Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to موسسه آینده روشن
 
 

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

لینک Rss مطالب

مقاله


Y يهود

Y صهوينيسم

= اسرائيل

» جستجو
» جستجو پيشرفته
» بازگشت
<< پایان < قبل 1 بعد > پایان >>
نمایش # نتایج 1 - 1 از 1
هاليوود و فرهنگ سازان شيطاني
هاليوود و فرهنگ سازان شيطاني rasad.ir

هاليوود و فرهنگ سازان شيطاني

نويسنده:رامين شريف زاده

خبرگزاري فارس:سال‌هاي بس طولاني بود كه يهوديان در سرتاسر اروپا با عنوان «موش كثيف» شناخته و ناميد مي‌شدند، صهيونيست جهاني براي پاك كردن اين تفكر از اذهان دنيا با همكاري ديزني به توليد مشهورترين شخصيت كارتوني ديزني با عنوان «ميكي ماوس» پرداخت. اين شخصيت كارتوني كه به سرعت در قلب تمامي كودكان و نوجوانان جاي باز كرد، قصه موشي شجاع بود كه يك تنه در برابر تمامي ناملايمات جامعه ايستادگي كرده و با پشتكار و شجاعت خود از هر امتحاني سربلند بيرون مي‌آمد.

سيطره صهيونيسم بر رسانه‌هاي فراگير جهان، امروزه ديگر امري انكار ناپذير است. اهدافي را كه «راشورون» خاخام يهودي، در سال 1869 در سخنراني خود در شهر «پراگ» مبني بر الزام سيطره كامل يهود بر رسانه‌هاي جمعي اعلام كرده بود، اكنون محقق شده است. «راشورون» معتقد بود كه پس از طلا، دستگاههاي خبر رساني به ويژه مطبوعات - كه در آن زمان مهمترين ابزار اطلاع رساني در دنيا محسوب مي‌شد - دومين ابزار صهيونيست براي استيلا بر جهان است؛ بنابراين از همان آغاز با برنامه‌ ريزي‌هاي دقيق، حساب شده و صرف هزينه‌هاي كلان، تلاش بي‌وقفه را براي به دست گرفتن جريان‌هاي اصلي خبر‌رساني و مطبوعاتي در سرتاسر دنيا آغاز كردند.

وابستگي بزرگترين رسانه‌هاي خبري دنيا، همچون: خبرگزاري رويترز، آسوشيتدپرس، يونايتدپرس، شبكه‌هاي A.B.C, N.B.C, C.B.S و نشريات معتري همچون: نيويورك‌تايمز، واشنگتن پست، تايمز، ديلي اكسپرس و صدها عنوان نشريه ديگر به لابي صهيونيست‌ها، حاصل همان تلاش‌هاي پيگيرانه قوم يهود است.

اختراع سحر انگيز برادران لومير با آن قدرت تاثير گذاري خارق العاده و ظرفيت‌هاي فراوانش به عنوان يكي از مهم‌ترين كانال‌هاي ارتباطي با مردم، صهيونيست افزون طلب را بر آن داشت تا در راه تحقق اهداف خود از اين ابزار مدرن نيز بهره كامل گيرد. تاثير صهيونيست‌ها بر صنعت سينما از همان سال‌هاي آغازين با سرمايه‌گذاري در مشهورترين شركت‌هاي توليد فيلم در جهان به ويژه در آمريكا آشكار بود. وابستگي و تعلق بزرگترين شركت‌هاي توليد فيلم امريكا همچون WARNer/pOS, 20 Centery Fox و Metro Golden Mager به لابي‌ صهيونيست‌ها شاهدي بر اين ادعا است.

نفوذ صهيونيست‌ها در اين صنعت پرمخاطب و جذب از چنان رشد روز افزون و سريعي برخورد شده‌ است كه براساس بسياري از منابعي كه از سوي هاليوود در اختيار مردم قرار مي‌گيرد، بيش از نود درصد از فعالان حرفه‌ سينما در آمريكا را وابستگان به لابي صهيونيست‌ها تشكيل مي‌دهند. اگرچه افشاي اين وابستگي‌ها در مقطعي از تاريخ براي دو طرف بنا به دلايلي چندان مقبول و خوشايند نبود، ولي در سال‌هاي اخير بيان چنين ارتباطاتي در سينماي هاليوود، به عنوان سند افتخار و مايه مباهات براي عناصر وابسته محسوب مي‌شود؛ به همين دليل چندي پيش فهرست بزرگي از عوامل كليدي سينماهاي هاليوود كه از جيره‌خواران وابسته به صهيونيست محسوب مي‌شوند، در شبكه جهاني اينترنت با عنوان IsHollywood Jewish در اختيار مخاطبان قرار گرفت.

نگاهي به اسامي بازيگران،‌كارگردانان، تهيه كنندگان و ساير عواملي كه در اين فهرست جاي گرفته‌اند، پرده از اين واقعيت تلخ بي‌مي‌دارد كه اساسا سينماگران براي ايجاد تسريع در كسب مدراج ترقي در سينماي هاليوود، چاره‌اي جز پناه بردن و تبعيت محض از سيستم فوق ندارند. در ادامه نام تعدادي از عناصر و عوامل مشهود هاليوودي وابسته به لابي صهيونيست‌ها ارائه شده است:

بازيگران

1- بيلي كريستال 2- ارنست بورگناين 3- ريچارد دريفوس 4- رابرت دنيرو (مادر يهودي) 5- هريسون فورد (مادر يهودي) 6- ريچارد گر 7- پل نيومن 8- وينونا رايدر 9- ويليام شاتنر 10- رابين ويليامز 11- كرگ داگلاس 12- والتر ماتيو 13- داستين هافمن 14- رابرت ردفورد 15- چارلز برانسون 16- ژان كلود ون دام

كارگردانان

1- استيون اسپيلبرگ 2- وودي آلن 3- مل بروكس 4- ساموئل گلدوين 5- لوئيس مير 6- رومن پولانسكي 7- استنلي كوبريك 8- تيم برتون 9-مايك نيكلن 10- راب كومن 11- جري لوئيس 12- ژوزف فون اشترنبرگ 13- سيدني لومت

خوانندگان

1-الويس پريسلي 2- مايكل جكسون 3- پت پناتر 4- بتي ميدلر 5- جين سيمونز 6- آلن شرمن 7- بوريس اسپرينگستن 8...

اسامي بالا براي آنان كه تا حدودي با سينماي هاليوود آشنا هستند،‌ بسيار شناخته شده است؛‌ زيرا آنان همواره از جمله موفق‌ترين سينما‌گران هاليوود در طول تمامي اين سال‌ها بوده‌اند.

با تحقيقي در آثار ساخته شده از سال‌هاي دور، اين واقعيت بيشتر نمايان مي‌شود كه سينما از بدو پيدايش تاكنون، همواره در جهت برآوردن خواسته‌هاي يهوديان صهيونيست‌ گام برداشته است؛ گامي در جهت تطهير چهره يهوديان و تخريب چهره‌ اديان ديگر به ويژه دين اسلام در نزد افكار عمومي دنيا.

صهيونيست‌ها فعاليت خود در عرصه‌ سينماي هاليوود را تنها به ساخت فيلم‌هايي كه بزرگسالان را مخاطب خود قرار مي‌دهد، محدود نكرده‌اند؛ بلكه در عرصه توليد فيلم‌هاي كودكان نيز بسيار فعال ظاهر شده‌اند. كمپاني «والت ديزني» كه از مشهورترين شركت‌هاي توليد فيلم و كارتون در سرتاسر دنيا به حساب مي‌آيد. يكي از مهم‌ترين و كارآمدترين ابزار صهيونيست‌ها در عرصه‌ سينما است. سال‌هاي بس طولاني بود كه يهوديان در سرتاسر اروپا با عنوان «موش كثيف» شناخته و ناميد مي‌شدند، صهيونيست جهاني براي پاك كردن اين تفكر از اذهان دنيا با همكاري ديزني به توليد مشهورترين شخصيت كارتوني ديزني با عنوان «ميكي ماوس» پرداخت. اين شخصيت كارتوني كه به سرعت در قلب تمامي كودكان و نوجوانان جاي باز كرد، قصه موشي شجاع بود كه يك تنه در برابر تمامي ناملايمات جامعه ايستادگي كرده و با پشتكار و شجاعت خود از هر امتحاني سربلند بيرون مي‌آمد. پس از پخش اين كارتون در بيش از يك دهه، موش ديگر موجود كثيف و تنفر انگيزي در نزد كودكان و نوجوانان اروپايي و امريكا نبود، بلكه به يك موجود دوست داشتني و قابل ترحم تبديل شد؛ به همين دليل اصلاح «موش كثيف» در اندك زماني بار منفي خود را از دست داد. كارتون «تام و جري» سال‌ها بعد در ادامه القاي همين باور تهيه و توليد شد.

اما در عرصه‌ ساخت فيلم براي مخاطبان بزرگسال، صهيونيست‌ها از شيوه‌ها و راه‌هاي متعددي استفاده كردند. مظلوم نمايي از قوم يهود از شيوه‌هاي مهمي بود كه صهيونيست‌ها به آن توجه خاصي داشتند. توليد روز افزون آثاري كه از قتل‌ عام يهوديان در طول جنگ جهاني دوم توسط آلمان‌هاي نازي سخن مي‌گفت ‌(Holicouste) در اندك زماني، افكار عمومي، جهان را به نفع خود برانگيخت و مردم را در برابر حقانيت خود قانع ساخت. در اين قبيل آثار، يهوديان انسان‌هاي بيگناهي تصوير شده‌اند كه بيرحمانه مورد جنايتكارانه‌ترين رفتارها از سوي نظاميان آلماني در طول سال‌هاي جنگ جهاني دوم قرار گرفته اند. ساخت چنين آثاري به دليل تاثير گذاري‌هايش پس از گذشت بين از نيم قرن هم‌ چنان ادامه دارد.

فيلم «فهرست شيندلر» ساخته «استيون اسپيلبرگ» يهودي، كه به دليل انتصابش به لابي صهيونيست‌ها، موفقيت‌هاي چشمگيري را در سينماي هاليوود به دست آورده، از جمله آثاري است كه در دهه 1990 م. ساخته و برنده بيش از هفت جايزه اسكار شد.

اعتقاد به ظهور منجي الاهي و رها ساختن آنان از تمامي رنج‌ها و بدبختي‌هايي كه كشورهاي قدرتمند و ستمگر بر آنان تحميل كرده‌اند، عامل مهمي در ميان مسلمانان و به ويژه شيعيان است كه همواره آنان را اميدوار به آينده و آماده براي مقابله با دشمنان نگاه داشته است. اين آرمان سبب شده است تا صهيونيست‌هاي قدرت ‌طلب و افزون خواهد براي نابودي آن كه همواره خطري جدي براي دستيابي به اهداف شومشان محسوب مي‌شود، به راه‌هاي مختلف از جمله با استفاده از صنعت قدرتمند سينما به تخريب و لوث كردن آن بپردازند. ساخت فيلم معروف «نوستر آداموس» اثر «اورسن ولز» يهودي، بازيگر و كارگردان مشهور امريكايي در راستاي اين هدف صورت گرفت. سازنده اثر ياد شده با استناد به پيشگويي‌هاي نوستر آداموس «مهدويت» را به گونه‌اي به تصوير مي‌كشند كه ارمغاني جز تخريب، دلهره و نابودي را براي دنيا به ارمغان نخواهد آورد. Four Feathers چهار پر محصول سال 2001 امريكا، آخرين ساخته‌اي بود كه با تخريب باور «مهوديت»، به جنگ اعتقادات مذهبي مسلمانان رفتند.

خشن، بي‌فرهنگ، عقب مانده، خرافه پرست و بدوي نشان دادن اعراب و مسلمانان از ديگر ترفندهاي اين دشمني هزار چهره براي ارضاي حس افزون طلبي‌اش است. ساخت فيلم‌هايي چون: «جن‌گير»، «طالع نحس»، «لورنس عربستان»، «شب‌هاي عربي»، «دلتافورس»، «محاصره» و هزاران هزار فيلم ديگر در پي‌القاي اين تفكر نحس گام برداشته است كه مسلمانان انسان‌هاي خرافي و عقب مانده‌اي هستند كه بايد از سوي كشورهاي مترقي و فرهيخته‌اي همچون امريكا مورد حمايت قرار گيرند و در غير اين صورت، چيزي جز فقر و فلاكت عايدشان نخواهد شد! و اين بدبختي نه تنها دامان خودشان، بلكه موجبات دردسر براي كشورهاي مترقي را نيز ايجاد خواهد كرد.

شيوه بالا در كنار ساخت آثاري كه منجيان واقعي كره زمين را امريكائيان «صهيونيست‌ها» خوش قلب نمايش مي‌دهد، اجزاي پازلي است كه در صورت قرار گرفتن در كنار يكديگر،‌ جمله «دنيا در تسخير يهود» را شكل مي‌دهند. فيلم‌هاي «روز استقلال»، «مريخي‌ها حمله مي‌كنند»، «آرماگدون»، «جنگ ‌ستارگان‌» و «ماتريكس» از جمله آثار مشهور سينمايي هاليوود است كه ساخت آن‌ها در سال‌هاي اخير روند رو به رشد و سريعي به خودگرفته است.

نگاهي اجمالي بر تاريخ سينمايي جهان گواه اين حقيقت است كه سينما بيش از هر هنري ابزاري ايدئولوژيك است و اگر با تمهيدات ويژه هنري، علمي تعكيس نشان داده مي‌شود، دال بر صورت ظاهري نيست و چه بسا در برهه‌اي خلاف انتظار و منافع سازندگان آن جلوه كند. در نهايت ايجاد زمينه مي‌تواند محصولي در آينده داشته باشد. ايدئولوژي‌هاي افراطي قرن بيستم در كنار ديگر فعاليت‌هاي تبليغاتي از سينما، بيشترين بهره دلخواه را برده‌اند. اگر از اين حيث رقابت‌ها و تكنيك‌‌ها غني‌تر شده‌اند، از عوارض ايدئولوژيك بوده است، نه صرفا هنر براي هنر.

سينماي هاليوود با مالكيت يهوديان از آميزش منافع استعمار امريكا و ايجاد فضاي مثبت براي تغيير نگرش‌ها به ويژه مسيحي‌ها به مظلوميت دروغين يهوديان شكل گرفت و در رشته‌هاي مختلف فيلم‌سازي ادامه يافت. سربازان امريكايي در همه فيلم‌ها سربازان آزادي جنگ‌هاي اول و دوم جهاني بودند. يهوديان انسان‌هاي قابل ترحم و آواره‌ جلوه داده مي‌شدند و هميشه نيز ملت‌ها نيازمند رهبري امريكاييان بودند. اين محورهاي اصلي در سينماي ديگر كشورها نيز به صور سنتي اعمال مي‌شد ساخته‌هاي سينمايي آيزنشتاين و پودوفكين انگيزه‌هاي ايدئولوژيك و تهييج كننده انقلاب اكتبر شوروي را به پيش مي‌برند و فيلم‌سازاني چون رني ريفنشتال با فيلم‌هاي بازي‌هاي المپيك و ... نازيسم هيتلري را به جسم و جان طرفداران فاشيسم تزريق مي‌كردند.

با مقايسه اهداف ايدئولوژيك صاحبان سبك و انديشه سينمايي بين سه ايدئولوژي - كه قرن بيستم را به محل جولانگاه خود تبديل كردند - به بررسي فيلم‌هاي «وارك گريفيث» سينماگر مبتكر و پيشرو اهداف استعمار امريكا و صهيونيسم بين‌المللي مي‌پردازند.

تقسيم هنر صهيونيستي به دو دوره قبل از اعلام موجوديت رژيم صهيونيستي و بعد از آن جاي تاكيد دارد؛ زيرا اساسا در دوره اول، ايجاد زمينه‌هاي مرحله دوم تحقيق مي‌يابد. و بعد از آن، مظلوم نمايي جاي خود را به نمايش قدرت بلامنازع در فيلم‌هايي چون : «فهرست شيندلر» سرباز رايان،‌ ماتريكس، ارباب حلقه‌ها، بازگشت شاه و ...» مي‌دهد. پيش از ساخت و نمايش فيلم‌هاي گريفيث، ادبيات امريكا همه زمينه‌هاي لازم را براي تفسير حقايق زندگي، سرنوشت بشر و ايده‌آل‌ها فراهم كرده بود. رمان «موبي ديك» يا نهنگ سپيد در قرن هيجدهم با ارائه شخصيت مصمم، با اراده و زخم ديده «ناخدا اهب» نمونه نوعي فرماندهي بر كل بشريت (افرادي از همه نژادها و مليت‌ها و مذاهب در كشتي ناخدا اهب گرد آمده بودند تا در معيت او كه يك پايش را نهنگ زده بود و برده بود، داوطلبانه به جنگ و شكست نهنگ سپيد بروند) را ارائه داده بود. ناخدا اهب يك يهودي مصمم و خونسرد است كه از دشمنان (نهنگ سپيد) زخم برداشته است و مي‌رود در نهايت به پيروزي دست مي‌يابد.

گريفيت در سال 1915 «تولد يك ملت» را ساخت؛ گرچه اين اثر صامت بود و بعدها فيلم «برباد رفته» به نوعي همين فيلم را تكرار مي‌كرد، اما هر دو، ويژگي‌هاي خاص خود را دارند. در «تولد يك ملت» مساله جنگ‌هاي داخلي در توجه اول و دلبستگي ميان پسران و دختران جوان دو خانواده «كامرون» و «استونمن» در درجه دوم مورد توجه قرار دارند. هر دو فيلم نفرت و مصيبت‌هاي ناشي از جنگ را با هم دارند. گريفيث با تكنيك قديمي سياه و سفيد و صامت فيلمي ساخت كه بر آثار ديگر سينماگران بعد از خود تاثير گذار بود. تولد يك ملت كه با هزينه‌ كمتري ساخته شده بود، موفقيت‌هاي مالي قابل توجهي به دست آورد. فيلم در اوايل جنگ جهاني اول به نمايش گذاشته شد كه خود دلايل ورود امريكا را به جنگ جهاني اول توجيه و تشويق مي‌كرد. فيلم مشابه «برباد رفته» نيز در آستانه جنگ جهاني دوم به نمايش درآمد و در تشويق امريكا براي ورود به جنگ جهاني دوم، تاثير بسزايي داشت. ناقدان چپ، فيلم را ستودند و سينماگراني چون «آيزنشتاين» آن را تحسين كردند.همه ناقدان فيلم از راست و چپ، عنوان تولد سينماي يك ملت، ملت امريكا را به آن دادند. فيلم تولد يك ملت The Birth of Analion كه در نسخه نخستين داراي طول مدت نمايش 2 ساعت و 65 دقيقه بود، يك اثر عظيم توليد سينمايي لقب گرفت. گريفيث سال بعد، فيلم ديگر خود به نام «تعصب» را به نمايش گذاشت كه در ادامه «تولد يك ملت» بود. اگر چه سينماگراني از كشورهاي مختلف اروپايي فيلم‌هايي ابتدايي ساخته بودند،‌اما هرگز فيلم سينمايي تاثير گذاري چون «تولد يك ملت» يك بدعتي در صنعت فيلم‌سازي به حساب نيامد. سناريوي فيلم از رماني متوسط، نوشته يك راهب پروتستان به نام عاليجناب «تاماس ديكسون به نام مرد فرقه» اقتباس شده بود. راهب پروتستان كتاب خود را به عمويش سرهنگ لوروي مك آفي، يكي از تيتان‌هاي اعظم فرقه تقديم كرده بود. (در فرقه كيو - كلوكس - كلان، عنوان تيتان كه از اسطوره هاي يوناني گرفته شده است، معادل استاد اعظم در فراماسونري است) به ياد داشته باشيم كه همه روساي جمهوري امريكا يهودي و فرماسونر بودند.

«ديويد وارك گريفيث» در 23 ژانويه 1875 در شهر «گرانژ» در ايالات كنتاكي به دنيا آمد. پدرش پزشكي بود كه در سواره نظام قشون جنوب خدمت مي‌كرد و به هنگام شروع جنگ‌‌هاي داخلي، سرهنگ، بود. در پي جنگ داخلي، خانه پدر گريفيث ويران مي‌شود. گرايفيث در ده سالگي به شرايط شمالي‌ها آشنا مي‌شود كه در قالب نظاميان به جنوب مي‌آيند و غارت مي‌كنند. او تصويري خشن از شمالي‌ها (يانكي‌ها) در ذهن خود ثبت مي‌كند و با ديگران به احياي مجدد فرقه يا گروه كيو - كلوكس - كلان دست مي‌زند. گريفيث در دانشگاه هاروارد در دفاع از فيلم «تولد يك ملت» مي‌گويد:

«آن چه را در فيلم من مي‌بينيد، اعتقاد عليه خشونت انسان عليه انسان است. از سوي هر كه مي‌خواهد باشد... به همان اندازه كه سفيد پوست متجاوز وجود دارد، سياه پوست نيز هست و به همان حد كه سياه پوست با احساسات ديده مي‌شود، سفيد پوست نيز ديده مي‌شود. براي من رنگ بيروني پوست مطلقا مطرح نيست؛ بلكه رنگ درون قلب را مي‌بينيم و به همين دليل هم سياه پوست واقعي را كه برايم امكان داشت به بازي بگيريم نپذيرفتم و سياه پوستان من سفيد پوستان‌اند كه صورت و گردن و دست‌ها‌يشان به دوده اندوده است و اين سياهي، جز يك درون سياه را نمي‌تواند بنماياند.»

«ژرژ سادول» در تحليل فيلم «تولد يك ملت» مي‌گويد:

«نژاد پرستي جلوه‌اي است از شخصيت گريفيث كه از تربيت و بينش دوران نوجواني‌اش ناشي مي‌گرديد. تضاد در شخصيت او، يعني نژاد پرستي و در عين حال انسان دوستي به نظر موجه است. او فرزند خانواده‌اي بود كه همه چيز خود را در جنگ از دست داده بود. تمام جنوبي‌ها به گونه‌ سنتي و مورثي، ضد سياه پوست بودند و او نيز نمي‌توانست خود را از يك چنين ايدئولوژي بركنار دارد گريفيث بعد از اشتغال به روزنامه ‌نگاري و شاعري و همكاري با يك گروه نمايشي با يكي از بازيگران گروه نمايش «ليندا آژيدش» ازدواج كرد. به عنوان نويسنده به استوديو اديسون راه يافت و از آن جا به موسسه بيوگراف وارد شده و با ادوين اس پورتر آشنا شد و با او و همچنين با مك كاچن فيلمساز بيوگراف به كار پرداخت، سرانجام به پشت دوربين رفت.»

چنان چه اشاره شد، گريفيث نيز از رمان «مرد فرقه» و رمان ديگري از تاماس ديكسون به نام «لكه‌هاي يوزپلنگ» كه به تاريخچه بردگي سياه پوستان مربوط مي‌شود، استفاده برد و فيلمنامه خود را تنظيم كرد.

در فيلم «زندگي به خوشي در جنوب ثروتمند پيش مي‌رود كه جنگ داخلي آغاز مي‌گردد»، افراد خانواده كامرون و همسرش داراي سه پسر به نامهاي: بنيامين، ناد، و داك هستند و دو دختر كه بزرگ‌تر مارگارت و كوچكتر فلورا نام دارند. دوستاني از اهالي پنسيلوانيا به ديدار آن‌ها مي‌آيند؛ اينان عبارتند از: آئوستين استونمن كه نماينده مجلس است و دختر جوانش (اسي) و دو پسرش تاد و فيل افيليپ نام دارند.

فيلم، دلداده دختر بزرگ كامرون (مارگارت) مي‌شود؛ در حالي كه بن (بنيامين) كامرون - قهرمان فيلم - تنها با مشاهده عكس السي استونمن دل به او مي‌سپارد. (تا اين جا حوادثي را مي‌بينيم نظير آن چه در فيلم بر باد رفته به كار رفته است) جنگ‌هاي داخلي آغاز مي‌شود. در سال 1861 خانواده استونمن هواخواه شمالي يعني يونيون است كه خواستار الغاي بردگي است و خانواده كامرون، طرفدار جنوب (كنفدراسيون). مدتي از ادامه جنگ مي‌گذرد. بن كامرون با درجه سرهنگي در ويرانه‌هاي آتلانتا، پايتخت جنوب در حال شكست، روانه ميدان جنگ مي‌شود. او كه مجروح و زنداني شده است، مورد پرستاري السي قرار مي‌گيرد؛ در حالي كه فيليپ برادر السي دوست او، زندانبان او است. شمال فاتح شده، جنوب را در اشغال دارد و آئوستيني استونمن - مغز متفكر اشغالگران است؛ در حالي كه سياه پوستاني كه از سوي شمال مسلح‌اند، دست به ترور و غارت مي‌زنند. خانواده كامرون سخت گرفتار تنگدستي است. دختر جوان خانواده كامرون (فلورا) در معرض تجاوز يك سياه پوست - كه در گذشته از وفاداران اين خانواده بوده است - قرار مي‌گيرد و براي فرار از تجاوز به قصد خودكشي، خود را از بلندي يك صخره به گودال عميق مي‌اندازد و مي‌ميرد. برادر او كلنل جوان (بنيامين) روي جنازه خواهر سوگند ياد مي‌كند كه به سختي انتقام خواهد گرفت و با اين قصد، تشكيل گروهي را به قصد حفظ جان سفيد پوستان جنوب پيشنهاد مي‌دهد. اين اقدام سبب از دست دادن دختر مورد علاقه او كه نامزد وي شده است، يعني السي استمونمن مي‌شود. السي در پي اصرار پدرش كه مبادا مورد سرزنش سياه پوستان و شمالي‌ها واقع شود، اين تصميم را مي‌گيرد. بنيامين، گروه كيو - كلوكس - كلان را تشكيل مي‌دهد و مشاهده مي‌كنيم كه حركت و تاخت و تاز گروه، در پوشش ويژه و نقاب، با اجراي والگيري ساخته ريشارد واگنر توسط يك اركستر در سالن نمايش اجرا مي‌شود.

به زودي دو خانواده مسلح، رود در رو قرار مي‌گيرند. يك خانواده از سوي يك گروه سياه پوست مهاجم و مسلح حمايت مي‌شود و خانواده ديگر از سوي كلان. گروه اخير برنده است و استونمن‌ها كه دخترش در معرض تجاوز سياه پوستان قرار مي‌گيرد، نادم از اشتباه، پي به واقعيت مي‌برند و بار ديگر زندگي رومانتيك به دو خانواده باز مي‌گردد.

در اين فيلم، آغاز و پاياني تاريخي وجود دارد. آغاز با ورود سياه پوستان‌ افريقايي به امريكا در قرن هفدهم است كه يك بازار برده فروشي در اجتماع خريداران اشرافي - كه حالتي پدرانه دارند - سپس آغاز گرفتاري است. پيامد آن، شروع تشكيل نهضت ضد برده‌داري در پايان قرن است. در پايان ايالات شمال و جنوب متحد مي‌شوند و برادري و دوستي در سايه مقدس عيسي مسيح به ميان ملت‌ها باز مي‌گردد.

فيلم در چهارم ژوئيه 1941 به ياد چهارم 1776 روز اعلام استقلال امريكا بعد از دو ماه آماده مي‌شود. نخستين نمايش آن در لس‌آنجلس به تاريخ هشتم فوريه 1915 با نام رمان (مرد فرقه) به مدت سي‌هفته به نمايش درمي‌آيد.

نمايش فيلم در نيويورك با نام «تولد يك ملت» به مدت چهل و چهار هفته شروع مي‌شود. فروش فيلم در داخل امريكا به پانزده ميليون با قيمت دو دلار رسيد. در اين فيلم چهارده هزار دلار سود اوليه و يك ميليون دلار در طي يك سال عايد گريفيث مي‌شود.

فيلم «پيام امريكا براي ملت‌هاي اروپايي درگير جنگ اول جهاني» در اكثر كشورها به نمايش در مي‌آيد. گريفيث سال بعد، فيلم «تعصب» را مي‌سازد كه در جريان جنگ جهاني اول سرباز سفيد پوست با سرباز سياه پوست همديگر را مي‌بوسند. چهارچوب اتحاد گرايانه «تولد يك ملت» با فيلم‌هاي ديگري: «هنگامي كه ژنرال رابرت تسليم مي‌شود 1912»، «نبرد گيتسبورگ 1914»، «ژنرال 1927»، «برباد رفته 1939»، «كاروان دلير 1940»، «قهرمان 1948»، «ريشه‌ها 1948»،‌ «سواران كانزاس 1950»، «سرزمين نفرين شده 1950»، «نشان سرخ دليري 1951»، «اعتقاد دوستانه 1956»،‌ «تعصب جهنمي 1956»،‌ «صبح يك روز بزرگ 1956»، «سرزمين بي‌رحم 1956»، «درخت زندگي 1957»، «دسته فرشتگان 1957»، «غارتگران كانزاس 1498»، «در قلب زندگي 1963»، «پاكدل 1966»، «طعمه‌ها 1971»، «جوزي والس 1971» و «با گرگ‌ها مي‌رقصد 1990»، ادامه يافته است.

فيلم «تولد يك ملت» با مونتاژ بسيار هنرمندانه و دكوپاژ با ريتم تندش و كنار گذاشتن ويژگي‌‌هايي كه از تئاتر به سينما راه يافته بود، در جايگاهي قرار گرفت كه به نوعي پدر سينما لقب بگيرد. صحنه‌هاي نژاد پرستانه كه سياه پوستان را در انجام اعمال خشونت‌گرا مي‌نماياند و بيننده را متاثر مي‌سازد، با وارد كردن عوامل طبيعي چون سيلي و به سينما، سرآغاز تحول بزرگ را پايه گذاري كرد. هر يك از عوامل فيلم بعد از همكاري با گريفيث، خود اساتيد سال‌هاي بعد سينما هاليوود مي‌شوند. «تولد يك ملت» ستاره‌سازي را به سينماي هاليوود معرفي كرد تا از همه استعدادهاي زيبايي زنان، كارايي مردان و كاربرد تكنولوژي بهره برند. سياست‌هاي ايدئولوژيك صهيونيسم كه منافع خود را در تخريب اديان، فرهنگ‌ها، استقلال ملي و پايبندي‌هاي اخلاقي مي‌ديد، با ارائه بي‌بندوباري جنسي، مواد سكر آور مخدر و مشروبات الكلي، خشونت در همه جنبه‌هاي آن و همجنس‌گرايي را آرام به اذهان ملت‌ها راه داد؛ كاري كه شركت‌هاي اسلحه‌سازي سرمايه يهودي مانند لاكهيد در اقدامات تجاوز گرانه نمي‌توانستند انجام دهند. بانك‌هاي بزرگ يهودي موفق نمي‌شدند سينما براي پيروزي همه آن‌ها زمينه‌هايي فراهم كند.

سينماي يهودي هاليوود كه با گريفيث مهر خود را بر اين هنر نوظهور زده بود، با فيلم‌هاي بعدي به ترويج و القاي ايدئولوژيك پرداخت. عملكرد صهيونيست‌ها از هر نمود اخلاقي، قانوني، انساني تهي است. به تازگي در مراسمي - كه صهيونيست‌ها طبق معمول و مرسوم در عمومي كردن فساد مي‌كوشند - زني كه در نمايش عرياني برنده و تماشاگران حاضر را به شور حيواني رهنمون شد، در برابر پرسش خبرنگار از اين كه برنده رقابت عرياني شده است چه احساسي دارد مي‌گويد:

«دوست داشتم همين حالا با مسلسل به فلسطيني‌ها شليك بكنم و آنها را بكشم.»

در فيلم‌هاي بعدي سينماگران يهودي، به تخريب اديان، فرهنگ‌ها، گسترش فساد و ... در صحراي سينما خواهيم پرداخت.

/var/www/vhosts/rasad.ir/httpdocs/farsi/ArticleFish/Articles/378.htm
Array
(
    [0] => stdClass Object
        (
            [ArticleFishId] => 388
            [SerialNo] => 378
            [MTitle] => هاليوود و فرهنگ سازان شيطاني
            [FTitle] => 
            [AMTitle] => 
            [AFTitle] => 
            [EMTitle] => 
            [EFTitle] => 
            [ALanguage] => 1
            [TLanguage] => 0
            [ADateS] => 0
            [ADateM] => 0
            [ADateG] => 0
            [Side_NY] => 0
            [Side_NS] => 1
            [Side_B] => 0
            [Side_HY] => 0
            [Side_HS] => 0
            [Side_NE] => 0
            [Side_HE] => 0
            [SourceType] => 3
            [Book] => 0
            [BArticlePageFrom] =>           
            [BArticlePageTo] =>           
            [Magazine] => 0
            [MPublishDateS] => 0
            [MPublishDateM] => 0
            [MPublishDateG] => 0
            [MYear] => 0
            [MNo] => 
            [MSerialNo] => 0
            [MArticlePageFrom] =>           
            [MArticlePageTo] =>           
            [Site] => 44
            [ArticleAddrInSite] =>  http://www.farsnews.com/NewsVmP.asp?ID=11070
            [FishWriter] => 33
            [WriteDate] => 12/31/2003 0:00:00
            [Confirmed] => 1
            [SupervisorView] => 
            [Abstract] => منبع کتاب نقد
            [AAbstract] => 
            [EAbstract] => 
            [Editted] => 1
            [Degree] => 0
            [Mode] => 0
            [fldFirstPage] => 0
            [fldFPMod] => 0
        )

)

ورود

ورود به سايت

ورود به سايت


شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.

شناسه:

کلمه عبور:


درخواست شناسه کاربري

 
No Image