Y يهود
Y صهوينيسم
= اسرائيل
حكومت ائتلافي شامير با امتناع و عدم رأي اعتماد بعضي از نمايندگان افراطي پارلمان اسرائيل سقوط كرد و «حائيم هرزوك» رئيس جمهور كشور عبري به شيمون پرز رهبر حزب كارگر فرمان تشكيل كابينه جديدي داد. پرز كه به مهارت و تردستي و قدرت مانور مشهور است، براي تشكيل حزب «اگودات اسرائيل» كه حزبي مذهبي افراطي است كنار آمد و توانست با جذب يك عضو از ائتلاف ليكود اكثريت پارلمان را با خود هم صدا كند، و ميرفت تا كابينه خود را معرفي كند، دو تن از اعضاي «اگودات اسرائيل» انصراف خود را از حمايت پرز اعلام كردند و تصميم گرفتند كه چنانچه پرز بخواهد براي گرفتن رأي اعتمام كابينه خود را به پارلمان معرفي كند، آنها عليه كابينه وي رأي خواهند داد. اين امر پرز را بر آن داشت تا از معرفي كابينه منصرف شود و كنار بكشد. سپس بار ديگر شامير مكلف به تشكيل حكومت شد و اكنون هم سرگرم كسب رضايت افراطيون يهودي است.
در همان روزها خبرگزاريها يك خبر كوتاه، اما بسيار گويا مخابره كردند. در اين خبر آمده بود كه «آريل شارون با مناخم ندال شنيورسون خاخان يهودي آمريكا تماس گرفته و او را متقاعد كرده است كه روي حزب اگودات اسرائيل فشار بياورد تا اين حزب از حمايت شيمون پرز در تشكيل كابينه جديد دست بكشد. اين كار هم عمل شد و شنيورسون از نيويورك با اعضاي اين حزب تماس گرفت و دو تن از اين اعضا را متقاعد كرد كه از حمايت پرز دست بكشند و اين دو عضو هم دست به چنين اقدامي زدند و اميدهاي رهبر حزب كارگر براي تشكيل حكومت جديد هم بر باد فنا رفت.
اكنون تمامي نگاهها به سوي شنيورسون كه به نظر ميرسد تأثير بسياري روي يهوديان افراطي در اسرائيل دارد، معطوف شده است. اما اين توجه فقط محدود به «شنيورسون» نيست و خاخام ديگري بنام «العاز رشاخ»هم در صحنه سياستهاي اسرائيل حضور فعال دارد. و علاوه بر اين دو، كانون افراطي موسوم به «شوراي خاخامهاي بزرگ تورات» هم وجود دارد كه امروزه تصميمگيريهاي سياسي اسرائيل را در قبضه گرفتهاند.
حال بايد ديد كه ايا بعد از شكست پرز، شامير موفق به تشكيل حكومت خواهد شد؟1 بايد گفت كه پاسخ به اين سئوال بستگي به «شوراي خاخامهاي بزرگ تورات» دارد كه رهبران روحي و مؤسسين حزب اگودات اسرائيل هستند. و اين حزب پنج نماينده در پارلمان دارد و ميتواند اكثريت را به نفع هركس كه بخواهد برساند. اما در كنار اين شوراي خاخامها، همانطور كه قبلاً هم اشاره شد، خاخام بزرگ «العاز رشاخ» و همتاي او «مناخم مندال شنيورسون» كه مقيم آمريكاست قرار دارند و سرنوشت اسرائيل را اينها رقم ميزنند.
شاخ و شنيورسون كه امروزه در تل آويو حرف آخر را ميزنند، اولي 96 ساله است و زبان عبري نميدادند و در اسرائيل ساكن است. و دومي 87 ساله است و در نيويورك زندگي ميكند و تا بحال از اسرائيل ديدن نكرده است و مايل هم نيست ديدن كند.
حال بايد ديد كه اين دو تن كه تصميم گيريهاي اسرائيل بايد از كانال آنان بگذرد، چه كساني هستند؟
پيش از سخن از دو نامبرده و بالا به ناچار بايستي قدري پيرامون كانون اصلي افراط گري ديني دركشور عبري سخن بگوئيم. اين كانون كه همان شوراي «خاخامهاي بزرگ بني براك» است داراي يازده خاخام بزرگ است. اين خاخامةا شوراي «بزرگان» تشكيل دادهاند و وظايف خود را حمايت از تورات و سنتهاي سختگيرانه يهوديان مذهبي و مبارزه عليه بيمذهبي (لائيك) قرار داده اند. آنها اصرار دارند كه تعريف شخص يهودي به اين شكل است كه «هركس از مادري يهودي به دنيا آمده باشد، يهودي محسوب ميشود» آنها هركس را كه به دين يهود منتسب شده باشد. يا از پدري يهودي و مادري غير يهودي به دنيا آمده شد، يهودي به حساب نميآروند. اين شوراي خاخامها مقر خود را در شهرك «بني براك» قرار دادهاند و در اين مركز به آزمايش و تجارب ايدئولوژيك خود سرگرم هستند. يازده خاخام تشكيل دهنده شوراي خاخامهاي بزرگ تورات، صهيونيسم را كه بعنوان يك حركت سياسي لائيك است رد ميكنند و كشور اسرائيل را به رسميت نميشناسند. آنها به «كشور لائيك اسرائيل» كه بوسيله ديويد بن گوريون ايجاد شده نيز اعتراض دارند.
با اين حال حاضر نيستند حتي يك وجب از زمينهايي را كه اسرائيل اشغال كرده است پس بدهند و طبق تعاليم تورات در انتظار ظهور پيامبر موعود خود هستند. اين شورا از حزب اگودات اسرائيل كه پنج نماينده در پارلمان دارد حمايت ميكنند. اما حزب تحت تأثير شديد خاخام شنيورسون در نيويورك هم قرار دارد.
اين يازده خاخام بزرگ كه به رسم قرون وسطايي زندگي ميكنند، در شهرك يهودي نشين معروف به «بني براك» واقع در نزديكي تل آويو اقامت دارند كه دژي براي افراطيون مذهبي اسرائيل محسوب ميشود.
اما دوازدهمين خاخام كه شنيورسون باشد در آمريكا زندگي ميكند و نبرد تبليغي براي خاخامهاي بزرگ تورات را آنجا برگزار ميكند. او حوزه فعاليت خود را به اروپا و تمام جهان گسترش داده است و اين در حالي است كه به طور رسمي در شوراي خاخامهاي بزرگ عضويت ندارد. نبرد افراطگرايي مذهبي براي خاخامهاي بزرگ تورات و شاخ و شنيورسوم كلاً در يك جهت است و اينها با اينكه در يك گروه قرار ندارند، در يك خط حركت ميكنند.
«خاخام العازر شاخ» مردي كوتاه قد با ريش سفيد و عينكي است كه نوك دماغ قرار ميدهد.
او 96 ساله پيش در ليتواني در خانوادهاي يهودي به دنيا آمد. خانواده شاخ كه نفوذ زيادي داشت در كار تجارت در جمهوري بالتيك بود. در آن زمان كشور ليتواني هنوز به شوروي ضميمه نشده بود.
شاخ مراحل مختلف تحصيلي را در ليتواني به پايان رساند و در همانجا بعنوان خاخام منصوب شد. از همان آغاز گرايشهاي تعصب آميز خود را نشان داد و معيارهايي براي جهان و هستي با استناد به تعاليم تورات قرار داد.
شاخ از همان آغاز با جنبش صهيونيسم مخالفت كرد. اما اين امر از استقرار او در اسرائيل و زير چتر كشور صهيونيسم باز نداشت. در سال 1939 وقتي «جوزف استالين» ليتواني را به اتحاد جماهير شوروي ضميمه كرد و در همان زمان كه سياستهاي سركوبگري نازيها عليه يهوديان در اروپا ظهور كرد شاخ به آمريكا گريخت و بعدها به اسرائيل پناه برد كه هنوز هم در اين كشور بسر ميبرد.
العازر شاخ زندگي خود را در اسرائيل وقف عبادت و ايجاد نسل جديدي از خاخامهاي «ارتودكس» يعني افراطيون متعصب مذهبي كرده است. او هر روز ساعت چهار صبح ـ علي رغم پيري ـ بيدار ميشود و در طول روز و تا ساعت 10 شب به دانشآموزان خود درس «تلمود» ميدهد.
شاخ زبان عبري يعني زبان رسمي كشور صهيونيستي و زبان توراتي كه تدريس ميكند، نميداند! بلكه به لهجه »ييديش» يعني لهجهاي كه يهوديان اروپاي شرقي تكلم ميكنند، سخن ميگويد، او در چند باري كه در برابر جمعيت زياد مردم در مناسبات مختلف سخن گفته است، انتقاد و اعتراض ناظران اسرائيلي را به دليل ندانستن زبان رسمي اسرائيل برانگيخته است.
در آخرين جشن مردمي كه چند هفته پيش در اسرائيل برگزار شد، خاخام شاخ در يك استاديوم بزرگ بسكتبال حضور يافت و در برابر 20 هزار نفر في البداهه «عبري» تكلم ميكرد و لذا يكي از مترجمان به ناچار دخالت كرد و به ترجمه گفتههاي «دكتر شاخ» براي استفاده طرفدارانش پرداخت.
اما به نظر طرفداران اين خاخام پير كه او را «حكيم بزرگ» مينامند و معتقدند هيچ كس بهتر از او با تورات آشنا نيست. ندانستن زبان «مانع» به حساب نميآيد.
در يك نظر خواهي كه اخيراً در تل آويو منتشر شد، آمده بود كه 50 درصد از مردم اسرائيل خاخام شاخ را همسنگ «پاپ واتيكان» ميدانند.
اصول عقيدتي شاخ بسيار آسان است. او معتقد است كه ادامه حيات ملت يهود و عدم زوال آن به ضرورت اجراي سختگيرانه اصول و قوانين و سنن تورات از سوي يهوديان بستگي دارد. به عبارتي يهوديان بايستي به تعاليم تورات و تلموذ حرف به حرف پايبند شوند.
بر اين اساس، خاخام شاخ به همراه طرفداران خود مبارزههاي شديد براي جلوگيري از برپايي مسابقات مسابقات ورزشي در روزهاي شنبه ـ كه روز مقدس يهوديان است ـ انجام ميدهند. طبيعتاً شاخ با هرگونه نشانه بيمذهبي (لائيك) در جامعه اسرائيل به مبارزه ميپردازد و علي رغم اصل ليتوانيايياش و گردآمدن يهوديان غربي در پيرامون او، اما از سوي يهوديان شرقي هم با تأييد و حمايت فراواني روبروست.
شاخ معتقد است كه ماندگاري ملت يهود و عدم زوال آن به همان اندازه كه مرهون سرزمين و كشور اسرائيل است، به حاكميت تعاليم صحيح يهوديت هم بستگي دارد و طبق اساطير يهودي اين تعاليم بايستي در جامعه پياده شود و به انتظار بازگشت «پيامبر» موعود نشست.
اين ديدگاه نسبت به كشور عبري براي «شاخ» به مفهوم صرفنظر از خاك اسرائيل يا رد شهروندي اسرائيل نيست. زيرا او خود را به صورت شهروندي مرحلهاي و انتقالي محسوب ميكند كه اين دوره فاصلهاي ميان مشخص يهودي تا بازگشت پيامبر موعود است. به اعتقاد شاخ در اين مرحله انتقالي ميتوان از مساعدتهاي مالي كه حكومت براي جماعت پيروان او براي شوراي خاخامهاي بزرگ خرج ميكند، بهره برد. براي مثال شيمون پرز اخيراً به منظور جلب آراي حزب «آگودات اسرائيل» به نفع خود براي تشكيل كابينه، كمكهاي مالي در اختيار اين خاخام بزرگ قرار داد. اين در حالي است كه حزب «ديغيل هاتوراه» كه داراي دو نماينده در پارلمان است و زير نظر شاخ عمل ميكند، از حزب ليكود حمايت كرده است.
هر چند شاخ و «خاخامهاي بزرگ تورات» تاكنون نتوانستهاند اصولگرايي يهودي را بر تمام جامعه اسرائيل تحميل كنند، اما طبق اظهار ناظران مسائل داخلي اسرائيل، اين خاخامهاي افراطي مذهبي موفقيتهاي قابل ملاحظهاي بدست آوردهاند. آنها علاوه بر پديد آوردن «جهاني كوچك» در مجتمع مسكوني «بني براك» توانستهاند تأثير روزافزوني بر شهركهاي يهودي نشين باقي بگذارند. باري مثال تعاليم اين خاخامها باعث شده است كه در شهرك «ايمانوئل» واقع در كرانه باختري اشغالي زنان در انتخابات شركت نكنند و در اين شهرك دختران و زنان لباسي بلند ميپوشند كه دستةا و پاهايشان را ميپوشاند. دكتر شاخ و شوراي خاخامهاي بزرگ تورات براي سياستمداران لائيك در اسرائيل احترام زيادي قائل نيستند. اين خاخامها فقط وقتي خود ميخواهند با اين سياستمداران اسرائيلي و فقط به مدت شش دقيقه در شهرك بني براك مقر خاخامها ملاقات ميكنند. براي نمونه چنين ملاقاتةايي با آريل شارون و نيز نمايندگان حزب كارگر در سال 1988 صورت گرفت. پيش از ملاقات خاخامها، سياستمداران مدتي طولاني در سالن انتظار ميكشند و به هنگام ملاقات از آنها خواسته ميشود كه بطور دقيق و بدون حاشيه روي به سئوالها پاسخ بدهند. بعد هم فوراً محل را ترك ميكنند.
«مناخم مندال شنيورسون» در شوراي خاخامهاي بزرگ تورات عضو رسمي نيست. او مايل نيست به اسرائيل برود و هيچگاه هم از اين كشور ديدار نكرده است. اما با شوراي ياد شده در يك سنگر قرار دارد و براي اهدافي يكسان مبارزه ميكند. حزب «اگودات اسرائيل» از سوي «گروه لوباويچ» كه شنيورسون رهبري آن را بر عهده دارد حمايت ميشود و علي رغم اينكه حزب مذكور اصولاً تشكيلاتي وابسته و تحت نظر شوراي خاخامها محسوب ميشود، اما تا حدود زيادي زير نفوذ شنيورسون و گروه لوباويچ قرار دارد. شايد همين امر است كه خاخام پير آمريكايي را به عنوان دوازدهمين عضو حلقه «بني براك» قرار ميدهد.
تفاوت اصلي ميان شنيورسون و شاخ در اين است كه اولي وارث يك «طريقت يهودي» يا يك «فرقه يهودي» است كه تأسيس آن به حدود دو قرن پيش بر ميگردد. اين فرقه در روسيه تزاري تأسيس شد و لذا جدايي انداختن ميان سيرت شخصي شنيورسون و روش «طريقت» او كه به نام «لوباويچ» معروف است كاري بس دشوار است.
طبق گفته ««شالوم كوهين» در كتابي كه اخيراً در پاريس منتشر كرده است: فرقه لوباويچ منسوب به شهركي در روسيه به همين نام است. اين فرقه در دو قرن پيش بوسيله «شنيور زالمان» تأسيس شد و تمام كساني كه بعد از او رهبري اين فرقه را بر عهده گرفتند به «شنيورسيون» يعني فرزندان شنيورسون معروف شدند و مناخم مندال كه مورد نظر ماست، يكي از وارثان اين فرقه است.
بعد از مرگ «زالمان» مؤسس اين فرقه، برادر او «يوسف اسحاق» جانشين وي شد. اما به دليل تعقيب پليس تزار روسيه كه از اين فرقه «زيرزميني» و اهداف آن واهمه داشت، ناچار به «آلماآتا» پناه برد و در همانجا هم درگذشت. بعد از يوسف اسحاق، برادر ديگر او جانشين شد و او هم به دليل تعقيب پليس به شهر ريگادر «لتوني» كه يكي ديگر از كشورهاي درياي بالتيك است، رفت. اين برادر هم، در شهر ياد شده بالا درگذشت. اما پيش از مرگ زمينه را براي جانشيني برادرزاده خود مناخم مندال فراهم كرده بود. او در سال 1927 يكي از دخترانش را به عقد برادرزادهاش مناخم مندال درآورد و راه رهبري فرقه «لوباويچ» را كه شرط رهبري آن ارثي است، باز كرد.
در سال 1941 مناخم مندال از ترس تعقيب نازيها تحصيلات خود را در دانشگاه «سوربن» ناتمام گذاشت و به آمريكا گريخت. و از آنجا با عموي خود ارتباط برقرار كرد و از آن زمان به بعد شوراي لوباويچ در ساختماني مخصوص به خود در شماره 770 خيابان ايسترون باركواي در نيويورك مستقر شد.
در سال 1950 با مرگ عموي مناخم مندال شنيورسون، او رهبري «لوباويچ» را بر عهده گرفت و مبارزان شديدي را كه رهبران قبلي اين گروه تعصبي دنبال ميكردند، ادامه داد. اين گروه عليه آنچه كه به «اصلاحات ديني» در يهوديت معروف است مبارزه ميكنند. آنچه مشهود است اينكه سالهاي تحصيل در فرانسه بر خاخام 87 ساله هيچگونه تأثيري غير مذهبي (لائيك) نگذاشته است زيرا او با سرسختي تمام براي اجراي شعار «يهودي كردن يهود» مبارزه ميكند و در اين راه بر اساس فرضيهاي كه ميگويد يهوديان ـ يا به قول شنيورسون اغلب آنها ـ از اصول دين يهود كه در تورات و تلموذ آمده است، منحرف شدهاند عمل ميكند.
همانطور كه گفتيم، شنيورسون از اسرائيل ديدن نكرده است، اما تعدادي از نمايندگان و طرفداران خود را در اسرائيل مستقر ساخته تا «يهوديان را يهودي كنند». طبيعتاً اين نمايندگان براي نمونه از دنياي دلخواه خود روستاي «كفر حباد» واقع در افصله بيتالمقدس و تلو آويو را ساختند. مأموريد اين روستا، فتح دلهاي يهودياني است كه از تورات دور شدهاند». لذا اصول زندگي در اين روستا برگرفته از اصول و سنتهاي صرفاً يهودي است.
خاخام شنيورسون، مانند همتاي خود خاخام شاخ سني از او گذشته است. و در يك شهر مدرن زندگي زاهدانهاي دارد. او از نيويورك براي پيروانش در اسرائيل و هر كدام از سياستمداران اسرائيلي كه روي آنها تأثير دارد، فرمان صادر ميكند. فرمانهاي ديني سختگيرانه شنيورسون براي او از فرمانهاي سياسي كم اهميتتر نيست. او خواستار حفظ و عدم چشمپوشي از يك وجب از سرزمينهاي اشغالي فلسطين در سال 1967 است. شنيورسون اين اراضي را سرزمين اسرائيل به شمار ميآورد.
شينورسون مانند شوراي خاخامهاي بزرگ در انتخابات اخير در اسرائيل به نفع حزب اگودات اسرائيل تبليغ كرد و براي نخستين بار در تاريخ جنبش خود كه به اين حزب رأي ميدادند، توزيع ميكرد كه روي آن دعاهايي براي دور كردن چشم زخم و ابطال جادو بود.
دليل كه شنيورسون را بر آن داشت تا از «آگودات» حمايت كند، اين است كه حزب آگودات با هرگونه حكومت ائتلافي در اسرائيل كه قانون «حق بازگشت» را اصلاح نكند مخالفت ميكند و آن را تحريم ميكند. اين قانون در حال حاضر بر اين اساس است كه هر كس يهوديت خو را اعلام كند، حق بازگشت بهاسرايئل را مييابد. اما شنيورسون و افراطيون مذهبي ديگر خواستار تعديل اين قانون هستند و ميگويند طبق تعاليم يهوديت اين قانون بايستي منحصر به «يهودياني باشد كه مادرشان يهودي است» و فقط آنها حق بازگشت دارند.
شنيورسون تلاش ميكند كه به انشعاب موجود بين گروههاي يهودي خاتمه بدهد و تمام اين گروهها را در درون طايفه يهودي جاي دهد. او با اين گرايش به تفكرات پراگماتيسمي آمريكا بسيار نزديك ميشود و به تعصب مذهبي پايبند است.
به نظر او يكپارچه شدن گروههاي يهودي راه را براي بازگشت پيامبر موعود هموار ميكند. زيرا اين پيامبر فقط در صورتي باز ميگردد كه گروهبنديهاي يهودي از بين رفته و تعاليم صحيح يهوديت برقرار شده باشد. بعد زا بازگشت طبق گفته رهبر گروه لوباويچ «همه به اسرائيل باز ميگرديم و پرستشگاه سوم را ميسازيم». شنيورسون براي تحقق اين اهداف خواستار برپايي مبارزه بي امان عليه بيمذهبي (لائيك) و ايجاد جنبش افراطي مذهبي صهيونيسم است؛ جنبشي كه هيچگونه ارتباطي با كشور لائيك فعلي اسرائيل نداشته باشد. تصور شنيورسون براي تحقق اهداف خود، فقط به اسرائيل محدود نميشود، بلكه شامل تمام جهان و بخصوص يهوديان دو قاره آمريكا و كشورهاي عربي است. در آمريكا گروه شنيورسون نام حدود پانصد هزار نفر از يهوديان را مشخص كرده است و آنها را يهودي به حساب نميآورد. اين افراد كه بر اساس تفكر گروه شنيورسون يهودي محسوب نميشوند در حد ادعاي اين گروه جايز نيست كه با آنها خويشاوندي سببي بوجود آورد، خاخامهايشان هم به رسميت شناخته نميشوند و اصولاً هيچگونه ارتباطي به دين يهود ندارند لذا شنيورسون سعي ميكند كه ارتباط اين نيم ميليون نفر را كه در آمريكا و اسرائيل نفوذ زيادي دارند، با كشور عبري قطع كند.
براي اختصار بايد گفت كه جهاني كه شنيورسون رؤياي آن را در سر ميپروراند جهاني بسته است كه در دو قرن پيش طرح آن در مغز مؤسس گروه «لوباويچ» در روسيه تزاري شكل گرفت و اكنون بعد از دويست سال هنوز هم در انديشه وارثان و طرفداران فرقه زنده است و آنها سعي ميكنند كه سنتهايشان را حفظ كنند. مسأله مهمتر در اين انديشه موضعگرفتن در برابر پيشرفت و مبارزه با هرگونه تحول جديد در جامعه است. و بدين ترتيب بحران كابينه در اسرائيل همچنان ادامه دارد و مهمترين ويژگي اين كشور اين است كه دو خاخام افراطي دموكراسي آن را رقم ميزنند.
1ـ اين مقاله پيش از كسب تأييد كابينه شامير نوشته شده است.
Array ( [0] => stdClass Object ( [ArticleFishId] => 379 [SerialNo] => 369 [MTitle] => طراحان اصلي سياست اسرائيل [FTitle] => [AMTitle] => [AFTitle] => [EMTitle] => [EFTitle] => [ALanguage] => 0 [TLanguage] => 0 [ADateS] => 0 [ADateM] => 0 [ADateG] => 0 [Side_NY] => 0 [Side_NS] => 0 [Side_B] => 0 [Side_HY] => 0 [Side_HS] => 0 [Side_NE] => 1 [Side_HE] => 0 [SourceType] => 3 [Book] => 0 [BArticlePageFrom] => [BArticlePageTo] => [Magazine] => 0 [MPublishDateS] => 0 [MPublishDateM] => 0 [MPublishDateG] => 0 [MYear] => 0 [MNo] => [MSerialNo] => 0 [MArticlePageFrom] => [MArticlePageTo] => [Site] => 0 [ArticleAddrInSite] => [FishWriter] => 33 [WriteDate] => 12/31/2003 0:00:00 [Confirmed] => 1 [SupervisorView] => مولف ندارد [Abstract] => [AAbstract] => [EAbstract] => [Editted] => 1 [Degree] => 0 [Mode] => 0 [fldFirstPage] => 0 [fldFPMod] => 0 ) )
ورود به سايت
شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.
شناسه:
کلمه عبور:
درخواست شناسه کاربري
Copyright © 2008 "rasad.ir" All rights reserved