Y يهود
Y صهوينيسم
= اسرائيل
گزارش مستند
از خرافههاي بسيار شايعي كه دربارة رژيم صهيونيستي گفته ميشود توصيف اين رژيم به عنوان رژيمي دمكراتيك و لائيك ميباشد. دمكراسيي كه از بقية دمكراسيهاي جهان برتر بوده و فقط در برخورد با اعراب و فلسطينيان كارايي خود را دست ميدهد. از ويژگيهاي اين دمكراسي رها نمودن عنان اختيار به فرهنگهاي سياسي ضد عربي ميباشد اگرچه اين اعراب كيش يهودي داشته باشند.
اين مطلب را «هاليدي» نويسندة ايرلندي به خوبي بازشكافي نموده و توانسته است لغتنامة قطوري از ناسزاهاي نژاد پرستانهاي كه به يهوديان شرقي تبار گفته ميشود و تقريباً در جامعة صهيونيستي فلسطين اشغالي شايع ميباشد تدوين نمايد. از ميان اين اهانت و ناسزاها مي توان به موارد زير اشاره نمود:
سخت جانها (بيريونيم)، انگلها (عصفصوص)، (خمينيها)، آشوبگران (عمخا)، قاتلان غربيها (مادوكوسكين)، غارنشينان (شلوحيم)، بت پرستان (افداي ايليليم) و متعصبان و افراطيون (بابي سال)1.
رژيم صهيونيستي يكي از معدود رژيمهايي است كه قانون، دستور العمل يا اعلاميهاي در رابطه با حمايت از حقوق بشر ندارد، در سال 1992 دو لايحة قانوني مربوط به امور حقوق بشر يكي متعلق به آزادي كار و پيشه و ديگري احترام گذاردن به آبرو و كرامت انسان تقديم گرديد.
1 ـ وجهة دمكراسي
رژيم صهيونيستي سعي دارد تا خود را به عنواد دولتي دمكرات همانند دمكراسي كشورهاي غربي معرفي كند. البته با اين فرق كه اين دمكراسي در كشوري يهودي اجرا ميگردد. تعريف دولتي با چنين توصيفي دو سؤال و مشكل را مطرح ميسازد.
1 ـ وضعيت و شرايط زندگي غير يهوديان (اعراب فلسطيني): اين عده 18% از جمعيت را تشكيل ميدهند.
2 ـ روابط بين اين رژيم و دين يهوديت. همچنين رژيم صهيونيستي از ابتداي تأسيسش همواره در حال جنگ بوده و مردمش همواره در حالت فوقالعاده به سر ميبردند به همين دليل مسايل امنيت ملياش در نقطة مقابل دمكراسي و حقوق بشر قرار دارد.
الف: وضعيت غير يهوديان: در اعلامية تأسيس رژيم صهيونيستي ادعا شده است كه آنها خواهان برابري كامل و فراگير حقوق سياسي و اجتماعي عليه شهروندان بدون در نظر گرفتن نژاد، كيش و جنسيت آنها ميباشند، ولي آيا صهيونيستها واقعاً و يا حداقل به چه اندازه به مفاد اين اعلاميه احترام گذارده و پايبند بودند؟ اولين نقضهاي اين قانون به سال 1950 باز ميگردد و مربوط به تعيين حقوق و وظايف نژادي خاص ميباشد، صهيونيستها اعلام نمودند كه تمام يهوديان و خانوادههايشان اجازه داده ميشود تا از اقصا نقاط جهان به فلسطين اشغالي مهاجرت نموده و از حق گرفتن شناسنامة اسرائيلي و تابعيت برخوردار گردند.
با اينكه حقوق سياسي مانند حق رأي دادن حق نامزدي در انتخابات براي اعراب فلسطيني «ساكن مناطق اشغال شده در سال 1948» نيز محفوظ شده است ولي تبعيضهاي بسياري در جاي
******
جاي فلسطين اشغالي عليه آنها مشاهده ميگردد. مشكل برابري در همة سطوح خود را نمايان ميسازد. تبعيضهايي كه خود را در لفافهاي از معيارهاي فرق ميان دينداران و گروههاي ملي گرا قرار داده و تبعيضهاي قانوني در مورد گروههاي خاصي از مردم.
تبعيض پنهان مربوط به خدمت نظامي: طبق قانون دفاعي اين رژيم هر كسي كه سن قانوني برسد و مقيم فلسطين اشغالي باشد ملزم به گذراندن خدمت نظامي ميباشد در اين قانون هيچ اشارهاي به نژاد، دين و گروههاي ديني يا ملي نشده است ولي دست مسئولين اين رژيم در مسئلة سربازگيري بازگذارده شده است، زمان تأسيس رژيم صهيونيستي كه با جنگ با اعراب همراه بود، مقرر گرديد اعراب ساكن فلسطين از حق انجام خدمت نظام محروم شوند.
در دهة 50 تعديلي بر اين قانون نهاده شده و به دروزيها اجازه داده شد تا وارد ارتش شوند.
اشاره ميشود كه خدمت نظامي در ارتش رژيم صهيونيستي به معناي برخورداري از منافعي اجتماعي تقريباً نامحدودي همانند بيمههاي تأمين اجتماعي ميباشد. صهيونيستها در مقابل برخورداري رايگان از بيمههاي تأمين اجتماعي فقط بايد بدون دريافت هيچ حقالزحمهاي سالانه مدتي را جهت گذراندن آموزشهاي احتياطي بگذرانند.
البته رژيم صهيونيستي مبالغي را به عنوان كمكهاي اجتماعي به خانوادة افراد فراخوانده شده به آموزشهاي احتياطي پرداخت مينمايد.
استفاده از معيار تأمين اجتماعي موجب بروز چند دستگيهايي در ميان گروههاي ملي و ديني شده است. با در نظر گرفتن اين مطلب كه ابلاغيههاي خانوادگي فقط به كساني داده ميشود كه به خدمت سربازي رفتهاند، ميتوان نشانهاي تبعيض حتي تنها در اين مورد مشاهده نمود.
البته لازم به اشاره است كه كابينة رابين نخست وزير اسبق رژيم صهيونيستي رأي به برچيده شدن تدريجي آن داده بود.
در زمينههاي قانوني و اعتباري نيز تبعيضهاي بسياري چشمگيري بخصوص در اختصاص بودجة خدمات عمومي ديده ميشود، بنحوي كه كلا به ضرر اعراب ميباشد، عليرغم اينكه كودكان عرب داراي حق يادگيري زبان عربي در مدارس دولتي ميباشند، با اينحال حجم كمكهاي اختصاص يافته براي اين زمينه در مقايسه با بودجهاي كه براي آموزش زبان عبري اختصاص مييابد، كم و بلكه ناچيز است، از سوي ديگر مسئولين محلي مناطق عرب نشين اعتبارات بسيار كمتري از همتايان يهودي خود دريافت ميكنند.
ب ـ سانسور و نظارتهاي نظامي:
بهانة اين نظارت در قانون دفاعي درج گرديده است، قوانيني كه مستقيماً به وزير جنگ مرتبط ميباشند، از جملة اين قوانين ميتوان به «ممنوعيت نشر اطلاعاتي كه ممكن است براي دفاع از اسرائيل مضر باشند، يا اينكه امنيت و نظم را مورد تهديد قرار دهد» اشاره كرد. البته اين قانون پس از تحركات و اعتراضات بسياري از روزنامهنگاران و دستاندركاران مطبوعات به سوي تعديل نظارت پيش رفت و پس از آن دو طرف مشكلات مربوط به اين مسئله را حل و فصل نمودند، مهمترين مندرجات اين توافقنامه عبارتست از:
ـ هدف از نظارت منع انتشار اطلاعات امنيتي ميباشد، اطلاعاتي كه ميتواند به دشمن ياري رسانده يا تدابير دفاعي دولت را تضعيف نمايد، نظارت هرگز مسايل سياسي و اعلام نظر يا نتيجهگيريهاي مربوطه را در بر نخواهد گرفت.
ـ نظارت فقط در چارچوب و در مورد اطلاعات معيني ميباشد.
ـ شكايتهايي كه عليه دستگاه نظارت ايجاد ميشود، توسط كميسيوني مركب از نمايندة مطبوعات، نمايندة دستگاه نظارت و نماينده اي از مردم مورد رسيدگي قرار ميگيرد.
همچنين فيلمها نيز توسط كميتة عمومي مورد بازبيني قرار ميگيرد اين كميته است كه نظر خود را در مورد پخش يا عدم پخش آن فيلم اعلام ميدارد.
ج ـ استفاده از زمين
يكي ديگر از چهرههاي تبعيض مندرج در قانون اساسي مربوط به استفاده از زمين است. در فلسطين اشغالي بيشتر زمينها و بخصوص زمينهاي مربوط به بخش كشاورزي متعلق به دولت يا صندوق ملي يهود ميباشند، اين زمينها را نميتوان فروخت و توسط شورايي اداره ميشوند، زمينهاي مربوط به صندوق را نميتوان به غيريهود اجاره داد، و حتي زمينهايي كه متعلق به دولت ميباشند نيز فقط مدت زمانهايي بسيار كوتاه به غير يهوديان اجاره داده ميشوند.
طبق تعديل وارد بر قانون كار (شمارة 1959) كه در سال 1988 به تصويب رسيد، اين قانون هرگونه تبعيض را كه بر اساس نژاد، دين وابستگي به گروهي ملي يا تباري بخصوص براي فعاليت كار و پيشه ممنوع اعلام ميدارد ولي عملاً
پايبندي به چنين قانوني هرگز ديده نشده است. همچنين در فلسطين اشغالي هيچ قانوني كه تبعيض را در بخش خصوصي مربوط به اجاره منازل مسكوني ممنوع سازد نيز وجود ندارد.2
د ـ قانون هاي امنيتي:
از جمله قوانيني كه استعمارگران بريتانيا براي تشديد تدابير امنيتي خود و افزايش قيد و بند آزاديهاي فردي وضع نمودند، ميتوان به قوانين متعلق به مسايل دفاعي (حالت فوقالعاده) كه در سال 1945 وضع گرديد، اشاره نمود، رژيم صهيونيستي چنين قوانيني را به قوت خود باقي گذارده و از آن استفاده مي نمايد، اين قوانين بخصوص سه نوع آزادي را تحت الشعاع خود قرار ميدهند: آزادي بيان، آزادي تردد و آزادي گروهها (تشكيل گروه)3.
1 ـ وجهة لائيك
لائيسيم به معنايي كه عزمي بشاره آن را در كتاب خود «چرخ و فلك دين و دولت در اسرائيل» عنوان نموده يا به عبارتي (فرايند جدايي دين از دولت، علم و اقتصاد و...) جدايي بنيادي و حقوقي و يا حتي آرماني ميباشد. اين فرايند همراه با تدابير ويژهاي انجام ميپذيرد كه باعث جدايي دين از مردم به همراه شكلگيري دولتي ملي كه بين امت و حقوق شهروند هيچ فرقي نگذارد، خواهد بود. امري كه تاكنون تحقق نيافته است.4
عليرغم اينكه اولين صهيونيستهايي كه در قرن نوزدهم ميلادي وارد فلسطين شدند داراي گرايشهاي سوسياليستي و طرفداران جدايي دين از سياست بودند و حتي حزب بن گوريون به نام «ماباي» داراي گرايشي لائيك بود، ولي با تأسيس رژيم صهيونيستي اداره اين كشور تحت تأثير جريانات ديني قرار گرفت و حتي بن گوريون نيز تصميم گرفت تا به جريانات ديني آزادي عمل بيشتري اعطا نمايد، وي در آغاز تأسيس رژيم صهيونيستي طي پيامي مسايل زير را تضمين نمود:
الف: روز شنبه: وي روز شنبه را به عنوان روز تعطيل در قانون دولت تعيين مينمايد.
ب: «كشيروت»: تضمين نمود تا «كشيروت»(غذاي حلال و شرعي يهودي) در آشپزخانههاي رسمي دولتي طبخ گردد.
ج: «قوانين مدني»: تمامي صلاحيتهاي مربوط به مسايل ازدواج و طلاق را كلاً در اختيار مؤسسه قضايي خاخام قرار داد.
د: آموزش، به رسميت شناختن سيستم آموزش ديني به عنوان سيستمي مستقل.5
تا امروز نيز چيزي به نام ازدواج قانوني و رسمي وجود نداشته و تمامي ازدواجها بر اساس جنبة ديني آن مورد بررسي و تأييد قرار ميگيرند.
از قانون اساسي و قوانين مصوب ديگر براي دادن وجههاي رسمي به مؤسسات ديني استفاده ميگردد، از برتريهاي جريان ديني اين است كه احزاب وابسته به اين جريان هميشه كرسيهايي را در كنيست به خود اختصاص ميدهند و همواره اين كرسيها نقشي كليدي در تشكيل هر ائتلافي ايفا ميكنند.
فلسطين اشغالي شاهد قطببنديهاي شديدي ميان لائيك ها و دينداران بوده و ميباشد، هم اكنون به وضوح مشاهده ميگردد كه نيروهاي جديدي به دست ميآورند.
از سوي ديگر نشانههاي دينداري در جامعة اسرائيلي نيز افزايش چشمگيري يافته بنحوي كه تعداد دانشجويان دانشگاه افسري وابسته به ارتش دفاع اسرائيل به 40% رسيده كه نشانگر آن است كه سربازان و افسران ديندار بيشتري وارد ارتش خواهند شد»6
لذا پرستش در رابطه اثرات افزايش شدت قطب بندي ميان دو جريان و آيا اين مسئله موجب بروز جنگي تمام عيار ميان آن دو جهت ايجاد تعريفي جديدي براي هويت دولت اسرائيل خواهند انجاميد يا خير تا معلوم گردد كه اسرائيل دولتي يهودي است يا دولتي براي يهوديان، پرسشي گزاف نخواهد بود.
دكتر عفيف عثمان
الكفاح العربي 15/1/1998
منابع:
1 ـ فرد هاليدي، اسلام و غرب ، خرافه هاي مقابله، نشر الساقي، 192 صفحه، چاپ اول، بيروت 1997.
2 ـ Pouvoirs, Israel, N 72, ed. Sctuil, paris, Janvi. er, 1995, 191p
3 ـ رزونامة السفير 9/9/1996، به نقل از مطبوعات صهيونيستي.
4 ـ به نقل از «هيثم مزاحم» نگاهي به كتاب عزمي بشاره، شؤون الاوسط، بيروت، شماره 55، سپتامبر 1996، ص 123 و 124.
5 ـ دكتر رشاد، عبدالله الشامي، اشكالهاي موجود در هويت اسرائيلي، سلسله انتشارات عا المعرفه،كويت، شماره 224، 1997، ص 287.
6 ـ همان منبع، ص 295.
Array ( [0] => stdClass Object ( [ArticleFishId] => 381 [SerialNo] => 371 [MTitle] => خرافهاي به نام "دولت دموكراتيك اسرائيل" [FTitle] => [AMTitle] => [AFTitle] => [EMTitle] => [EFTitle] => [ALanguage] => 0 [TLanguage] => 0 [ADateS] => 0 [ADateM] => 0 [ADateG] => 0 [Side_NY] => 0 [Side_NS] => 0 [Side_B] => 0 [Side_HY] => 0 [Side_HS] => 0 [Side_NE] => 1 [Side_HE] => 0 [SourceType] => 1 [Book] => 0 [BArticlePageFrom] => [BArticlePageTo] => [Magazine] => 0 [MPublishDateS] => 0 [MPublishDateM] => 0 [MPublishDateG] => 0 [MYear] => 0 [MNo] => [MSerialNo] => 0 [MArticlePageFrom] => [MArticlePageTo] => [Site] => 0 [ArticleAddrInSite] => [FishWriter] => 33 [WriteDate] => 12/30/2004 0:00:00 [Confirmed] => 1 [SupervisorView] => مولف ندارد [Abstract] => [AAbstract] => [EAbstract] => [Editted] => 1 [Degree] => 0 [Mode] => 0 [fldFirstPage] => 0 [fldFPMod] => 0 ) )
ورود به سايت
شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.
شناسه:
کلمه عبور:
درخواست شناسه کاربري
Copyright © 2008 "rasad.ir" All rights reserved