Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to موسسه آینده روشن
 
 

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

لینک Rss مطالب

مقاله


Y يهود

Y صهوينيسم

= اسرائيل

» جستجو
» جستجو پيشرفته
» بازگشت
<< پایان < قبل 1 بعد > پایان >>
نمایش # نتایج 1 - 1 از 1
نفوذ اسرائيل در آفريقا و بازتاب آن بر امنيت ملي اعراب

نفوذ اسرائیل در آفریقا و بازتاب آن بر امنیت ملی اعراب

عبدالرحمن ،حمدی؛ مطالعات آفریق

رژیم اسرائیل برای روابط خود با آفریقا اهمیت ویژه‌ای قائل است به‌طوری‌که با کمترین هزینه و با دادن کمک‌های فنی، نظامی، سیاسی، امنیتی و تکنولوژی توانسته نفوذش را در این قاره افزایش داده و از این راه به بازار این قاره دست یافته و با غارت منابع آن و سلطه بر شاخ آفریقا امنیت خود را در دریای سرخ تامین نماید. از سویی درگیری میان اعراب و اسرائیل اهمیت یافتن کشورهای آفریقا، در نظام بین‌الملل و قدرت رای آنها در سازمان ملل و وجود گروه‌ها و اقلیت‌های یهود در آفریقا سبب رویکرد اسرائیل به آفریقا گردید، در بخش دوم این پژوهش به بررسی دقیق تحول روابط میان اسرائیل و کشورهای آفریقایی می‌پردازد و در پایان نیز به بررسی دقیق اصول سیاست و استراتژی اسرائیل می‌پردازد.

چكيده

رژيم اسرائيل بر روابط خود با آفريقا اهميت ويژه‌اى قائل است به‌طوري‌كه با کمترين هزينه و با دادن كمك‌هاى فنى، نظامى، سياسى، امنيتى و تكنولوژى توانسته است نفوذش را در اين قاره افزايش داده و از اين طريق بر بازار اين قاره دست يابد و با غارت منابع آن، سلطه بر شاخ آفريقا امنيت خود را در درياى سرخ تامين نمايد از سويى درگيرى ميان اعراب و اسرائيل اهميت يافتن كشورهاى آفريقا، در نظام بين‌الملل و قدرت راى آنها در سازمان ملل همچنين وجود گروه‌ها و اقليت‌هاى يهود در آفريقا سبب رويكرد اسرائيل به آفريقا گرديد. در همين رابطه پژوهش حاضر سعى دارد تا براى بيان ماهيت حضور اسرائيل در آفريقا در مراحل زمانى مختلف به‌عنوان نخستين محور خود به تحليل و بررسى مهم‌ترين عوامل تعيين‌كننده در سياست اسرائيل در مقابل آفريقا بپردازد. در بخش دوم اين پژوهش به بررسى دقيق تحول روابط ميان اسرائيل و کشورهاى آفريقايى، از آغاز نفوذ آن در دهه ۵۰ و ۶۰، قطع رابطه ميان طرفين در دهه ۷۰ و بازگشت مجدد اين كشور به صحنه آفريقا و تحولات به‌وجود آمده در اهداف و سياست‌هاى آن بپردازد؛ در پايان اين پژوهش به بررسى سومين محور خود كه بررسى دقيق اصول سياست و استراتژى اسرائيل براى كسب سلطه و نفوذ در آفريقا و تاثير بر روابط كشورهاى عربى و آفريقايى حوزه نيل، درياچه‌هاى بزرگ کمك به نسل جديد، رهبران آفريقا، توجه به گروه‌هاى و اقليت‌هاى دينى، بت‌پرست و نژادى، كمك مادى به جنبش‌هاى مسلحانه و خشونت‌گرا و غيره خواهد پرداخت.[براى حفظ امانت سعى شد مطالب عينا ترجمه گردد. ذكر نام كشورها، شخصيت‌ها از نويسنده است چه بسا در مواردى مترجم با نويسنده محترم هم عقيده نباشد.

موضوع مقاله نفوذ اسرائيل در آفريقا و تاثير آن بر امنيت اعراب است ولى پى بردن به سياست‌ها، استراتژى اسرائيل در آفريقا مىتواند براى علاقمندان به اين موضوع مفيد باشد. (مترجم)]

اسرائيل اولين كشورى بود كه سفارتش را در آكرا پايتخت غنا بعد از كمتر از يك ماه از استقلال آن كشور در سال ۱۹۵۷ افتتاح نمود. از آن زمان تاكنون دولت اسرائيل تمام توان خود را براى نفوذ در آفريقا با كمترين هزينه جهت دست يافتن به اهداف سياستش به كار بست. اسرائيل، واقعا كشور ثروتمندى نيست، ولى توانست به موازات اعطاى كمك‌هاى فنى به كشورهاى آفريقایی به بيش از چهل كشور آفريقا نيز سفير اعزام نمايد و بر اساس تجربيات و بررسي‌هاى گذشته تمام كوشش خود را بكار بست تا سياست‌هاى خود را در آفريقا تثبيت نمايد. در همين رابطه، در سال ۱۹۹۷ مركز كمك‌هاى بين‌المللى، وابسته به وزارت امورخارجه اسرائيل به تاسيس كارگاهى تحت عنوان سياست‌هاى كمك‌هاى بين‌المللى اسرائيل در آفريقا اقدام نمود، كه در آن همه روساى هيئت‌هاى نمايندگى سياسى آفريقايى مقيم در اسرائيل و نيز متخصصان و محققين حضور داشته‌اند. سوال اصلى، محورى عبارت بود از چگونگى به‌كارگيرى امكانات محدود مركز براى اجراى برنامه‌هايش در بخش‌هاى مختلف اجتماعى، اقتصادى داخل آفريقا كه به‌طور مشخص بتواند اهداف و مصالح و منافع دولت اسرائيل را محقق سازد.

البته پوشيده نيست كه خط مشى نفوذ صهيونيزم در آفريقا به دلايل متعددى از اهميت فوق‌العاده‌اى برخوردار است كه موارد زير برجسته‌ترين آن‌ها مىباشد:

  1. تحميل موجوديت صهيونيستى در منطقه خاورميانه موجب بوجود آوردن نظام و سيستمى در منطقه گرديده كه همواره منازعه و درگيرى، ويژگى ثابت و لازم آن در تعاملات اعراب، اسرائيل بوده است. اين بدين معنى است كه تحرك اسرائيل در تعاملات خارجىاش آن را دچار وضعيتى نموده تا روابطش را با كشورهاى منطقه از چارچوب طبيعى منطقه‌اى خارج ساخته و به شرايط موجود تكيه كند.
  2. ارتباط و تاثيرپذيرى روابط ميان اسرائيل و آفريقا از روابط ميان كشورهاى عربى، آفريقا، تاثير پذيرفته است، اين امر بدان‌جا رسيده كه به قاره آفريقا به‌عنوان صحنه‌اى براى رقابت و منازعه ميان اسرائيل و كشورهاى عربى نگريسته شود.
  3. ارتباط اسرائيل، اعراب و آفريقایيان با تحولات نظام بين‌الملل تا جايى است كه مىتوان گفت كه روابط ميان گروه‌هاى مذكور از عزم و اراده و رويكردهاى قديم، جديد نظام بين‌الملل تاثير پذيرفته است. شايد بتوان تحول ساختارى را كه از آغاز سال‌هاى دهه ۹۰ در نظام بين‌الملل رخ داد، به پايان يافتن جنگ سرد به زيان اعراب و آفريقایي‌ها انجاميد به‌عنوان عاملى به‌شمار آورد كه به‌طور قطع، يقين اسرائيل از آن بهره گيرد و بار ديگر در اولويت‌هاى تحركات خارجى خود در جهت تحقق سلطه و حاكميت منطقه‌اى و روياهاى توراتى براى ايجاد اسرائيل بزرگ، بازنگرى نمايد.

پژوهش حاضر سعى دارد تا براى بيان ماهيت حضور اسرائيل در آفريقا مراحل زمانى مختلف بعنوان نخستين محور خود به تحليل، بررسى مهم‌ترين عوامل تعيين‌كننده در سياست اسرائيل در مقابل آفريقا بپردازد. در بخش دوم اين پژوهش به بررسى دقيق تحول روابط ميان اسرائيل و كشورهاى آفريقایی، از آغاز نفوذ آن در دهه ۵۰ و ۶۰، قطع رابطه ميان طرفين در دهه ۷۰، بازگشت مجدد اين كشور به صحنه آفريقا و تحولات بوجود آمده در اهداف و سياست‌هاى آن بپردازد؛ در پايان، اين پژوهش به بررسى سومين محور خود يعنى مطالعه دقيق اصول سياست اسرائيل براى كسب سلطه، نفوذ در آفريقا، تاثير بر روابط كشورهاى عربى و آفريقايى خواهد پرداخت.

۱. عوامل تعيين‌كننده سياست اسرائيل در آفريقا

منازعه اعراب و اسرائيل[۱]

قطعا هر پژوهشگرى كه به بررسى تحولات روابط ميان اسرائيل و آفريقا مىپردازد مىبايست به اهميت و محورى بودن اين منازعه در تعيين روند اين روابط معترف بوده و آن را از نواحى مختلف بررسى كند:

اول: تاثيرات جنگ سرد بر نظام‌هاى منطقه‌اى اعراب و آفريقايي‌ها تا جائي‌كه اين امر موجب گرديد تا اسرائيل بيش از ساير كشورها از جنگ ميان دو اردوگاه جهانى سرمايه‌دارى، سوسياليسم بهره‌بردارى نمايد.

دوم: درك روزافزون اسرائيل از اهميت آفريقا به‌عنوان صحنه‌اى از صحنه‌هاى اداره كردن منازعه با اعراب تا جائي‌كه اسرائيل در آغاز به ارزش، ثقل آراء كشورهاى آفريقايى در سازمان ملل متحد اعتراف نمايد.

اين شناخت در دو مناسبت بطور كامل خود را نشان داد. نخستين مناسبت در جريان راىگيرى براى تصويب قطعنامه سازمان ملل مبنى بر برابر بودن صهيونيسم، نژادپرستى در سال ۱۹۷۵ و مناسبت دوم راىگيرى براى لغو قطعنامه مذكور در سال ۱۹۹۱ به‌عنوان يك اقدام بىسابقه در تاريخ اين سازمان بين‌المللى بود.

سوم: نشيب و فراز روابط ميان اسرائيل و كشورهاى آفريقايى با منازعه اعراب، اسرائيل، تحولات آن ارتباط دارد. قطع رابطه ديپلماتيك ميان كشورهاى آفريقایی، اسرائيل در سال‌هاى دهه ۷۰ و اكثر سال‌هاى دهه ۸۰ و سپس بازگشت قوى و نيرومند اين روابط در آغاز سال‌هاى دهه ۹۰ با دو رويداد مهم تاريخى در منازعه بين اعراب و اسرائيل كه اولى آن جنگ اكتبر ۱۹۷۳ و دوم تشكيل كنفرانس صلح خاورميانه در مادريد در سال ۱۹۹۱ بود ارتباط دارد.

چهارم: وضعيت ناپايدار استراتژيك قاره آفريقا كه برخاسته از فقدان يك نظام نيرومند امنيتى است از نظر دو طرف درگير خاورميانه كه به آفريقا به عنوان ميدانى براى قطب‌گرایی كه تحقق دست آوردهايى به حساب طرف مقابل به‌حساب مىآيد قابل بررسى است. اشاره به اين نكته ضروريست كه اسرائيل صرف نظر از اهداف و خواسته‌هاى ايدئولوژيك، توراتى و عمل‌گرايانه خويش از آغاز به آفريقا به صورت زمينه‌اى نگريسته كه مىتواند نقش محورى در حل و فصل منازعه اين كشور با اعراب داشته باشد كه اين نگرش بر اساس پاره‌اى حقايقى است كه برجسته‌ترين آنها عبارت است از:

  1. وجود روابط دوستانه دوجانبه آفريقا با هر يك از اعراب و اسرائيل
  2. فارغ‌البال بودن آفريقا از پىآمدهاى معنوى و اخلاقى طبيعت مناقشه موجود در خاورميانه كه اين امر موجب گرديده است آفريقا پيشنهادهاى مختلفى را براى ميانجي‌گرى ميان اعراب و اسرائيل ابراز نمايد كه از جمله آنها پيشنهاد رئيس‌جمهور غنا قوام نكرومه بود كه همه آن پيشنهادات با شكست مواجه شده‌اند.[غنا اولين كشور غرب آفريقا است كه با كوشش‌هاى استقلال‌طلبانه قوام نكرومه در سال ۱۹۵۷ استقلال يافت، در ۲۶ فوريه زماني‌كه وى در يك سفر رسمى در چين بسر مىبرد سرگرد (كوازى) با انجام كودتایی قدرت را به دست گرفت و به حكومت نكرومه پايان داد. اين كشور يكى از بانيان جنبش عدم تعهد، سازمان وحدت آفريقا، پان‌آفريكانيسم و اتحاديه آفريقا مىباشد. (مترجم)]

جنگ سال ۱۹۶۷ تحول مهمى را در تاريخ رقابت اعراب و اسرائيل در قاره آفريقا ايجاد كرده به‌طوري‌كه آفريقایي‌ها به اسرائيل به عنوان يك نيروى اشغالگرى كه سرزمين‌هاى آفريقايى را اشغال كرد نگاه مىكردند. با آنكه موضع سازمان وحدت آفريقا به حد كافى قاطع نبود ولى بر تاييد قطعنامه ۲۴۲ سازمان ملل متحد مبنى بر عدم مشروعيت اشغال سرزمين‌هاى عربى تاكيد كرد و گينه به رهبرى رئيس‌جمهور احمد سكوتوره تنها كشور آفريقایی بود كه روابط ديپلماتيك خود را بعد تجاوز ۱۹۶۷ با اسرائيل قطع كرد.[آقاى سكوتوره به دنبال عمل جراحى در آمريكا مورخ ۲۶ مارس كه ۱۹۸۶ درگذشت و به جاى او سرهنگ لانساناكنسته قديمىترين افسر عالى و معاون رئيس ستاد مشترك نيروى زمينى به عنوان رئيس‌جمهور قدرت به دست گرفت. گينه كوناكرى مستعمره سابق فرانسه در دوم اكتبر ۱۹۵۸ با (نه گفتن) به رفراندوم پيشنهادى دوگل به استقلال رسيد. (مترجم)]

با وجودي‌كه حمايت كشورهاى عربى از جنبش‌هاى آزادىبخش ملى در جنوب آفريقا افزايش مىيافت، ياس و نااميدى رهبران آفريقایى را بخاطر حمايت نكردن كشورهاى غربى از اجراى طرح آفريقا مبنى بر خلع يد از آفريقايى جنوبى، پرتغال، رودزيا (زيمبابوه) فراگرفت، اعتراض آفريقائي‌ها نسبت به تجاوز اسرائيل شدت گرفت تا جائي‌كه قبل از شروع جنگ اكتبر ۱۹۷۳ منجر به قطع روابط ديپلماتيك با اسرائيل شد. و در سال ۱۹۷۲ اوگاندا اقدام به قطع روابط با اسرائيل نمود و متعاقب آن هفت كشور ديگر آفريقايى (چاد، مالى، نيجر، كنگوى برازاويل، بوروندى، زئير يا كنگوى دمكراتيك، توگو) روابطشان را با اسرائيل قطع كردند.[۲]

گر چه جنگ‌هاى خاورميانه اعراب، اسرائيل باعث تشديد پيچيدگي‌هايى در روابط اسرائيل با آفريقا مىگرديد، ولى همچنان دستمايه اقدامات هموارسازى صلح در منطقه مىشد، بنابراين به دنبال سفر انور سادات رئيس جمهورى مصر در سال ۱۹۷۷ و ديدارش از قدس و امضاى موافقتنامه كمپ ديويد در سال ۱۹۷۹ تلاش‌هاى پيگير و مستمرى از سوى اعراب براى كنار زدن وى از كشورهاى آفريقایی صورت گرفت اما آن كوشش‌ها بصورت كامل موفق نشد.[۳]

در اجلاس سران آفريقايى كه در سال ۱۹۷۹ در ليبريا برگزار شد. شش كشور عربى عضو سازمان وحدت آفريقا (از جمله مغرب، الجزاير و ليبى) به عنوان اعتراض به حضور انورسادات اجلاس سران را تحريم كردند در حالي‌كه اسرائيل با جديت تمام به برقرارى روابطش با كشورهاى آفريقایی فعال بود كه تبلور آن عادى سازى روابطش با زئير (كنگوى دمكراتيك فعلى) در ۱۴ ماه مى ۱۹۸۲ بود.

بررسى مواضع آفريقا بعد از موافقتنامه كمپ ديويد بخوبى روشن مىسازد كه اساس و شالوده‌اي كه آفريقايي‌ها بخاطر آن تصميم به قطع روابط با اسرائيل گرفته‌اند بعد از مبادله سفير بين قاهره، تل آويو فروپاشيد.

طبق آنچه كه يكى از نويسندگان آفريقایی تصريح كرده است مصر عضو مهم سازمان وحدت آفريقا كه قطع روابط با اسرائيل را رهبرى مىكرد با هم سفير مبادله كردند و ما (اعراب) همچنان با مصر به‌خاطر از دست دادن سينا همدلى كرديم كه اكنون از بازگرداندن اين جسد به خانه خود ناتوانيم[۴] به هر حال برداشت آفريقا از اسرائيل، بر اين باور است كه اسرائيل كشورى كوچک و داراى منابع محدودى است و از هر طرف دشمنانى وى را احاطه كرده‌اند. با اين همه توانسته است ساختار توسعه‌اى را پىريزى نمايد كه الگو قرار گيرد، با تمام اين اوصاف بعد از اشغال سرزمين‌هاى عربى توسط اسرائيل (در ۱۹۶۷) اين برداشت و تصور آفريقا از اسرائيل دست خوش تغيير گرديد. اما همين دگرگونى بار ديگر تغيير يافت و آن سرآغاز روند هموارسازى صلح بود كه اين بار تغيير و تحول به نفع اسرائيل تمام شد.

جايگاه آفريقا در نظام بين‌المللى

قاره آفريقا در سال‌هاى دهه پنجاه براى كارگزاران وزارت خارجه اسرائيل قاره گمنامى بود ولى از نگاه استراتژيست‌هاى اسرائيل در مقايسه با ساير قاره‌هاى جهان، آفريقا قاره گمنامى نبود. همانطور كه آمريكاى لاتين به عنوان دايره نفوذ ايالات متحده آمريكا تلقى مىشود و اسرائيل نيز از حمايت، كمك‌هاى قدرت‌هاى بزرگ غربى در اروپا بهره‌مند مىگردد بر اين اساس اسرائيل كوشش مىنمود كه براى بدست آوردن مشروعيت بين‌المللى توجه خود را به كشورهاى آسيايى و آفريقايى معطوف دارد، اما در رابطه با آسيا به علل زير اين قاره شبيه به يك قاره (بسته) در مقابل اسرائيل قرار دارد:

الف. وجود كشورهاى بزرگى كه قدم‌هاى بلندى در زمينه‌هاى توسعه اقتصادى برداشته‌اند.

ب. وجود كشورها، اقليت‌هاى اسلامى بزرگ كه مواضع آنان مويد و نزديك‌تر با مواضع اعراب است.

ج. كاهش فرصت هاى بازاريابى نمونه اسرائيلى براى توسعه با وجود كشورهايى چون چين، ژاپن، هند. بنابراين آفريقا (كه داراى جايگاه ژئواستراتژيك است گذشته از آنكه بعضى از كشورهاى اين قاره براى دريافت كمك‌هاى توسعه و فنى به خارج چشم دوخته‌اند) گزينه مناسبى براى سياست‌گذاران اسرائيل بود.

اهميت آفريقا در سازمان ملل از نظر قدرت آراء از آغاز بر اسرائيل پوشيده نبود. در همين رابطه نخست‌وزير اسرائيل ديويد بن گوريون بر اين نكته تاكيد داشت كه كشورهاى آفريقایی غنى نيستند ولى آراء آنها در محافل و سازمان‌هاى بين‌المللى از نظر ارزش برابر با ملت‌هایي كه بسيار نيرومندتر از آنها هستند، است و اين برداشت اسرائيل هميشه و پیوسته در راستاى آگاهى از ماهيت اعراب و اسرائيل، امكان بهره‌گيرى از نقش آفريقا در سازمان‌ها و مجامع بين‌المللى مايه مىگرفت دليلى روشن‌تر از اين نيست وقتى كه مجمع عمومى سازمان ملل در نيمه ژوئن ۱۹۶۸ در اجلاس ويژه‌اي كه بنا به درخواست شوروى تشكيل شد موضع آفريقا تحت تاثير نقش‌آفرينى طرف‌هاى خارجى مخصوصا ايالات متحده و شوروى قرار گرفت زيرا هر يك از دو طرف تلاش مىنمودند با وارد آوردن فشارهاى لازم تصميمات را به نفع خود اتخاذ نمايند. لذا پيش‌نويس قطعنامه ديگرى را گروه كشورهاى آمريكاى لاتين كه از متحدان، حاميان اسرائيل هستند ارائه كرده بودند.[۵]

با بررسى شيوه عمل انتخاباتى گروه آفريقايى طبق جدول شماره يك مىتوان چهار گروه مختلف فرعى را از هم تفكيك و مشخص نمود. گروه اول هشت كشور آفريقایی بودند كه به نفع قطعنامه آمريكاى لاتين كه موضع اسرائيل را تاييد مىكرد راى دادند و اين گروه كشورهایی بودند كه به اسرائيل همدلى نشان مىدادند. مثل ليبريا، گامبيا، توگو به علاوه كشور غنا كه رايش نوعى انتقام‌گيرى از مصر به خاطر حمايتش از نكرومه كه در سال ۱۹۶۶ وى طى يك كودتا سرنگون شد، بوده است.

گروه دوم: شامل ۱۲ كشور آفريقايى بود كه به‌صورت غير قطعى از قطعنامه پيشنهادى آمريكاى لاتين حمايت كرده‌اند. اين كشورها يا به نفع قطعنامه آمريكاى لاتين راى داده بودند و به پيشنهاد قطعنامه پيشنهادى يوگسلاوى راى ممتنع داده‌اند يا آن‌كه به نفع هر دو پيشنهاد راى داده‌اند و يا آن‌كه به هر دو پيشنهاد راى ممتنع داده‌اند.

گروه سوم: فقط دو كشور شامل نيجريه، گابن بودند كه هر دو كشور به قطعنامه يوگسلاوى بصورت غير قاطع راى داده بودند. قابل توجه است كه اين مواضع دو پهلو و سست به اندازه‌اي كه متاثر از موضع‌گيري‌ها و عوامل متغير خارجى به‌ويژه روابط فيمابين طرف‌هاى درگير مىباشد نمىتواند تحت تاثير ماهيت دو قطعنامه مورد نظر شكل گرفته باشد.

گروه چهارم: كشورهايى بودند كه از موضع كشورهاى عربى حمايت نموده و با اسرائيل خصومت داشته‌اند مانند موريتانى، سومالى، بعضى از كشورهايى كه داراى خط مشى راديكاليستى بوده‌اند مانند مالى و گينه همچنين بعضى از كشورهايى كه اكثريت آنان مسلمان بوده كه روابط آنان را با جهان عرب مربوط و محكم مىساخت. بنابراين، اگر در نظر بياوريم كشورهايى كه بصورت قاطعانه، يا غير قطعى از موضع اسرائيل حمايت مىكردند به بيست كشور مىرسيد اما اين رويكرد كاملا دگرگون گشت هنگامي‌كه سازمان ملل قطعنامه‌اي كه صهيونيزم را نوعى از انواع نژادپرستى توصيف مىكرد به بحث و مذاكره گذاشت به پيش‌نويس قطعنامه بيست كشور آفريقايى به غير از كشورهاى عربى (به استنثاى سومالى و موريتانى) راى مثبت داده بودند كه فقط پنج كشور با قطعنامه مخالفت كرده در حالي‌كه ۱۲ كشور راى ممتنع دادند كه اين دو نمونه بيانگر نقش‌آفريقا در سازمان ملل متحد مىباشد كه همين موضع‌گيرى بار ديگر در سال ۱۹۹۱ كه تصميم به لغو اين قطعنامه گرفته شد از كشورهاى آفريقايى اتخاذ گرديد.

(جدول شماره يك)

روش انتخاباتى گروه آفريقايى جنوب صحرا

در مقابل قطعنامه سازمان ملل متحد در مورد تجاوز اسرائيل در سال ۱۹۶۷ گروه اول: كشورهایی كه به پيش‌نويس قطعنامه آمريكاى لاتين (آرى) و به پيش‌نويس قطعنامه يوگسلاوى (نه) راى داده‌اند (جمعا ۸ كشور) زير بوده‌اند.

بوتسوانا، لیبریا،  گامبیا، ماداگاسکار، غنا،  مالاوی،  لیسوتو، توگو

گروه دوم: كشورهايى که به قطعنامه آمريكاى لاتين بصورت غير قاطعانه راى داده بودند (جمعا ۱۲ كشور بودند) شامل:

کشورهایی که به پیش‌نویس قطعنامه آمریکای لاتین رای داده و به پیش‌نویس قطعنامه یوگسلاوی رای ممتنع داده‌اند.

کشورهایی که به پیش‌نویس هر دو قطعنامه رای داده‌اند.

آفریقای مرکزی، ساحل عاج، رواندا، چاد، سیرالئون، کنگو، کینشازا، بنین، بورکینافاسو، کنیا، اتیوپی، نیجر، کامرون

گروه سوم: كشورهايى كه قطعنامه يوگسلاوى را بصورت غيرقاطعانه تاييد و به نفع آن راى داده‌اند، به قطعنامه آمريكاى لاتين راى ممتنع دادند فقط دو كشور نيجريه و گابن بودند.

گروه چهارم: كشورهایى كه به نفع قطعنامه يوگسلاوى و عليه قطعنامه آمريكاى لاتين راى دادند (جمعا ۱۰ كشور بودند كه عبارتند از: بوروندى، سنگال، سومالى، اوگاندا، زامبیا، كونگوى برازاويل، گينه، مالى، موريتانى، تانزانيا).

اقليت‌ها و گروه‌هاى يهودى در آفريقا

در داخل آفريقا اقليت‌ها و گروه‌هاى یهودى حضور دارند كه از نظر جمعيت و تعداد و قدرت، تاثيرگزارى آنها متفاوت است.[۶]

در شمال آفريقا اقليت‌هايى از يهود سيفارديم كه اصالتا اسپانيايى و پرتغالى هستند طى دو قرن ۱۵ و ۱۶ وارد آفريقا شده‌اند. علاوه بر اين‌ها اقليت‌هايى از يهود اشكناز هستند كه از شمال و شرق اروپا در طول قرن ۱۹ و ۲۰ به آفريقا آمده‌اند؛ در صورتي‌كه تعداد اين اقليت‌ها در بيرون از جمهورى جنوب آفريقا بسيار اندك است ولى شرايط و موقعيت اقتصادى اين اقليت‌هاى یهود در بعضى از كشورهاى آفريقايى جنوب صحرا مثل كنيا از قدرت، تاثيرگذارى بالايى برخوردار هستند.

گفته مىشود كه یهود فلاشاى اتيوپى يكى از فقيرترين اقليت‌هاى يهود در جهان به حساب مىآيند. در حالي‌كه آنها به اين عقيده تاكيد دارند كه از قبيله مفقوده از آغاز تاريخ اسرائيل هستند كه اكثر فلاشه‌ها از طريق فضاى سودان به نام (عمليات موسى) به اسرائيل منتقل شده‌اند[اين عمليات در اواخر دوران حكومت رئيس جمهور سودان جعفر نميرى مخلوع صورت گرفته است. (مترجم)] كه اين عمليات از سال ۱۹۸۳ شروع شد و اوج آن در فاصله نوامبر ۱۹۸۴ و مارس ۱۹۸۵[۷]. در مقابل، اقليت‌هاى يهود در آفريقاى جنوبى هستند كه يكى از ثروتمندترين اقليت‌هاى يهود در جهان به‌حساب مىآيند. بر اساس يكى از برآوردها سهم امدادرسانى جامعه يهود آفريقاى جنوبى به خزانه‌دارى دولت عبرى از نظر اهميت در رتبه دوم و پس از كمك‌رسانى جامعه يهود ايالات متحده آمريكا قرار دارد. اما بايد توجه نمود در مقايسه چگالى جمعيتى اين دو اقليت و ميزان كمك‌هاى آن‌ها به خزانه‌دارى در مىيابيم كه در بعضى از سال‌ها حجم كمك‌رسانى جامعه يهود آفريقاى جنوبى افزون‌تر از ايالات متحده بوده است.

شايد بتوان گفت در بررسى وضعيت اقليت يهود سياه ساكن اسرائيل به اين موضوع بسيار پراهميت دست مىيابيم كه گروه و اقليت مذكور برخوردار از هويت يهوديان سياه پوست، اسرائيل را بخشى از خاك آفريقا مىشمارند؛[۸] زيرا معتقدند كه در سرزمين ياد شده ملت‌هاى رنگين پوست آفريقا مىزيسته‌اند. به هر حال، نمىتوان اقليت‌هاى يهود را در سياست‌گزارى و برنامه‌ريزى در روابط اسرائيل با آفريقا كم اهميت تلقى نمود زيرا حدود ۲۰٪ از مجموع یهوديان مهاجر به اسرائيل در فاصله سال ۱۹۴۸ تا ۱۹۹۵ از آفريقا بوده است.[۹]

۲. مراحل تحولات روابط اسرائيل با آفريقا

سياست‌هاى نفوذى اسرائيل در آفريقا بازتاب‌هاى گوناگونى را شاهد بوده است؛ به‌طوري‌كه مىتوان اين سياست را در پنج مرحله اساسى و بنيادى در تحول خط ‌مشى روابط اسرائيل با آفريقا از هم تفكيك و مشخص نمود كه عبارت است از:

مرحله اول ۱۹۴۸ـ۱۹۵۷

مرحله دوم ۱۹۵۷ـ۱۹۷۳

مرحله سوم ۱۹۷۳ـ۱۹۸۲

مرحله چهارم ۱۹۸۲ـ۱۹۹۱

مرحله پنجم ۱۹۹۱

مرحله اول ۱۹۴۸ـ۱۹۵۷: در بحث از مشروعيت وجود و امنيت كيان صهيونيزم بعد از اعلان تشكيل حكومت يهودى در سال ۱۹۴۸ بايد گفت سياست‌گزاران اسرائيل اهميت فوق‌العاده‌اى به برقرارى روابط محكم با ابرقدرت‌هاى جهانى مثل ايالات متحده، فرانسه، انگليس و شوروى قائل شدند. يعنى اسرائيل در اين مرحله كه بحث از مشروعيت موجوديت و امنيت آن به صورت عضوى در صحنه بين‌المللى مطرح شد توجهى به مستعمرات آفريقايى نداشت بلكه تمام توجهش به نيروهاى استعمارى اروپايى بوده است.[۱۰] بارزترين شواهدى كه اين ديدگاه اسرائيل را تاييد مىنمايد اين است كه اسرائيل در پايان سال ۱۹۵۷ در سرتاسر جهان فقط هفت سفارتخانه داشت كه شش سفارت در قاره اروپا و آمريكاى شمالى بود. كاملا روشن است كه قاره آفريقا و جنوب صحرا مانند سرزمين‌هاى ناشناخته‌اى براى كارگزاران وزارت خارجه اسرائيل بود.

از جهت ديگر، آفريقاى جنوب صحرا تحت سلطه استعمار اروپا به غير از دو كشور اتيوپى و ليبريا كه هر دو بصورت كامل با اسرائيل رابطه‌اى نداشته‌اند قرار داشته است.

علىرغم علاقمند بودن امپراطور اتيوپى (هايله سلاسى) و رئيس‌جمهور ليبريا (وليم توبمان)[آخرين رئيس جمهور تيلور بود كه در تاريخ ۲۷ مرداد از قدرت بركنار شد و به نيجريه پناهنده گرديد، قدرت را به معاونش موسزبله واگذار كرد و در تاريخ ۲۲ مهرماه گيودى بريانت به عنوان رئيس حكومت انتقالى ليبريا قدرت را به دست گرفت. (مترجم)] كه همدلى با اسرائيل، ضمن مذاكرات نقشه تقسيم در سازمان ملل متحد، نشان داده‌اند ولى هر دوى آن‌ها علاقه‌اى بر برقرارى روابط با حكومتى كه دشمنان متعددى داشت از خود نشان نمىدادند لذا منطقى بود كه حتى يك ديپلمات اسرائيلى مقيم در شمال ژوهانسبورگ وجود نداشته باشد تا اينكه گشايش و توسعه در روابط بين اسرائيل و آفريقا با استقلال غنا در سال ۱۹۵۷ به‌وجود آمد.

علاوه بر اينكه نقطه تحول اساسى كه باعث ايجاد تحول بزرگ در ديپلماسى اسرائيل در مقابل آفريقا نمايان شد انعقاد، تشكيل كنفرانس باندونگ سال ۱۹۵۵ بود زيرا از اسرائيل دعوت نشد تا در اين حادثه مهم تاريخى حضور پيدا كند حتى مسئله تا اين حد هم باقى نماند به‌طوري‌كه كنفرانس در بيانيه پايانى خود اسرائيل را بخاطر اشغال اراضى اعراب محكوم كرد تا جایي‌كه يكى از ديپلمات‌هاى اسرائيل از (شوكه) باندونگ بر اسرائيل مىگويد: باندونگ بزرگ‌ترين شكست براى دیپلماسى ما بود و دشوارترين تراژدى كه ما از آن رنج برده‌ايم زماني‌كه بيش از يك ميلياردونيم انسان در مقابله و رويارويى با يك و نيم ميليون اسرائيلى قرار گرفته‌اند و اين موضوع به خودى خود شكست روحى براى ما در وزارت خارجه بود.

با آنكه متغيرهاى ديگرى موجب شد تا توجه اسرائيل از آسيا به آفريقا جلب گردد همين تحولات منجر شد تا روابط اسرائيل با آفريقا در دهه شصت وارد مرحله جديد گردد.

مرحله دوم ۱۹۷۳-۱۹۵۷ سياست‌هاى نفوذ اسرائيل در آفريقا

مىتوان آغاز حضور اسرائيل در آفريقا را به سال ۱۹۵۷ به حساب آورد. زيرا اسرائيل اولين كشور خارجی بود كه سفارتش را در آكرا بعد از كمتر از يك ماه از استقلال آن كشور افتتاح نمود.[۱۱]

روشن است كه روابط اسرائيل با غنا از طريق اتحاديه‌هاى كارگرى بين دو كشور

آغاز شد به‌طوري‌كه نمايندگان اين اتحاديه‌ها در محافل بين‌المللى و نيز ديدارهاى دوجانبه با هم اجتماعاتى را برگزار كرده‌اند. قابل توجه است كه اسرائيل خودش را به عنوان كشور كوچكى كه با معضلات و چالش‌هاى فراوانى روبرو است معرفى مىنمايد با اين وجود الگوى توسعه‌اى را فراهم آورده كه كشورهاى در حال توسعه از آن الگوبردارى مىنمايند. لذا مىتوان به ماهيت روابط زودهنگام كشورهاى آفريقا با اسرائيل پى برد كه به اين مفاهيم و دلايل دبيركل همبستگى اتحاديه كارگران غنا جون تيتيجا بعد از ديدارش از اسرائيل در سال ۱۹۵۷ اظهار داشت و گفت: از اسرائيل ظرف فقط هشت روز چيزهايى را بدست آورده‌ايم كه نمىتوانستيم آن‌را ظرف دو سال در دانشگاه بريتانيا بدست بياوريم.

سفارت اسرائيل در آكرا نيز نقش مهمى را در تحكيم روابط بين دو كشور ايفا كرد و باعث افتتاح دو سفارت ديگر در مانروویا [پايتخت ليبريا (مترجم)] و كوناكرى [پايتخت گينه (مترجم)] گرديد؛ زيرا از امكانات و كمك‌هاى توسعه‌اى و فنى اسرائيل برخوردار بود. از جهت ديگر آرزوى اسرائيل در ارتقاى روابط با آفريقا تبلور يافت به طوری‌که گلدا ماير وزيرخارجه اسرائيل در سال ۱۹۵۸ براى اولين بار به آفريقا سفر نمود و با رهبران كشورهاى ليبريا، غنا، سنگال، نيجريه، و ساحل عاج ديدار نمود.

از سويى، مجموعه‌اى از تغييرات بين‌المللى و منطقه‌اى نقشى در تشديد تهاجم اسرائيل به آفريقا داشت كه از آن جمله است:

  1. استقلال تعدادى از كشورهاى آفريقايى در دهه شصت كه منجر به افزايش

    توان آراء آفريقائي‌ها در سازمان ملل متحد گرديد، به‌طوري‌كه منازعه اعراب و اسرائيل از شاخص‌ترين مسائلى بود كه براى راى مطرح بوده است كه به راىگيرى گذاشته شد.

  2. تاسيس سازمان وحدت آفريقا در سال ۱۹۶۳، [فعاليت اين سازمان توسط سران آفريقايى در ژوئيه ۲۰۰۱ در آفريقاى جنوبى خاتمه داده شد و همزمان با برگزارى اولين اجلاس سران اتحاديه آفريقا آغاز به كار اين اتحاديه نوپا (اتحاديه آفريقا) را اعلام نمودند. سران آفريقا معتقدند كه اتحاديه آفريقا نظیر اتحاديه اروپا ابزار مناسب براى تحقق اين هدف است. (مترجم)] كه چالشى را در مقابل اسرائيل قرار داد به‌طوري‌كه اسرائيل از عضويت در مجموعه آفريقا- عربى محروم شد.
  3. عضويت دوگانه مصر در اتحاديه كشورهاى عربى و سازمان وحدت آفريق

    فرصتى به مصر بخشيد تا با بعضى از رهبران كشورهاى راديكال آفريقا، مثل نكرومه و سيكوتوره هم‌پيمان و متحد شوند.

با فرا رسيدن سال ۱۹۶۶ اسرائيل در تمام كشورهاى آفريقايى جنوب صحرا به

غير از سومالى، موريتانى، داراى نمایندگي‌هاى سياسى گرديد ولى با اين همه آفريقا همانند ميدانى براى رقابت بين اعراب و اسرائيل بود. براى نمونه سياست غنا در زمان نكرومه (۱۹۶۶-۱۹۵۷) در مقابل اسرائيل است زيرا علي‌رغم آنكه نكرومه از حقوق مشروع اعراب دفاع مىكرد ولى هرگز روابطش را با اسرائيل قطع نكرد و در اولين اجلاس سران آفريقايى در قاهره در سال ۱۹۶۴ نكرومه اظهار داشت كه مصر به تنهايى قادر به حل مشكل خاورميانه نيست، فقط ايالات متحده آمريكاست كه توانایی حل مشكل خاورميانه را دارد. از جهت ديگر، از نكرومه موضع خصمانه‌اى عليه صهيونيست‌ها چه در نوشته‌ها يا در سخنراني‌هايش اتخاذ نشده است.[۱۲]

مرحله سوم ۱۹۸۳-۱۹۷۳: سال‌هاى قطع روابط

اسرائيل قبل از جنگ اكتبر ۱۹۷۳ با ۲۵ كشور آفريقايى روابط ديپلماتيك داشت

ولى از اول ژانويه ۱۹۷۴ اين تعداد به پنج كشور شامل آفريقاى جنوبى، ليسوتو، مالاوى، سوازيلند، موريس تقليل يافت. پوشيده نيست كه كشورهاى آفريقايى كه اقدام به قطع روابط ديپلماتيك با اسرائيل نمودند به خاطر تاييد موضع مصر كه خواستار بازپس‌گيرى اراضيش كه توسط اسرائيل اشغال شده بود صورت گرفت.[۱۳]

بعضى از تحليل‌گران خواسته‌اند موضع آفريقائيان را كوششى براى بدست آوردن كمك‌هايى از كشورهاى عربى بخصوص كشورهاى نفتى ارزيابى نمايند[۱۴] از سویی، مجموعه‌اى از عوامل نقش و تاثير در تقويت موضع اعراب در رويارويى با رژيم صهيونيستى در طول دهه هفتاد داشت. مثلا ظهور گروه‌هایى در كشورهاى جهان سوم كه به نام برابرى يا همبستگى تعبير مىشد مثل سازمان كشورهاى صادر كننده نفت (اوپك) و گروه ۷۷.

اسرائيل با سلاح نفت عربى، حمايت تعداد زيادى از كشورهاى جهان سوم از موضع عربى مواجه شد. و در سال ۱۹۷۳ رئيس جمهور الجزاير (هوارى بومدين) رئيس جنبش غير متعهدها شد شركت‌كنندگان در كنفرانس الجزاير قطعنامه‌اى را صادر كردند كه بر اساس آن بازپس‌گيرى اراضى اشغالى كشورهاى مصر، سوريه و اردن تاييد گرديد. همچنين، قطع روابط ديپلماتيك با اسرائيل تقاضا شد كه در اين رابطه كشورهاى كوبا، زئير (كنگوى دمكراتيك فعلى) و توگو از اولين كشورهايى بودند كه به قطع روابط با اسرائيل پاسخ دادند.

در سال ۱۹۷۴ وزير خارجه الجزاير عبدالعزيز بوتفليقه به عنوان رئيس مجمع

عمومى سازمان ملل متحد انتخاب شد. اعراب با بهره‌گيرى از قدرت نفتى خود اين قدرت را يافتند كه به سازمان آزادىبخش فلسطين مشروعيت بيشترى ببخشند. از اين رو تعجب آور نيست كه از عرفات در ۱۳ نوامبر ۱۹۷۴ براى ايراد سخنرانى در مجمع عمومى سازمان ملل دعوت به عمل آمد و با او همچون رئيس كشور رفتار شد كه اين موضوع در تاريخ سازمان ملل سابقه نداشته است.

علاوه بر آنچه كه گذشت تهاجم هدف‌دار عرب كه به منزوى ساختن اسرائيل و هم‌طرازى آن با رژيم نژادپرست آفريقاى جنوبى انجاميد كه از موفقيت‌هاى اعراب بود. تهاجم اعراب بر مواضع و سياست‌هاى اسرائيل در آفريقا كه به نفع خود بر اساس موارد ذيل بهره‌بردارى كرده‌اند. عبارتند از:

  1. حمايت و پشتيبانى اسرائيل از جنبش‌هاى تجزيه‌طلب آفريقا مثل بيافرا در نيجريه و جنوب سودان.
  2. حمايت و پشتيبانى از رژيم نژادپرست آفريقاى جنوبى
  3. خلاصه اينكه موضع آفريقا گرچه از نظر سياسى و ديپلماتيك از زاويه منازعه بين اعراب و اسرائيل شفاف و روشن بود ولى اسرائيل داراى روابط محكمى- گرچه به‌صورت غير رسمى- با اكثر كشورهایي‌كه اقدام به قطع روابط با اسرائيل كرده بودند داشت. دليلى روشن‌تر از اين نيست كه روابط بازرگانى اسرائيل با آفريقا در فاصله سال ۱۹۷۳ تا سال ۱۹۷۸ از سقف ۸/۵۴ ميليون دلار تا ۳/۱۰۴ ميليون دلار افزايش يافت. شالوده و اساس بازرگانى در كشاورزى، تكنولوژى متمركز شد.[۱۵]

در پايان دهه هفتاد و اوايل دهه هشتاد اسرائيل كوشش خود را تشديد نمود ت

روابط ديپلماتيك خودش را با آفريقا از سرگيرد. در همين رابطه، وزيرخارجه اسرائيل به انجام ديدارهاى مستقيم با رهبران آفريقا چه در سازمان ملل متحد، چه در پايتخت‌هاى كشورهاى آفريقايى انجام داد ولى تمام اين تحركات و فعاليت‌ها با شكست مواجه شد. موضوعى كه يكى از نشريات اسرائيلى را واداشت تا بنويسد كه از كشورهاى بزرگ آفريقايى نبايد انتظار داشت تا روابط خود را در آينده مشخصى با اسرائيل از سر بگيرند.

مرحله چهارم ۱۹۹۱-۱۹۸۳ عادىسازى روابط براى بار دوم:

اسرائيل در ادامه سياست خود به‌منظور بازگشت به آفريقا، اقدام به افزايش و

تحكيم روابط خود با آفريقا علي‌رغم قطع روابط ديپلماتيك خود كرد. در سال ۱۹۸۲، زئير تنها كشور آفريقايى بود كه از بازگشت و عادىسازی روابط خود با اسرائيل خبر داد. در اين خصوص مىتوان به سه عامل اساسى[۱۶] گرايش زئير به عادى‌سازى روابط اشاره كرد:

  1. عقب‌نشينى اسرائيل از صحراى سينا، چراكه يكى از دلايل اساسى قطع روابط دو كشور، اشغال صحراى سينا توسط اسرائيل بود.
  2. آغاز مجدد روابط مىتوانست به افزايش كمك‌هاى اقتصادى و توسعه زئير از جانب اسرائيل بينجامد.
  3. استفاده از نفوذ اسرائيل در ايالات متحده در جهت ادامه پشتيبانى آمريكا از رژيم موبوتو

البته بايد متذكر شد كه برخى ديگر از كشورهاى آفريقايى روابط پنهانى و غير رسمى خود را با اسرائيل ادامه مىدادند؛ اما اين روش كاملا با رفتار آشكار زئير تفاوت داشت كه مىتوان دلايل زير را براى آن عنوان نمود:

الف: تصميم رئيس جمهورى زئير- موبوتو- بصورت انفرادى و بدون همراهى كشورهاى ديگر اتخاذ شد و دليل آن اين بود كه قطع روابط ديپلماتيک با اسرائيل بنا به تصميم سازمان وحدت آفريقا در پايان دهه ۶۰ گرفته شد و لغو آن و برقرارى مجدد روابط منوط به نظر اين سازمان گشته بود.[زئير در گذشته از مستعمرات بلژيك به حساب مىآمد. با اعتلاى جنبش آزادىبخش ملى پس از جنگ جهانى دوم اين كشور در ژوئن ۱۹۶۰ به استقلال رسيد. نخستين دولت ملى را پاتريس لومومبا رهبر حزب جنبش ملى كنگو تشكيل داد. محافل امپرياليستى ضمن زدوبند با ارتجاع داخلى دولت لومومبا را سرنگون و او به قتل رسيد. طى چندين تحول در اين كشور سرانجام موبوتو طى كودتاى زمام امور را بدست گرفت وى در ماه مى سال ۱۹۷۷ بركنار شد و كابيلا به قدرت رسيد. كابيلا نيز در ۱۶ ژانويه ۲۰۰۱ ترور شد و پسرش به جاى او نشست كه همچنان در قدرت هست. (مترجم)]

ب: كشورهاى عربى تلاش‌هاى ديپلماتيک ضد اسرائيلى خود را به‌صورت استفاده از ابزارهاى اقتصادى به روش تشويق، تنبيه همزمان افزايش داده بودند.

ج: اسرائيل در هفته اول ژوئيه ۱۹۸۲ به لبنان حمله كرد و موضع توسعه‌طلبانه و دشمنى خود را بار ديگر اثبات نموده بود.

موارد قابل ذكر ديگرى كه مىتوان در خصوص موضع زئير در اوايل دهه ۸۰ برشمرد اينست كه رئيس‌جمهور موبوتو كه به كمك‌هاى نظامى اسرائيل، خصوصا در زمينه آموزش و آماده‌سازى ارتش و گارد رياست جمهورى، احتياج مبرم داشت.

- در اين خصوص مىتوان به امضا پروتكل همكارى نظامى بين وزير دفاع اسرائيل (آريل شارون) و موبوتو در نوامبر ۱۹۸۲ اشاره كرد كه انگيزه اساسى عادىسازى روابط تلقى مىگردد. در اين پروتكل به‌وضوح اين نكته اشاره شده است كه «ايجاد يك سيستم گسترده همكارى مبتنى بر پايه منافع متقابل، به خصوص در زمينه امنيت ملى كه به دو كشور توانايى مقابله با هرگونه خطر در هر زمينه و به هر اندازه را بدهد. نيازهاى امنيتى براى هر دو كشور زمينه‌هاى بسيارى را براى همكارىهاى متقابل حول منافع دو طرف را به‌وجود مىآورد كه اين مىتواند به افزايش توان دفاعى طرفين و در نهايت برآورده شدن خواسته هاى امنيتى دو طرف بينجامد.[۱۷]

بدون ترديد پارامترهاى داخلى زئير- از جمله حوادث منطقه شابا در جنوب كشور كه به لحاظ دارا بودن منابع معدنى بسيار غنى مىباشد و تلاش جدايىطلبانه سال ۱۹۷۷ و ۱۹۷۸ - از جمله انگيزه‌هاى زئير محسوب مىشود. بايد گفت در خصوص مسئله جدايىطلبان، پيش از سال ۱۹۸۱ همواره ايالات متحده، فرانسه، بلژيك، صرب و مصر، زئير را در سركوب شورش‌ها حمايت و كمك نموده‌اند؛ ليكن بعد از اين سال، اين حاميان سنتى ازايفاى نقش گذشته خود در كمك به رژيم موبوتو كاستند. چنانكه ملاحظه شد كه با روى كار آمدن دولت فرانسوا ميتران در فرانسه و خوددارى بلژيك از دخالت در امور داخلى زئير رژيم موبوتو خود را در تنگناى سياسى احساس كرد. در ذيل مىتوان به برخى دلايل خوددارى حاميان موبوتو در ادامه حمايت‌ها از وى اشاره كرد.[۱۸]

  1. روى كار آمدن دولت جديد در فرانسه كه از نقش سنتى نظامى خود در آفريق

    خرسند نبود. در اين رابطه و براى اثبات اين نظريه مىتوان به كودتا عليه ديويد داكو رئيس جمهور آفريقاى مركزى و سرنگونى وى اشاره كرد كه دولت فرانسه هيچ تلاشى براى بازگرداندن وى به قدرت از خود نشان نداد.

  2. پاسخ ديرهنگام و همراه با ترديد فرانسه در اجابت درخواست موبوتو براى ديدار

    ازآن كشور

  3. انتقال مركز سران كشورهاى آفريقايى- فرانسوى از كينشازا به پاريس
  4. موافقت دولت بلژيك براى دادن حق پناهندگى سياسى به نخست‌وزير سابق زئير (نجوزو كارل پند) كه به عنوان يكى از مخالفان سرسخت موبوتو مطرح بود.

اگر به مسائل خارجى دولت زئير به دقت توجه كنيم، درخواهيم يافت كه تنها پناهگاه موبوتو در اسرائيل تجلى مىيابد. بطور كلى بايد گفت كه درگيرى اعراب و اسرائيل در زمان حاضر به مرحله‌اى رسيده كه در روابط كشورهاى آفريقايى با اسرائيل تاثير ناچيزى دارد. چنانكه شاهد بوديم درست در زمانى كه انتفاضه مردم فلسطين به كرانه باخترى رود اردن و نوار غزه رسيده بود، سه كشور آفريقاى مركزى، كنيا، اتيوپى اعلام كردند كه روابط خود را با اسرائيل به حالت عادى باز خواهند گرداند. حتى برخى از اين كشورها بهانه آغاز مجدد روابط را شركت خود در روند صلح خاورميانه اعلام كردند. ليكن بايد گفت كه كشورهاى فقيرى مانند كشورهاى مذكور با توانايي‌هاى ناچيز نمىتوانند تاثير چندانى در روند صلح اعراب و اسرائيل داشته باشند و بهانه فوق قابل پذيرش و توجيه نيست.

مرحله پنجم ۱۹۹۱- سياست‌هاى عادىسازى:

در اين مرحله شاهد آغاز مجدد روابط بين اسرائيل و آفريقا هستيم، خصوصا طى سال‌هاى ۹۲ـ۹۱ بنا به دلايل ذيل از روند صعودى برخوردار بوده است.

- تغيير در نظام بين‌الملل و تاثيرات منطقه‌اى ناشى از آن

- سرنگونى نظام كمونيستى ماركسيست لنينيستى در آفريقا

- آغاز روند گفتگو ميان اعراب و اسرائيل از زمان تشكيل كنفرانس مادريد.

با روند عادىسازى روابط اسرائيل با آفريقا شتاب بيشترى گرفت تا اينكه در سال ۱۹۹۱ هشت كشور آفريقايى نسبت به عادىسازى روابط خود با اسرائيل اقدام نمودند. اسرائيلي‌ها براى ارتقاء سطح روابط خود با آفريقا همانند دهه‌هاى ۶۰ و ۷۰ تلاش بيشمارى نمودند كه اين امر بر اساس گزارش‌هاى رسيده منجر به ايجاد ارتباط دیپلماتيك اسرائيل با ۳۰ كشور (تا اكتبر ۱۹۹۱) شد.[۱۹] جمهورى عربى مصر تنها كشور عربى- آفريقايى بود كه تا بدين زمان روابط كاملى با آن رژيم داشت ولى در همين حال چهار كشور عربى آفريقايى تونس، مغرب، موريتانى، مجمع الجزاير كومور در سطح دفاتر نمايندگى با اسرائيل رابطه داشته‌اند. در سال ۱۹۹۷ تعداد كشورهاى آفريقايى كه با اسرائيل روابط سياسى برقرار نمودند به ۴۸ كشور رسيد و اسرائيل همواره تلاش نموده كه با بهره‌گيرى از تجارب گذشته با استفاده از ابزارهاى زير بر نفوذ خود در قاره سياه بيفزايد:

اول: كمك‌هاى اطلاعاتى و آموزش‌هاى نظامى

اسرائيل به كشورهاى آفريقايى در زمينه‌هاى اطلاعاتى و نظامى كمك‌هاى فراوانى نموده است. اين رژيم از ابتدا در مناقشات آفريقا حضور فعالى داشته، حتى اين روند در زمانى كه در سال‌هاى ۸۳ ـ ۷۳ ميلادى با سياه از كشورهاى آفريقايى روابط سياسى نداشت ادامه يافت. كمك به بازسازى ارتش- نيروهاى پليس و گارد رياست جمهورى در برخى از كشورهاى آفريقايى مثل زئير، جمهورى دموكراتيك و كامرون از آن جمله است. سه كشور مذكور همواره از درگيري‌ها، شورش‌هاى جدايىطلبانه و ايجاد تفرقه‌ها در ميان نخبگان سياسى در رنج بوده‌اند و بديهى است كه مشتاق باشند در زمينه‌هاى امنيتى و اطلاعاتی كه سياست هميشگى اسرائيلىها در آفريقا مىباشد با آن رژيم همكارى كنند. گفتنى است كه رژيم اسرائيل اولويت سياست خارجى خود در آفريقا را از دهه ۶۰ به اين سو بر مبناى حركت‌هاى امنيتى و اطلاعاتى قرار داده است. بايد گفت همزمان با سركوب حركت ناصرى در آفريقا و تعهد جمال عبدالناصر مبنى بر اخراج اسرائيل از آفريقا، اسرائيل به افزايش حضور امنيتى خود در اتيوپى اقدام نمود كه تجلى آن را مىتوان در اعزام وابسته‌هاى موساد براى آموزش نيروهاى پليس آن كشور و شركت در سرنگونی رژيم هايله سلاسى و سركار آوردن رژيم منكيستو ملاحظه كرد كه اين امر منجر به ايجاد روابط مستحكم بين تل‌آويو و آديس‌آبابا گشت، دقيقا به همين خاطر بود كه اتيوپى از ارائه راى مثبت به قطعنامه سازمان ملل در نژادپرست خواندن رژيم اسرائيل در سال ۱۹۷۵ شديدا امتناع ورزيد. در اثبات بيشتر اين مسئله مىتوان به دخالت آشكار اسرائيل در منطقه شاخ آفريقا با كمك‌هاى امنيتى و اطلاعاتى همزمان با شروع درگيري‌هاى سياسى و اعتقادى در اين منطقه اشاره نمود. چراكه اين نقطه از آفريقا به‌دليل موقعيت استراتژيك آن و ارتباط شديد با امنيت درياى سرخ و برخى از كشورهاى عربى مانند سودان و مصر براى رژيم اسرائيل اهميت فوق‌العاده‌اى داشت.

دوم: كمك‌هاى فنى

چنانچه بخواهيم اين كمك‌ها را بررسى كنيم بايد بگوئيم كه اين موارد از آغاز

شامل سه زمينه اصلى بوده است كه عبارتند از: ۱- انتقال مهارت‌هاى تكنولوژيك به‌صورت برنامه‌هاى آموزشى مدون، ۲- اعزام كارشناس براى برگزارى دوره‌هاى كوتاه و بلندمدت، ۳- ايجاد شركت‌هاى مشترك با انتقال تجارب و مهارت‌هاى ادارى به طرف‌هاى آفريقايى توسط كارشناسان اسرائيلى در همين رابطه. آمارى كه مركز همكاري‌هاى بين‌المللى وابسته به وزارت امورخارجه اسرائيل اعلام كرده است تصريحى دارد كه تعداد آموزش ديدگان آفريقايى توسط اسرائيل در سال ۱۹۹۷ بالغ بر ۷۴۲ نفر مىشود كه اين تعداد به آمار قبلى كه تقريبا ۲۴۳۳۶ طى ۴۰ سال گذشته بوده اضافه مىشود.

اسرائيل برنامه‌هاى آموزشى خاص آفريقا را دوباره آغاز كرد، اين آموزش‌ها را در ذيل نام مىبريم:

- مركز جبل كارمل در شهر حيفا كه عهده‌دار آموزش بانوان آفريقايى در امور توسعه مىباشد.

- مركز بررسى اداره شهرى كه آموزش‌هايى در زمينه كشاورزى و برنامه‌ريزى كشورى را مهيا مىكند.

- مركز كشاورزی که زمينه كمك فنى و كارشناسى را براى گسترش و احيا منابع را فراهم مىآورد.

- بخش آموزش خارجى كه به امور رشد و توسعه روستايى توجه دارد.

- آموزشگاه آفريقايى- آسيايى كه به مسائل فعاليت اتحاديه‌هاى كارگرى توجه دارد.

اسرائيل نمونه بسيار خوبى براى كشورهاى آفريقايى در زمينه فرآورده‌هاى محصولات زمين‌هاى بىآب و علف و شبه بيابانى محسوب مىشود. به‌عنوان مثال، برنامه بين‌المللى محصولات بيابانى كه سرپرستى آن را دانشگاه بن گورين در صحراى نقب با پشتيبانى مالى يونسكو، وزارت امورخارجه فنلاند و مركز همكاري‌هاى بين‌المللى اسرائيل به‌عهده دارد در زمينه‌هاى كشاورزى و با هدف مبارزه با گسترش كوير و ايجاد مناطق مناسب براى كشاورزى در آفريقا فعاليت مىكند.

اسرائيل بر اساس اين برنامه دو پروژه اساسى را به مرحله اجرا گذاشت:

  1. كاشت درخت توت با هدف ايجاد صنعت ابريشم.
  2. كاشت درختان خرما با هدف ايجاد صنعت خرما

اين پروژه‌ها در تمام مناطق غرب آفريقا مثل؛ غنا- نيجريه- موريتانى- سنگال

- نيجر- مالى- كامرون و كشورهاى ديگر مثل چاد و اوگاندا گسترش داده شد.

در زمينه‌هاى ديگر نيز مىتوان حضور اسرائيل را ملاحظه كرد و آن زمينه‌هاى

پزشكى مىباشد. در اين خصوص مىتوان به اعزام دو هيئت پزشكى و بهداشتى در زامبيا و آنگولا اشاره كرد كه اين امر در چارچوب كمك‌هاى بين‌المللى اسرائيل به آفريقا بود كه در همين خصوص مىتوان به فعاليت پزشكان و كارشناسان بهداشتى اسرائيل براى رفع مشكلات درمانى اين كشورها چون انجام جراحى و نيز برگزارى كنفرانس‌ها و ترتيب كارگاه آموزشى براى اطباء اشاره كرد. در سال ۱۹۹۹، مركز چشم پزشكى اسرائيل براى اولين بار در موريتانى گشايش يافت و اين مركز نيز تحت مديريت مركز همكاري‌هاى بين‌المللى اسرائيل (ماشا و MASHAV ) قرار داشت كه در سال اول فعاليت آن انتظار ۵۲۰ بيمار براى درمان در اين مركز به ثبت رسيد.

سوم: تجارت اسلحه و الماس[يكى از جنگ‌هاى خونين در سال‌هاى اخير در غرب آفريقا بخصوص سيرالئون كه باعث كشته و آواره شدن هزاران انسان بىگناه شد جنگ الماس بود كه توسط عوامل وابسته داخلى و حمايت قدرت‌هاى فرامنطقه‌اى صورت گرفت. (مترجم)]

آشكار است كه اسرائيل همزمان با آموزش‌هاى نظامى، سلاح‌هاى بىشمارى نيز در اختيار آفريقائيان قرار مىداد. اين رژيم معمولا معاملات خود را با اشخاص ذي‌نفوذ و يا كسانى كه مىتوانستند در آينده سياسى كشورشان نقش ايفا كنند انجام مىداد و در اين ميان مىتوان به موبوتو اشاره كرد، كه پس از آموزش توسط اسرائيل بعد از دو سال مقام رياست جمهورى آن كشور را تصاحب كرد. و بايد گفت كه اسرائيل مبادلات تسليحاتى خود را با كشورهاى مختلف آفريقايى از جمله اتيوپى و اريتره هرگز پنهان نكرده است.

بر اساس گزارش‌هاى سازمان ملل متحد و بعضى از گزارش‌هاى ديگر شركت‌ها و بازرگانان اسرائيل در كار تجارت غيرقانونى الماس دست دارند.

مشهور است كه مافيا اين سنگ گرانبها را از كشورهای كنگو، سيرالئون و آنگولا به‌صورت قاچاق از طريق كشورهاى همسايه به هلند برده و از آنجا به بعضى از كشورهاى اروپايى، ايالات متحده، اسرائيل و هند به منظور ساخت و پرداخت منتقل مىگردد. در كنار اين تجارت نامشروع داد و ستد نامشروع ديگرى نيز در زمينه تسليحات صورت مىپذيرد كه مشعر بر خريد محموله تسليحاتى بوده كه دستمايه ادامه منازعات و جنگ‌هاى داخلى در كشورهایي‌كه انباشته از معادن الماس مىباشند است. همچنين نشانه‌هایى در دست است كه اسرائيل از گروه‌هاى قومى غيرعرب در شمال آفريقا مانند بربرها در مراكش و ارتش آزادىبخش ملى سودان به رهبرى جان گارانگ حمايت مىنمايد.

(جدول شماره دو)

آمار كسانى كه بر اساس منطقه‌اى در سال (۱۹۹۷) در اسرائيل آموزش ديده‌اند.

منطقه تعداد کشورها تعداد آموزش دیدگان آفریقا ۴۵ ۷۴۲ آسیا و اقیانوسیه ۲۳ ۶۱۶ آمریکای لاتین و حوزه کارائیب ۳۱ ۸۳۷ اروپای شرقی و کامنولث ۲۴ ۷۸۰ روسیه ۷ ۱۲۴۱ خاورمیانه و شمال آفریقا ۶ ۲۱۳

منبع: مركز همكاري‌هاى بين‌المللى MASHAV و گزارش سال ۱۹۹۷ (وزارت امورخارجه اسرائيل ۱۹۷۸)

(جدول شماره سه)

آمار كساني‌كه بصورت تخصصى در سال (۱۹۹۷) در اسرائيل آموزش ديده‌اند.

تخصص تعداد آموزش‌دیدگان کشاورزی ۱۳۶۰ توسعه اقتصادی و اجتماعی ۱۱۴۵ توسعه جامعه ۲۴۲ توسعه شهری و روستایی ۲۴۷ طب و بهداشت عمومی ۲۷۸ مدیریت ۴۸۸ علوم و تکنولوژی ۲۹۴ آموزش ۳۷۵

منبع: Ibid

سياست اسرائيل و جستجوى سلطه

از زمان فروپاشى اتحاد جماهير شوروى، نظام بين‌المللى شاهد تغييرات زياد و اساسى بوده است. اين تغييرات به‌همراه بروز عصر جهان‌گرایی آمريكا، تاثير فراوانى بر نظم منطقه‌اى خاورميانه گذاشته و بطور مضاعف و آشكارى گسترش روابط اسرائيل و آفريقا را تحت‌الشعاع قرار داد. با ورود كشورهاى درگير در مسئله عربى- اسرائيلى به روند گفتگو، بر مشروعيت اين رژيم افزوده شد و كمك شايانى به شناسايى آن نمود. پس از جنگ سرد، اسرائيل تلاش فراوانى را در جهت اهداف توسعه‌طلبانه و تبديل خود به يك قدرت منطقه‌اى در مقابل نظام عربى به انجام رساند. براى تحقيق در خصوص سلطه منطقه‌اى اسرائيل در روند كنونى، نياز است تا نگاهى دوباره به گذشته و آگاهى از بعضى از مسائل مهم در روابط اسرائيل- آفريقا صورت پذيرد كه به قرار ذيل مىباشد:

۱. امنيت درياى سرخ

بايد گفت كه حساسيت درياى سرخ هيچ‌گاه از ذهن رهبران اسرائيل محو نشده است. به‌عنوان مثال مىتوان به آموزه‌هاى بن‌گورين در جنگ ۱۹۴۸ به موشه‌دايان اشاره كرد كه در آن وى لزوم تسلط بر سواحل درياى سرخ را امرى لازم براى اسرائيل برشمرده بود. لذا اسرائيل نسبت به دستيابى به درياى سرخ همت گماشت و با دستيابى به بندر ايلات اين امر را محقق ساخت چرا كه تنها راه ارتباطى اين رژيم با كشورهاى آفريقايى و آسيايى از اين طريق محقق می‌گشت. اثبات اين مسئله زمانى رخ نمود كه در جنگ ۱۹۷۳ تنگه باب‌المندب بسته شد[۲۰] و بديهى بودن ارتباط اسرائيل با اين آبراه از بعد امنيتى آشكار شده در غياب پايگاه‌هاى عربى در اين دريا، امنيت آن بيشتر مورد توجه دولت يهود قرار گرفت. با استقلال اريتره در ۱۹۹۳ و دورى آن از نظام عربى، اسرائيل در سايه حل و فصل مسالمت‌آميز اختلافات، نيازهاى امنيتى خود را در درياى سرخ تامين نموده و تمام كوشش خود را براى توسعه و تسلط بر منطقه بكار خواهد گرفت.

۲. تاكيد بر دولت‌هاى شاخ آفريقا

دولت اسرائيل همواره سعى نموده است با دستمايه قراردادن متغيرهاى ذيل اين امر را محقق سازد؛

الف. وجود اقليت بزرگ يهود فلاشا در اتيوپى، علي‌رغم كوچ گروه كثيرى از ايشان به اسرائيل، هنوز برخى سرشمارىها تاكيد دارند كه جمعيتى معادل پانزده هزار يهودى در اتيوپى ساكن هستند.

ب. ارتباط شاخ آفريقا با درياى سرخ، خليج فارس بطور سنتى با امنيت اسرائيل مربوط است و اين كشور همواره سعى نموده كه برترى نظامى و اقتصادى خود را در اين منطقه حفظ نمايد.

ج. توازن منطقه‌اى، ارتباط غيرقابل انكارى با امنيت ملى عربى بطور عام و مصر به‌طور خاص دارد و اسرائيل در پرتو روابط سومالى- اريتره و اتيوپى- اريتره در دستيابى به مطالبات امنيتى خود راحت‌تر عمل خواهد نمود.

بايد تاكيد كرد كه اسرائيل بطور دائم سعى كرده حضور خود را در اتيوپى با قطع نظر از نوع رژيم حاكم بر اين كشور حفظ نمايد.[۲۱] حتى درزمان وحشت مقامات اتيوپى در زمان هايله سلاسى از انقلاب ناصرى در مصر- انقلابى كه اخراج اسرائيل از آفريقا را در سر مىپروراند- دولت يهود سعى كرد كه حضور خود را در اتيوپى تقويت نمايد و در همين راستا اقدام به اعزام افرادى از موساد براى آموزش نيروهاى پليس اتيوپى نمود. با سقوط دولت هايله سلاسى و روى كار آمدن دولت منگستو، اسرائيل در جهت برقرارى روابط مطمئن‌ترى با اتيوپى برآمد و دقيقا به دليل همين روابط ويژه بود كه اتيوپى از تصويب قطعنامه سازمان ملل متحد در سال ۱۹۷۵ كه صهيونيزم را هم‌رديف نژادپرستى مىدانست امتناع ورزيد. با بروز درگيرى در شاخ آفريقا و تقسيم سومالى به چندين دولت كوچك و فرو رفتن اتيوپى و اريتره در منازعه بسيار سخت زمينه را براى دخالت كشورهاى خارجى از جمله اسرائيل در منطقه فراهم نمود.[۲۲]

۳. تاكيد بر دولت‌هاى حوزه نيل

اصولا هدف واقعى اسرائيل از حضور در اين منطقه، ميل اين رژيم به دستيابى به آب‌هاى جارى و همزمان فشار بر روى استراتژيست‌هاى مصرى كه حساسيت و توجه ويژه‌اى بر روى اين آبراه دارند مىباشد و طمع اين رژيم بر آب‌هاى رود نيل از قديم و جديد روشن و آشكار است.[۲۳] هنگام ديدار سادات رئيس جمهورى مصر از بيت‌المقدس در سال ۱۹۷۷ كه براى اولين بار صورت مىگرفت ايده احداث كانال از نيل به صحراى نقب مطرح شد و اين امر حقيقتا نشان دهنده اميال پنهانى اسرائيل و آمريكا مىباشد. بايد گفت كه اسرائيل در حاشيه مذاكرات مختلف كه با طرف‌هاى درگير در مسئله خاورميانه داشته همواره بر طرح اسرائيل براى برخوردارى از حداقل يك درصد از آب‌هاى نيل تاكيد كرده است.

البته اين واضح است كه اسرائيل همواره بطور غيرمستقيم نقش عمده‌اى را بين دول حوزه نيل با استفاده از نفود زيادش در ميان دولت‌هاى اتيوپى، كنيا و رواندا ايفا مىكند.

با آغاز درگيرى در منطقه درياچه‌هاى بزرگ بعد از سرنگونى دولت موبوتو در كنگوى دموكراتيك، اسرائيل تلاش‌هاى فراوانى را در ايفاى نقش به منظور برقرارى امنيت و آرام‌سازى اوضاع در سايه فعاليت‌هاى آمريكا و هم زبان با نقش سنتى فرانسه به انجام رساند.[۲۴] شايد بتوان رويه عمومى اسرائيل درمنطقه شاخ آفريقا و درياى سرخ را اين طور ترسيم نمود كه تمامى فعاليت‌هاى اين رژيم در جهت گسترش نفوذ در آفريقا و مناطق حساس آن بر مبانى ذيل بوده است؛

الف: تشويق و حمايت از رهبران جديدى كه مايل به توسعه اقتصادى در كشورهايشان بوده و به نحوى با اقليت هاى كشورشان و نيز با ايالات متحده درارتباط بوده‌اند. به طور نمونه مىتوان به افرادی همچون جان كارانگ در سودان و... اشاره كرد.

ب: محاصره امنيتى نژادى عربى. بدين صورت كه اين كشور از كارت نيل در رويارويى سياسى با مصر و سودان بر اساس استراتژى (اتحاديه اقيانوس) كه به مفهوم عقد پيمان‌هايى با كشورهاى حاشيه نيل و گروه‌هاى قومى و نژادى و بت‌پرست كه مخالف اعراب هستند هم‌پيمان مىگردد.

۴. تسلط بر كشورها و جنبش‌هاى ضدغربى

از اين منظر مىتوان عملكرد رژيم صهيونيستى را در قبال ليبى و سودان كه از يك نيروى ملى اسلامى تشكيل شده‌اند درك كرد. همچنين مىتوان كمك‌هاى اسرائيل به دولت‌هاى آفريقايى براى سركوب حركت‌هاى اسلامى را در اين چارچوب تحليل كرد. اسرائيل همواره سعى داشته كه ماوراى اين مسئله بيشتر در جهت استفاده براى تحقق اهداف ذيل سود جويد:

  1. خود را به عنوان اولين مدافع ارزش‌هاى دمكراسى و لائيك در مواجهه با جنبش‌هاى اسلامى در جهان غرب معرفى كند.
  2. از جهت ديگر اگر نگاهى به كمك‌هاى رژيم صهيونيستى در آفريقا بنگريم مشاهده مىكنيم كه بيشتر آن در زمينه اطلاعاتى و آموزش‌هاى نظامى بوده و آن دقيقا چيزى مىباشد كه اصولا موجوديت رژيم صهيونيستى بر مبناى آن شكل گرفته است.

۵. كمكهاى فنى و نظامى

اين كمك‌هاى فنى و نظامى از آغاز سه زمينه اصلى را بخود اختصاص داده‌اند كه عبارتند از: انتقال مهارت‌هاى فنى و ساير مهارت‌‌ها از طريق ترتيب برنامه‌هاى آموزشى ويژه و در اختيار گذاشتن كارشناسان اسرائيلى در كوتاه مدت و دراز مدت و تاسيس شركت‌هاى مشترك و يا حداقل انتقال تجربيات و مهارت‌هاى مديريتى به شركت‌هاى آفريقایی. ذكر اين نكته قابل توجه است كه اسرائيل علي‌رغم داشتن توان و قدرت محدود اقتصادى، همواره در ارسال كمك‌هاى فنى به آفريقا تاكيد داشته است. پس از عادى سازى روابط اسرائيل با كشورهاى آفريقا در دهه هشتاد، اسرائيل به ارسال كمك‌هاى نظامى در زمينه آموزش نيروى پليس و گارد رياست جمهورى بعضى از كشورهاى آفريقايى مانند زئير و كامرون توجه نمود. در سال ۱۹۹۷، اسرائيل بار ديگر سياست‌هاى خود را در زمينه همكاري‌هاى فنى با آفريقا با توجه به تحولات جديد بين‌المللى و منطقه‌اى در آفريقا تجديد نظرنمود. بازنگرى جديد برنامه‌هاى گذشته اسرائيل در سال‌هاى دهه شصت و اوايل دهه هشتاد مورد تاكيد قرار گرفت.[۲۵]

به هر حال، اسرائيل به دلايل و عوامل تعيين كننده كه قبلا به آن اشاره شد براى روابط خود با آفريقا اهميت ويژه‌ای قائل است و هر چند كه منازعه اعراب و اسرائيل پس از روند حل و فصل مسالمت‌آميز آن به يك نقطه عطف مهم و تاريخى رسيده ولى اسرائيل همچنان در تحركات خود بر استراتژى تضعيف دشمن به جاى تعامل با آن اهتمام مىورزد.

پژوهش حاضر عوامل اين استراتژى را از طريق بيان ويژگى نقش اسرائيل در منطقه شاخ آفريقا- حوزه نيل- درياچه‌هاى بزرگ و كمك به نسل جديد و رهبران آفريقا روشن نموده است. علاوه بر اين، اسرائيل گروه‌ها و مجموعه‌ها و اقليت‌هاى نژادى و دينى را تشويق و حمايت نموده و در اين زمينه نه تنها لحظه‌اى هيچ ترديدى بخود راه نداده بلكه در ارائه انواع كمك‌هاى مادى و اعزام كارشناس و نيز آموزش نيروهاى عضو جنبش‌هاى مسلحانه و خشونت‌گرا را بر عهده گرفته است. لذا در همين رابطه تلاش‌هاى پيگيرى اسرائيل براى تحريك و برانگيختن فتنه و آشوب ميان اقليت‌هاى غير عرب در شمال آفريقا و جنوب سودان قابل توجه است.

پاورقي:

1ـ نگاه كنيد به:

Arye Oded, Africa and the Middle East Conflict, Bouldr, co: Lynne Rienner, 1987

- And Charles Kwarteng, “the Arabs, Israel and Black Africa: the politics of courtship", Round div, No 322, April, 1992, pp 167-82

2ـ خليل ابراهيم الطيار، "محاولات اسرائيل العوده الى افريقيا، علاقتها باتفاقيه التعاون الاستراتيجى مع الولايات المتحده"، شوون عربيه، عدد ۴۷، ايلول/ سبتمبر ۱۹۸۶، ص ۱۶۴

3ـ Kwarteng, op cit, p 178

4ـ Baffour Ankoma, "Let us Recognize Israel", New African, October 1988, p 16

5ـ Ibid, pp 53-56

6ـ Ali AL. Mazrui, The Africans: A Triple Heritage, London: BBC publication, 1986, p 85

7ـ مجموع يهوديان فلاشه كه به اسرائيل منتقل شده‌اند طبق قانون بازگشت حدود چهل هزار نفر است نگاه كنيد به:

Steven Kaplan, The Bita Israel (Flasha) in Ethiopia: From Earliest Times to the Twentieth century, New York: New York University press, 1992

8ـ براى اطلاعات بيشتر نگاه كنيد به:

Fran Markowitz, Israel as Africa, Africa as Israel: “Divine Geography” in the personal Narratives and Community Identity of the Black Hebrew Israelites, Anthropologyical Quarterly, vol. 69, No.4, October 1969, pp 193-206

9ـ بر اساس آمارهاى سازمان همكارى اسرائيل با آمريكا تعداد مهاجرين يهود كه از آفريقا به اسرائيل آمده‌اند حدود (۴۸۴۰۶۸) نفر كه بصورت زير انجام گرفت: از مغرب عربى (۳۸۱۶۱۸) نفر از اتيوپى (۴۸۶۲۴) نفر از مصر و سودان و در سال‌هاى اخير حدود (۱۶۲۷۷) نفراز آفريقاى جنوبى نگاه كنيد به:

The American-Israeli cooperative Enterprise 1988 at (www. israel. Org./ jsource / immigration)

10ـ و با اين همه نيروهاى استعمارى اروپا در آفريقا بصورت گسترده‌اى راه را براى نفوذ اسرائيل در مستعمرات آفريقايى هموار كردند. نگاه كنيد به مرجع سابق، خليل الطيارص ۱۶۸

11ـ Ibid, p 168

12ـ كشور غنا با ايجاد شركت كشتىرانى مشترك به نام (بلاك استارلاين) كه سهم دولت غنا ۶۰٪ و شركت کشتىرانى زم اسرائيل ۴۰٪ توافق شد ولى اين شركت مورد تحريم كشورهاى عربى واقع شد نگاه كنيد به:

Kwarteng, op.cit, p 168

13ـ Oded, op.cit, p 2

14ـ Ibid, pp 1-28

15ـ Ibid. pp 76-79. And see also naomi chazan, "Israel in Africa", the Jerusalem Quarterly, Vol. 18, Winter 1981, pp 30-32

16ـ Oded, op.cit, pp 178-180

همچنين نگاه كنيد به:

Olusola Ojo, Africa and Israel Relations in prespective, Boulder: Wesview press, 1988, pp 95-96

17ـ Noah Dropkin, "Israel’s Diplomatic Offensive in Africa: The case of Zaire Trans Africa forum, Spring 1992, vol.9, No. 1, p 19

18ـ Ibid, pp 20-21

19ـ Israel Ministry of Foreign Affairs, Israel’s Diplomatic missions Abroad, at (www. mfa. Gov)

20ـ در زمينه موقعيت درياى سرخ در انديشه استراتژيست‌هاى اسرائيل نگاه كنيد به: علاء سالم، "اسرائيل والقرن الافريقى: المنطلقات الاستراتيجية و انماط التحرك"، التعاون، المجلد (۱۰)، العدد (۳۹)، ۱۹۹۵، صص، ۱۸۸-۱۴۴

21ـ به علت حمايت اعراب از انقلاب اريتره، اسرائيل توانست با حمايت از اتيوپى از اين موقعيت بهره‌بردارى كرده و تسهيلاتى رابراى نيروهاى دريایی و هوایی خود در جزاير دهلك و گالى ايجاد كند.

22ـ اسرائيل براى نفوذش در منطقه شاخ آفريقا از دو روش استفاده مىكرد يكى مقابل قرار دادن گروه اقليت دينى داخل حاكميت با اقليت‌هاى خارج حاكميت، دوم حمايت و كمك كردن از اقليت‌هاى دينى معارض جهت مقابله كردن با هيئت حاکمه که اين شيوه اسرائيلي‌ها همواره با انعطاف و سازكارى همراه بوده و بر اساس شرايط زمان و در جهت تحقق اهداف و منافع استراتژيك آن چه بسا سياست اسرائيل در مورد اتيوپى و اريتره يك نمونه روشن در اين زمينه باشد.

23ـ حمدى عبدالرحمن حسن، "امكانيات تدعيم الامن المائى العربى"، فى: مصطفى كامل السيد (محرر)، حتى لاتنشب حرب عربية- عربية اخرى: من دروس حرب الخليج، القاهرة، ۱۹۹۳، صص ۵۲۰-۵۲۱

24ـ براى اطلاعات بيشتر نگاه كنيد به: حمدى عبدالرحمن حسن، "التوازن الاقليمى فى البحيرات العظمى و الامن المائى المصرى"، السياسية الدولية، عدد ۱۳۵، يناير ۱۹۹، صص ۲۲-۳۷

25ـ در سال ۱۹۹۷ مركز همكارى بين‌المللى وابسته به وزارت خارجه اسرائيل اقدام به تاسيس كارگاهى تحت عنوان (سياست‌هاى همكارى بين‌المللى اسرائيل در آفريقا) نمود. سوال اصلى و محورى چگونگى استفاده از منابع محدود موجود مركز براى اجراى برنامه‌هاى اجتماعى، اقتصادى مختلف در داخل آفريقا در جهت تحقق اهداف و منافع تعيين و ترسيم شده براى موجوديت رژيم صهيونيستى بوده است.

منابع:

    حمدی عبدالرحمن، استاد علوم سياسى و مدير برنامه‌هاى پژوهشى مصر ـ آفريقا در دانشگاه قاهره

    سید نعمت‌اله قادری، رئيس مركز مطالعات آفريقا ـ دفتر مطالعات سياسى و بين‌المللى وزارت امور خارجه

    منبع: مجله تحقيقات خاورميانه

سال هفتم شماره‌هاى ويژه ۱۹-۲۰

/var/www/vhosts/rasad.ir/httpdocs/farsi/ArticleFish/Articles/43.htm
Array
(
    [0] => stdClass Object
        (
            [ArticleFishId] => 45
            [SerialNo] => 43
            [MTitle] => نفوذ اسرائيل در آفريقا و بازتاب آن بر امنيت ملي اعراب
            [FTitle] => 
            [AMTitle] => 
            [AFTitle] => 
            [EMTitle] => 
            [EFTitle] => 
            [ALanguage] => 2
            [TLanguage] => 1
            [ADateS] => 0
            [ADateM] => 0
            [ADateG] => 0
            [Side_NY] => 0
            [Side_NS] => 0
            [Side_B] => 0
            [Side_HY] => 0
            [Side_HS] => 0
            [Side_NE] => 1
            [Side_HE] => 0
            [SourceType] => 3
            [Book] => 0
            [BArticlePageFrom] =>           
            [BArticlePageTo] =>           
            [Magazine] => 0
            [MPublishDateS] => 0
            [MPublishDateM] => 0
            [MPublishDateG] => 0
            [MYear] => 0
            [MNo] => 
            [MSerialNo] => 0
            [MArticlePageFrom] =>           
            [MArticlePageTo] =>           
            [Site] => 2
            [ArticleAddrInSite] => درگاه ديد> کشورها و گروه‌هاي کشوري> آفريقا> روابط خارجي> اسرائيل
            [FishWriter] => 4
            [WriteDate] => 10/25/2004 0:00:00
            [Confirmed] => 1
            [SupervisorView] => 
            [Abstract] => 
            [AAbstract] => 
            [EAbstract] => 
            [Editted] => 1
            [Degree] => 0
            [Mode] => 0
            [fldFirstPage] => 0
            [fldFPMod] => 0
        )

)

ورود

ورود به سايت

ورود به سايت


شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.

شناسه:

کلمه عبور:


درخواست شناسه کاربري

 
No Image