵ ظرف روغن را نابود کرده بود. او دری را در کنار منزلش را نشان داد که پر بود از سوراخ گلوله، درباره بچه‌هایش به من گفت که با خوش‌شانسی، زخمی نشده‌اند. البته اگر شوک و ارعاب شدید به‌عنوان زخم به حساب نیاید. او می‌گفت تمام آنچه را که می‌خواهد، صلح است تا به زندگی‌اش بپردازد و می‌پرسید: «چرا اسرائیل چنین می‌کند؟ چرا آمریکا این‌گونه رفتار می‌کند؟» چه می‌توانستم پاسخ دهم؟ تمام آنچه که تلاش می‌کردم به‌عنوان یک آمریکایی انجام دهم، آن بود که توضیح دهم مردم آمریکا از آنچه در اینجا در جریان است، بی‌اطلاع هستند. روزنامه‌ها و شبکه‌های تلویزیونی، چیزی به آنها نمی‌گویند. از این‌رو مردم آمریکا می‌پندارند که این اوضاع، مسئله بسیار پیچیده‌ای است که به آنها ارتباطی ندارد.

جای تعجب بود که مردم با من به‌عنوان یک آمریکایی، دشمنی نمی‌کردند. حتی با این که آنها از نقش آمریکا در رنج خود، آگاه بودند اما با ادای واژه «رنج» معمولا تلاش می‌کردند به من بگویند که زندگیشان هم‌اکنون چگونه است؛ آنها همیشه به من لبخند می‌زدند و با من دست می‌دادند؛ هنگامی که می‌شنیدند من آمریکایی هستم تقریبا همیشه به من می‌گفتند: «خوش آمدید». ما به سمت خانه‌ای در قسمت دیگر شهر رفتیم؛ خانه‌ای دوست‌داشتنی با باغچه و اسباب‌بازی بچه‌ها و گلوله‌هایی منهدم شده در کف خانه. درست زمانی که از خانه خارج می‌شدیم بود که تیراندازی اتفاق افتاد. ما پشت دیواری پناه گرفتیم بنابراین خیلی نمی‌ترسیدیم. البته این احساس، دروغین بود چرا که سوراخ‌های متعددی را در این دیوارها دیده بودم. همراهان من، راه خروج دیگری را نشان دادند. یک لحظه، من شلیک گلوله را نادیده گرفتم و یک‌بار دیگر به‌عنوان یک آمریکایی طبقه متوسط، اصلا به این فکر نکردم که کسی در نزدیک من، مشغول تیراندازی می‌باشد. به نظرم می‌رسید که این تنها یک اتفاق است، یک تصادف. اما بعدها که به آن فکر کردم متوجه شدم که اشتباه می‌کردم. چرا آنجا؟ در آن نقطه خاص شهر؟

این وضعیت، با الگویی که بعدها، درباره آن شنیدم، تطبیق می‌کرد. چند روز بعد، وقتی تیمی از سازمان ملل، موارد تخطی حقوق بشر در اینجا را بررسی می‌کردند، در غزه مورد اصابت گلوله قرار گرفتند. نماینده کانادا نیز مورد اصابت گلوله قرار گرفت. یک مستندساز جوان آمریکایی که امروز صبح او را دیدم و چند روزی در خان یونس بود نیز هدف شلیک گلوله قرار گرفت. او وضعیتی را که اسرائیلی‌ها به طرف او تیراندازی می‌کردند، به من نشان داد؛ او دوربین را در کنار خود، در حالی‌که با ۵ ـ ۶ پسر کوچک در جاده‌ای کثیف می‌رفت، به همراه دارد. هیچ‌یک از پسرها، سنگ پرتاب نمی‌کنند؛ این مشخص است. تانکی در انتهای جاده مستقر است اما این چیز غیرعادی‌ای نیست. آنها به راه رفتن خود، ادامه می‌دهند؛ ناگهان تیراندازی شروع می‌شود. دوربین کج می‌شود، کسی زخمی نمی‌شود اما ارتش با این اقدام، هشدار خود را داده بود؛ هر چند بدان جامه عمل نپوشانید. او امروز بازگشت. از او سوال کردم آیا زمانبندی‌ای برای ساخت مستند خویش دارد؟ پاسخ داد تا زمانی که پولش تمام شود یا مورد اصابت گلوله، واقع شود؛ هر کدام که زودتر، اتفاق بیافتد تا آن موقع. حرفش چیزی بیشتر از یک جوک نبود.

آیا شما، چیزی در مورد گزارشگر پاره‌وقت AP که چند ماه قبل، مورد اصابت گلوله واقع شد، می‌دانید؟ زنی جوان. نام او را در یک سایت دیدم. (من هم‌اکنون در یک کافه اینترنتی در شهر غزه و یا کم سرعت‌ترین کامپیوترهای موجود در روی زمین مشغول کار هستم). اما فکر می‌کنم حدود ۲۶ سال سن داشت. مارک، عکاس آزاد انگلیسی (۳۰ ساله) که به تازگی دیده بودمش، این زن را می‌شناخت، درباره او به من گفت اسرائیلی‌ها، زیر شکم او را هدف قرار دادند. آنها مدعی‌اند که این یک تصادف بود اما این زن می‌گوید که اسرائیلی‌ها به خوبی می‌دانستند او یک روزنامه‌نگار است. اسرائیل در حال بررسی وقوع این حادثه است. آیا این قضیه در مطبوعات، گزارش شد؟ آیا ما از نتایج تحقیقات چیزی خواهیم شنید؟ فکر نمی‌کنید که این می‌توانست تیتر شود؟ آیا نباید می‌شد؟ اگر او توسط فلسطینی‌ها هدف قرار گرفته بود، آیا این قضیه، تیتر رسانه‌ها نمی‌شد؟

امروز، فرد دیگری گفت گروهی از فیلمسازان شبکه فاکس ناگهان توسط اسرائیلی‌ها هدف شلیک گلوله قرار گرفتند. آنها به سختی، فرار کردند اما تمام این ماجرا را فیلمبرداری کردند اما شبکه فاکس، هرگز این فیلم را پخش نکرد. او گفت مشکل پوشش خبری در آمریکا، عوامل فیلمبرداری نبودند بلکه حمایت مدیریت در آمریکا بود که مانع شد. من نیز با او هم‌عقیده‌ام.

برخی از مردم اردوگاه، درباره گلوله‌های گازی جدیدی صحبت می‌کردند که چندی پیش اسرائیلی‌ها به سوی آنها شلیک کرده‌اند. به گفته آنها این گلوله‌ها، دودی سیاه رنگ و بویی خوش دارد و حداقل ۴۰ تن از مردم، به علت استنشاق آن در بیمارستان بستری شده‌اند. ظاهرا مصدومان در بیمارستان‌های مختلفی هستند از این‌رو آمار دقیق آنها باید به‌طور قابل ملاحظه‌ای افزون‌تر باشد.

ناگفته‌های بسیار زیادی برای گفتن وجود دارد. چه کسی این‌ها را باور می‌کند؟ چه کسی باور خواهد کرد اسرائیل تا این حد، ظالم و مستکبر است؟ باید دلیل خوبی برای کارهای خود داشته باشند. اینجا نیز دو طرف وجود دارد؛ البته... به همان صورتی که در دوره آپارتاید آفریقای جنوبی در جریان بود.

امروز قصد دارم به وزارت بهداشت بروم تا اطلاعات بیشتری بگیرم و بعد همراه مارک به بیمارستان‌های خان یونس برگردم و او عکس بگیرد؛ اما او نتوانستسر موعد مقرر بیاید، شاید مشکلی پیش آمده باشد. شما در اینجا غالبا نگران هستید، پس مجبور فردا بروم.

من همچنین ۲ اردوگاه کوچک زنان و بچه‌ها را دیدم که در چادرهایی بر روی کثافات زندگی می‌کردند. آنها کسانی بودند که سابقا در خان یونس خانه داشتند اما اسرائیل، تصمیم به احداث جاده‌ایی از میان خانه‌های آنها گرفت؛ جاده‌ای برای «امنیت»؟ برای تقسیم مردم؟ برای وحشت‌زده کردن آنها؟ آیا فقط به این دلیل که اسرائیلی‌ها می‌خواستند؟ چه کسی این را می‌داند؟ یک فاتح مطلق، مجبور به توضیح نیست بنابراین آنها خاکبرداری کردند، خانه‌ها و درختان خرما و درختسان‌های پرتقال فلسطینی‌ها را نابود کردند. مردم از من می‌پرسیدند: «چرا آمریکا به اسرائیل در ایجاد این وضع کمک می‌کند؟ چرا بیل کلینتون این کار را انجام داد؟ آیا جورج بوش هم این را ادامه می‌دهد؟»آنها اسامی کوچک روسای جمهور را نیز می‌دانستند اما ما درباره آنها هیچ نمی‌دانیم!

با پیرزنی فقیر مواجه شدم؛ او تمام روزنامه‌های بین‌المللی را می‌شناسد؛ او رادیویی دارد و به BBC و رادیوهای‌ فرانسوی و آلمانی زبان و دیگر رادیوها گوش می‌دهد. او به بیانیه‌های اسرائیلی‌ها و همچنین مواضع ایالات متحده نیز گوش می‌دهد. او هم‌اکنون لباسی مندرس بر تن دارد در حالی‌که ۴ ماه قبل، او و شوهرش ۲ خانه داشتند. آنها یکی را برای پسر خود ساخته بودند که به تازگی عروسی کرده بود اما هر ۲ خانه توسط اسرائیلی‌ها، با خاک یکسان شدند.

فلسطینی‌ها، مدت‌هاست که خواهان اعزام نیروهای بین‌المللی برای حمایت از آنها در برابر اسرائیلی‌ها هستند اما آمریکا همچنان مانع انجام این درخواست می‌شود. چرا؟ چطور ممکن است این کار به تهدید «امنیت» اسرائیل بیانجامد؟ ولی خوشحال خواهید شد اگر بدانید جامعه بین‌المللی فلسطینی‌ها را نادیده نمی‌گیرد بلکه به توزیع چادرهای بدون کف و مسقف که مردم در آن زندگی می‌کنند، می‌پردازد اما ما آمریکایی‌ها هر روز، چقدر کمک به اسرائیل اختصاص می‌دهیم؟ ۸ میلیون؟ ۱۶ میلیون؟ و فردا نیز آن را به اسرائیل خواهیم داد دوباره و... روز بعد نیز همچنین و روز بعد و روز بعد...

فلسطینی‌ها به من چای دادند در حالی‌که ما در جایی نشسته بودیم که کثافات اطراف آن را فراگرفته بود. آنها از من می‌خواستند به آمریکایی‌ها بگویم که انجام این رویه را نسبت به فلسطینی‌ها متوقف کنند. من تلاش خود را خواهم کرد، شاید شما هم بتوانید.

/var/www/vhosts/rasad.ir/httpdocs/farsi/ArticleFish/Articles/23.htm
Array
(
    [0] => stdClass Object
        (
            [ArticleFishId] => 25
            [SerialNo] => 23
            [MTitle] => از اين ظالمانه‌تر نمي‌توان تصور کرد
            [FTitle] => 
            [AMTitle] => 
            [AFTitle] => 
            [EMTitle] => 
            [EFTitle] => 
            [ALanguage] => 3
            [TLanguage] => 1
            [ADateS] => 0
            [ADateM] => 0
            [ADateG] => 0
            [Side_NY] => 0
            [Side_NS] => 0
            [Side_B] => 0
            [Side_HY] => 0
            [Side_HS] => 0
            [Side_NE] => 1
            [Side_HE] => 0
            [SourceType] => 3
            [Book] => 0
            [BArticlePageFrom] =>           
            [BArticlePageTo] =>           
            [Magazine] => 0
            [MPublishDateS] => 0
            [MPublishDateM] => 0
            [MPublishDateG] => 0
            [MYear] => 0
            [MNo] => 
            [MSerialNo] => 0
            [MArticlePageFrom] =>           
            [MArticlePageTo] =>           
            [Site] => 2
            [ArticleAddrInSite] => درگاه ديد> کشورها و گروه‌هاي کشوري> آسيا> خاورميانه> فلسطين> روابط خارجي> اسرائيل
            [FishWriter] => 4
            [WriteDate] => 10/25/2004 0:00:00
            [Confirmed] => 1
            [SupervisorView] => 
            [Abstract] => 7
            [AAbstract] => 
            [EAbstract] => 
            [Editted] => 1
            [Degree] => 0
            [Mode] => 0
            [fldFirstPage] => 0
            [fldFPMod] => 0
        )

)

ورود

ورود به سايت

ورود به سايت


شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.

شناسه:

کلمه عبور:


درخواست شناسه کاربري

 
No Image