هند، اسرائیل و مناسبات
استراتژیک، معامله «فالکون»
ملازهی، پیرمحمد
دعوت مشاور امنیت ملی هند از آریل شارون
برای دیدار از این کشور، بار دیگر بر عمق مناسبات پنهان
دو کشور صحه نهاد. با این حال موافقت آمریکا با فروش سیستم
راداری فالکون از سوی اسرائیل به هند،اهمیت این ارتباط را
دوچندان و مخاطرات آن را برای کشورهای منطقه واضح تر ساخته
است. این گزارش به تحلیل چرایی و حجم مناسبات دو کشور
اسرائیل و هند میپردازد.
رویداد «براجیش میشرا»، مشاور امنیت ملی
هند ۸ می ۲۰۰۳ در نیویورک از آریل شارون، «نخستوزیر
اسرائیل برای سفر به هند دعوت کرد.[۱]
این سفر قرار است ۹ سپتامبر عملی شود. هدف اعلام
شده سفر نخستوزیر اسرائیل به هند، از نقطهنظر روزنامه
«جنگ» چاپ پاکستان، نهایی کردن قرارداد فروش سیستم راداری
«فالکون» اسرائیل به هند
است.[۲]
پیشینه
مناسبات هند و اسرائیل سابقهای
دیرینه دارد و به روزهای اول استقلال این دو کشور در اواخر
سال ۱۹۴۷ میلادی بازمیگردد. جواهر لعل نهرو، نخستوزیر
وقت هند در سال ۱۹۵۰، اسرائیل را به رسمیت شناخت اما با
عضویت این رژیم در سازمان ملل متحد مخالفت کرد. این سیاست
دوگانه هند دلایل خاص خود را داشت. بدین معنا که از یک طرف
هند، ملاحظات داخلی و منطقهای خاص خود را در ارتباط با
مسلمانان و دنیای عرب داشت و از طرف دیگر به موقعیت ممتاز
اسرائیل نزد واشنگتن و لندن نظر داشت. نتیجه این سیاست
دوگانه، شکلگیری دو سیاست آشکار و پنهان در دهلینو بود.
هند بعد از به رسمیت شناختن اسرائیل اجازه داد که این کشور
کنسولگری خود را در بمبئی تاسیس کند ولی در توسعه مناسبات
سیاسی از این حد جلوتر نرفت. یک علت مهم این سیاست، دوستی
شخصی جواهر لعل نهرو، نخستوزیر وقت هند با جمال
عبدالناصر، رئیسجمهور فقید مصر بود. اما رکود در مناسبات
علنی باعث نشد که نوع دوم ـ مناسبات پنهانی ـ توسعه نیابد.
مناسبات پنهانی هند و اسرائیل عمدتاً در سطح همکاریهای
نظامی و هستهای بوده و تا سال ۱۹۹۲ که «ناراسیمها رائو»،
نخستوزیر اسبق هند این مناسبات را علنی کرد به صورت
پنهان همچنان در حال توسعه بوده است.
به این ترتیب میتوان مناسبات هند
و اسرائیل را از بعد تاریخی به آشکار در سطح سیاسی و
دیپلماتیک و پنهان در سطح همکاریهای نظامی ـ هستهای
تقسیم کرد. البته طرف هندی همواره تلاش کرده مناسبات با
اسرائیل پنهان بماند و در صورت علنی شدن، سعی کرده است از
اهمیت آن بکاهد. در مقابل، طرف اسرائیلی همواره مایل بوده
است که آنرا علنی کند و بر اهمیت استراتژیک این مناسبات
تاکید داشته است. با این حال میتوان سابقه نسبتاً روشنی
از مناسبات هند و اسرائیل در هر دو سطح آشکار و پنهان
بهدست آورد.
دیدگاهها و
نظریات
الف: مناسبات آشکار
دیپلماتیک
چنانکه اشاره شد در سال ۱۹۵۰
جواهر لعل نهرو اسرائیل را به رسمیت شناخت، اما بهدلیل
ملاحظات هند نسبت به دنیای عرب و جهان اسلام این مناسبات
تا سطح مبادله سفیر ارتقا نیافت. یک علت مهم رکود در
مناسبات هند و اسرائیل، موقعیت خاص هند بهعنوان یک کشور
عضو و بنیانگذار جنبش عدم تعهد بود. جنبش عدم تعهد در
حقیقت تشکیلات سیاسی کشورهای در حال توسعه بود که
میخواستند در مقابل قطببندی مخرب قدرت جهانی بین دو بلوک
شرق به رهبری اتحاد شوروی سابق و غرب به رهبری آمریکا، راه
سومی را در پیش بگیرند. جنبش عدم تعهد با اتخاذ چنین
خطمشیای بهطور طبیعی در مقابل استعمار خارجی و
نژادپرستی قرار میگرفت. اسرائیل زاده استعمار خارجی و
رژیمی نژادپرست بود. بنابراین برای هند که خود را موثرترین
عضو جنبش عدم تعهد میدانست، توسعه مناسبات در شکل آشکار
آن میتوانست بر اعتبار جهانی و منطقهایاش لطمه بزند.
دلیل اصلی اینکه مناسبات هند و اسرائیل در طول زمانی
نسبتا طولانی به مدت چند دهه پنهانی توسعه یافته است، در
همین واقعیت ساده نهفته است، هند از یک طرف بهدلیل عضویت
در جنبش عدم تعهد مجبور بوده در مناسبات فلسطینیان و
اسرائیل از فلسطینیان حمایت علنی بکند، ولی از طرف
دیگر منافع امنیتی و نظامی هند، نوعی همکاری پنهانی با
اسرائیل را بهوجود آورده است.
در این بین نیاز هند به دریافت نفت
و سوخت مطمئن از کشورهای عرب حوزه خلیجفارس از اهمیت
بالایی در موضعگیریهای دوگانه هند برخوردار بوده است.
همچنین حضور حدود یک میلیون کارگر هندی در کشورهای عرب
منطقه که بنا به یک برآورد سالانه حدود ۶ میلیارد از
دستمزد خود را به اقتصاد هند تزریق میکنند، عامل مهم
دیگری در ملاحظات هند در ارتباط با غنی نکردن مناسبات خود
با اسرائیل بوده است.[۳] بهویژه آنکه
این برداشت وجود داشته است که در صورت علنی شدن کامل
مناسبات هند و اسرائیل، این ادعای هند که که طرفدار
فلسطینیان است بهشدت زیر سوال برود. این وضعیت تا سال
۱۹۹۲ ادامه یافت ولی در این سال بهدلایل متفاوتتری، هند
اقدام به علنی کردن مناسبات سیاسی با اسرائیل کرد. از جمله
این دلایل میتوان به فروپاشی بلوک شرق و بر هم خوردن نظم
بینالملل و کنفرانس صلح مادرید بین اعراب و اسرائیل اشاره
کرد. واقعیت آن است که هند تا پیش از فروپاشی اتحاد شوروی
از متحدان نزدیک بلوک شرق بود. این نزدیکی بهخصوص از طرف
حزب کنگره هند در دوره قدرت خانم ایندرا گاندی از اهمیت
بسیار بالایی برخوردار بود. سقوط اتحاد شوروی تاثیرات خاص
خود را بر هند برجای گذاشت. بدین معنا که از یک طرف باعث
شد که حزب کنگره در مسیر نزول قدرت بیفتد و احزاب راست
نظیر حزب «بهاراتیا جاناتا» امکان رشد بیابند و از طرف
دیگر هند را متوجه آسیبپذیریهایش ساخت و همین امر موجب
گرایش هند به طرف اسرائیل شد. یک تحلیلگر مسائل روابط هند
و اسرائیل همین موضوع را این چنین توضیح داده
است:
«... در سال ۱۹۹۲ تحولی جدید در روابط
دو کشور (هند و اسرائیل) بهوجود آمد. سفارتخانههای دو
طرف در تلآویو و دهلینو آغاز به کار کرد. این دوره را
باید نقطه عطفی در نقشه سیاسی منطقه و روابط قدرتهای
جهان بهحساب آوریم. فروپاشی امپراتوری روسیه و تشکیل
کنفرانس مادرید، هندیها را سرانجام متقاعد کرد، آنها
ناچارند روابط خود را با آمریکاییها توسعه دهند. آغاز
گفتوگوی سیاسی اسرائیل با کشورهای عرب، فضای مناسبی را
بهوجود آورد که در جهت ترغیب کشورهای دیگر از جمله هند
برای توسعه روابط با اسرائیل بسیار مؤثر واقع شد. این
موضوع عکسالعمل دنیای عربی و اسلامی را هم بهدنبال
نداشت. سال ۱۹۹۸ و پس از روی کار آمدن حزب ملی «بهاراتیا
جاناتا» در هند، روابط دوطرف به بالاترین حد خود
رسید».[۴]
ب: مناسبات پنهان و نظامی
هستهای
واقعیت مهم آن است که مناسبات اصلی
هند و اسرائیل از سال ۱۹۵۰ تاکنون حول محور همکاریهای
نظامی و هستهای متمرکز بوده است. علت پیگیری پنهان آن نیز
موید چنین برداشتی است. هند کشوری بزرگ با مسائل متنوع و
پیچیده است که هر کدام از آنها در امنیت ملی این کشور
تاثیرات تعیین کنندهای دارند. تنوع قومی ـ مذهبی در
داخل، وجود یک اقلیت بزرگ مسلمان در این کشور که هند را
بعد از اندونزی بهعنوان دومین کشور پر جمعیت مسلمان معرفی
میکند، وجود اقوام با فرهنگها و سنتها و زبانهای
متفاوت که تعداد آنها را بالغ بر ۲۰۰ قومیت و زبان
ارزیابی کردهاند، در کنار اختلافات ارضی هند با کشورهای
چین، پاکستان و بنگلادش، هند را مجبور ساخته است که تقویت
بنیه دفاعی و بازدارندگی نظامی را در پیش بگیرد. باتوجه به
اینگونه واقعیتها، اولویت سیاست خارجی هند حول دو محور
اصلی متمرکز شده و با وجود هر دولت حزبی که در دهلینو در
راس قدرت قرار داشته است، به رغم رقابتها و اختلافات
داخلی در این خطمشی کلی تغییری بهوجود نیامده است. تضمین
امنیت و حفظ وحدت ملی و ارضی و ایجاد توازن دفاعی برای
حفاظت مؤثر از امنیت و تمامیت ارضی موضوعاتی هستند که
دولتهای حاکم در هند قطعنظر از رقابتهای داخلی، همواره
پیگیر آن بودهاند. این هدف رامیتوان به گونه ذیل
تقسیمبندی کرد:
۱ـ تضمین امنیت، وحدت ملی و
ارضی
چالشهای تجزیهطلبانه در کشمیر،
پنجاب و ایالتهای شمال شرقی. این چالشها با ادعاهای ارضی
چین و پاکستان ترکیب شده، حاصل آنها تهدیدی است که هند با
آن روبهرو است. جی. ان دیکشت، قائممقام اسبق وزارت امور
خارجه هند گفته است، عوامل محرک برای کسب استقلال و مبتکر
ایده وحدت ملی هند پس از گذشت زمان دچار فرسودگی شده است.
بر همین اساس متفکران سیاست خارجی هند معتقدند، دستگاه
دیپلماسی هند بایستی فضای مطلوب را برای این کشور فراهم
کرده و پیوند محکمی با مراکز مهم قدرت جهان برقرار کند. به
این ترتیب، هند موفق خواهد شد از حمایت خارجی موثر بر
تمایلات گریز از مرکز جلوگیری کند.
هند بایستی با تنظیم روابط با
مراکز قدرت در جهان، معادلات سیاسی را به سمتی سوق دهد که
این کشورها و مراکز قدرت، هند را نسبت به منافع وسیع
اقتصادی و راهبردی خود مفید تشخیص دهند.
۲ـ ایجاد توان دفاعی ملی
برای حفاظت از تمامیت ارضی و وحدت ملی
توان دفاعی بایستی بهطور عمده بر
منافع داخلی و قابلیت فنی هند متکی باشد. سیاست توسعه
موشکی، تسلیحات هستهای و سیاستهای مربوط به ساختار
سهگانه، میبایست توسط نیروهای مسلح هند به نحوی که نسبت
به تغییر معادلات قدرت و توسعه فناوری، حساس باشد مورد
توجه قرار گیرد.[۵]
با توجه به اولویتهای تعیین شده
برای سیاست خارجی هند میتوان دلایل توسعه مناسبات هند و
اسرائیل را در بخش نظامی و هستهای مهم ارزیابی کرد. در
حقیقت آسیبپذیریهای امنیتی در بعد داخلی و خارجی،
راهنمای عمل هند در توسعه هستهای و موشکی است و همکاری با
اسرائیل در این بخش است که طی چندین دهه به صورت پنهانی
پیگیری شده است. اولین نشانههای همکاری پنهانی هند و
اسرائیل را در مقاطع جنگ آنها با رقبای منطقهایشان
میتوان ارزیابی کرد. در حقیقت میتوان گفت که هند و
اسرائیل در مقاطع بروز بحران و جنگ همکاری نظامی خود را
گسترش دادهاند. جنگهای اسرائیل با اعراب هرچند که
جنگهایی تجاوزکارانه و توسعهطلبانه بوده، اما بیشباهت
هم با جنگهای هند و پاکستان و حتی جنگ چین و هند نبوده
است. این واقعیت که هند به لحاظ امنیتی از ناحیه چین و
پاکستان آسیبپذیر است، بحث چندانی ندارد. قدرت دفاعی
بازدارندگی هند اساساً در ارتباط با حفظ توازن استراتژیک
قدرت دفاعی این کشور در مقابل پاکستان و چین توضیح داده
میشود. هرچند که حضور نظامی آمریکا در پایگاه دریایی
«دیهگوگارسیا» در اقیانوس هند و تمرکز سلاحهای هستهای
آمریکا در آن از نظر ژنرالهای ارتش هند پوشیده نمانده است
ولی در هر حال هند خطر اصلی را از سوی پاکستان و چین برای
امنیت ملی خود میداند.
سابقه همکاری موثر نظامی هند و
اسرائیل به منازعه چین و هند بر سر مالکیت تبت در سال ۱۹۶۲
باز میگردد. در جنگ کوتاهمدت هندوستان و چین بر سر تبت،
اسرائیل محمولههای سلاح برای هند ارسال کرد. در جنگهای
۱۹۶۵ و ۱۹۷۱ هند و پاکستان، اسرائیل اقدام به حمایت
تسلیحاتی از هند کرد که همه اینها با واکنش مساعدی در
دهلینو روبهرو شد.[۶]
در ارتباط با همکاریهای سری هند و
اسرائیل در زمینه تکنولوژی هستهای دستیابی به اطلاعات
موثق بهسختی ممکن است. با این حال سفرهای مکرر دانشمندان
هستهای هند و اسرائیل به دهلینو و تلآویو، گاه در سطح
محدودتری مطرح شده است. به نوشته بعضی از مطبوعات، هند و
اسرائیل طی ۲۰ سال گذشته روابط هستهای نزدیک و محکمی
برقرار کردهاند. «ای. پی. جی عبدالکلام»، دانشمند ارشد
هستهای هند و رئیسجمهوری کنونی این کشور که از وی به نام
«پدر موشکی هند» یاد میشود، در سالهای ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷ به
اسرائیل سفر کرده است و در مقابل دانشمندان هستهای
اسرائیل نیز به هند سفر اعلام نشدهای
داشتهاند.[۷] البته یکی از مهمترین
انگیزههای توسعه همکاریهای هستهای هند و اسرائیل، وجود
تاسیسات هستهای پاکستان بوده است. این تصور در دهلینو و
تلآویو وجود دارد که سلاحهای هستهای پاکستان در واقع
بیش از آنکه سلاحی تدافعی و ملی برای پاکستان باشند،
سلاحی اسلامی و متعلق به جهان اسلام خواهد بود. از این
زاویه هند و اسرائیل منافع مشترکی در توسعه همکاریهای
هستهای دارند، چرا که هند و اسرائیل هر دو خود را در معرض
خطر سلاحهای هستهای پاکستان احساس میکنند. روشن است که
از نظر پاکستان این گونه برداشتها غیرواقعی است. دولت
پاکستان بارها این موضوع را روشن ساخته است که توان
هستهای این کشور صرفاً نقش بازدارندگی در مقابل هند دارد
و به هیچ عنوان تکنولوژی هستهای این کشور به سایر کشورهای
اسلامی داده نخواهد شد. از نظر پاکستان بمب هستهای این
کشور توان استراتژیک ملی است و نه آنگونه که هند و
اسرائیل آنرا بمب هستهای اسلامی قلمداد کردهاند. با
این حال توضیحات پاکستان برای هند و اسرائیل قانعکننده
نبوده است. هند و اسرائیل احساس میکنند که از ناحیه
پاکستان تهدید میشوند و در سالهای اخیر با طرح مسئله
تروریسم اسلامی پاکستان را خاستگاه اولیه تروریسم ناشی از
سازمان القاعده و طالبان حذف شده از قدرت در افغانستان
میدانند. همین معنا را در گزارشی از خبرگزاری جمهوری
اسلامی از بیروت به روشنی میتوان دریافت:
«... منابع اسرائیلی میگویند
بهرغم فاصله جغرافیایی میان هند و اسرائیل، وجود برخی
از مشکلات مانند مبارزه با جنبشهای اسلامی در منطقه،
همکاریهای هستهای تلآویو و دهلینو را به یکدیگر
نزدیک کرده
است».[۸]
در هر حال طبق اطلاعات موجود،
سابقه همکاری هستهای هند و اسرائیل به سال ۱۹۶۲
بازمیگردد. گفته میشود سرآغاز این همکاریها سفر «ارنست
بیرگمان»، رئیس کمیته انرژی هستهای اسرائیل به هندوستان
بود. ظاهرا در جریان همین سفر یک توافقنامه محرمانه
همکاری هستهای بین هند و اسرائیل به امضا رسیده است که
اطلاعات موثقی درباره مفاد آن انتشار نیافته است. منتها
براساس همین توافق بوده که هند مواد اولیه راکتور هستهای
اسرائیل، «دیمونا» را تامین کرده و در مقابل اسرائیل در
ساخت بمب هستهای به هند کمک کرده است. گمان میرود اولین
انفجار هستهای هند در سال ۱۹۷۴ با حمایت ضمنی اسرائیل
صورت گرفته است. همچنین راکتورهای هستهای هند در
«کالباکام» واقع در نزدیکی مدرس و «تارابورا» در نزدیکی
بمبئی از کمکهای اسرائیل بهرهمند شدهاند.
مرحله سوم و توسعه یافتهتر
همکاریهای نظامی هند و اسرائیل را میتوان در فروش و
انتقال فناوری راداری و بهخصوص سیستم راداری «فالکون»
دانست. هر چند هند و اسرائیل قبل از توافق بر سر فروش
«فالکون» به هند، در بخشهای راداری و فناوری پیشرفته
ارتباطی، همکاریهایی داشتهاند ولی بهنظر میرسد که
قرارداد فروش «فالکون» بهدلایل متفاوتتری، از اهمیت
بیشتری برخوردار شده است. یک علت مهم آن موافقت ضمنی
آمریکا برای انجام چنین معاملهای بین هند و اسرائیل است.
هرگاه درنظر بگیریم که اسرائیل قبلا برای فروش همین سیستم
با چین قرارداد امضا کرد ولی بهدلیل مخالفت آمریکا مجبور
به نقض قرارداد شد، به اهمیت قرارداد اسرائیل و هند نیز
میتوان پی برد. از نظر پاکستان معامله «فالکون» بین
اسرائیل و هند با چراغ سبز آمریکا صورت میگیرد و هدف آن
اعمال نظارت بر پاکستان
است.[۹]
جالب توجه است که این برداشت
مقامات پاکستانی را مقامات هندی نیز تایید کردهاند. قدرت
پوشش رادار «فالکون» نگرانیهای جدی برای پاکستان بهوجود
آورده است. نظامیان پاکستان بر این باورند که با استقرار
سیستم راداری فالکون در هند، امنیت ملی پاکستان به صورت
جدی به مخاطره خواهد افتاد. این سیستم راداری قادر است تا
اسلامآباد، پایتخت پاکستان را پوشش دهد، برد آنرا در
دایرهای به قطر ۴۰۰ کیلومتر و با قدرت ردیابی همزمان ۶۰
هدف برآورد کردهاند.[۱۰]
گمان میرود که جدا از برد رادار
«فالکون» آنچه که بیشتر باعث نگرانی مقامات نظامی پاکستان
شده است، سکوت آمریکا است. پاکستان بهطور طبیعی به لغو
قرارداد اسرائیل و چین تحت فشار آمریکا و امضای قرارداد
فروش «فالکون» به هند با چراغ سبز آمریکا فکر میکند. این
سوال مهم در اسلام آباد مطرح است که همکاری پاکستان و
آمریکا در مبارزه با تروریسم و چرخش این کشور در قبال
مسائل افغانستان چه پاسخی از طرف آمریکا یافته
است؟
اما برای یافتن پاسخ اینکه هند و
اسرائیل به چه دلیلی در جهت توسعه همکاریها حرکت میکنند،
میباید به جنبههای مختلفی از این مناسبات و اهداف هر دو
کشور توجه داشت. روشن است که هند و اسرائیل اهداف خاص خود
را دارند و اینرا باید جدا از این موضوع در نظر گرفت که
این دو در فاصله بین مدیترانه و شبهقاره هند از سوی
کشورهای اسلامی در محاصره قرار گرفتهاند. برای توسعه
همکاریهای هند و اسرائیل میتوان اهداف سیاسی، اقتصادی و
نظامی خاص درنظر گرفت. حتی میتوان تصور کرد که هندوهای
افراطی هند نوعی تشابه فرهنگی بین خود و صهیونیستهای
افراطی تصور کرده باشند.
۱ـ اهداف اسرائیل
شک نیست که هدف مهم و اصلی اسرائیل
از توسعه مناسبات با هند، تلاش برای خروج از انزوای سیاسی
در خاورمیانه عربی و اسلامی متضاد با سیاستهای صهیونیستی
است. اسرائیل از همان آغاز اعلام موجودیت متوجه این واقعیت
شد که نمیتواند در جهان عرب مورد پذیرش قرار گیرد، در
محاصره کامل جهان عرب و اسلامی است و برای خروج از این
انزوا استراتژی اسرائیل تلاش بهمنظور نزدیکی به کشورهای
غیرعرب منطقه بود. این استراتژی را «بن گوریون» طراحی کرد
و برای نسلهای بعد رهبری اسرائیل به یادگار گذاشت. در بین
کشورهای غیرعرب منطقه که میتوانستند به این نیاز حیاتی و
اسرائیل پاسخ دهند، سه کشور وجود داشت؛ ترکیه، ایران و
هند. البته در پی فروپاشی اتحاد شوروی و استقلال کشورهای
آسیای مرکزی و حوزه قفقاز، کشورهای این مناطق اضافه
شدهاند ولی در هر حال در زمانی که «بن گوریون» استراتژی
خروج از انزوای اسرائیل را طراحی کرد، ترکیه، ایران و هند
مدنظر او بودند. تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران،
رژیم شاهنشاهی ایران مناسبات نهچندان پنهانی و گستردهای
با اسرائیل داشت. ترکیه در مناسبات با اسرائیل فراز و نشیب
داشته ولی در سالهای اخیر در چارچوب استراتژی صهیونیستی
قرار گرفته است. هند نیز در وضعیتی کم وبیش متفاوت ولی در
هر حال جایگاه مهم و خاص خود را در استراتژی خروج از
انزوای اسرائیل داشته است. اسرائیل بهخاطر انزوای سیاسی
که در منطقه خاورمیانه به آن دچار بوده و هست، سعی دارد تا
یکی از مهمترین بازیگران سیاسی و نظامی در آسیا را به سمت
خود جلب کند.[۱۱] اسرائیل با توسعه
مناسبات با هند و ترکیه در حقیقت کمربند امنیتی پیرامون
دنیای عرب و کشورهای اسلامی را به نفع خود مستحکمتر خواهد
کرد.
جدا از هدف استراتژیک خروج از
انزوای سیاسی اسرائیل، باید واقعیتهای دیگری را نیز را در
این رابطه در نظر گرفت. این واقعیت که در هند، اقلیت یهود
قابل توجهی وجود ندارد که انگیزه نفوذ اسرائیل را چنانکه
در سایر کشورهایی که اقلیت یهود وجود دارد، توجیه کند، به
خودی خود این موضوع را از اهمیت بیشتری برخوردار میکند که
انگیزه منفعتطلبانه تجاری ـ اقتصادی وجود دارد. اسرائیل
در بخش فناوری پیشرفته و گرانقیمت نظامی پیشرفتهایی
دارد. این واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت که هند نیازمند
این فناوری است و بنابراین یک زمینه مشترک به نفع هر دو
کشور وجود دارد که توسعه مناسبات تجاری و اقتصادی بین
آنها را توجیه میکند. انعقاد قرارداد فروش «فالکون» به
هند به ارزش ۱/۲ میلیارد دلار در شرایط موجود اقتصادی
اسرائیل کمک مؤثری به تلآویو خواهد بود. موضوع مهم دیگر
از نظر اسرائیل فاصله انداختن بین هند و کشورهای اسلامی و
فلسطینیان است. اسرائیل همواره تلاش میکند که حمایت
منطقهای و جهانی از آرمان فلسطین را کاهش دهد. راستگرایان
هندی در این استراتژی اسرائیل بهشدت موردتوجه قرار
گرفتهاند. وجود مشکلات امنیتی هند در کشمیر تحت کنترل این
کشور که سازمانهای اسلامی مبارز و استقلالطلب آن با ارتش
هند وارد جنگ مسلحانه سخت و طولانی شدهاند، این فرصت را
در اختیار اسرائیل قرار داده است که با در اختیار گذاشتن
تجربیات خود در سرکوب سازمانهای مبارز فلسطینی به هند کمک
کند که مبارزان کشمیری را سرکوب کند. بنابراین از این منظر
مبارزه مشترک با آنچه که هند و اسرائیل آنرا تروریسم
اسلامی میدانند، اهمیت مییابد. همکاری در اینباره بعد
از آنکه یک گروه از جهانگردان اسرائیلی در کشمیر به اسارت
یک گروه مبارز کشمیری مخالف هند درآمدند، افزایش چشمگیری
یافت. یک مسئول امنیتی اسرائیل به نام «درمن» در اینباره
گفته است.
«در جریان جلسهای که با «جوایری» همتای
هندی خود داشتم نقشه کشمیر هند در شعبه اطلاعات اسرائیل
مورد ارزیابی دقیق قرار گرفت و برای من ثابت شد که ما با
هندیها وجه اشتراک بسیاری در زمینه مبارزه با تروریسم
داریم»[۱۲]
۲ـ اهداف هند
هند از توسعه همکاریهای سیاسی ـ
نظامیاش با اسرائیل اهداف خاص خود را دارد. بدون شک
مهمترین هدف هند دستیابی به فناوری پیشرفته آمریکایی است
که در اسرائیل شکل گرفته و بخشهایی از آن به صورت بومی
درآمده است. به خصوص این فناوری در بخش موشکی و هستهای
به شدت مورد توجه هند قرار گرفته است. هند در سالهای
۱۹۶۲، ۱۹۶۵ و ۱۹۷۲ در جنگهایش با چین و پاکستان از همکاری
نظامی اسرائیل برخوردار شد. علاوه بر این در سال ۱۹۹۸ که
هند آزمایشهای هستهای خود را انجام داد و به باشگاه
کشورهای هستهای راه یافت، اسرائیل تنها کشوری بود که از
محکومیت آزمایشهای هستهای هند سرباز زد و این بهرغم آن
بود که آمریکا، هند را مشمول تحریمهای اقتصادی قرار داده
بود. رفت و آمد دانشمندان هستهای هند و اسرائیل به دهلی
نو و تلآویو بهطور مرتب و سازمان یافته ادامه دارد.
محور اصلی مناسبات نظامی ـ هستهای هند و اسرائیل را فروش
تسلیحات ساخت اسرائیل به هند تشکیل میدهد. به خصوص بعد از
فروپاشی اتحاد شوروی، متحد اصلی و تامین کننده عمده
تسلیحات هند، این کشور به صنایع موجود تسلیحاتی اسرائیل
توجه بیشتری کرده است. البته هند تلاش میکند که منابع
خرید تسلیحاتی خود را متنوع کند تا از آسیبپذیری خود در
مقاطع حساس بکاهد. معاملات تسلیحاتی بین هند و آمریکا با
محدودیتهای دوطرفه روبهرو است. بدین معنا که از یک طرف
آمریکا در فروش تسلیحات به هند، ملاحظات خاص خود را درباره
پاکستان، متحد منطقهایاش در جنوب آسیا دارد و از طرف
دیگر هند در پرداخت بهای سلاحهای پیشرفته آمریکایی با
محدودیت منابع مالی روبهرو است. گمان میرود که درباره
اسرائیل چنین محدودیتی وجود نداشته باشد.
فروش هواپیماهای «آواکس» و
«فالکون» اسرائیلی به هند از همین زاویه، تامین کننده
نیازهای نظامی هند است. البته هند قبلاً سلاحهای پیشرفته
دیگری را نیز از اسرائیل خریده است. از جمله فروش
سیستمهای راداری موسوم به «اورن بروک»، موشکهای دریا به
دریا از نوع «باراک» و هواپیماهای «جلاسکی» در فهرست
معاملات تسلیحاتی هند و اسرائیل جای
گرفتهاند.[۱۳] ظاهرا آمریکا درباره فروش
تسلیحات پیشرفته اسرائیل به هند حتی در آن بخش که تکنولوژی
آمریکایی در آنها به کار رفته و علیالقاعده فروش آنها
به کشور ثالث نیازمند موافقت آمریکا است، مخالفتی ندارد.
هدف مهم دیگری که در توسعه مناسبات
هند و اسرائیل برای دهلینو میتوان در نظر گرفت، لابی
صهیونیستی در آمریکا است. شکی وجود ندارد که هند در رقابت
با پاکستان که متحد آمریکا است، نیازمند کمک اسرائیل است.
لابی صهیونیستی از نفوذ قابل توجهی در واشنگتن برخوردار
است. هند این انتظار را دارد که از طریق توسعه مناسبات با
اسرائیل محافل صهیونیستی آمریکا را متقاعد سازد تا هند را
بهعنوان کشور دوست اسرائیل ارزیابی کنند و به نفع هند در
آمریکا وارد عمل شوند. از آنجا که هند خود را در موقعیتی
راضیکننده به لحاظ موقعیت بینالمللی لااقل در مقایسه با
چین احساس نمیکند، امیدوار است که با حمایت لابی
صهیونیستی، موقعیت خود را اصلاح کند. علاوه بر این هند خود
را در موقعیتی احساس میکند که در صورت گسترش اعضای دائم
شورای امنیت سازمان ملل متحد، بتواند به عضویت دائم شورای
امنیت در بیاید. روشن است که حمایت آمریکا برای دستیابی
هند به چنین هدفی ضرورت تام خواهد داشت. لابی صهیونیستی در
کنگره و دولت آمریکا در چنین مقطع حساسی مفید خواهد بود.
بنابراین در محاسبات هند برای توسعه همکاریها با اسرائیل
موضوعات متنوعتری وجود دارد که هر کدام در جای خود مهم و
قابل بررسی خواهد بود.
تلاش هند برای نزدیکی با آمریکا به
خصوص بعد از سقوط اتحاد شوروی دلایل قانعکنندهتری یافته
است. لااقل از نظر دولتمردان هند که چنین بوده است ولو
آنکه این برداشت هند با واقعیت مناسبات پیچیده بینالمللی
همخوانی چندانی نیافته باشد. منتها این مسئله وجود دارد که
مقامات هندی در شرایط کنونی بینالمللی به چنین باوری
رسیدهاند. بعضی از کارشناسان روابط هند در این باره
میگویند:
«... در شرایط بینالمللی جدید، هند سعی
دارد هرچه بیشتر خود را به آمریکا نزدیک کند و برای
رسیدن به این مقصود، اسرائیل را وسیله مناسبی میبیند.
بهعلاوه اسرائیل تواناییهای دیگری مانند اسلحه،
فناوری، کشاورزی و غیره نیز دارد. اسرائیل و هند هر دو
منشور مربوط به قوانین کنترل تسلیحات هستهای «ان. پی.
تی» را امضا نکردهاند. نوع همکاریهای بینالمللی آنها
در سازمانهای بینالمللی شباهتهای زیادی با یکدیگر
دارد و در منافع آنها همگراییهای زیادی دیده
میشود».[۱۴]
از همین روست که اسرائیل خواهان
توسعه مناسبات با هند است و در مقابل، هند توسعه مناسبات
با اسرائیل را به نفع خود میداند. در حقیقت اسرائیل مایل
است از هند بهعنوان یک کشور بزرگ خارج از دنیای اسلام به
صورت یک پایگاه نفوذ استفاده کند و هند در مقابل، در نظر
دارد در نزدیکی با آمریکا از لابی صهیونیستی استفاده کند.
هند امیدوار است که از توسعه مناسبات با اسرائیل موقعیت
خود را در اروپا و آمریکا تقویت کند.
روزنامه کیهان در اینباره چنین
قضاوت میکند و از قول یک مقام مسئول در اسرائیل مینویسد:
«... اسرائیل میتواند به منزله یک پل
اقتصادی، هند را به اروپا و آمریکا متصل سازد و نفوذ
صهیونیستها در بازار جهانی میتواند موقعیت مناسبی برای
دهلینو فراهم
کند».[۱۵]
ارزیابی
در هر حال در یک نگاه کلیتر
میتوان روابط اسرائیل و هند را رو به گسترش ارزیابی کرد.
اما در همان حال قابل تصور است که هند و اسرائیل در گسترش
مناسبات، اهداف خاص خود را پیگیری میکنند. منافع آنها در
حقیقت توجیهکننده توسعه مناسبات است وگرنه هیچگونه وجوه
مشترک تاریخی، زبانی و فرهنگی بین هند بهعنوان بزرگترین
و پرجمعیتترین کشور جهان بعد از چین با جمعیتی معادل یک
میلیارد نفر و اسرائیل بهعنوان یک کشور مصنوعی کوچک ۵
میلیون نفری، آسیبپذیر، محاصره شده و منزوی در دنیای
اسلام و عرب وجود ندارد. علاوه بر این، بعد مسافت
جغرافیایی هند و اسرائیل بهگونهای است که از نقطهنظر
جغرافیایی نیز وجوه مشترکی برای آنها نمیتوان در نظر
گرفت. از اینرو میتوان گفت که منافع متقابل تنها عاملی
است که مناسبات اسرائیل و هند را توجیه
میکند.
در این بین همکاری نظامی و هستهای
اسرائیل و هند، مهمترین انگیزه برای هند است، همچنان که
خروج از انزوای سیاسی برای اسرائیل در توسعه مناسبات با
هند در اولویت قرار میگیرد. البته در دوران حکومت حزب
راستگرای بهاراتیا جاناتا برخی از شخصیتهای برجسته هندی
نوعی اشتراک هدف فرهنگی را نیز مدنظر قرار دادهاند. طبق
اینگونه برداشتها، تجربه اسرائیل در سازماندهی یک مرکز
قدرت یهودی که تمامی اقوام پراکنده یهود را متوجه مرکزیت
تلآویو در فلسطین کند، میتواند برای هند که در نظر دارد
کشوری خالص و هندو بنا کند و دهلینو را به صورت مرکز قدرت
هندوهای پراکنده در گوشه و کنار جهان دربیاورد، تجربهای
سودمند خواهد بود. با این حال باید در نظر داشت که هند در
مناسبات با اسرائیل ناچار است نیم نگاهی به دنیای اسلام و
عرب داشته باشد. گمان میرود رد درخواست هند بهعنوان
کشوری که بیشترین جمعیت مسلمان بعد از اندونزی در آن
زندگی میکنند، برای پیوستن به کنفرانس اسلامی بیارتباط
با مناسبات اسرائیل و هند نبوده است. اگر چنین برداشتی
درست باشد توسعه مناسبات اسرائیل و هند برای هند؛ بدون
هزینه هم نبوده است. در یک کلام میتوان گفت که شکلگیری
مثلث هند، اسرائیل و ترکیه و تکمیل آن با ضلع چهارم آمریکا
برای بقای جهان عرب و اسلام پدیدهای خطرناک خواهد بود.
پینوشتها
http://www.zmaq.org/content/print-article.cfm
دکتر مجاهد منصوری، خطر مناسبات هند و
اسرائیل برای پاکستان، روزنامه جنگ، ۲۷ جولای.
روزنامه صبح امروز، ۱۹ آبان ۱۳۷۸،
ص۸.
گزارشی انتخابی از نمایندگیهای جمهوری
اسلامی ـ روابط هند و اسرائیل ـ دفتر مطالعات سیاسی و
بینالمللی ـ ماهنامه شماره ۱۶۷.
سیاستها، اولویتهای مهم خارجی هند،
دیدگاهها و تحلیلها، شماره ۱۲۶، ص ۷۸.
امینی، محمداسماعیل، تحلیلی بر علل
گرایش هند به سمت همکاری نظامی با اسرائیل، مجله سیاست
خارجی شماره ۳، پاییز ۱۳۷۸.
روزنامه صبح امروز، ۱۹ آبان ۱۳۷۸،
ص۸.
خبرگزاری جمهوری اسلامی، بیروت،
۲۰/۳/۱۳۷۹.
دکتر مجاهد منصوری، خطر مناسبات هند و
اسرائیل برای پاکستان، روزنامه جنگ، ۲۷
جولای.http://www.jang-groop.com
رویترز عربی، ۲۸ اوت ۲۰۰۳.
امینی، محمداسماعیل، تحلیلی بر علل
گرایش هند به سمت همکاری نظامی با اسرائیل، مجله سیاست
خارجی شماره ۳، پاییز ۱۳۷۸.
گزارشی انتخابی از نمایندگیهای جمهوری
اسلامی ـ روابط هند و اسرائیل ـ دفتر مطالعات سیاسی و
بینالمللی ـ ماهنامه شماره ۱۶۷.
همان.
همان.
روزنامه کیهان،