Y يهود
Y صهوينيسم
= اسرائيل
طي سه دهه اخير، «گرشون سلومون»[1]، اسراييلي ستيزهجو، كه مديريت سازماني را بر عهده دارد كه به نابودي مقدسترين زيارتگاه مسلمانان اختصاص داده شده، يورشهاي مسلحانه متعدد افراطيون صهيونيست به مناطق اسلامي حرم شريف مسجدالاقصي و قبهالصخره را هدايت كرده است.
تا كنون هيچ مقام سياسي اسراييلي، عليه تجاوزهاي انجام شده به مسجدي كه براي يك ميليارد مسلمان سراسر جهان مقدس است، اعتراضي نكرده است. علاوه بر اين هيچي از خاخامهاي اسراييلي اين عملياتها را محكوم نكردهاند. در واقع بسياري از يورشها، از زمان شروعشان در سال 1967، با هدايت خاخامهاي يهودي صورت ميگيرند.
من اولين بار زماني كه در سال 1979، به اورشليم مسافرت كردم از نيت نزاعطلبان اسراييلي براي نابودي مسجد آگاه شدم. ساعتها با «بابي براون»[2]، آمريكايي نسل اهل بروكلين، كه به اسراييل مسافرت كرد و فوراً تبعة آن كشور گرديد و زمينهاي فلسطينيان را غصب كرد تا مناطق غير قانوني يهودينشين را برپا كند صحبت كردم. او به من گفت: «مسجد بايد نابود شود، اين محل لكه ننگي در سرزمين ماست.»
يهوديان جنگ طلب، مانند براون و سلومون، خواستار اورشليمي خالص، عاري از حضور هر يك از پيروان ديگر اديان الهي يا زيارتگاههاي آنها هستند. جاي شگفتي اينجاست هك ميليونها مسيحي پروتستان در آمريكا، با اين نقشه يهودي موافقند و از نظر مالي از آن حمايت ميكنند.
اسراييليان نزاعطلب و مسيحيان هواخواه، گرچه در هدف با يكديگر متحدند اما برنامههاي بلندمدت متفاوتي براي رسيدن به آن دارند.
يهوديان ماديگرايي چون «استنلي گلدفوت»[3]، يكي از عوامل فعال در انفجار سال 1946 هتل «كينگ ديويد» ـ كه منجر به كشته شدن حدود يكصد مسيحي، مسلمان و يهودي غير نظامي گرديد ـ به دلايل سياسي خواستار تخريب مسجد ميباشند. ديگر يهوديان معتقدند كه ساخت معبد بر روي خاك اماكن اسلامي، طليعه ظهور مسيح موعود است.
شمار رو به گسترشي از مسيحيان اين تفكر را پذيرفتهاند كه: «اسراييل در تمام طول تاريخ در مركز صحنه قرار دارد». آنها ميگويند خداوند مراحل زماني متعددي را تدبير كرده است. از جمله تجمع يهوديان در سرزمين باستاني كنعان، به گفتة آنان زمان كنوني مشمول يكي از آن «مقدّرات» است، زماني كه يهوديان بايد معبد يهودي را بنا ساخته و آيين قرباني را از سر گيرند. آنها عمل به اين «مقدرات» را براي بازگشت مسيح از ضروريات ميدانند. جالب اينجاست كه، مسيحيان تقديرگرا در حالي كه اسراييل را مهمترين قوم تمام دنيا ميشناسند، به يهوديان احترام گزارده و حتي چون نسبت ميان يهود و يهود آنها را دوست ميدارند. در عين حال چون معتقدند مسيح تنها ميتواند در «محلي امن» نزديك اورشليم فرود بيايد، فرقه سرزمين را به وجود آوردهاند. بنابراين حملات كامل و ترديد ناپذيري را به اسراييل ارزاني ميدارند.
تريبونهاي بيشماري در آمريكا به گرمي پذيراي افرادي چون گلدفوت و سلومون هستند. محلي كه مسيحيان صهيونيست سخاوتمندانه انبوه هداياي مالي، حلقههاي ازدواج و جواهرات خود را براي تأمين منابع مالي نابودسازي مسجد، ميبخشند. آنها پيامدهاي احتمالي ناشي از تخريب مسجد را در نظر ميگيرند؛ پيامدهايي چون جنگهاي متعدد كه شايد به «آرماگدون» ختم شود. اما باز با كمال ميل آنرا خواستارند. آنها از آرماگدون واهمهاي ندارند. «مسيحيان از نو متولد شده» (مسيحيان صهيونيست) معتقدند در آن زمان از هر رنج و سختي در امان خواهند بود. چون در آن برهة زماني به آسمان صعود خواهند كرد و از بالا به نظاره كشتارهاي فجيع زمين خواهند نشست. «جري فالول»، گردانندة موعظههاي تلويزيوني فرياد ميكشد: «من نگران نيستم. ميدانيد چرا؟ چون اينجا نخواهم بود!»
اين طرز تفكر «تقدير گرايانه» ـ كه كمتر از دويست سال از عمر آن ميگذرد ـ به مجامع بزرگ مذهبي و كليساهاي مهم و همچنين 16 ميليون عضو مجمع تعميدشدگان و كليساهاي بيشمار انجيلي رسوخ كرده است. تخمين زده ميشود كه از هر ده آمريكايي حداقل يك نفر هوادار اين جنبش است.
اما در حالي كه مسجدالاقصي در محاصره نزاعجويان و جنگطلبان قرار گرفته، توطئه خاموشي در ايالات متحده و اسراييل حكومت دارد. تا كنون هيچ مقام سياسي ـ يا مذهبي ـ در ايالات متحده با اسراييل درباره اين موضوع سخني به ميان نياورده است. خاخامهاي يهود، دست كم اگر خود بر سر اين موضوع مساعدت نكنند و برنامهريزي حملات را بر عهده نداشته باشند، سكوت اختيار كردهاند. رهبران تمامي كليساهاي بزرگ ايالات متحده ـ نواهايي كه در سرتاسر سرزمين مقدس به گوش ميرسند ـ اگر چه ممكن است خود براي نابودي مسجد پول جمعآوري نكنند، اما در ارتباط با اين توطئه خاموشي گزيدهاند.
يك مسيحي به من گفت: «من علاقهاي به اين موضوع ندارم ـ تخريب مسجد ـ اما اگر چنين اتفاقي روي دهد، به اين معني نيست كه از آن حمايت نميكنم».
منحصراً دو گروه به تخريب مقدسترين زيارتگاه مسلمانان اختصاص دارند: اتحاد ستيزهگرايانه مؤمنان يا گروه «گاش اميونيم»[4] كه توسط خاخامهايي چون «موشه لوينگر» هدايت ميشود؛ و مؤسسه مذهبي «آترت»[5] با تركيبي از شاگردان جنگ طلب يهودي و خاخامهاي آنها.
مسيحيان جنگ طلب بنيادگرا و يهوديان ثروتمند آمريكا كه نابودي مسجد را نيز خواهانند به اين دو سازمان اسراييلي كمك مالي ميكنند و آنها را از حمايت خود بهرهمند ميسازند.
از آغاز سال 1967، زماني كه نظاميان اسراييلي شرق اورشليم را از اعراب ربودند، يهوديان تروريست در قالب بيش از صد موقعيت تهاجماتي، به مسجد مسلمين حمله كردهاند. در اينجا تعدادي از اين يورشها را نام ميبرم:
روحاني اصلي نيروهاي مسلح، «اشلوموگورن»[6] ـ كه بعدها خاخام اصلي اسراييل شد ـ فرماندهي پنجاه افراطي مسلح را در حمله به حرم شريف به عهده ميگيرد. گورن در حين ورود به خاك مسلمين كه يهوديان آن را «كوه معبد» مينامند گفت: «اين فرمان حمله مقدس است.» «اتي رونل» در نشريهاي اسراييل گزارش ميدهد: «بسياري از خاخامها به علاوه اعضاي مجمع خاخامهاي اصلي يهودي از حق سلطة يهود بر مسجد پشتيباني ميكنند».
آتشسوزي مسجدالاقصي توسط افراطيان يهودي كه باعث نابودي منبري بسيار ارزشمند از چوب و عاج ـ كه صلاحالدين فرمانده مسلمان از آلپو آن را فرستاده بود ـ گرديد. اين حريق عمدي، شوراي امنيت سازمان ملل را به فعاليت واداشت تا شكست اسراييل را در جلوگيري از حملات تروريستي به زيارتگاه مسلمانان محكوم كند. چهار ماه بعد (19 دسامبر 1969) گروهي از جنگطلبان يهودي با ادعاي عمليسازي دعاهاي خود درباره بازسازي معبد به اين حرم شريف يورش ميبرند.
گرشون سلومون هدايت گروه «پيروان با ايمان معبد» را به دست ميگيرند. آنها بعد از درگيري با پاسداران فلسطيني بيرون رانده ميشوند. سه سال بعد (سوم مارس 1974) سلومون دوباره به مسجد حملهور ميشود. او بار ديگر در 14 جولاي 1978 رهبري يهوديان جنگ طلب را به دست ميگيرد. در اين مرحله فلسطينيان اعتراض ميكنند و سربازان اسراييلي با پرتاب گاز اشكآور به سركوبي آشوب ميپردازند.
سيصد متعصب يهودي پيرو «گاش آمونيم» با سلاحهاي سنگين بر پليس فلسطين غلبه ميكنند و به منطقه يورش ميبرند. اما بعد متفرق ميگردند. يك ماه بعد (15 سپتامبر 1980) اين گروه با همدستي استنلي گلدفوت و گروه مؤمنان معبد دوباره وارد مناطق مسجد ميشوند و بعد از نزاع و كشمكش با پليس بيرون رانده ميگردند.
11 آوريل 1982:
«آلن گودمن»، تبعه اسراييلي با پاسپورت آمريكايي، با تفنگ ام. 16 به مسجدالاقصي حمله ميكند و نمازگزاران را هدف قرار ميدهد و دو فلسطيني را كشته و ديگران را زخمي ميگرداند. در نوامبر 1997، دولت اسراييل گودمن را آزاد ساخت. گودمن نيز بدون هيچگونه اظهار تأسفي اعلام كرد:
«من مأموريتم را انجام دادم.»
«يوئل لرنر»[7]، عضو جنبش «كچ»[8] با هدف آتشافروزي و تخريب قبهالصخره به اين منطقه حمله كرد.
افراطيان مسلح «گاش اموينم» در تلاش براي غلبه بر نگهبانان امنيتي مسجد از ديوارهاي آن بالا رفته و مسجد را تصرف ميكنند. آنها مقادير زيادي مواد منفجره، مسلسل و هفتتير در اختيار داشتند. بيست و نه نفر مسؤوليت اين عمليات را پذيرفتند.
دادگاه اسراييل 29 يهودي تروريست را ـ كه شش ماه قبل به مسجد حمله كرده بودند ـ تبرئه كرد.
در يكي از بزرگترين توطئههاي صورت گرفته براي آتشسوزي و نابودي مسجد، تروريستهاي يهودي، مجهز به 114 كيلوگرم مواد منفجره شامل چندين نارنجك، جعبه ديناميت و 12 خمپاره تلاش ميكنند تا مسجد را به آتش بكشند و نابود سازند. آنها تحت رهبري خاخام «موشه لوينگر»، از يهوديان راديكال بودند.
دولت اسراييل، «ديويدسون»، نماينده مجلس اسراييل را ـ كه داراي بالاترين مقام در مؤسسه مذهبي آترت ميباشد ـ به عنوان مشاور شهرداري در زمينة اموال فلسطينان انتخاب ميكند. اين امر نشان دهنده رابطة تنگاتنگ دولت اسراييل با سازماني است كه هدف اصلي آن نابودي مسجد ميباشد.
مؤسسة آترت، از طريق دلارهاي يهوديان ثروتمند آمريكا، مانند ميليونر اهل ميامي، «ايروينگ موسكوتيز» تونلي را كه در طي عملياتهاي شبانه به طور مخفي احداث شده و كل مجموعه الاقصي را در بر ميگيرد گشود. اين تونل جدال برانگيز، شعله نبرد سختي را برافروخت كه منجر به مرگ 60 فلسطيني و 15 سرباز اسراييلي گرديد. نخستوزير وقت اسراييل، بنيامين نتانياهو و رهبران مسيحيان بنيادگرا، مفتخرانه از اين تونل بازديد كردند.
گرشون سلومون با همراهانش در حالي كه پرچمهاي اسراييل را تكان ميدهند و در شيپور ميدمند به مناطق نواحي مسجد ميرود. سلومون گفت: «زمان بازسازي معبد يهود فرا رسيده است». وي براي تأكيد بر اين گفته كاميوني حامل 4 تن سنگ مرمر را براي ساخت معبد جديد پارك كرده بود.
[1] Gershol Solomon.
[2] Bobby Brown.
[3] Stanley Goldfoot.
[4] Gush Emunim جنبشي يهودي كه حامي اسكان يهوديان در يهوديه و سامريه است.
[5] Ateret Cohanim.
[6] Shomo Goren.
[7] Yoel lemer.
[8] Kach Movement، جنبش افراطي جناح راست كه توسط خاخام «مايركهين» پيريزي شد و به صورت غير قانوني از سوي پارلمان اسراييل مورد حمايت قرار گرفت و به اجراي سياستهاي افراطي گرايانه پرداخت. /var/www/vhosts/rasad.ir/httpdocs/farsi/ArticleFish/Articles/607.htm
Array ( [0] => stdClass Object ( [ArticleFishId] => 625 [SerialNo] => 607 [MTitle] => اتحاد نظامي بنيادگرايان مسيحي و فرقه هاي يهودي در توطئه چيني براي تخريب مسجدالاقصي [FTitle] => [AMTitle] => [AFTitle] => [EMTitle] => [EFTitle] => [ALanguage] => 3 [TLanguage] => 1 [ADateS] => 0 [ADateM] => 0 [ADateG] => 0 [Side_NY] => 0 [Side_NS] => 1 [Side_B] => 0 [Side_HY] => 0 [Side_HS] => 0 [Side_NE] => 0 [Side_HE] => 0 [SourceType] => 2 [Book] => 0 [BArticlePageFrom] => [BArticlePageTo] => [Magazine] => 19 [MPublishDateS] => 1383 [MPublishDateM] => 0 [MPublishDateG] => 0 [MYear] => 9 [MNo] => [MSerialNo] => 50 [MArticlePageFrom] => 46 [MArticlePageTo] => 49 [Site] => 0 [ArticleAddrInSite] => [FishWriter] => 19 [WriteDate] => 5/1/2005 0:00:00 [Confirmed] => 1 [SupervisorView] => [Abstract] => [AAbstract] => [EAbstract] => [Editted] => 1 [Degree] => 0 [Mode] => 0 [fldFirstPage] => 0 [fldFPMod] => 0 ) )
ورود به سايت
شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.
شناسه:
کلمه عبور:
درخواست شناسه کاربري
Copyright © 2008 "rasad.ir" All rights reserved