Y يهود
Y صهوينيسم
= اسرائيل
آنچه كه از آن با عنوان «راست مسيحي»، «صهيونيسم مسيحي» يا «بنيادگرايي مسيحي» ياد ميشود از جريانهاي سياسي بالنده در آمريكا است كه طي دو هفته توانسته است نقش بيش از پيش مهمي در روند تصميمگيريهاي سياسي در واشنگتن ايفا كند. اين جريان نقش بسيار برجستهاي در انتخاب جرج بوش به رياست جمهوري آمريكا و غلبه او در مرحله مقدماتي بر رقيب جمهوريخواهش، جان مك كين و نهايتاً بر ال گور داشت. جريان مذكور همچنان يكي از پايههاي مهم قدرت جرج بوش است، كمك فراواني به جمهوريخواهان براي بازپس گيري كنترل سنا در انتخابات نوامبر سال گذشته كرد و از اميدهاي آنان براي پيروزي مجدد در انتخابات رياست جمهوري سال 2004 است.
شكلگيري اين جريان به سالهاي اوليه دهه 1980 باز ميگردد و مجموعهاي از خواستها و مطالبات عمدتاً اجتماعي انگيزه اوليه حركت پيشگامان آن بوده است. مخالفت مسيحيان دست راستي طي اين دو دهه با آنچه «شر اجتماعي» ميدانند مانند: سقط جنين، همجنسگرايي، فمينيسم، سكس و خشونت در رسانهها و ... و تلاش آنها براي تثبيت و تحكيم آنچه «خير اجتماعي» ميشمرند، مانند خانواده سنتي، دعا در مدارس و ... تدريجاً آنها را به كوشش براي كسب نفوذ سياسي با هدف نيل به اهداف اجتماعي ترغيب كرده است. اين جريان يا حداقل جناحي تندرو در درون آن از بازسازي جامعه بر مبناي قوانين انجيلي سخن ميگويد، احياي برخي مجازاتهاي انجيلي مانند سنگسار را مطلوب ميداند و خواستارجرم شمرده شدن برخي اعمال مانند زنا، همجنسبازي و اشاعه عقايد جعلي است.
راست مسيحي تقريباً تمامي توان سياسي و اجتماعي و نيز بنيه مالي خود را از پيروان يكي از فرقههاي پروتستان در آمريكا يعني پيروان كليساي انجيلي ميگيرد.، فرقهاي كه شمار پيروانش در آن كشور به 70 ميليون نفر ميرسد. مطابق برخي آوردها حدود 10 درصد از تعداد كل آرايي كه در ادوار اخير انتخاباتي در آمريكا به صندوق ريخته شده متعلق به پيروان اين جريان است. اين بدان معني است كه با توجه به تعلق راست مسيحي به طيف جمهوريخواهان و اينكه اين طيف معمولاً نيمي از آراء را به دست ميآورد، راست مسيحي 20 درصد از آراء جمهوريخواهان را در كنترل خود دارد. اين امر ميزان نفوذ مسيحيان دست راستي بر حزب جمهوريخواه و مقامات منبعث از آن را نشان ميدهد.
شناخت راست مسيحي براي جمهوري اسلامي ايران از چند جهت حائز اهميت است:
1. راست مسيحي، خصوصاً در دوره كنوني و تا آيندهاي قابل پيشبيني، نقش مهمي در روند تصميمگيري سياسي در واشنگتن داشته و خواهد داشت. درك كنش و واكنشهايي كه به تصميمگيري سياسي در قواي مجريه ومقننه آمريكا ميانجامد، مستلزم شناخت اين جريان و جريانات مشابه است. با توجه به اينكه دادههاي عيني اقتصاد كلان و توان بالفعل نظامي حكايت از آن دارند كه آمريكا در حال حاضر تنها ابرقدرت موجود در جهان است، نداشتن شناختي عيني و دقيق از روند پيچيده تصميمگيري سياسي در آمريكا و عوامل مؤثر در آن ميتواند مخاطرات عظيمي را براي قدرتهاي متوسط و كوچك جهاني در پي داشته باشد.
2. راست مسيحي داراي نقطه نظرات روشني در امور بينالمللي است و توفيقات نيز تا كنون از جهت تحميل نظرات خود بر دولتهاي پيشين و كنوني آمريكا داشته است. پيگيري حساسيتهاي اجتماعي در سطح بينالمللي و همبستگي مسيحي و ... از آن جملهاند.
3. راست مسيحي به تأسيس از خاستگاه فرقهاي و آموزههاي ديني، اهميت فوقالعادهاي براي دعوت پيروان ديگر مذاهب به مسيحيت قائل و فعاليتهاي گستردهاي را در اين زمينه سازمان داده است.
4. سران راست مسيحي تا كنون دشمني آشكاري با اسلام از خود بروز دادهاند و تغييرات اهانت آميزي، خصوصاً طي دوره بعد از 11 سپتامبر، عليه اسلام و رهبران اسلامي به كار بردهاند.
5. راست مسيحي، عليرغم مشكلات عقيدتي با يهوديت و اختلاف با يهوديان در مسائل اجتماعي، از اجزاء مهم لابي طرفدار اسراييل، عقايد ديني خاص آنها است. بر همين مبنا آنها، مانند صهيونيست ها و جناح راست در رژيم اسراييل، حقوق ملي مردم فلسطين را نفي ميكنند. به همين دليل از آنها با عنوان «صهيونيستهاي مسيحي» نيز ياد ميشود.
پيروان كليساي انجيلي در آمريكا كه حدود يك چهارم جمعيت آمريكا (70 ميليون نفر) را شامل ميشوند و تعدادشان رو به رشد است، مهمترين خاستگاه نظري راست مسيحي است. هسته مركزي پيروان اين فرقه مطلقگرا و معتقد به نبرد دائم بين خير و شر است. «بازگشت دوم حضرت مسيح» و «آخر الزمان» بعد از طي مراحلي كه نهايتاً به آنچه «جنگ و ويراني بزرگ» مينامند، از جمله مباني اعتقادي اين جريان است.
بر مبناي چنين اعتقاداتي حضرت مسيح روزي به زمين بازخواهد گشت و براي 1000 سال حكومت ميكند و اقدامات او طي 7 مرحله يا Dispensations صورت ميگيرد. اكنون مرحله ششم، يا مرحله كليسا است و مرحله بعد مرحله آخر الزمان يا end-time خوانده ميشود كه طي آن حضرت مسيح به سوي زمين رو ميكند و مؤمنان مسحيي را حيات دوباره ميبخشد. سپس ضد مسيح Antichrist در زمين ظاهر خواهد شد و خود را به دروغ منجي يهوديان خواهد خواند. برخي معتقدند كه آنچه موجب باور برخي به او ميشود اين است كه وي قادر به اعاده صلحي ظاهري در خاورميانه خواهد شد. حكومت ضد مسيح 7 سال به طول خواهد انجاميد و دوره «رنج يا آزمايش بزرگ» Tribulation خوانده خواهد شد. در نيمه اول اين دوره، ضد مسيح صلح ظاهري را بر قرار خواهد داشت و در نيمه دوم عليه اسرائيل اقدام خواهد كرد. او به اين ترتيب مجموعه گناهان بشر را كامل كرده و حكم نهايي خدا را موجب و شروع دورهاي بيسابقه از جهت آزار يهود را باعث خواهد شد. اين دوره با محاصره اورشليم (بيتالمقدس) به وسيله ملتهاي متخاصم كه قصد نابودي آنرا دارند خاتمه خواهد يافت و صحنه براي نبرد نهايي Armageddon آماده خواهد شد....
پيروان كليساي انجيلي معتقدند كه در اين مرحله حضرت عيسي، سوار بر اسبي سفيد، به زمين بازخواهد گشت و در پي او سوارهنظامي مركب از مؤمنان كه از ابرها سرازير خواهند شد، حركت ميكنند. عيسي مسيح پيروزمندانه وارد جنگ خواهد شد، معابد باستاني يهوديان را احيا و حكومتي هزار ساله را آغاز ميكند، بهشت و زميني جديد نشان خواهد داد و شيطان را براي هميشه خاموش خواهد كرد.
كتاب «بر جاي مانده» نوشته تيم لاهه كه تشريح كننده چنين اعتقاداتي است و تاكنون در 12 جلد انتشار يافته، مجموعاً بيش از 50 ميليون تيراژ داشته است. در اين مجموعه كتابها اعتقادات مسيحيان انجيلي در مورد نبردهايي كه قبل و در جريان «بازگشت دوم» مسيح به وقوع خواهد پيوست، تشريح شده است. برخي از پيروان اين جريان بر اين مبنا كه حركت در جهت در جهت برخورد نهايي نبايد مختل يا كند شود، نسبت به بسياري از اقداماتي كه در سطح بينالمللي صورت ميگيرد، نظر منفي دارند. آنها، از جمله، دبير كل سازمان ملل را كه وظايفي در مورد حفظ صلح دارد، در جهت ضد مسيح ميدانند. بسياري از آنها در پي حوادث يازده سپتامبر و اجتنابناپذير بودن «جنگ ويراني بزرگ» يافتهاند. به قول دوايت گيبسون مدير «ائتلاف جهاني انجيليهها»، «خشونتها مردم را به فكر انداخته كه آيا مسيح در حال ظهور است.»
آنچه از نظر بحث ما مهم است اين كه مسيحياني كه پروتستان انجيلي شمرده ميشوند و ظاهراً به درجات مختلف داراي چنين عقايداند، بزرگترين فرقه مسيحي در آمريكا را بوجود آوردهاند. اگر چه روشن نيست كه چه بخشي از آنها اصولاً به اين عقايد باور دارند و چه بخشي ندارند. به هر حال، بر مبناي چنين عقايدي، راست مسيحي در آمريكا، برقراري صلحي پايدار، جامع و حقيي در خاورميانه را تا قبل از آمدن «منجي» وقوع «نبرد نهايي» نه تنها مشكل بلكه غير ممكن ميداند و نسبت به تلاشهايي از نوع «روند صلح» و «موافقتنامههاي اسلو» به ديده شك مينگرد.
چنانچه جلوتر تشريح خواهد شد، عقايد دين شناختي (تئولوژيك) راست مسيحي به نوبه خود مبناي اصلي جانبداري اين جريان از اسرائيل و پايگاه سياسي قابل توجهي براي طرفداران ليكود در آمريكا و عملكرد كساني چون شارون در اراضي اشغالي فراهم آورده است. بر اين مبنا، ايجاد اسرائيل در سال 1948 تحقق يك «پيشگويي پيامبرانه» و مقدمه عملي شدن پيشگوييهاي ديگر بوده است. از اين جهت ملاحظات استراتژيك، سياسي يا ارزشهاي مشترك و امثال آن كه مبناي جانبداري جريانهاي غير مذهبي از اسرائيل است نقش عمدهاي ندارند.
البته بحث آخر زمان در فرقههاي مختلف مسيحيت به گونههاي ديگر هم مطرح شده است و حتي در داخل جريان راست مسيحي نيز تفاوتهايي در نگرشهاي بخشهاي مختلف آن به مسئله آخر زمان و ربط آن با كشور اسراييل وجود دارد. برخي از اينان حاكميت خدا را به گونهاي موسع ميبينند و بر اين مبنا معتقدند كه خدا قادر است به انجام هر آنچه كه اراه كند، لذا ضروري نيست كه وسيله بخصوصي (دولت بخصوصي) وجود داشته باشد تا خدا بتواند هدف خاصي را محقق سازد. بعلاوه موضوع تشكيل اسرائيل تا جنگ دوم به عنوان موضوعي جدي مطرح نبود و تنها بعد از اين جنگ جدي شد. اين واقعيت كه نزديك به دو هزار سال اعتقادي كه رژيم اسرائيل از محورهاي آن به شمار ميرود، نقشي در مسيحيت نداشته، از بزرگترين نقاط ضعف اين اعتقاد است.
در بين برخي از انجيليها اعتقاد راسخي وجود دارد مبني بر اينكه شكلگيري حكومت ضد مسيح نزديك است و در اثر آن يك ديكتاتوري سياسي و اقتصادي شديد حاكم خواهد شد به نحوي كه حتي براي خريد و فروش معمولي نيز احتياج به كسب اجازه قبلي خواهد بود. اينان اعتقاد دارند كه براي تقويت چنين رژيمي يك پيامبر دروغين توانا و يك مذهب جهاني بوجود خواهد آمد.
البته همه هواداران جريان راست مسيحي الزاماً به اين گونه عقايد پايبند نيستند و اعتقادي به مراحل هفتگانه ندارند، بلكه بعضاً پذيرفتهاند كه آموزههاي انجيلي بايد با شرايط عصر جديد انطباق داده شده و بازگشت به قوانين انجيلي و تحقق قطعي آنها ممكن است قرنها به طول انجامد. اما رهبران سياسي و مبلغين راست مسيحي مانند پاتريك رابرتسون و جري فالول و در واقع اكثر مبلغين تلويزيوني ونيز ميليونها تن از پيروانشان معمولاً داراي اعتقادات افراطياند.
يكي ديگر از مباني اعتقادي كليساي انجيلي اعتقاد به حضرت مسيح به عنوان تنها منجي است. اين در حالي است كه پيروان ديگر فرقههاي ليبرالتر پروتستانتيسم مانند، پرسبيتريينها و متوديستها حضرت مسيح را يكي از راههاي نجات ميدانند. اين امر بويژه يكي از مباني اعتقادي مهمي است كه باعث گرايش شديد انجيليها به دعوت نه تنها پيروان ديگر اديان بلكه پيروان ساير فرقههاي مسيحي به كليساي انجيلي شده است.
تنها يك روز بعد از عمليات تروريستي 11 سپتامبر، پاتريك رابرتسون و جري فالول، دو تن از رهبران شاخص راست مسيحي، همراه با هم در برنامه كلوپ 700 در شبكه تلويزيوني مسيحي CBN كه از مهمترين ابزار تبليغي اين جريان است، شركت كردند. در اين برنامه جري فالول چنين گفت: «خدا به برداشتن پرده ادامه ميدهد و دشمنان آمريكا اجازه مييابند تا آنچه را احتمالاً شايسته ما است، عليه ما انجام دهند.» فالول با تأييد رابرتسون اضافه كرد: «طفداران سقط جنين، فمينيستها، همجنسگرايان كه فعالانه در پي تغيير راه و رسم زندگياند، اتحاديه آزاديهاي مدني آمريكا ... و تمام آنها كوشيدهاند تا آمريكا را يك كشور عرفي (سكولار) تبديل كنند، همه آنها را خطاب قرار ميدهم وبه آنها ميگويم كه شما به وقوع چنين حادثهاي كمك كرديد.»
انگيزه اوليه فعاليتهاي راست مذهبي در درجه اول همان انگيزهاي است كه همه محافظهكاران مذهبي را به فعاليتهاي سياسي ميكشاند: بياعتمادي به دولتهاي عرفي، مخالفت با تهديدهاي واقعي و فرضي عليه نهاد خانواده سنتي، عزم جزم نسبت به اشاعه و عمل به اعتقادات بدون مانع و محدوديت و ... در مورد راست مسيحي اعتقاد به لزوم اجراي دستور مسيح مبني بر بردن پيام آن حضرت به سراسر جهان نيز انگيزه نيرومند مضاعفي فراهم كرده است.
گرايشهاي مختلف راست مسيحي اگر چه ممكن است در زمينه مسائل اعتقادي با هم اختلافاتي داشته باشند اما در مورد ليستي از دشمنانشان هم عقيدهاند، ليستي كه حاوي ليبرالها، رسانهها، همجنسگراها، فمينيستها، خانواده كندي، خانواه كلينتون، بوروكراتها، انسانگراهاي عرفي، بياعتقادان به خدا، طرفداران سقط جنين، طرفداران دولت بزرگ، هاليوود، رهبران نهضتهاي اجتماعي در دهه 1960، بخش عمده محافل دانشگاه و ... است.
منتقدان و ناظران هر دو ميپذيرند كه حركت راست مسيحي در اساس جنبه واكنشي دارد. طي 40 سال گذشته شماري از وقايع و تحولات مانند تصميمات ديوان عالي آمريكا مبني بر ممنوع كردن دعا و قرائت انجيل در مدارس دولتي، آموزش جنسي در مدارس كه نسبت به رابطه جنسي قبل از ازدواج و همجنسگرايي مدارا دارد، پيشرفت فمينيسم، آزادي سقط جنين، پيدايش بيماري ايدز و پيشبرد حقوق همجنسبازان، افزايش طلاق، افزايش سكس و خشونت در رسانهها، نگراني از كاهش دستاوردهاي آموزشي، يا عكسالعمل مستقيمي را باعث شدند يا محيط مناسبي را براي فعاليت راست مذهبي پديد آوردند.
در اوايل دهه 1980 جري فالول، واعظ انجيلي و سازمانش، اكثريت اخلاقي، شناخته شدهترين نماينده راست مسيحي بودند. بعد از تعطيل شدن اين سازمان در سال 1986 رهبران و گروههاي ديگري با سازماندهي بهتر و پيچيدگي سياسي بيشتر و ارتباط قويتر با مقامات ذي نفوذ در واشنگتن رشد كردند. «ائتلاف مسيحي» به سردمداري رالف ريد، يك فعال سياسي ـ اجتماعي، پاتريك رابرتسون، يك چهره تلويزيوني معروف، «خانواده در مركز توجه» به رهبري جيمز دابسن، برنامه ساز راديويي معروف، گري بوور از مشاوران اصلي ريگان و رهبر «شوراي تحقيق خانواده»، زنان نگران آمريكا كه بزرگترين سازمان زنان فعال در آمريكا است، انجمن خانواده آمريكا كه رسانةهاي آمريكايي را كه داراي محتواي خشونت آميزند تحت نظر دارد، تعداد زيادي از گرههاي مؤتلفه كه عليه سقط جنين و همجنسگرايان فعاليت ميكنند، گروههايي كه خواستار كوپن آموزشياند كه به خانوادههاي مذهبي امكان ميدهد تا فرزندان خود را به مدارس خصوصي مذهبي بفرستند و ... تنها بخشي از اشخاص و گروههاي بيشمارياند كه در پيشبرد برنامههاي اجتماعي و سياسي راست مذهبي در آمريكا ميكوشند.
رهبران اين جريانها چند بار در سال در چارچوب جلسات جلسات «شوراي سياسيت ملي» كه يك سازمان نه چندان پر سر و صدا است گرد هم ميآيند. مديران سازمانهاي خبري اعم از راديو، تلويزيون و رسانههاي نوشتاري، برخي اعضاي كليدي كنگره مانند ديك آرمي، (جمهوريخواه از تگزاس و رهبر اكثريت در مجلس نمايندگان) تام ديلي (جمهوريخواه از تگزاس و نظام گروه پارلماني در مجلس نمايندگان)، سناتورها ترنت لات (جمهوري خواه از ماساچوست) و در گذشته جسي هلمز (جمهوريخواه از نبراسكا) و نظريهپردازان محافظهكاري مانند اوليويه نورث، پل ويريچ و مهمترين تأمينكنندگان مالي آنان مانند اعضاي خانوادهها ثروتمندي چون ورسو دي ووس از جمله كسانياند كه معمولاً در اين جلسات شركت ميكنند. در ميان اين جمع تعداد قابل توجهي از افراد و جريانهايي وجود دارند كه معتقد به بازسازي جامعه بر مبناي تعيت كامل از قانون انجيلي، از جمله، احياي سنگسار و ديگر مجازاتهاي مشابه براي جرايمي كه در انجيل جم شناخته ميشوند مانند زنا، همجنسبازي و اشاعه عقايد جعلياند.
راست مسيحي با اطلاع از اين كه در اقليت است، ميكوشد تا ضعف آماري خود را از طريق استفاده گسترده از تكنولوژيهاي اطلاعرساني جبران كند. كساني مثل رابرتسون و دابسون و دهها همفكر آنها روزانه از راديو و تلويزيون صداي خود را به ميليونها نفر ميرسانند. آنها همگي از كامپيوتر و اينترنت براي شناخت و ارتباط با هواداران، جمعآوري كمك مالي، تبليغات و بسيج، راه انداختن سيلي از اي ميل و دورنگار و تماس تلفني با كنگره و مجالس ايالتي با هدف اثرگذاري بر فعاليتاي سياسي استفاده ميكنند. تأكيد بسيار آنها بر تشكيلات و سازماندهي نيز به همان اندازه قابل توجه است.
شمار و برد رسانههايي كه به طور كلي در اختيار نيروهاي مسحي در آمريكا قرار دارند واقعاً اعجاب آور است. در آمريكا 200 ايستگاه تلويزيوني و 1500 ايستگاه راديويي مسيحي وجود دارد كه تقريباً همه آنها انجيلياند واكثر آنها حداقل بعضي برنامههايي را كه توسط رهبران راست مسيحي تهيه ميشوند، پخش ميكنند. كلو 700 كه يكي از برنامههايي است كه توسط پاتريك رابرتسون ساخته ميشود، روزانه يك ميليون بيننده دارد و شبكه صورتي ـ تصويري مسيحي او به 90 كشور و به 40 زبان برنامه ميفرستد. گروه جيمز دابسون بخشي از بودجه 114 ميليون دلاري خود را براي تهيه هشت برنامه راديويي كه مهمتر آنها، يعني برنامه روزانه نيم ساعته «توجه به خانواده» حدود 5 مييون شنونده در هفته دارد، صرف ميكند. سازمانهاي ديگر راست مسيحي نيز مشابه همين برنامههاي راديويي را توليد و پخش ميكنند. برنامههايي كه نه تنها قابليت بسيج كننده بالايي دارند بلكه انگيزه و روحيه خاصي نيز براي پيشبرد مأموريتهاي مورد نظر در هواداران ايجاد ميكنند، به نحوي كه مشابه آن در ديگر جريانهاي سياسي به ندرت يافت ميشود.
عامل مهم ديگر قدرت مسيحيان دست راستي سخاوت آنها در ارائه كمكهاي مالي براي پيشبرد اهدافشان است. اين واقعيت كه پيروان كليساي انجيلي از مذهبيترين ودر ين حال از ثروتمندترين اقشار جامع آمريكايند، زمينه منسابي براي تأمين مالي فعاليتهاي راست مسيحي فراهم آورده است. گفته ميشود كه مذهبيون انجيلي 10 درصد از درآمدهايشان را بعد از كسر ماليات به امور عقديتي وخيريه اختصاص ميدهند. (پرداخت عشر بر مبناي تعاليم انجيلي واجب شمرده ميشود) نتيجه اينكه 15 مؤسسه خيريه مسيحي بزرگ سه ميليارد دلار كمك در سال جمعآوري ميكنند.
فعالان مسيحي با برخورداري از چنين منابع مالي و از طريق برنامههاي تلويزيوني و راديويي مورد اشاره و با تأكيد بر مسايل اجتماعي مورد نظر، انرژي ناشي از احساسات پيروان خود را به خشم و تلاش براي پيشبرد برنامههاي سياسي تبدي ميكنند. به عنوان مثال جيمز دابسن كه برنامهاي تحت عنوان «خانواده در مركز توجه» با 7/5 ميليون شنونده از مركز كلورادو در آمريكا دارد در ژانويه 2002 پس از اينكه در مجلس ايالتي كاليفرنيا طرح قانوني كردن «ازدواج» بين دو نفر از يك جنس مطرح شد، طرح را به موضوع اصلي برنامهاش تبديل كرد. در نتيجه پخش اين برنامه، موجي از تلفنها و نامههاي خشم آلود خطاب به سياستمداران كاليفرنيا باعث شد تا طرح به شكست بيانجامد. در مثال ديگر، بعد از اينكه كالين پاول، وزير خارجه، طي يك برنامه در شبكه ام تي وي در مارس گذشته جواناني را كه از نظر جنسي فعالند را به استفاده از كاندوم تشويق كرد، اين راديوها موجي از اعتراض عليه او را دامن زدند. به نحوي كه بوش در يكي از سخنرانيهاي خود عبارتي را گنجاند كه تاكيدي مجدد بود بر سياست كاخ سفيد مبني بر تشويق به خودداري از رابطه جنسي به عنوان بهترين راه مبارزه با اشاعه ايدز.
راست مذهبي در آمريكا را نبايد يك جريان حاشيهاي به شمار آورد. پروتستانهاي انجيلي سفيد پوست كه خاستگاه اصلي راست مسيحياند، حدود 70 ميليون نفر از جمعيت 270 ميليوني آمريكا را تشكيل ميدهند. اين بخش از جمعيت آمريكا 25 درصد از كل آراي را كه در رأيگيريها به صندوق ريخته ميشوند در اختيار دارد. اين يعني سه باربر شماره سياهپوستان مسيحي رأي دهنده، 4 برابر رأي دهندگان غير مذهبي و 12 برابر يهوديان رأي دهنده. تنها بين يك چهارم تا يك سوم انجيليهاي رأي دهنده خود را علناً موافق راست مسيحي اعلام ميكنند. اما اين بخش از پروتستانها نسبت به ديگر پروتستانها و بطور كل نسبت به كل جمعيت آمريكا هم تحصيل كردهترند و هم درآمد بيشتري دارند و احتمال تصدي سمتهاي مديريتي و مشاغل آزاد توسط آنها نيز بيشتر است. مطابق تحقيقي كه در سال 1994 به عمل آمده اين گروه از مسيحيان حداقل در 18 ايالات در حزب جمهوريخواه غالباند و در حداقل 13 ايالت ديگر از نفوذ عمدهاي برخوردارند. وضعيتي كه جمهوريخواهان متعارف غير قابل درك و ديوانه كننده مينامند.
همچنين در بين ناظران، تقريباً اتفاق نظر وجود دارد كه راست مسيحي حدود 10 درصد از آرايي را كه به صندوقها ريخته ميشود در كنترل خود دارد. با توجه به اينكه از يك سو در انتخابات سال 2000 حزب جمهوريخواه تقريباً 50 درصد كل آرا را به دست آورد و از سوي ديگر همه مسيحيان دست راستي در طيف جمهوريخواهان قرار دارند، ميتوان نتيجه گرفت كه تقريباً 20 درصد از كل آرايي كه به سود حزب جمهوريخواه به صندوقها ريخته ميشود در كنترل راستهاي مسيحي است. برخي تا 28 درصد آراء جمهوريخواهان را در كنترل راست مسيحي ميدانند. طبيعي است كه برخورداري از چنين كنترلي قدرت بسياري زيادي در داخل حزب جمهوري به راست مسيحي ميدهد.
به علاوه، راستهاي مسيحي در سطح شوراهاي محلي كه كمتر مورد توجه سياستمداران و رأي دهندگان است بسيار فعالاند و پيشرفتهايي در به دست گرفتن كنترل اين شوراها و نيز تشكيلات محلي حزب جمهوريخواه داشتهاند. با توجه به برخورداري جريان راست مسيحي از چنين موقعيتي، سياستمداران جمهوريخواه ميدانند كه چناچه در مقال آنها قرار گيرند، آينده سياسيشان با مشكل مواجه خواهد شد. چنانچه توضيح داده خواهد شد، تجربه سناتور جان مك كين در جريان انتخابات مقدماتي حزب جمهوريخواه در سال 2000 مثال روشني در اين زمينه است. تلاش و فعاليت گسترده اجتماعي و سياسي و تكيه بر بسيج مردمي از عواملي است كه به نحو قابل توجهي براثربخشي و نفوذ راست مسيحي افزوده است. شناسايي هواداران و پايگاههاي اجتماعي، ايجاد شبكههايي براي ارتباطات، ارائه برنامه و برگزاري گردهماييها و راهپيماييها و هدايت هواداران به سوي محلهاي رأيگيري، توانايي بسيج سريع رأي دهندگان همراه با نظامي كه براي لابي و اثر گذاري بر كنگره و دولت ايجاد شده، راست مسيحي را از موقعيت برجستهاي در سياست داخلي آمريكا برخوردار كرده است، زيرا حضور سازمانيافته در واشنگتن و لابي در دولت و كنگره از يك سو و برخورداري از شبكهاي از حمايتهاي مردمي از سوي ديگر، امورياند كه كمتر همراه با هم در يك جريان سياسي جمع ميشوند.
بعد از 1990، گروه ائتلاف مسيحي قبل از هر انتخاباتي «كارنامه كانديداها» و نيز راهنماييهايي را در بين رأي دهندگان در بيش از 70 هزار كليسا در سراسر آمريكا توزيع كردهاست. اين كارنامهها نشان ميدهند كه تا چه حد كانديداها با نظرات ائتلاف مسيحي قبل از انتخابات 1994، 33 ميليون و قبل از انتخابات 96، 45 ميليون نسخه از اين اوراق را توزيع كرده است.
با گرايش حزب جمهوريخواه به راست، وجوه افتراق بين مسيحيان راست و حزب كم و در نتيجه مرز بين آنها مخدوش شده است. بنابراين نهادهاي مسيحيان راست تمايز و برجستگي خاصي ندارند و در داخل و حاشيه حزب جمهوريخواه فعاليت ميكنند. به عبارت ديگر وقتي حزب و رهبر حزب را با خود همراه كردهاند، ديگر نيازي به نهادهاي مجزا احساس نميكنند. نفوذ محافظهكاران مسيحي به درون جمهوريخواهان باعث شده تا كمتر مرعي، متمايز و مستقل به نظر آيند، ضمن آن كه اين امر آنها را به جزيي مهم از بدنه حزب تبديل كرده است.
گفته ميشود كه رالف ريد در دهه 1990 حدود 160000 نفر از پيروان خود را براي پيشرفت در مناصب سياسي و حزبي، با هدف رشد در بدنه حزب جمهوريخواه و انتخاب شدن به عنوان نمايده در جالس فدرال و ايالتي، شهردار، عضو هياتهاي آموزشي و ... تربيت كرد و در واقع موقعيتي كه مسيحيان راست امروزه در حزب دارند يكي از رويدادهاي ريد بوده است. اينان علاوه بر دارا بودن موقعيت خوب در درون حزب، داراي نهادهاي مردمي با برد زياد در سطح كشورند كه به آنها نقش مهمي در مراكز قدرت ميدهد.
بوش در جريان مبارزات انتخاباتياش در پاسخ به سؤالي مبني بر اينكه فيلسوف مطلوب او كيست، از حضرت مسيح نام برد. گفته ميشود كه اين امر يكي از عواملي بود كه باعث شد تا بلوك انجيلي حزب جمهوريخواه به نحوي استوار با او همراه شود و نقش مهمي در موفقيت او بازي كند. بوش بر خلاف پدرش از ابتداي شروع كار در كاخ سفيد، نسبت به برآوردن خواستههاي محافظهكاران مسيحي اقدام كرد كه از آنجمله ميتوان به قطع كمكهاي مالي دولت به نهايي كه در خارج كشور خدماتي در زمينه سقط جنين ارائه ميكردند، اشاره كرد. وي همچنين شماري از شخصيهاي منسوب يا نزديك به اين جريان را نيز به سمتهاي مهم در دولت خود منصوب كرد كه از آن جمله انتصاب اشكرافت به عنوان دادستان كل قابل ذكر است. اصرار وي بر برگزاري همه روزه جلسات دعا در دواير دادستاني از اموري بوده كه تمجيد فراوان مسيحيان محافظه كار را در پي داشته است. نظرات بوش در مورد شبيهسازي انسان، تلاش او براي كمك به موسسات خيريه مذهبي از منافع دولت فدرال، علي رغم تأكيد قانون اساسي بر جدايي برنامههاي اجتماعي از برنامههاي مربوط به تغيير مذهب و ... نفوذ بيش از پيش او در بين مسيحيان دست راستي را باعث شده است. در حوزه محافظه كاران در آمريكا، جريان مسيحي راست بيشترين امكانات براي بسيج مردمي و جذب كمكهاي مالي را در اختيار دارد، امري كه براي پس گرفتن سنا در انتخابات نوامبر آتي از اهميت بسيار زيادي برخوردار است.
عليرغم فعاليتهاي راست مسيحي در انتخابات سال 1980 به سود ريگان، وي در دوره رياست جمهوري خود توجه چنداني نسبت به خواستهاي آنها كه منع سقط جنين و اعاده دعا در مدارس بود، نكرد. هر چند كه رهبران راست مسيحي روابط خوبي با ريگان داشتند و با او در تماس دائم بودند.
در دوره كلينتون نيز آنها تلاش گستردهاي براي اخلال در سياستهاي دولت به عمل آوردند. دمكراتهاي قاضي كنت استار را كه با جديت بسيار ماجراي رسوايي كلينتون در قضيه مانيكا لوينسكي را پيگيري كرد، از پيروان متعصب راست مسيحي معرفي كردند. تاكتيكهايي كه قاضي استار براي پيگرد كار كلينتون به كار برد، از جمله گذاشتن شنود روي مكالمات مونيكا لوينسكي، تحت فشار قرار دادن مادر او، ارائه گزارشي حاوي جزئيات روابط جنسياش با كلينتون به كنگره با هدف تحقير كلينتون و ... تصور منافع خاص در مورد وي را تقويت ميكرد. ضمن اينكه مفسران ليبرال در آن دوره كمتر ترديد داشتند كه راست مسيحي نقش تعيين كنندهاي در سازماندهي شكايت يك زن ديگر (پائولا جونز) از كلينتون ايفا كرده بود. در شرايطي كه اتهامات وارده بر كلينتون كه به محاكمه وي در سنا انجاميد ميتوانست در شرايط عادي باعث رويگرداني حزب دمكرات و متحدان سياسي از او شود، اما نقش راست مسيحي در اين ماجرا ليبرالها را مصمم به دفاع از كلينتون و در نهايت شكست طرح استيضاح او در سنا كرد. دمكراتها در واقع كوشيدند تا از طريق حمايت از كلينتون، راست مذهبي و ديگر محافظه كاران را به شكست بكشانند. انتخابات مقدماتي حزب جمهوريخواه در آستانه انتخابات رياست جمهوري 2000 عرصه ديگري را براي قدرتنمايي راست مسيحي بوجود آورد. جان مك كين كانديداري جمهوريخواه در انتخابات ميان دورهاي رياست جمهوري در اواخر فوريه سال 2000 طي اقدامي كه معمولاً يك كانديداي جدي در آمريكا به آن دست نميزند، حملات تندي را متوجه راست مذهبي كرد. وي در سخنان خود از جمله گفت: «هيچ يك از احزاب اصلي در آمريكا نبايد به جانب جريانهاي حاشيهاي و عناصر نابردبار در سياست آمريكا دست داز كند، چه اين جريانات حاشيهاي لويس فراخان يا ال شارپتون در چپ باشند چه پاتريك رابرتسون و جري فالول در راست.» جرج بوش با فاصله اندكي سخنان مك كين را محكوم كرد. شايد محاسبه مك كين اين بود كه با حمله به راست مسيحي جريانهاي مستقل ميانه رو در حزب را به جانبداري از خود تشويق كند.
به اعتقاد پادهورتز (از سران جريان نو محافظهكاران) حمله مك كين به رابرتسون و فالول با هدف جلب نظر مستقلهاي و دمكراتهايي بود كه جمهوريخواه شده بودند. اما هر گونه توفيقي در كسب حمايت آنها با از دست دادن حمايت در بين كساني كه صد در صد سكولار نيستند، خنثي شد. حتي به نظر رسيد كه كاتوليكها نيز كه سخنان مك كين عليه راست مذهبي را متوجه نقش مذهب در سياست بطور كلي ارزيابي كرده بودند، از وي ناراضي شدند.
به هر حال اغراق نخواهد بود اگر گفته شود كه جرج بوش سمت رياست جمهوري خود را مديون راست مسيحي است. چنانچه نيروهاي راست مسيحي به سود جرج بوش وارد عمل نشده و خصوصاً پيروان آنها در ايالات جنوبي فعال نشده بودند، وي قطعاً در دور مقدماتي انتخابات رياست جمهوري نميتوانست بر مك كين غلبه كند.
مسيحيان راستگرا ضمن اينكه ليبرالها و همجنسگرايان را مسئول «بختبرگشتگي» آمريكا ميخوانند، جرج بوش را داراي مأموريتي الهي ميدانند و او را نگهبان امين منافع سياسي خود ميشمرند. گري باور معتقد است كه از «ابتدا دست خدا بر آمريكا بوده و حداقل بخشي از موفقيتهاي اين كشور مرهون عنايت خدا بوده است.» وي ميگويد: «هيچ رهبري بر نميخيزد مگر اينكه خدا به آن رهبر اجازه برخاستن بدهد و برآمدن و فرو افتادن هر ملتي نيز تنها با خواست خوا است.» و ادامه ميدهد: «اگر به اين باور برسيم كه خدا ممكن است به خاطر منحرف شدن ما از راه اودستش را از سر ما برداشته باشدف در اين حالت آنچه متون ديني ميگويند اين است كه بايد در پيشگاه خدا زانو بزنيم و به خاطر قصورهايمان طلب مغفرت كنيم. ما بايد از خدا بخواهيم كه ما را نسبت به آنچه به عنوان رهبران مسيحي بايد انجام دهيم آگاه سازد، نه اينكه ادعا كنيم كه گناه يا قصور ديگران علت بوده است.» گري باور ميافزايد: «در چنين دوره سرنوشتسازي كه شيطان به آمريكا ضربه زده، پيروان كليساي انجيلي معتقدند كه جرج بوش منتخب خدا است و در اين، حكمتي نهفته است. در جهان انجيلي احساسي بسيار قوي وجود دارد كه انتخابات پرمناقشه اخير كه اعلام نتيجه نهايياش يك ماه به طول انجاميد به اين معني بود كه دست خدا به نوعي در كار آمد تا كسي كه زندگياش با پذيرش عيسي مسيح متحول شده بود، وارد كاخ سفيد شود. بعد از 11 سپتامبر اين احساس وجود داشت كه با وقوع چنين حادثه هولناكي خدا با قرار دادن چنين مردي در كاخ سفيد بار ديگر ما را تبرك كرده است. بارها در كليساهاي انجيلي شنيدهايد كه آيا ميتوانيد تصور كنيد اگر ال گور رئيس جمهوري بود و چنين حادثهاي در كشور ما اتفاق ميافتاد، چه پيش ميآمد.» وي در پايان نتيجه ميگيرد كه «خدا جرج بوش را براي چنين روزي در كاخ سفيد قرار داد.»
هدف عام راست مسيحي در سياست داخلي آمريكا را بايد چنانچه خود ميگويند اعاده تسلط مسيحيان بر آن كشور دانست. در يك نوار تبليغاتي ويديويي به نام «آمريكا بر سر چهارراه» كه در سال 1990 توسط «ائتلاف مسيحي» توزيع شد، پاتريك رابرتسون، بنيانگذار اين سازمان، كه همراه با رالف ريد در اين نوار حضور دارند، چنين ميگويند: «مسيحيان، اين كشور را بنيان نهادند، آنها اين ملت را ساختند و براي سه قرن آن را اداره كردند. ما ميتوانيم دوباره آنرا اداره كنيم و به همين دليل است كه من گروه ائتلاف مسيحي را پايهگذاري كردم.» در همين ويدئوف وي اضافه ميكند كه هدف ائتلاف مسيحي روشن و ساده و عبارت است از بسيج مسيحيان مرحله به مرحله و بخش به بخش تا اينكه بتوانيم در ردس باشيم و نه در دم در رأس نظام سياسي خود باشيم و نه در انتهاي آن. رابرتسون صحبت خود در اين نوار ويدويي را با اين جمله به پايان مي رساند: «اعتقاد دارم كه ائتلاف مسيحي قويترين نيروي سياسي در آمريكا تا پايان اين دهه خواهد بود.»
Array ( [0] => stdClass Object ( [ArticleFishId] => 624 [SerialNo] => 606 [MTitle] => مسيحيان صهيونيست آمريكا(قسمت اول) [FTitle] => [AMTitle] => [AFTitle] => [EMTitle] => [EFTitle] => [ALanguage] => 1 [TLanguage] => 0 [ADateS] => 0 [ADateM] => 0 [ADateG] => 0 [Side_NY] => 0 [Side_NS] => 1 [Side_B] => 0 [Side_HY] => 0 [Side_HS] => 0 [Side_NE] => 0 [Side_HE] => 0 [SourceType] => 2 [Book] => 0 [BArticlePageFrom] => [BArticlePageTo] => [Magazine] => 34 [MPublishDateS] => 1383 [MPublishDateM] => 0 [MPublishDateG] => 0 [MYear] => 0 [MNo] => [MSerialNo] => 8 [MArticlePageFrom] => 6 [MArticlePageTo] => 12 [Site] => 0 [ArticleAddrInSite] => [FishWriter] => 19 [WriteDate] => 5/1/2005 0:00:00 [Confirmed] => 1 [SupervisorView] => مولف ندارد [Abstract] => [AAbstract] => [EAbstract] => [Editted] => 1 [Degree] => 0 [Mode] => 0 [fldFirstPage] => 0 [fldFPMod] => 0 ) )
ورود به سايت
شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.
شناسه:
کلمه عبور:
درخواست شناسه کاربري
Copyright © 2008 "rasad.ir" All rights reserved