Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to موسسه آینده روشن
 
 

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

لینک Rss مطالب

مقاله


Y يهود

Y صهوينيسم

= اسرائيل

» جستجو
» جستجو پيشرفته
» بازگشت
<< پایان < قبل 1 بعد > پایان >>
نمایش # نتایج 1 - 1 از 1
ليتهم خدموا القضية بسکوتهم

لیتهم خدموا القضیة بسکوتهم

هویدی، فهمی؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اداره کل مطبوعات و رسانه‌های خارجی

این مقاله به بررسی اختلاف بین اعراب و اسرائیل می‌پردازد و اظهار می‌دارد همه تلاش‌های اسرائیلی یا آمریکایی و حتی اروپایی با شکست مواجه شده و همین رویکردها مشخص کرده که آزادی فلسطین جز با ادامه مقاومت هرگز محقق نخواهد شد. فلسطینی‌ها در آنچه که به انجام می‌رسانند کاملا محق هستند. از طرفی اشغالگری عامل اساسی همه مشکلات ملت فلسطین است و این مشکلات زمانی از بین می‌رود که اشغالگری از بین برود.

در همان روزی که پیام‌های برخی شخصیت‌های فلسطینی فراخوان به متوقف ساختن عملیات شهادت‌طلبانه در درون اسرائیل منتشر شد، نامه‌ای که محمد کایدالغول، دانشجوی دانشگاه و مجری عملیات انفجار اتوبوس در قدس غربی که ۱۹ کشته و حدود ۵۰ مجروح بر جای گذاشت، برای خانواده خود بر جای گذاشته بود نیز منتشر شد.

مقدر چنین بود که خبرگزاری فرانسه خبر این دو پیام را منتشر کند و خلاصه‌ای از هر دو پیام را در صفحه دوم از نسخه «خاورمیانه» در ۲ ژوئن ۲۰۰۲ چاپ نماید.

نامه ۵۵ شخصیت فلسطینی که کشتن «شهروندان اسرائیلی» را محکوم کرده و عملیات انتحاری را عامل ایجاد نفرت و از بین بردن فرصت‌های همزیستی مسالمت‌آمیز و برپایی صلح میان دو ملت تلقی کرده‌اند، به عنوان یک اعلامیه تبلیغاتی با حروف درشت در یک صفحه کامل در روزنامه «قدس المقدسیة» چاپ شده است. پول این آگهی تبلیغاتی را اتحادیه اروپا برای صلح مردمی پرداخته است.

ولی در پیام محمدالغول جوان چنین آمده؛ از مادرش درخواست کرده که برای او گریه نکند و اندوهگین نباشد «بلکه او باید به فرزندش افتخار کند که شهید شده است». او از عملیاتی که به اجرا گذاشته سخن به میان آورده و چنین می‌گوید: «فکر نکن که من دوست دارم بکشم و یا این‌که کشته شوم، بلکه این عملیات با هدف تامین آینده‌ای بهتر برای نسل‌های آینده فلسطین صورت می‌پذیرد».

مقدر چنین بود که در همان روز خانم شری بلر، همسر نخست‌وزیر انگلستان، درباره عملیات شهادت‌طلبانه چنین سخن گوید که: «جوانان فلسطینی برای دفاع از مسئله خود جز انجام عملیات «انتحاری» امید دیگری ندارند». (البته به دلیل فشارهای صهیونیست‌ها از آن‌چه که گفته بود عذرخواهی کرد).

با همین منطق، تد ترنر میلیاردر آمریکایی و بنیانگذار شبکه CNN گفت که: «فلسطینی‌ها با شیوه انتحاری می‌جنگند زیرا تنها وسلیه جنگیدن آن‌ها همین است. این سخن به طور طبیعی مورد پسند اسرائیلی‌ها قرار نگرفت و آن‌ها بدلیل «جانبداری به سود فلسطینی‌ها» از تحریم این شبکه سخن گفتند»!

بیش از آن در ۱۴ ژوئن ۲۰۰۲ یک هیات پارلمانی انگلیس که از کرانه باختری و باریکه غزه دیدن کرده بود، گزارشی در این زمینه بیرون دادند. در این گزارش آمده که سیاست‌های اسرائیل نتیجه‌ای جز وقوع فاجعه چیزی دربرنخواهد داشت زیرا این سیاست‌ها حالت‌های یاس و سرخوردگی زیادی میان فلسطینی‌ها را موجب شده است که به اجرای هر چه بیشتر عملیات انتحاری در درون اسرائیل و شهرک‌های ایجاد شده در مناطق فلسطین منجر خواهد شد.

از سوی دیگر، به طور حتم خوانندگان «الشرق الاوسط» مقاله توماس فریدمن را که در تاریخ ۲۵ آوریل ۲۰۰۲ به چاپ رسیده بود به یاد دارند. او در مقاله خود چنین آورده بود: «انفجارهای انتحاری که مدت دو ماه پی در پی ادامه داشت، اسرائیل را کاملا به عقب راند، اسرائیل طوری احساس امنیت خود را از دست داد که گویی با یک ارتش روردررو شده است که طی پنجاه سال گذشته بی‌نظیر بوده است، و موجب گشته که اسرائیلی‌ها بیش از هر وقت دیگری آمادگی دشت کشیدن از سرزمین‌های فلسطینی را داشته باشند».

از نظر مضمون، انسان نمی‌تواند وحشت خود را در توصیف شدن عملیات فدایی به «انتحاری» مخفی نگاه دارد. اگر اسرائیلی‌ها یا آمریکایی‌ها یا اروپایی‌ها و یا حتی اگر برخی سیاست‌مداران عرب و فلسطینی که راضی نگاه داشتن غربی‌ها برای آن‌ها اهمیت دارد این پیام را صادر می‌کردند مایه تعجب نبود؛ ولی اگر روشنفکران فلسطینی این توصیف را برای کوبیدن پاکیزه‌ترین شیوه مبارزه و فداکاری به کار گیرند که به قصد دفاع از آرزوی فلسطینی‌ها به کار گرفته می‌شود هیچ‌کس نمی‌تواند آن را انتظار داشته باشد.

محمدالغول جوان در نامه خود به مادرش به این مورد نیز پاسخ داده است. او در نامه‌اش آورده که، با فدا کردن جان خود می‌خواهد به کسانی که شهادت او را انتحار تلقی می‌کنند بگوید که چنین نیست. او با این شهادت می‌خواهد به کسانی که در صف منتقدان قرار گرفته‌اند بگوید که آن‌ها با این انتخاب پایگاه و جایگاه خود را از دست می‌دهند.

مضمون پیام، قانونی بودن مبارزه فلسطینی‌ها را مورد اهانت قرار می‌دهد و این بهانه را به شارون و دولتش می‌دهند که این نام‌گذاری را در محافل جهانی به کار گیرند تا این‌که بگویند ادعاهای آن‌ها برای دفاع از شهروندانشان کاملا بر حق است.

انسان واقعا از این پیام روشنفکران فلسطینی دچار نگرانی می‌شود زیرا آن‌ها با امضای این بیانیه نسبت به سرنوشت شهروندان اسرائیلی اظهار نگرانی می‌کنند ولی نسبت به کشته شدن همه روزه بزرگ‌سالان، کودکان و نوزادان که خود با چشم شاهد آن هستند، احساس نگرانی نمی‌کنند. روشنفکران فلسطینی به خوبی می‌دانند که واژه «شهروندان اسرائیلی» تعبیری دروغین و خدعه‌آمیز است زیرا بیشتر همین شهروندان در هر لحظه به رزمندگانی تبدیل خواهند شد که فلسطینی‌ها را به رگبار می‌بندند و دیگر این‌که همین شهروندان بودند که به شارون رای دادند تا این‌که سیاست سرکوب فلسطینی‌ها را در پی گیرد. این‌ها بهتر از هر کسی می‌دانند جنگی که هم‌اکنون علیه فلسطینی‌ها به راه افتاده، جنگ نسل‌کشی فلسطینی‌هاست، از همه مهم‌تر، این‌ها به خوبی می‌دانند که فلسطینی‌ها همه راه‌ها را امتحان کردند، جنگ را امتحان کردند و صلح را نیز همین‌طور، ولی برای آن‌ها دستاوردی نداشت. تنها دستاورد آن‌ها یاس و ناامیدی و سرخوردگی بود. آن‌ها دریافتند که تنها راه باقیمانده فدا کردن جان‌های خود برای سروری وطن و محقق کردن آرزوهای کودکانه است. و این راه نیز توسط روشنفکران فلسطینی محکوم شد تا این‌که امنیت اسرائیل و آرزوی همزیستی مسالمت‌آمیز با آن‌ها، البته از دید این روشنفکران، محقق شود.

خواننده پیام به خوبی در می‌یابد کسانی که بیانیه را امضا کردند، دید خود را متوجه اسرائیلی‌ها و فداکار عمومی غرب کرده‌اند و جلب نظر آن‌ها از بیان واقعیت موجود در فلسطین و محقق شدن آرزوی فلسطینی‌ها، از دید روشنفکران فلسطینی از اهمیت بیشتری برخوردار است.

هر شخصی وقتی که این موارد را می‌بیند، واقعا اندوهگین می‌شود وقتی که در یابد بیان درد اسرائیلی‌ها برای آن‌ها از بیان درد و ناراحتی و نگرانی فلسطینی‌ها مهم‌تر است.

انسان واقعا نمی‌تواند وحشت خود را از عدم اشاره کاملا واجب به حقیقت اشغال‌گری در بیانیه ابراز ندارد زیرا اشغال‌گری عامل اساسی همه بدبختی‌های ملت فلسطین است و این بدبختی‌ها و مشکلات زمانی از بین می‌رود که اشغال‌گری از بین برود؛ و تا زمانی که این امر محقق نشود، مقاومت با هر آن‌چه که امکان دارد و می‌تواند مورد استفاده ملت فلسطین قرار گیرد، مشروعیت خواهد یافت.

از نظر زمان‌بندی نیز باید گفت که مطرح ساختن این بیانیه در وقت مناسبی نبود؛ زیرا این بیانیه در زمانی انتشار یافت که برای غربی‌ها محقق شده بود که فلسطینی‌ها در آن‌چه که به انجام می‌رسانند کاملا محق هستند. غربی‌ها به این باور رسیده‌اند که اسرائیلی‌ها برای فلسطینی‌ها هیچ راهی باقی نگذارده‌اند و حتی برخی از آن‌ها [غربی‌ها] موضع معذرت‌خواهی نسبت به فلسطینی‌ها اختیار کردند. اگر موضوع را از همین زاویه مورد بررسی قرار دهیم جز این چاره‌ای نداریم که بگوییم موضع شری بلر و تد ترنر بسیار منصفانه‌تر از موضع حنان عشراوی و سری نسیبه و دیگران است که بیانیه را امضا کردند.

این‌ها [امضاکنندگان بیانیه] خواستار ابطال و به زمین گذاردن تنها سلاحی هستند که ثابت شده عامل اصلی نگرانی و وحشت اسرائیلی‌ها شده است؛ سلاحی که توماس فریدمن نیز به قدرت آن اعتراف کرده است.

فهم انگیزه‌های این کار دشوار است و شخص دچار شک می‌شود که نکند هدف واقعی آن بیانیه ایجاد آرامش خاطر برای اسرائیلی‌ها و ایجاد امنیت برای آن‌هاست و واقعا شخص نمی‌تواند به خود بقبولاند که بدین ترتیب بهانه از دست شارون گرفته شده است که دست از اشغال کرانه بکشد و به خشونت پایان دهد. ولی باید گفت که پیش از آن‌که انتفاضه به وجود آید و با عملیات شهادت‌طلبانه صورت پذیرد، طرح شارون واژگونه کردن روند صلح است.

گذشت حوادث کاملا نشان از آن دارد که همه تلاش‌های اسرائیلی یا آمریکایی و حتی اروپایی و مقاصد آن‌ها با شکست مواجه شده است و همین رویکردها مشخص کرده که آزادی فلسطین جز با ادامه مقاومت هرگز محقق نخواهد شد و این واقعیت نیز کاملا به اثبات رسیده است که خود فلسطینی‌ها باید این مهم را محقق سازند، حال در چنین فضایی، اگر صداهایی از میان فلسطینی‌ها برخیزد که خواستار متوقف شدن مقاومت و آشفته نکردن خواب اشغال‌گران باشد، باید گفت که صاحبان این صداها از نظر عملی در صف ناکارا کردن آرزوی فلسطینی‌ها قرار گرفته‌اند حتی اگر چنین قصدی هم نداشته باشند. کار درست این حالت این است که انسان واقعیت‌ها را ببیند نه این‌که با اشارات و مقالات مقصود خود را بیان کند. و این به راستی سرنوشت تیره‌ای است که هیچ شخصی آن را برای روشنفکری با شرف آرزو نمی‌کند، حتی اگر عزم و اراده‌اش مورد اهانت قرار گیرد. ای کاش ساکت می‌شدند و با سکوتشان به این قضیه خدمت می‌کردند.

منبع: الشرق الاوسط

/var/www/vhosts/rasad.ir/httpdocs/farsi/ArticleFish/Articles/35.htm
Array
(
    [0] => stdClass Object
        (
            [ArticleFishId] => 37
            [SerialNo] => 35
            [MTitle] => ليتهم خدموا القضية بسکوتهم
            [FTitle] => 
            [AMTitle] => 
            [AFTitle] => 
            [EMTitle] => 
            [EFTitle] => 
            [ALanguage] => 2
            [TLanguage] => 1
            [ADateS] => 0
            [ADateM] => 0
            [ADateG] => 0
            [Side_NY] => 0
            [Side_NS] => 0
            [Side_B] => 0
            [Side_HY] => 0
            [Side_HS] => 0
            [Side_NE] => 1
            [Side_HE] => 0
            [SourceType] => 3
            [Book] => 0
            [BArticlePageFrom] =>           
            [BArticlePageTo] =>           
            [Magazine] => 0
            [MPublishDateS] => 0
            [MPublishDateM] => 0
            [MPublishDateG] => 0
            [MYear] => 0
            [MNo] => 
            [MSerialNo] => 0
            [MArticlePageFrom] =>           
            [MArticlePageTo] =>           
            [Site] => 2
            [ArticleAddrInSite] => درگاه ديد> کشورها و گروه‌هاي کشوري> آسيا> خاورميانه> کشورهاي عربي > روابط خارجي> اسراييل
            [FishWriter] => 4
            [WriteDate] => 10/25/2004 0:00:00
            [Confirmed] => 1
            [SupervisorView] => 
            [Abstract] => 
            [AAbstract] => 
            [EAbstract] => 
            [Editted] => 1
            [Degree] => 0
            [Mode] => 0
            [fldFirstPage] => 0
            [fldFPMod] => 0
        )

)

ورود

ورود به سايت

ورود به سايت


شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.

شناسه:

کلمه عبور:


درخواست شناسه کاربري

 
No Image