Y يهود
Y صهوينيسم
= اسرائيل
پيمان ساواك با موساد
محمد تقي تقيپور
شماري از تاريخ نگاران، آگاهان و كارشناسان علوم سياسي از حضور و نفوذ عميق و همه جانبه بني اسرائيل در ايران عصر پهلوي، با عنوان سيطره بيبديل صهيونيسم در اين كشور ياد كردهاند. سلطنت پهلوي علاوه بر ارتباط گسترده سياسي، اقتصادي، نظامي و فرهنگي با اسراييل فضاي مناسب و مطلوبي براي فعاليت يهوديها و كانونها و مجامع صهيوني در كشور فراهم آورده بود؛ به گونهاي كه اين جماعت در جغرافيايي به پهنة ايران از همه گونه آزادي عمل برخوردار بودند.
موقعيت جغرافيايي و ژئوپولتيكي، همجواري با شماري از كشورهاي اسلامي و عربي منطقه، هويت فرهنگي و ديني مردم، وابستگي و پيوستگي دستگاه حاكمه پهلوي به اردوگاه نظام سلطه جهاني، سابقه و حضور يهوديهاي در ايرن سرزمين و ...، دليل و شاخص عمده و اساسي انتخاب كشور ايران از سوي سازمان جهاني صهيونيسم بود.
يان بلك و بني موريس در كتاب «جنگهاي نهاني اسرائيل» با يادآوري موقعيت سوق الجيشي و منطقه، هويت اسلامي و بعضي ديگر ويژگيهاي ايران، از اين سرزمين با عنوان «گوهر تابناك» براي سران و رهبران صهيوني،در مسير استراتژي صهيونيسم ياد كرده است.
در اسناد و گزارشهاي به كلي سرّي بر جاي مانده از دوران پهلوي چنين يادآوري و تصريح شده است:
واضح و روشن است كه «براي اسرائيل» فعاليت از كشور ثالث كه ضمن همجواري با كشورهاي عربي، داراي روابط حسنه با آنها بوده و از نظر مذهبي نيز داراي علايق با اعراب هستند، مثمر ثمرتر خواهد بود.
كارشناسان ذيربط ساواك در گزارشهاي و تحليلهاي طبقه بندي شده و درون سازماني خود، وجود بعضي ابزارها، امكانات و زمينهها را، موقعيتي ممتاز و بستري ايدهآل و مطلوب براي تكاپوي صهيونيستها،به ويژه سرويس اطلاعاتي و جاسوسي اسرائيل در ايران ارزيابي كردهاند:
امكانات كشور هدف به منظور انجام فعاليتهاي اطلاعاتي:
وجود بيش از چهل هزار اقليت يهودي در ايران.
وجود تعداد زيادي از كليميان كشورهاي عربي به ويژه عراق كه در اثر عدم پذيرش جوامع مذكور به ايران مهاجرت كرده و به تدريج به تابعيت دولت شاهنشاهي ايران در آمدهاند. طبق سوابق موجود عدهاي از اين افراد قبلا در كشورهاي عربي به نفع اسرائيل همكاري داشته و در كشور شاهنشاهي ايران نيز ارتباط خود را با اعضاي سرويس زيتون «اسرائيل» و همچنين ساير اعضاي نمايندگي اسرائيل حفظ و فعاليتهاي اطلاعاتي نيز بعضا از آنها مشاهده شده است.
وجود دموكراسي و آزادي مذهب در كشور شاهنشاهي ايران به بهترين وجه براي كليه اقليتهاي مذهبي به ويژه اقليت كليمي.
اتكا به ريشههاي سياسي و اقتصادي و مالي كه جامعه يهود در طي ساليان دراز در اغلب كشورهاي جهان به وجود آوردهاند و استفاده و تغذيه كامل از كليه اين امكانات.
استفاده از ايدئولوژي صهيونيسم در بين اقليت كليمي ايران.
داشتن سازمانهاي وسيع فرهنگي و مذهبي و تبليغات در كليه كشورهاي جهان به ويژه كشورهاي اروپايي و آمريكايي و تغذيه موثر از اين مؤسسات چه از نظر اقتصادي و سياسي و مالي و تبليغاتي.
دور از واقعيت نيست كه در ساختار قدرت و نمودار تشكيلاتي حكومت پهلوي، اهرمي كه ميتوانست حضور و موقعيت صهيونيستها را در ايران تثبيت و تحكيم كند و به علاوه پوشش امنيتي آنها را نيز تضمين نمايد، «ساواك» بود.
به طور مسلم حضور فعال و وسيع يهوديها در حوزههاي مختلف اقتصادي، تلاش گسترده اشخاص و محافل وابسته و مرتبط با صهيونيسم در زمينه جمع آوري كمكهاي مالي براي خزانه جنگي اسرائيل و به علاوه تحريك و تشويق و انتقال يهوديها به فلسطين اشغالي، تنها بخشي از نفوذ و حضور اسرائيليها در اين كشور و نشانگر گوشهاي از همكاريهاي سلطنت پهلوي با دولت سارائيل در ايران آن عصر بود.
دادههاي اطلاعاتي پنهان و اسناد طقه بندي شده حكايت از آن دارند كه حضور صهيونيستها در هيچ كدام از حوزههاي قدرت سياستگذاري، تصميمگيري و اجرايي، به اندازه نفوذ آنها در تشكيلات ساواك نبود. اين موضوع از آن جهت براي راهبران و سران اسرائيل ارزشمند و با اهميت بود كه آنها ساواك را ابزار سلطه بر تمامي اركان قدرت در حكومت پهلوي ميدانستند. لذا دستيابي به اين موقعيت و فرصت را مغتنم شمرده، آن را به معني تسلط بر همة اجزا و اركان حكومت شاهنشاهي ارزيابي ميكردند.
بر اساس اين ديدگاه كه ايران شاهنشاهي جزيره ثبات وامنيت منطقه از يك سو و پايگاه مستحكم نظام سلطه در خاورميانه و در ميان كشورهاي اسلامي از سوي ديگر است، سازمان جهاني صهونيسم ما، موريتي را كه پيشتر به عهده سازمانهاي سيا (آمريكا) و ام.آي، شش (انگلستان) بود به سرويس اطلاعاتي اسرائيل تفويض كرد.
گزارشها و اسناد موجود گواهي ميدهند كه اسرائيليها در راستاي برنامهها و اهداف تعيين شده، سلسله فعاليتهاي اطلاعاتي خود را در ايران و در ميان كشورهاي اسلامي منطقه با پوشش ساواك به آساني تعقيب ميكردند. صرف نظر از بهرهبرداري سرويس اطلاعاتي اسرائيل از حضور و موقعيت يهود ايران در جهت برنامهها و اهداف جاسوسي، همكاري اطلاعاتي پيچيده دو رژيم پهلوي و اسرائيل به گونهاي بود كه بعضي تحليلگران و كارشناسان سياسي منطقه و جهان، ساواك را زاييده دستگاه اطلاعاتي اسرائيل و ايران شاهنشاهي را پايگاه اول صهيونيسم، پس از فلسطين اشغالي در خاورميانه ميدانستند.
پروتكل ويژه همكاري اطلعاتي دو رژيم، با نام كريستال يا بلور در واقع پوششي بود كه ساواك براي دستگاه اطلاعاتي اسرائيل و جاسوسان آن فراهم آورده بود. اين پوشش نه فقط جغرافياي ايران، كه بسياري از كشورهاي اسلامي و عربي، از عراق تا مصر، اردن، سوريه، لبنان، عربستان سعودي، كويت، امير نشينهاي حاشيه خليج فارسي و ... را شامل ميشد. اين پروتكل اطلاعاتي دو جانبه، (طرح كريستال) با ايجاد بستري مناسب و حاشيهاي امن، عمليات نشان كردن، جذب و استخدام مزدور اطلاعاتي و جاسوس از ميان عربها، شامل مسافران، ديپلماتها، مستشارها، دانشجوها، بازرگانان و ...، از سوي سرويس اطلاعاتي اسرائيل در اين كشور آسان و هموار مينمود؛ افزون بر آن امكان استتار جاسوسان يهودي و اسرائيلي را در كشورهاي مزبور فراهم ميكرد.
به هر روي، آشنايي با چگونگي و ابعاد همكاري دو سرويس ساواك و موساد و ميزان حضور اعضاي دستگاه اطلاعاتي اسرائيل در اين تشكيلات، بخشهاي مهم، حساس و پنهان تكاپوي صهيونيستي در ايران آن دوره و شماري از كشورهاي اسلامي خاورميانه را براي مخاطب امروز تبيين ميكند، به علاوه موجب خواهد شد كه ديدگاه او، در باره شأن ظهور و بروز و نيز ماهيت بسياري از رويدادهاي عمده تاريخ معاصر ايران و منطقه دگرگون گردد.
پس از كودتاي 28 مرداد 1332، شرايط و موقعيت براي گسترش و تعميق حضور، حاكميت و بلكه سيطره آمريكا در ايرن كاملاً مساعد گرديد. جابه جايي قدرت در حوزة سياستگذاري و تصميمگيري نظام سلطه جهاني پس از جنگ جهاني دوم كه كه از نتايج و دستاوردهاي اين جنگ بود از يك سو و نقش مستقيم و اساسي ايالات متحده در كودتاي 1332 و بازگرداندن محمد رضا به تخت سلطنت ايران، از سوي ديگر، در مجموع دستيابي آمريكا را به موقعيت و شرايط مزبور كاملا فراهم نمود.
آمريكاييها براي تثبيت، تحكيم و حفظ اين موقعيت ناگزير به ايجاد و سازماندهي نظام اطلاعاتي و امنيتي كشور بودند، تا از اين طريق براي حفظ مهره دست نشانده خود در مقابل دست اندازهاي خارجي و نيز تحريكات داخلي مردم مسلمان ايران، از توانايي لازم برخوردار باشند. رتشبد سابق حسين فردوست در اين باره چنين گفته است:
«پس از 28 مرداد 32، كه آمريكاييها با قدرت تمام وارد صحنه شدند و تصميم گرفتند كه ايران را به عنوان پايگاه اصلي خود در منطقه حفظ كنند، در درجه اول به ايجاد دستگاه ضد اطلاعات ارتش و تقويت آن و در درجه دوم به تأسيس سازمان امنيت كشور (ساواك) پرداختند. طبيعي بود كه اگر ايران ميبايست پايگاه اصلي آمريكا در منطقه باشد، به يك سيستم اطلاعاتي و امنيتي قوي نياز داشت. مضافا اينكه در شمال آن رقيب اصلي آمريكا، يعني شوروي كمونيستي، با حضور خود اين پايگاه غرب را تهديد ميكرد. به علاوه تدسيس دستگاه اطلاعاتي و امنيتي ايران، توسط آمريكا به او اين امكان را ميداد تا تسلط كامل خود را تأمين كند و نفوذ خود را در ايران عمق بخشد.»
در كتاب خاطرات دو سفير در اين خصوص چنين ميخوانيم:
«در سال 1957 سازمان سيا طرح و چارچوب تشكيلاتي يك سازمان جديد اطلاعاتي را به شاه داد و خود در تأسيس و سازمان دادن آن مشاركت كرد.اين تشكيلات كه به نام سازمان اطلاعات و امنيت كشور ناميده ميشد به زودي به نام مخفف آن يعني ساواك شهرت يافت.»
ويليام شوكراس نويسنده كتاب آخرين سفر شاه در اين باره نوشته است:
«ساواك، سازمان اطلاعات و امنيت كشور در سال 1957 به منظور حفظ امنيت و جلوگيري از هر گونه توطئه زبان آور عليه منافع عمومي تأسيس شد. به اصطلاح آمريكايي، قرار بود ساواك آميزهاي از سيا و اف.بي.آي و سازمان امنيت ملي باشد.»
در منابع ديگر آمده است:
«نخستين هدف شاه از تأسيس ساواك ايجاد دستگاه اطلاعات امروزي كارآمدي بود كه قادر باشد تهديدهاي داخلي و خارجي عليه سلطه او را شناسايي و با آنها نبرد كند و از رقابتهاي خرد و ريز لختي ديوانسالارانهاي كه واحدهاي اطلاعاتي موجود (مثلا واحدهاي ارتش، ژاندارمري و شهرباني) گرفتار آن بودند رها باشد.»
مجلس شوراي ملي در اسفند ماه سال 1335 ش، مفاد طرح و قانون تأسيس سازمان اطلاعات و امنيت كشور (ساواك) را به تصويب رساند. در مادة اول اين مصوبه در باره هدف و جايگاه سازمان مزبور آمده است:
«براي حفظ امنيت كشور و جلوگيري از هر گونه توطئه كه مضر به مصلاح عمومي است سازماني به نام اطلاعات و امنيت كشور وابسته به نخست وزيري تشكيل مي شود و رئيس سازمان، سمت معاونت نخست وزير را داشته و به فرمان اعلي حضرت همايوني شاهنشاهي منصوب خواهد شد.»
در مادة دوم مصوبه مزبور، درباره وظايف و مأموريتهاي سازمان اطلاعات و امنيت كشور (ساواك) آمده است:
«سازمان اطلاعات و امنيت كشور داراي وظايف زير است:
الف) تحصيل و جمعآوري اطلاعات لازم براي حفظ امنيت كشور.
ب) تعقيب اعمالي كه متضمن قسمتي از اقسام جاسوسي است وعمليات عناصري كه بر ضد استقلال و تماميت كشور و يا به نفع اجنبي اقدام كند.
ج) جلوگيري از فعاليت جمعيتهايي كه تشكيل واداره كردن آن غير قانوني اعلام شده و يا بشود و همچنين ممانعت از تشكيل جمعيتهايي كه مرام و يا رويه آنها مخالف قانون اساسي باشد.
د) جلوگيري از توطئه و اسباب چيني بر ضد امنيت كشور.
ه ( بازرسي و كشف تحقيقات و ...»
به هر روي وظيفه و مأموريت ساواك را دو بخش اطلاعاتي (خارجي) و امنيتي (داخلي) و تلفيقي از دو سازمان سيا و اف.بي.آي دانستهاند.
اما به نوشته برخي منابع خارجي، تعليم نيروهاي اطلاعاتي ايران از سوي سازمان سيا، بلافاصله پس از پيروزي كودتاي 28 مرداد 1332 آغاز شد:
«سيا تعليم نيروهاي اطلاعاتي ايران را نيز آغاز كرد. در سپتامبر 1953 [شهريور 1332] يك سرهنگ ارتش آمريكا كه سالها براي سيا در خاورميانه كار كرده بود و پيش زمينة وسيعي در كار پليس وكاراگاهي داشت در پوشش وابسته نظامي به ايران اعزام شد. مأموريت او سازمان دادن و فرماندهي يك واحد جديد اطلاعاتي بود كه در آن زمان زير نظر فرمانداري نظامي تهران تدسيس شد كه در دسامبر 1953 زير فرماندهي سرتيپ بختيار قرار گرفته بود. سرهنگ كه همكاري نزديكي با بختيار و زيردستانش داشت، اين واحد را فرماندهي ميكرد و به اعضاي آن فنون پايهاي اطلاعات از قبيل روشهاي مراقبت و بازجويي، عمليات شبكههاي اطلاعاتي و امنيت سازماني را ياد ميداد. واحد اطلاعات بختيار نخستين سازمان اطلاعاتي امروزي و كارآمد بود كه در ايران عمل ميكرد.»
صرف نظر از ساختار و نمودار تشكيلاتي ساواك كه شرح آن از حوصله اين نوشتار خارج است، فعاليت ساواك شامل چند دوره تاريخي است.
ارتشبد سابق حسين فردوست اين دورهها را چنين تقسيم بندي كرده است:
«اگر قرار باشد تاريخ ساواك از آغاز تا پايان نوشته شود بايد چهار دوره در آن مشخص گردد: نخستين دوره ساواك، دوره ايجاد و تأسيس اين سازمان توسط مستشاران آمريكاي است.
... در اين دوره ساواك در واقع فاقد هر گونه سازماني است. ... اين دوره از تأسيس رسمي ساواك در اسفند 1335 تا بر كناري تيمور بختيار در اسفند 1339 است.
دومين دوره ساواك با رياست پاكروان و در واقع با ورود من [فردوست] به ساواك آغاز ميشود.
... در اين دوره ... هيئت مستشاري آمريكا، كه نقش رياست واقعي ساواك را بازي ميكرد، محترمانه از ساواك مرخص ميشود و به جاي آن مربيان و اساتيد اسرائيلي با علاقه وارد صحنه ميشوند. ... لذا اين دوره را كه تا فروردين 1350 ادامه دارد، بايد دوره سازماندهي و آموزش ساواك ناميد.
سومين دوره ساواك با خروج من و مقدم در فروردين 1350 از ساواك آغاز ميشود. ... اين دوره، دوره هجوم و قدرت ساواك است.
... چهارمين دوره ساواك، ماههاي آخر سلطنت محمد رضا را در بر ميگيرد. ...
و سرانجام با انقلاب 22 بهمن حيات حدود 22 ساله اين سازمان پايان مييابد!»[1]
بر اين اساس دومين دوره فعاليت ساواك كه همراه با رياست پاكروان و ورود فردوست به ساواك است، دورهاي است كه كارشناسان اسرائيلي جايگزين آمريكاييها ميشونند و كار سازماندهي و آموزش در ساواك را به عهده ميگيرند:
فردوست در اين باره نوشته است:
«در سال 1340 از سوي محمد رضا مأمور جديد سازمان و راهآندازي «سازمان اطلاعات و امنيت كشور» (ساواك) شدم وتا 20 فروردين 1350، ... به عنوان قائم مقام ساواك فعاليت كردم. آغاز فعاليت من در ساواك مصادف با رياست سرلشگر حسين پاكروان بود و پس از سال 1343 نعمت الله نصيري در رأس اين سازمان قرار گرفت.»[2]
گفتني است در اين دوره انگليسيها نيز بيكار ننشتند و ميدان را كاملاً براي آمريكاييها خالي نكردند:
«انگليسيها نيز نميتوانستند از همة امكانات خود درايران صرف نظر كنند و آن را دربست در اختيار آمريكاييها قرار دهند و در سازمان جديد اطلاعاتي و امنيتي ايران سهم و نقش ميخواستند. لذا به دنبال تمهيداتي موافقت محمد رضا را در سفر ارديبهشت 1338 او به لندن جلب كردند و به دنبال آن من [فردوست] با مأموريت تدسيس «دفتر ويژه اطلاعات» به انگلستان رفتم. در انگلستان من با سازمان اطلاعات كشور فوق آشنا شدم و مقرر شد كه مطابق همان سيستم دستگاه اطلاعاتي و امنيتي ايران را سازماندهي كنم.»
به دنبال حضور و نفوذ آمريكاييها و انگليسيها در سازمان اطلاعات و امنيت كشور، تمهيدات رمز آلود و دستهاي پنهان، نقش و مأموريت آنها را به دستگاه اطلاعاتي اسرائيل واگذار كرد. به طور قطع اين تمهيدات و تحركات ازمنابعي سرچشمه ميگرفتند كه قدرت آن فرارت از اقتدار «سيا» و يا «ام آي 6» اريابي شده است. اين بود كه هم آمريكاييها و هم انگليسيها و هم دستگاه سلطنت پهلوي بدون هيچگونه عكسالعمل و مانع تراشي به پذيرش اين جايگزين تن دادند. اين قدرت مرموز همان سرويس اطلاعاتي سازمان جهاني صهيونيسم بود كه نفوذ و حضور همه جانبه و جايگاه مهم مأموران و مستشاران آن در دستگاه اطلاعاتي ايالات متحده آمريكا و انگليس نيز غير قابل ترديد است.
به اين ترتيب، با زمينه سازيهاي لازم، دستگاه اطلاعاتي اسرائيل جايگزين سيا و اينتليجنس سرويس در ايران شد و نقش و مأموريت آنها را به عهده گرفت. دقيقترين تعابير و درستترين ارزيابي درباره جايگاه و ميزان اهميت سرويس اطلاعاتي صهيونيسم، در يكي از منابع تاريخي، چنين آمده است:
«اين سازمان به غايت سري بين المللي، در سراسر جهان در پوشش نهادهايي به فعاليت خود ادامه داده و ميدهد. از جمله در دهه 1970 در وين در پوشش سازماني به نام «مركز اطلاعات مستند» فعاليت داشته است. «سرويس اطلاعاتي صهيونيستها» همان قدر با موساد متفاوت است كه صهيونيسم جهاني با دولت اسرائيل.
در واقع بايد « سرويس اطلاعاتي صهيونيستها» را شبكهاي جهاني ونامرئي دانست كه بر فراز و در قلب معظمترين سرويسهاي جاسوسي غرب (به ويژه آمريكا، انگليس، فرانسه و آلمان) شبكههاي خود را تنيده و مستقل از اين سرويسها خط مشي صهيونيسم جهاني را دنبال ميكند.»
اسناد و مدارك و منابع موجود در مجموع نشان ميدهند كه تقريبا از سال 1339 ش / 1960 م، رابطة نزديك و مستقيم بين ساواك و موساد برقرار شده بود.
ساواك در اوايل [دهه] 1960 م رابطه بسيار نزديكي با موساد برقرار كرد.»
در يكي از اسناد ساواك نيز در اين باره چنين آمده است:
«در تاريخ 24 ـ 25 مرداد 1339 (مطابق با 15 ـ 17 اوت 1960) كميته اطلاعاتي مشترك ايران و اسرائيل مركب از آقايان آلموگ، رابكين بابايي از طرف اسرائيل و انصاري، عظيمي، كاوه، عليخاني از طرف ايران تشكيل شد.
... كميته مشترك به اتفاق آرا تصميم گرفت پيشنهادت زير را براي تصويب به رؤساي سرويسهاي اطلاعاتي دو كشور تسليم نمايد.
... سرويس اسرائيل حاضر است براي تعليم مأمورين سرويس ايران (به طور نظري و عملي) در صورت لزوم به نقاط ديگر جهان نيز كارشناساني بفرستند.»
ناگفته نماند در آن زمان مأموران اطلاعاتي اسرائيل بيارتباط با ساواك نبودند. به طوري كه فردوست نوشته است:
« در آن زمان ايران اسرائيل را به صورت مدو فاكتو» به رسميت شناخته بود و اسرائيل يك سفارتخانه غير رسمي در ايران داشت و مسئول اطلاعات آن سرهنگ دوم يعقوب نيمرودي بود كه با تأييد محمدرضا با ساواك رابطه فعال داشت. اطلاع داشتم كه تشكيلات اطلاعاتي اسرائيل بسيار قوي است، زيرا برخي افراد يهودي در كشورهاي اروپا و آمريكاي شمالي در مشاغل حساس اطلاعاتي شاغل بودهاند و اين افراد پس از تشكيل كشور [دولت] اسرائيل سازمانهاي اطلاعاتي و امنيتي آن را تشكيل دادهاند. لذا به كمك نيمرودي آموزش ساواك را سازمان دادم كه منجر به تأسيس اداره كل آموزش شد و سرتيپ كيواني رياست آن را به عهده گرفت.»
يادآوري اين نكته ضروري است كه طبق باور بعضي انديشهمندان و تاريخ نگاران:
«عدم تمايل سرويسهاي اطلاعاتي آمريكا و انگليس به آموزش بيشتر ساواك، برنامهريزي هماهنگ سيا و ام.آي.6 براي سوق دادن به سوي اسرائيل و نفوذ گام به گام صهيونيستها در ايران و تبديل رژيم پهلوي به نزديكترين متحد اسرائيل در منطقه بوده است. بايد توجه داشت كه رسوخ عناصر يهودي صهيونيست در سطوح عالي سرويسهاي اطلاعاتي غرب بسيار زياد است، تا حدي كه ميتوان صهيونيسم جهاني را عامل هماهنگ كنندة اين سرويسها دانست.»
آموزش كادرها و مأموران ساواك از سوي كارشناسان اسرائيلي از برجستهترين همكاري دستگاه اطلاعاتي رژيم صهيونيستي با ساواك به حساب ميآيد. از يك سو گروههاي عملياتي ادرات كل ساواك با هدف فراگيري تعليمات ويژه اطلاعاتي آموزشي يك ساله و دو ساله به فلسطين اشغالي اعزام ميشدند و از سوي ديگر متخصصان و كارشناسان برجسته اسرائيلي در بخشهاي مختلف «امنيتي (ضد براندازي)»، «خط شناسي»، «تحقيق»، «باز جويي» به تهران ميآمدند و به آموزش كادرهاي ساواك در اين حوزهها اقدام ميكردند. اسرائيليها معتقد بودند هر چه كادرهاي ساواك ورزيده و مجرب و كارآزمودهتر باشند، بيشتر در تأمين اهداف و منافع آنها مؤثر خواهند بود؛ لذا در تعقيب مطامع خود در اين باره، سعي وافر در جلب رضايت سران و رهبران دستگاه پهلوي داشتند. ارتشبد سابق حسين فردوست در اين باره با ارزيابي عملكرد متخصصان و كارشناسان اسرائيلي در آموزش نيروهاي ساواك، نوشته است:
در آغاز 2 يا 3 تيم و هر تيم مركب از حدود 10 نفر از ادارات كل عملياتي (دوم و سوم و هشتم) براي آموزش به اسرائيل اعزام شدند. مدت آموزش هر تيم بين 1 تا 2 سال و نتيجه آموزش عالي بود. اين نشان ميداد كه اسرائيليها براي دوستي با محمد رضا، بهاي زيادي قائلند و روي نقش ساواك در آينده منطقه حساب جدي باز كردهاند. پس ترجيح دادم استادان اسرائيلي را به تهران بياورم. بهتدريج وارد مورد نياز را از شخص نيمرودي ميخواستم و او نيز به سرعت استاد مربوطه را به تهران دعوت ميكرد ...»
اين قبيل آموزشها نه فقط ابعاد مختف داشت؛ بلكه شامل ردههاي گوناگون در تشكيلات ساواك ميشد. گزارش ساواك درباره دوره آموزشي ضد اطلاعات تحت عنوان «سمينار قفل» كه از سوي كارشناسان و متخصصان اسرائيلي در تهران برگزار شده بود چنين است:
«به عرض ميرساند در تاريخ 2/3/35 [= 1355] با آقاي ماهان رابط سرويس اسرائيل ملاقات و نكات زير مطرح گرديد:
... در مورد سمينار قفل كه در حال حاضر در باشگاه تجريش برگزار ميشود، مايل است يك بار ديگر با آقاي شاي iza كارشناس قفل اسرائيل در محل برگزاري سمينار ملاقات و گفتگو كند.»
گزارش ديگر ساواك در اين باره چنين ميگويد:
«موضوع: دوره بررسي ضد اطلاعات
استاد: زوري مارتين (نماينده سرويس زيتون [اسرائيل])
مدت: دو الي سه هفته
تاريخ شروع: 27/4/50
شركت كنندگان: از اداره كل هشتم چهار نفر افراد نامبرده زير كه در رده رئيس بخش و رئيس دايره هستند در دورة مزبور شركت خواهند كرد. ...»
از ديد مقامات دستگاه پهلوي و مسئولان و رؤساي بلند پايه و درجة اول ساواك، اسرائيليها براي آموزش كادرها و مأموران ساواك و ارتقاي سطح آموزشي نيروهاي سازمان اطلاعات و امنيت كشور سنگ تمام گذاشتند.
از اين نظر، نه فقط ساواك در بخش آموزش وتربيت كادرهاي متخصص و مجرب به خودكفايي رسيد، بلكه از اين حيث به موقعيت و جايگاه ممتاز در ميان كشورهاي منطقه دست يافت. به گونهاي كه متخصصان و كارشان ساواك دستپروردة صهيونيستها، بعدها مأموريت آموزش كادرهاي اطلاعاتي بعضي ممالك در منطقه خاورميانه را عهده دار شدند. البته، فردوست اين وضعيت و موقعيت جديد را مرهون زحمات و برنامهها وطرحهاي خود قلمداد كرده و چنين نوشته است:
«در نتيجه، در سال 1349 توسط من چنان سازماني ايجاد شد كه تعدادي از كشورهاي خاورميانه پرسنل اطلاعاتي و امنيتي خود را براي آموزش به تهران اعزام ميداشتند.»
در يكي از گزارشهاي ساواك نيز در اين باره چنين ميخوانيم:
«رابط سرويس اسرائيل سحرگاه امروز 17/9/35 [= 1355] مطالب زير را اظهار داشت:
سرويس اسرائيلي ترتيبي داده كه تعدادي از عناصر مهم وابسته به سومالي كه اكنون در خارج از اين كشور زندگي ميكنند طي ماه ژانويه آينده در اسرائيل تحت تعليمات نظامي و اطلاعاتي قرار گيرند. رئيس سرويس اسرائيل از حضور تيمسار رياست ساواك درخواست دارد كه چند نفر از مقامات ساواك را جهت ملاقات و گفتگو با اين عده و نيز نظارت بر امر آموزش آنان در ژانويه آينده به اسرائيل اعزام دارند.»
اقدام بعدي ساواك در اين باره، در گزارش تكميلي ديگر چنين است:
«منظور: استحضار تيمسار رياست ساواك و صدور اوامر
طبق تصويب قبلي قرار است آقاي بهمن كاشي كارمند اداره كل هفتم از تاريخ چهارشنبه 29 دي ماه 35 [= 1355] به منظور انجام مأموريتي همراه با يك هيئت از وزارت امور خارجه به كشور اسرائيل اعزام گردد. ضمناً قبلاً تصويب فرموده بودند كه آقاي كاشي به منظور ملاقات با گروه دوم مقامات و اتباع سومالي كه در اسرائيل آموزش نظامي فرا ميگيرند ملاقات و مذاكره نمايند.
رابط سرويس اسرائيل در تاريخ 25/10/35 [= 1355] اظهار داشت در صورتي كه تيمسار رياست ساواك تصويب بفرمايند:
الف) آقاي كاشي بعد از خاتمه مأموريت خود ملاقاتي نيز با كارشناسان بررسي سرويس اسرائيل به عمل بياورد تا كارشناسان مذكور وي را پيرامون آخرين تحولات منطقه توجيه نمايند.
ب) هر گاه در مدتي كه آقاي كاشي در اسرائيل است تاريخ ملاقات او با مقامات سومالي معلوم گردد و اين تاريخ حداكثر دو روز با مأموريت آقاي كاشي اختلاف داشته باشد، [و ] نامبرده كماكان در اسرائيل باقي بماند تا بتواند مأموريت دوم خود را نيز انجام دهد ...»
همكاري اسرائيليها با ساواك در بخش آموزش نيروها و كادرهاي سازمان اطلاعات و امنيت كشور از شيوهها و شگردهاي خاص برخوردار بود و مراحل و سير ويژه خود را داشت.
اسرائيليها با توجه به اشراف، اطلاعات و آگاهي نسبت به توان، دانش، موقعيت و امكانات ساواك و كادرهاي آن، از طرق مختلف نيازها، كاستيها و نقاط قوت و ضعف تشكيلات مزبور را شناسايي و پس از اين، در جهت تطميع رؤساي ساواك اقدام ميكردند.
كارشناسان و متخصصان اسرائيل طبق نقشه و برنامه از پيش طراحي شدة خود، ضمن اعلام آمادگي كامل براي همكاري در بخش آموزش نيروهاي ساواك ـ چه در ايران و چه در فلسطين اشغالي به طور معمول به گونهاي عمل ميكردند كه در همه اداور آموزش و در همه سطوح، نكاتي را مبهم باقي ميگذاشتند و به اين ترتيب عطش نياز نيروهاي تحت آموزش و نيز رؤسا و مسئولان ساواك را براي فراگيري آنها تشديد ميكردند. عطش و شور و اشتياقي را كه كارشناسان اسرائيلي در اين زمينه دامن ميزدند، موجب ميشد، تا علاوه بر كسب امتيازات بيشتر از سران و مقامات ساواك، ميزان وابستگي اين تشكيلات به دستگاه اطلاعاتي اسرائيل را بيش از پيش تقويت و تشديد كنند.
نمونه بارز اين شگرد اطلاعاتي اسرائيليها، وعده فريبنده ژنرال ضمير يكي از مسئولان بلند پايه دستگاه اطلاعاتي اسرائيل به مقامات ساواك است:
«در تاريخ 14/1/34 [= 1354] به استحضار تيمسار رياست ساواك رسيد كه كشتيهاي شوروي حامل محمولات مختلف نظامي به عراق مرتبا به بندر بصره رفت و آمد داشته و اداره كل دوم امكاناتي براي تخريب و خرابكاري در كشتيهاي مذكور از طريق عوامل مربوطه دارد و به همين علت در سال 2532 [1352] كه ژنرال ضمير به تهران مسافرت نموده بود، به فرموده با ايشان در اين زمينه مذاكره و ژنرال ضمير پاسخ داد كه با وسايل كوچكي كه حجم آن حتي از يك قلم خودنويس تجاوز نخواهد كرد ميتوان منظور فوق را عملي نمود و به دنبال اين مذاكره دوستان زيتون [اسرائيل] پيشنهاد كردند كه يك يا دو نفر از كارمندان ساواك جهت آموزش و آشنايي با وسايل مذكور به اسرائيل مسافرت كنند.»
مقامات ساواك پس از اعتماد به وعده ژنرال ضمير، برنامه آموزش مأموران خود از سوي كارشناسان اسرائيلي را در دستور كار قرار دادند:
«از حضور تيمسار رياست ساواك استدعا شد با توجه به عادي شدن روابط ايران و عراق چنانچه انجام عمليات مورد نظر مورد تصويب است مقرر فرمايند آقاي رفيعزاده رئيس اداره برون مرزي و استوار حسينزاده كه از نظر عملياتي و فني واجد شرايط لازم ميباشند، به مدت يك هفته به اسرائيل مسافرت و ضمن آموزش از وسائل مذكور بازديد نمايند. تيمسار رياست ساواك پي نوشت فرمودهاند «اصولا ديدن اين اين آموزشها لازم است ولي با وضعيت فعلي نه براي عراق بلكه زماني كه لازم باشد براي هدف مورد نظر روز». متعاقب اين جريان با ادارات كل سوم و چهارم نيز تماس گرفته شد و چون ادارات كل مزبور تشخيص دادند كه اعزام كارمنداني از طرف آنان نيز مفيد خواهد بود عليهذا دو نفر از كارمندان خود را جهت اعزام به اين مأموريت معرفي نمودند.»
به اين ترتيب تعدادي از نيروهاي ساواك براي فراگيري آموزشهاي لازم به اسرائيل اعزام شدند:
همان طوري كه [تيمسار رياست ساواك] استحضار دارند در تاريخ 14/1/54 گزارش [...] در مورد اعزام دو نفر از كارمندان ساواك جهت آموزش و آشنايي به وسائل تخريبي به اسرائيل از عرض گذشت و پيشنهاد گرديد كه آقاي مجيد رفيع زاده رئيس اداره برونمرزي و استوار حسين زاده به همين منظور به اسرائيل اعزام گردند ... .
متعاقبا در اين مورد با ادارات كل سوم و چهارم مذاكره و ادارت كل مذكور نيز دو نفر از كارمندان خود را جهت اعزام بهاين مأموريت معرفي نمودند:
1ـ آقاي منصور گلزاري كارمند اداره كل سوم
2ـ آقاي محمود شيرازي كارمند اداره كل چهارم
عليهذا با عطف توجه به مراتب فوق مستدعي است اوامر عالي را در مورد عزيمت چهار نفر كارمندان فوق الذكر به اسرائيل براي مدت يك هفته جهت بازديد از وسائل تخريبي و نحوه استفاده از وسائل مذكور ابلاغ فرمايند.»
پس از اعزام مأموران ساواك و طي دورههاي آموزشي مورد نظر معلوم شد كه وعده ژنرال ضمير فريبي بيش نبوده است:
«توضيحاً به استحضار ميرساند كه متخصصين اسرائيلي اظهار داشتند كه در حال حاضر وسائل كوچكي نظير قلم خودنويس كه قادر باشد مثلا در يك كشتي تخريب ايجاد نمايد وجود ندارد و براي انفجارات بزرگ بايد مقدار ماده منفجره بيشتري به كار برد.»
بدين ترتيب مأموران و حتي مقامات ساواك كه عطش آنها براي كسب مهارتها و دسترسي به فنون و وسايل مورد نياز دو چندان شده بود، بيش از پيش به دست و پاي اسرائيليها ميافتند:
« در اجراي اوامر صادره در ساعت 10:30 روز 7/10/35 [=1355] ملاقاتي با نماينده دوستان زيتون به شرح زير انجام [شد] كه جهت صدور هر گونه اوامر مقتضي از عرض ميگذرد.
الف) منظور: ايجاد تماس بين دو نفر متخصصين تخريب ساواك با نماينده دوستان زيتون در مورد نيازمنديهاي وسايل تخريب الكترونيكي.
ب) شركت كنندگان در ملاقات عبارت بودند از آقايان 1ـ ارديبهشت 2ـ حسين زاده 3ـ باقريان 4ـ و ماهان نماينده دوستان زيتون.
پ) پيشينه: همان طوري كه استحضار دارند [در] اجراي اوامر صادره افراد منتخب ساواك در تاريخ 21/6/35 به كشور اسرائيل اعزام و به مدت شش روز اقامت در آن كشور با وسايل جديد كه تروريستها عليه آن كشور به كار ميبرند آشنايي حاصل نمودند و پس از مراجعت طي گزارشي به عرض رسيده بود منظور اصلي اعزام هيئت ايراني به اسرائيل پيشنهاد ژنرال ضمير بود كه نامبرده اظهار نموده بود وسائلي در اسرائيل وجود است به اندازه يك قلم خودنويس كه ميتواند يك كشتي را منفجر نمايد. ليكن پس از اعزام به آن كشور متخصصين تخريب كشور اسرائيل در اين مورد اظهار بياطلاعي نمودند و گفتند يك چنين وسيلهاي وجود ندارد. نتيجتاً منظور اصلي هيئت اعزامي تأمين نگرديد. از سوي ديگر به علت زمان كم (پنج روز بازديد آموزشي در اسرائيل) وسائل تخريب الكترونيكي به مدت 2 ساعت مورد بازديد و تشريح قرار گرفت كه آموزش فراگرفتن آنها را در مدت 2 ساعت تشريح كافي نبود و [در] گزارش كار مراجعت از مأموريت پيشنهاد شده بود: براي فراگرفتن اين سوائل [تخريب با وسائل الكترونيكي) حداقل 15 روز آموزش كار عملي با گروه تخريب كشور مزبور لازماست.
(پيوست الف) لذا از حضور تيمسار رياست ساواك با دعوت متخصصين اسرائيل موافقت فرمودند كه در اين مورد از نماينده دوستان زيتون آقاي ماهان دعوت و مقرر گرديده بود در تاريخ 7/10/35 [=1355] در ساختمان D ملاقاتي در اين زمينه انجام گيرد.»
اقدامات بعدي ساواك در اين باره چنين است:
«در اجراي اوامر تيمسار مديريت كل ملاقات مورد نظر در ساعت 10:30 روز 7/10/35 [=1355] با شركت چهار نفر فوق الذكر انجام و با توجه به اينكه آقاي ماهان از جريان خواستههاي ساواك در مورد وسايل تخريب الكترونيكي اظهار بياطلاعي نمودند. معهذا مرتب خواستههاي ساواك به ايشان گفته شد و ايشان گفتند هر چه مورد نظر شما ميباشد طي نامهاي نيازمنديهاي خود را به انگليسي براي ما بنويسيد تا اينكه، بدانيم، نيازمنديهاي شما كدامند و با توجه به اينكه متخصصين كار با وسايل تخريب الكترونيكي ارتشي ميباشند در مورد اعزام آنها به ايران اقدام نماييم.
توضيح:
با عرض مراتب ياد شده همان طوري كه قبلا به عرض رسيده است (پيوست الف) نيازمنديهاي آموزشي اين اداره كل در حال حاضر به شرح زير از عرض ميگذر تا در صورت تصويب اجازه فرمايند به زبان انگليسي ترجمه و در اختيار نماينده دوستان زيتون قرار دهند تا از آن طريق در مورد اعزام متخصصين كشور مزبور اقدام گردد.
1ـ نحوة آماده نمودن پاكات انفجاري و خنثي نمودن چاشني آنها (به طور عملي).
2ـ آشنايي و ساختن انواع قلمها انفجاري با انواع دستگاههاي الكترونيكي تخريب از راه دور و نزديك (انواع مختلفي كه در دسترس متخصصين دوستان زيتون ميباشد.)(به طور عملي).
3ـ آشنايي عملي با نحوة كار دستگاه اشعه X
بخش مستقل عمليات ويژه»
به اين ترتيب حوزه رياست ساواك به اداره كل دوم ابلاغ ميكند كه مطابق خواست اسرائيليها اقدام كند:
«خواهشمند است دستور فرماييد نكات مورد نيازي كه در آن اداره كل در نظر دارد در دوره ياد شده مورد بحث و گفتگو قرار گيرد به زبان انگليسي تهيه [كنند] و به اين حوزه ارسال دارند تا پس از تصويب در اختيار سرويس مربوطه گذاره شود.»
اداره كل دوم ساواك طبق دستور حوزه رياست، دقيقاً مطابق پيشنهاد مقامات اسرائيلي عمل ميكند و نيازمنديهاي خود را در پنج بند به شرح ذيل به زبان انگليسي به نمايندگان دستگاه اطالاعات رژيم صهيونيستي ارائه ميدهد:
«1ـ شناسايي انواع منفجرهها كه در خرابكاريهاي ابتكاري از سال 1970 [1349] تا كنون در اختيار خرابكاران قرار داشته است (در حدود امكانات).
2ـ نحوة مسلح كردن و آزاد كردن ماسورههاي كوچك كه در پاكات پستي (منفجر شونده) به كار ميرود ضمن شناسايي مواد منفجره مربوطه داخل پاكات.
3ـ نحوة خرابكاري در كشتيها ( از داخل آب با وسايل غواصي).
4ـ شناسايي و بازديد انواع وسايل و مواد منفجره كه داراي حجم كم و قدرت انفجار فوق العاده است (مكانيزم و نحوة عمل).
5ـ شناسايي و بازديد انواع وسايلي كه از طريق راه دور منفجر ميگردد (صوتي).
نكته قابل توجه در اين باره، ترفند مقامات اطلاعاتي رژيم صهيونيستي است كه پس از تطميع مسئولان ساواك و به دنبال آن طرح بهانههاي ابني اسرائيلي به طور پي در پي، باز هم مسئولان ساواك را به بازي ميگيرند. نامه حوزه رياست ساواك خطاب به اداره كل دوم در اين خصوص چنين حكايت ميكند:
«بازگشت به 1509/201 مورخ 5/2/35 [=1355]
رابط سرويس اسرائيل در تاريخ 10/3/53 [= 1355] اعلام داشت كه بند چهار نيازمنديهاي فني اعلام شده براي سرويس متبوعه وي روشن نيست و لازم است محل انجام اين گونه اقدامات براي كارشناسان سرويس روشن باشد تا بتوانند در اين مورد بحث نمايند.»
تأمين وسايل و تجهيزات ساواك از سوي اسرائيل
از همان ابتداي همكاريهاي همه جانبه ساواك و دستگاه اطلاعاتي اسرائيل، اسرائيليها بخش عمدهاي از وسايل و تجهيزات مورد نياز سازمان اطلاعات و امنيت كشور را تأمين ميكردند. به گونهاي كه نه فقط ساواك، بلكه ديگر مراكز و نهادهاي كشوري و لشگري به تدريج در رديف مشتريان ثابت و عمده اسرائيل در آمدند.
در بخشي از گزارش كميته اطلاعاتي مشترك ايران و اسرائيل به تاريخ 1339 چنين آمده است:
«سرويس اسرائيل براي تكميل وسايل ارتباطي مأمورين سرويس ايران حاضر است هر گونه وسايل از قبيل بيسيم، مركب نامرئي، وسايل عكاسي، مخفي كردن پيام و غيره در اختيار سرويس ايران بگذارد و طرز به كار بردن آنها را نيز تعليم دهد. سرويس ايران صورت نيازمنديهاي خود را تهيه [خواهد كرد] و به سرويس اسرائيل خواهد داد.»
ساواك صرف نظر از تأمين نيازهاي خود، احتياجات ديگر دستگاهها را نيز به اطلاع اسرائيليها ميرساند و لوازم و تجهيزات مورد نياز آنها را از اين طريق تأمين ميكرد:
«در نظر است پنج دستگاه اشعه ايكس X ثابت با قدرت 160 كيلووات با ملحقات مربوطه (طبق نمونهاي كه قبلا در استاديوم آريا مهر تحويل شد) از طريق دوستان زيتون [اسرائيل] تهيه گردد.
خواهشمند است دستور فرماييد از آن طريق به رابط دوستان مذكور ابلاغ نمايند در مورد تهيه و تحويل دستگاههاي منظور اقدام [كنند] و نتيجه را اعلام دارند.
«دستگاههاي اشعه ايكس مورد نظر سفارش نيروهاي هوايي شاهنشاهي بوده كه دو نمونه آن عينا در ساواك موجود و مورد بهره برداري عملياتي قرار ميگيرد ...»
اسرائيليها در بخش تأمين وسايل و تجهيزات نيز با شگردها و ترفندهاي خاص خود عمل ميكردند. آنها وسايل سفارشي و خريداري شده از سوي ساواك را به طور ناقص تحويل ميدادند تا طرف ايراني همواره نيازمند كارشناسان و متخصصان اسرائيلي باشد.
گزارش ساواك درباره عدم تحويل برخي قطعات تكميلي دستگاه اشعه ايكس از سوي اسرائيل چنين است:
«به عرض ميرساند در تاريخ 3/3/35 [=1355] با آقاي ماهان رابط سرويس اسرائيل ملاقات و نكات زير مطرح گرديد:
به اطلاع رابط رسانيده شد كه ساواك به هنگام برگزاري بازيهاي آسيايي [سال 1353، يعني دو سال قبل] دو دستگاه اشعه ايكس از اسرائيل خريداري نمود كه پس از تحويل دستگاهها، سرويس اسرائيل موافقت نموده بود كه دستگاههاي اندازهگيري اشعه ايكس را تهيه و تحويل دهد كه هنوز در اين مورد اقدامي به عمل نيامده و دستگاههاي مورد بحث نياز ساواك است.»
يكي ديگر از گزارشهاي ساواك، به نمونه مشابه ديگر چنين اشاره كرده است:
«در مورد ضبط صوتهاي اديبوي گفته شد كه چون بنا به اظهار ادارة كل پنجم ضبط صوتهاي مورد بحث كار نميكنند جلسه ملاقاتي بين نمايندگان ادارات كل پنجم و ششم از يك طرف و نماينده سرويس اسرائيل در هفته آينده تشكيل و موضوع مورد مذاكره قرار گيرد.»
در هر صورت تأمين اين قبيل نيازهاي ساواك موجب وابستگي بيش از پيش اين تشكيلات به اسرائيل مي شد. از سوي ديگر ساواك ناگزير بود براي استفاده و بهرهبرداري از تجهيزات مورد نظر، ميزان حضور و نفوذ متخصصان اسرائيلي را در آن سازمان افزايش دهد و از سوي ديگر مأموران و نيروهاي ديگري را براي فراگيري برخي مهارتها و فنون و چگونگي استفاده از تجهيزات اسرائيلي به سرزمينهاي اشغال ياعزام كند و تحت تعليمات صهيونيستها قرار دهد كه اين موضوع صرف نظر از همه پيامدهايي كه داشت، موجب افزايش حضور نيروهاي مزدور و مزد بگير اسرائيليها در داخل تشكيلات ساواك مي شد. و اين روندي بود كه مطابق نقشه و برنامه اسرائيليها طراحي و اجرا ميشد.
سند به جا مانده از ساواك در تأييد اين واقعيت چنين ميگويد:
«رابط سرويس اسرائيل در ملاقات روز 30/10/54 اظهار داشت:
... در مورد دستگاههاي اشعه ايكس پيشنهاد ميشود متخصصين اسرائيلي همراه دستگاههاي خريداري شده به تهران آمده و حضوراً نحوة كار آنها و همچنين تعميرات لازم را شرح دهند.»
رؤسا و مقامات ساواك نيز در اين ارتباط ناگزير به عدول از نظرها و پيشنهادهاي خود و بلكه پيروي از نقشههاي اسرائيلي بودند.
نامه مدير كل اداره پنجم ساواك در اين باره چنين است:
«پيرو شماره 10441/501 ـ 20/10/54 در اجراي اوامر صادره نحوه ارسال و نصب و آزمايش و همچنين آموزش دستگاههاي اشعه ايكس سفارش شده جهت نيروي هوايي شاهنشاهي در كميسيون با حضور نمايندگان ادارت كل سوم و ششم و نماينده نيروي هوايي شاهنشاهي مورد بررسي قرار گرفت ودر نتيجه برابر صورتجلسهاي كه در اين مورد تنظيم شد، پيشنهاد گرديد كه دستگاههاي مورد نظر توسط متخصصين كارخانه سازنده به تهران حمل و پس از نصب و آزمايش آنها نسبت به طرز كار و بهرهبرداري سرويس و رفع گيرهاي اوليه آنها آموزش لازم به افراد ذيصلاح داده شود. بنابراين خواهشمند است دستور فرماييد:
1ـ از نظر تأمين هزينه رفت و اقامت متخصصين اعزامي از كشور اسرائيل به تهران به نحو مقتضي اقدام لازم معمول دارند.
2ـ … نسبت به شركت 2 نفر از تكنسينهاي نيروي هوايي شاهنشاهي هم كه متعاقباً معرفي خواهند اقدام لازم معمول و نتيجه را اعلام دارند.»
همكاري دو جانبه
برخي منابع خارجي، شروع برقراري ارتباط بين ساواك و دستگاه اطلاعاتي را سالها پيش از سال 1339 شمسي ـ كه بعضي منابع داخلي بر آن تأكيد داشتهاند ـ دانستهاند.
منابع مزبور درباره اولين ملاقات رئيس وقت ساواك با مقامات اطلاعاتي و سياسي اسرائيل چنين روايت كردهاند:
در سپتامبر 1975 [1336 ش] تيمسار تيمور بختيار نخستين رئيس سازمان اطلاعاتي تازه تشكيل يافته ساواك (سازمان اطلاعات و امنيت كشور) در پاريس با كاروز كه در مقام «رايزن سياسي» در سفارت اسرائيل خدمت ميكرد، ديدار به عمل آورد.»
اين ديدار براي مقامات اسرائيلي بسيار قابل توجه و از اهميت ويژهاي برخوردار بود.
«اين گشايشي حياتي در اين زمينه بود. كازور بعدها گفت: ايسر [هارل، رئيس موساد] موضوع را مستقيماً نزد گلدا [ماير، وزير امور خارجه] برد. اين نخستين باري بود كه يك كشور مسلمان به ما اظهار علاقه ميكرد.»
عمق و ابعاد ارتباط پنهان بين ساواك و دستگاه اطلاعاتي اسرائيل، در آن سالها به گونهاي بود كه موجب ايجاد «روابط دوستانة شخصي» و بسيار نزديك ميان ايسرهارل رئيس موساد وتيمور بختيار رئيس ساواك شده بود.
در سال 1339 جلسه بسيار مهمي بين مقامات بلندپايه دو سازمان ساواك و دستگاه اطلاعاتي اسرائيل برگزار شد كه تصميمات با اهميتي در آن اتخاذ گرديد. در اين جلسه كه روز دوشنبه 24 مرداد ماه سال 1339 شمسي با عنوان جلسه كميته هماهنگي رؤساي سازمان اطلاعات ايران و اسرائيل برگزار شد، سپهبد تيمور بختيار، سرتيپ پاكروان وسرتيپ علويكيا از طرف ايران و ايسرهارل و يعاكف كاروز از طرف اسرائيل حضور داشتند.
در اين جلسه ايسر هارل رئيس موساد با اشاره به موقعيت حساس ايران و اسرائيل، ضرورت ايجاد هماهنگي بين طرفين در حوزه سياست خارجي و فعاليتهاي بين المللي و تبادل نظر و توافق در صحنه تلاشهاي منطقهاي و جهاني را خواستار شد.
نامبرده حفظ منافع ايران شاهنشاهي را براي اسرائيل حياتي دانست و پشتيباني رژيم صهيونيستي از سلطنت پهلوي را يادآور شد و آن را قدمي به نفع خود اسرائيل برشمرد.
مذاكرات وتصميمات اين جلسه كه بيشتر متضمن منافع و اهداف رژيم صهيونيستي بود، شامل چند محور عمده، يعني «اهداف كلي» همكاري دو جانبه، «نحوه و ابعاد همكاري» و نيز «طرحها و پيشنهادها براي اقدامات اوليه» بود. در بخشي از گزارش ساواك درباره محتواي مذاكرات جلسه مزبور چنين آمده است:
«رؤساي سازمانهاي اطلاعات ايران و اسرائيل با حضور سپهبد بختيار ـ آقايان هارل ـ كاروز ـ سرتيپ پاكروان ـ سرتيپ علوي كيا منعقد شد…
1ـ هدفهاي كلي:
آقاي هارل متذكر شد كه هدفهاي كلي در مرحله حاضر عبارت است از:
ـ جلوگيري از هر گونه افزايش قدرت ناصر.
ـ دفع حمله تبليغاتي كه جمال عبد الناصر با تشريك مساعي روسها عليه ايران آغاز كرده است. در اين خصوص اقدام عمومي در فاش كردن ماهيت حقيقي عبد الناصر و سياست او لازم است.
ـ تقويت ايران از نقطه نظر سياسي و اقتصادي تا مباني ثبات و پايداري ايران مستحكمتر شود.
دولت اسرائيل حاضر است كه تمام امكانات خود را بدون هيچگونه قيد و شرط و با تمام قدرت و با رعايت تمام شرايطي كه فعلا بايد دولت ايران ملاحظه نمايد در اختيار ايران بگذارد.
2ـ نحوه همكاري:
همكاري ميتواند در حيطههاي زير به طور موثر صورت گيرد:
1ـ حيطه سياسي
2ـ حيطه تبليغاتي
3ـ حيطه اجتماعي
در حيطه سياسي: چنانچه در كشورهاي مهم دنيا بين نمايندگان سياسي دو كشور طبق دستورات مركز تبادل نظر و مشورت به عمل آيد و براي حل مسائل جاري راه مشتركي آغاز شود، زودتر و مؤثرتر به منظور خود نائل خواهيم شد و شايد بعضي مسائل كه به تنهايي قابل حل نبودند به آساني راه حل پيدا كنند. نمايندگيهاي دولت اسرائيل تمام تجربيات و معلومات خود را در اختيار نمايندگان ايران خواهند گذاشت. «لوبي»هاي موجود را به كار خواهيم برد و به نمايندگان ايراني در اداره عمل «لوبي» راهنمايي خواهيم كرد. شرط موفقيت اين است كه نمايندگيهاي خارجي ايران كه به طور كلي ضعيف ميباشند به طور شايستهاي تقويت شوند و بايد به طور قطع براي اينمنظور در سفارتخانههاي مهم تعداد كارمندان ورزيده و شايسته افزايش يابد؛ زيرا در وضع حاضر امكانات اغلب سفارتخانهها به قدري محدود است كه قادر به انجام وظايف محوله نميباشند.
در حيطه تبليغاتي: با در نظر گرفتن حمله تبليغاتي بي سابقهاي كه عليه ايران جريان دارد، بايد تمام وسايل را بكار برد تا از شدت اين حمله كاسته شود. براي اين منظور بايد آشنايي كامل با محيط مطبوعاتي كشورهاي مختلف داشت و با شخصيتهاي متنفذ اين محافل تماس نزديكي برقرار شود. و در محيط هر كشور طبق مختصات رواني آن كشور عمل نمود تا به نتيجه برسيم. نمايندگان دولت اسرائيل در خارج در اين خصوص معلومات خيلي وسيعي دارند كه تماماً در اختيار نمايندگان ايراني گذاشته خواهد شد. …»
رئيس موساد در اين مذاكرات، با بزرگنمايي ميزان تواناييها، نفوذ و امكانات اسرائيل از يك سو و نيازها و منافع ايران از سوي ديگر، به شكلهاي فراوان سعي در تطميع رؤسا و مقامات ساواك نمود. در حالي كه در تمام محورها، اين منافع رژيم صهيونيستي بود كه مد نظر قرار گرفته و تعقيب شده بود.
از آنجا كه همكاري دو جانبه ساواك و موساد و نشستهاي كميته اطلاعاتي مشترك دست آورد ذيقيمتي براي اسرائيل داشت، مقامات موساد همواره در تقويت و استمرار فعاليت آن ميكوشيدند. زيرا اسرائيليها با بهرهگيري از پوشش ساواك و دولت شاهنشاهي مطامع خود را در كشورهاي اسلامي تعقيب ميكردند. و به علاوه نتايج دستآوردهاي عمده اين همكاري و حتي عمليات مشترك به نفع رژيم اسرائيل منتهي ميشود.
گزارش مستند و گوياي ساواك درباره يكي از نشستهاي كميته اطلاعاتي مشترك ايران و اسرائيل در اين باره خواندني و قابل توجه است. اين گزارش تلاش و اقدامات مرموزانه موساد عليه برخي كشورهاي اسلامي چون مصر، سوريه، لبنان را به وضوح آشكار ميسازد و به علاوه مأموريت ساواك را در تأمين پوشش جاسوسان و مأموران موساد و حتي تهيه اسناد و اوراق هويت ايراني براي جاسوسان صهيونيست به خوبي نشان ميدهد. استخدام و تربيت مأمور، تحت نام و پوشش ايران، اما در خدمت برنامهها و اهداف سرويس اسرائيل كاملاً ميزان سرسپردگي ساواك را آشكار ميسازد.
«به شرف عرض رسيد و مورد تصويب واقع شد. ترتيب لازم براي همكاري دو كشور داده خواهد شد.
در قسمت دوم مذاكرات ترتيبات همكاري بين مأموران دو سرويس مورد مطالعه واقع شد و عملياتي كه تا به حال انجام گرفته مرور شد و اصلاحات لازم براي پيشرفت كار مطرح گرديد.»
در گزارش ساواك دربارة نشست اعضاي بلند پايه كميتة اطلاعاتي مشترك ميان ايران و اسرائيل و شروع عمليات ويژه اطلاعاتي عليه بعضي كشورهاي عربي آمده است:
«در تاريخ 24 ـ 25 و 26 مرداد 1339 (مطابق با 15 ـ 16 و 17 اوت 1960) كميته اطلاعاتي مشترك ايران و اسرائيل مركب از آقايان آلموگ ـ رابكين ـ بابايي به نمايندگي از طرف اسرائيل و انصاري ـ عظيما ـ كاوه ـ عاليخاني از طرف ايران تشكيل شد.
دستور كميته به شرح زير بود:
1ـ فعاليتهاي عليه سوريه و مصر از لبنان.
2ـ فعاليتهاي عليه سوريه و مصر از كشورهاي بيطرف ديگر.
3ـ استخدام مأمورين ويژه تحت پوششهاي مختلف و آموزش آنها.
4ـ تأمين وسايل ارتباطي براي مأمورين موجود و بهبود وضعيت ارتباطي آنها.
5ـ شروع عمليات مخصوص.
6ـ تهيه اسناد ايراني براي مأمورين ويژه سرويس اسرائيل.
7ـ كسب اخبار از منابعي كه من غير عمد اطلاعاتي را افشا ميكنند (منابع ناآگاه).
كميته مشترك به اتفاق آرا تصميم گرفت پيشنهادات زيرا را براي تصويب به رؤساي سرويسهاي اطلاعاتي دوكشور تسليم نمايد.
1ـ فعاليتهاي عليه سوريه و مصر از لبنان:
الف) سرويس ايران يك نفر با پوشش مناسب در سفارت ايران در بيروت مستقر سازد. اين شخص ممكن است به وسيله سرويس اسرائيل تعليم داده شده و با محيط خدمتي خود آشنا گردد. از طرف سرويس اسرائيل وسائل ارتباط لازم در اختيار او گذارده خواهد شد.
ب) بايد از وجود ايرانيهاي مقيم لبنان ـ لبنانيها و سوريهاي مخالف ناصر مقيم لبنان (كه شناخته نشدهاند) براي ايجاد شبكه اطلاعاتي به منظور كسب اطلاع از سوريه استفاده نمود. سرويس اسرائيل حاضر است فهرست تعدادي اشخاص نشان شده را در اختيار سرويس ايران گذارده و حتي المقدور راجع به تحقيق در اطراف نشان شدهها و استخدام اشخاص مناسب به سرويس ايران كمك نمايد.
ج) تحقيق درباره نمايندگيهاي مختلف لبنان كه در سوريه مستقر ميباشند (از قبيل نمايندگي تجارتي ـ بانكي ـ بيمه ـ حمل و نقل و غيره) و بررسي درباره امكان استفاده اطلاعاتي از طريق اين نمايندگيها.
2ـ فعاليت عليه سوريه و مصر از كشورهاي بي طرف ديگر:
الف) بررسي امكان عملياتي عليه مصر از طريق كشورهاي ليبي ـ سودان ـ عربستان سعودي.
ب) بررسي امكان استفاده از سودانيهايي كه در مصر كارمند ادارات دولتي هستند و به آنها از طرف دولت مصر به منظور مستعفي كردن آنها فشار آورده مي شود و بالنتيجه اين اشخاص از دستگاه ناراضي هستند.
ج) در هر نقطه از جهان كه دو كشور ايران و ج.م.ع نمايندگي سياسي دارند مأمورين سرويس ايران اشخاص مناسبي را در بين كارمندان نمايندگي سياسي ج.م.ع نشان كرده و به تدريج در مورد استخدام آنان مطالعه مينمايند سرويس اسرائيل در مورد استخدام اين قبيل نشان شدهها كمك خواهد كرد.
3ـ استخدام مأمور ويژه:
دو سرويس ايران و اسرائيل فعاليت مشترك فعلي خود را به منظور استخدام و تربيت مأمور توسعه خواهند داد. سرويس اسرائيل حاضر است براي تعليم مأمورين سرويس ايراني (به طور نظري و عملي) در صورت لزوم به نقاط ديگر جهان نيز كارشناساني بفرستند.
4ـ وسايل ارتباط:
سرويس اسرائيل براي تكميل وسايل ارتباط مأمورين سرويس ايران حاضر است هر گونه وسيله از قبيل بيسيم ـ مركب نامرئي ـ وسايل عكاسي ـ مخفي كردن پيام و غيره در اختيار سرويس ايران بگذارد و طرز به كار بردن آنها را نيز تعليم دهد. سرويس ايران صورت نيازمنديهاي خود را تهيه و به سرويس اسرائيل خواهد داد.
5 ـ شروع عمليات مخصوص:
عمليات مخصوص دو سرويس بايد با توجه به دو اصل صورت گيرد:
(يكم) ـ بررسي فعاليتهاي اطلاعاتي و تخريبي ناصر درخاورميانه و مقابله با آنها. در اين مورد لازم است نحوه نفوذ در سازمان اطلاعاتي مصر و سوريه، روش رسوخ در ميان عوامل ناصر و پايگاههاي وي در خاورميانه و كشورهاي دوست ديگر مورد مطالعه قرار گيرد.
(دوم) ـ نقطه ضعف ناصر در سوريه است. بنابراين بايد نهايت كوشش را براي كسب اطلاع از وضع سوريه به كار برد و درباره شرايط فعلي محافل و طبعات مختلف اين كشور دقيقا تحقيق كرد و با توجه به آنها براي وارد آوردن ضربه مهلك به ناصر در سوريه از وضعيت مناسب استفاده نمود.
با توج به نكافت فوق توصيههاي زير ميشود:
الف) اقدام به عمليات ويه مشترك در كشورهاي عرب با توجه به امكانات ارتباطي ايران ( استفاده از محافل اقتصادي سوريه كه از ناصر بيزار هستند و همچنين بررسي امكان به كار بردن اعضاي حز ب منحله بعث). هدف اين عمليات كشف فعاليت محافل مصري و طرفدار مصر و پيدا نمودن طرق مقابله با آنهاست.
ب) بررسي روابط فعلي ايران و سوريه پس از قطع رواط سياسي با ج.م.ع؛ در اين مورد بايد امكان استفاده از تجار سوري مقيم ايران ـ پرواز هواپيماهاي ايراني از فراز سوريه و رفت و آمد كشتيهاي ايراني را در بنادر ج.م.ع مورد نظر قرار داد.
ج) كسب اطلاع از مداركي كه محتملا در سفارت ج.م.ع در ايران موجود است.
6 ـ تهيه اسناد براي مأمورين ويژه:
سرويس ايراني حاضر است مدارك هويت لازم (شناسنامه و گذرنامه) جهت مأمورين اسرائيلي كه به صورت يك نفر ايراني به كشور عربي اعزام ميشوند تهيه نمايد.
7 ـ تحقيق از منابع آگاه:
بايد به مأمورين اطلاعاتي دو سرويس اهميت استفاده از منابع ناآگاه توضيح و تعليمات كافي داده شود. منابع ناآگاه در صورتي كه به نحو زيركانه و صحيحي مورد استفاده قرار گيرند يكي از مفيدترين و سرشارترين منابع اطلاعاتي ميباشند. دو سرويس بايد مرتبا فهرستي از مطالبي كه ميتوان درباره آنها اطلاعاتي از منابع ناآگاه تهيه كرد در اختيار مأمورين خود بگذارند.
ـ به منظور تسهيل امكان اجراي برنامه فوق سرويس ايراني يك مدمور براي ارتباط با سرويس اسرائيل معرفي خواهد كرد.
ـ به منظور بررسي نتيجه فعاليتهاي محوله در مورد پيشنهادات بالا و تشخيص معايب و نواقص و طرق مرتفع ساختن آنها كميته اطلاعاتي مشترك دو سرويس سه ماه ديگر از اين تاريخ [آبان 1339] در اسرائيل تشكيل جلسه خواهد داد.»
طرح كريستال يا بلور
طرح رمز الود «كريستال يا بلور» اوج همكاري سازمان امنيت و اطلاعات كشور (ساواك) با سازمان اطلاعات و جاسوسي اسرائيل و تماماً متضمن مطامع و منافع صهيونيستها بود.
طرح كريستال نشان ميدهد كه چگونه اداره كل دوم و هشتم ساواك عملا در خدمت برنامهها و اهداف اسرائيل در ايران و ديگر شورها، به ويژه ممالك اسلامي از هيچ تلاش و كوشش فروگذار نميكردند. شناسايي، استخدام، آموزش و اعزام جاسوس به كشورهاي اسلامي در قالب طرح كريستال به طور كامل تحت نام و پوشش ساواك اما با هدايت وكنترل و نقشه اسرائيليها اجرا و عملي شد.
يكي از اسناد به جا مانده از ساواك در اين باره اطلاعات مفيدي ارائه ميدهد:
CEVIZ = تهران
I = عراق
زيتون = اسرائيل
كلنل = سرهنگ كارون
و اما متن سند:
در باره عمليات اطلاعات مثبت كه از شهر «سويز» [تهران] هدايت ميگردد.
مقدمه
1ـ اين گزارش خلاصه مذاكرات قبل در مورد موضوع بالا و ادامه تصميمات دو رئيس سرويس در شهر زيتون [اسرائيل] در ژانويه 1966 [1345] ميباشد.
2ـ هدف از پيشنهاداتي كه در اين گزارش قيد ميگردد استخدام منابع جديد و با ارزش در شهر سويز است كه بتوانند اطلاعاتي درباره مقاصد مقامات عاليرتبه نظامي و سويل دشمن بدهند و با اين ترتيب نيازمنديهاي اطلاعاتي تعيين كنندگان خط مشي سياسي و شمتريان اطلاعاتي را برآورده كنند.
امكانات موجود در شهر سويز
3ـ تعاد قابل توجهي از اتباع [عراق] در شهر سويز زندگي ميكنند. از ساير كشورهاي هدف نيز افرادي براي مقاصد مختلفي به سويز ميآيند. اين موضوع ميتواند وسيلهاي براي استخدام منابع با ارزش جديد بوده و اطلاعاتي در مورد كشورهاي هدف تهيه كند.
مأموريت
4ـ براي اينكه بتوان از امكانات بالا حداكثر استفاده را نمود بايد يك برنامه عملياتي كافي را مورد مداقه قرار داد و به مرحلة اجرا گذاشت.
5ـ براي اينكه اين مأموريت به مرحله اجرا گذاشته شود پيشنهاد ميگرد يك هيئت اجرايي از افراد زير تشكيل شود:
الف) نمايندهاي از اداره دوم
ب) نمايندهاي از اداره هشتم
ج) نماينده ما سرهنگ د ـ ك
6 ـ ادارت دوم و هشتم خواهند توانست اطلاعات عملياتي با ارزشي را كه دارند در اختيار هيئت اجرايي قرار دهند.
7 ـ اين هيئت كه در آن ادرات مربوط به عمليات شركت دارند واحدهاي مربوطه خود را تقويت ميكنند تا مطالب اطلاعاتي مورد لزوم را در مورد كانديدا تهيه نمايند و سپس در مورد طرز عملي كه بايد انجام گيرد تصميم خواهند گرفت.
8 ـ ما حاضر هستيم كه يك افسر عملياتي در اختيار هيئت اجرايي بگذاريم كه سوژه را نشان كرده اطلاعات عملياتي در مورد او جمعآوري كنند. اين افسر عمليات، طبق دستوراتي كه هيئت اجرايي به او ميدهد رفتار خواهد كرد.
9 ـ در اين مورد عقايد شخصي مدير كل اداره هشتم شايان كمال توجه است.
10 ـ البته تأكيد ميشود كه در ابتدا عمليات اين سنگر قدري كند است و تخمين زده ميشود كه در طي سال اول عمليات نبايد بيش از سه يا پنج مأمور استخدام گردد كه اين مأمورين بايد از مأمورين سطح بالا باشند كه بتوانند جوابگوي نيازمنديهاي بخصوص ما گردند.
11 ـ موضوع مالي در اداره ما مورد بحث قرار گرفته و سرويس ما [اسراييل] حار است هزينههاي عملياتي را در اين مورد مرتفع سازد.
نتيجه:
12 ـ براي هر گونه توضيح ديگري كه بخواهيد ما در اختيار شما هستيم و پيشنهاد ميكنيم اين هيئت اجرايي هر چه زودتر تشكيل گردد.»
موضوع بسيارجالب توجه، نوع ادبيات و محتواي اين سند است؛ به گونهاي كه نشان ميدهد طرف اسرائيلي به عنوان متكلم وحده، طرح و پيشنهاد ميدهد و ديكته ميكند و طرف ايراني فقط مخاطب است.
گزارش ديگر در اين باره اعتراف اداره كل دوم ساواك است كه كاملا نشان ميدهد چگونه اسرائيليها ساواك را الت دست و اميال خود قرار داده و در جه طرحها و اهداف خود از آن استفاده ميكردند. به علاوه گزارش مورد نظر گوياي اين واقعيت است كه طرح اسرائيليها در زمينه استخدام جاسوسي، هم به لحاظ سياسي و هم اقتصادي و مهمتر از همه اطلاعاتي و امنيتي، مطابق موقعيت، مصلحت و منافع و برنامههاي ساواك نبود. به علاوه ضمن تشديد سطح وابستگي ساواك به موساد، ميزان نفوذ و رخنه اسرائيليها را در ادارات مختلف اين سازمان افزايش ميداد.اين موضوع در لابلاي اسناد به جا مانده از ساواك كاملا خودنمايي ميكند:
«در اجراي پي نوشت تيمسار رياست سازمان اطلاعات خارجي در گزارش واصله از دوستان زيتون ضمن تقديم دو برگه ترجمه و عين گزارش مذكور نتيجه بررسيهاي معموله در اين زمينه را به عرض ميرساند:
1ـ به طور كل يمنابعي كه در بند 3 گزارش پيوست ذكر شده واز وجود آنان در شهر CEWIZ [تهران] ميتوان استفاده نمود به شرح ذيل ميباشد.
الف) اتباع كشور شاهنشاهي كه قبلا تابعيت يكي از كشورهاي عربي را داشته و ترك تابعيت نموده ولي اينك اقوام و نزديكاني در آن كشور دارند.
ب) افرادي كه تبعه كشور شاهنشاهي بوده ولي داراي بستگاني در كشورهاي هدف مورد بحث بوده و به علل مختلف به كشورهاي مذكور مسافرت نمايند.
ج) اتباع كشورهاي هدف كه به مناسبتي به كشور شاهنشاهي وارد ميشوند مانند مأمورين رسمي، بازديدها و مسافرتهاي رسمي، زيارت وغيره).
2 ـ اجراي طرح پيشنهادي دوستان زيتون اشكالات عديدهاي در موارد زير ايجاد مينمايد كه موجب ركود فعاليتهاي فعلي دستگاه نيز خواهد شد.
الف) وظايف ادارات كل سوم و هشتم و دوم تداخل نموده و در نتيجه موجبات شناخته شدن عواملي را كه در ادارات مذكور با توجه به طرح پيشنهادي دوستان زيتون معرفي مينمايند فراهم ميگردد.
ب) براي انجام طرح مذكور كادر ورزيده براي هر سه اداره كل مخصوصا اداره كل دوم مورد نياز است كه با توجه به كثرت كار و قلت كارمند، درگيري جهت اجراي اين طرح براي اداره كل دوم مقدور نيست.
ج) در نتيجه دخالت و تماس دوستان زيتون با عوامل عملياتي ساواك كه مسئول اجراي موارد مختلف طرح هستند نفوذ آنان در دستگاه زيادتر شده و اين امر مغاير با اصول حفاظت است.
د) در اثر كنترلي كه مقامات ضد جاسوسي از سفارتخانهها و ساير ادارات و قسمتهاي خارجيان به عمل مياورند افراد مورد نظر در طرح كه برابر دستور و تعليمات داده شده بايستي به اين اماكن آمد و رفت نمايند، مورد سوء ظن قرار گرفته و در نتيجه اداره كل دوم براي حفظ منابع اجبارا بايستي با دادن هويت و مشخصات عوامل مربوطه اقرار به همكاري با منبع بنمايد كه اين امر باعث شناخته شدن مأمورين شده و در نتيجه مغاير با حيطه بندي حفاظتي است.
ه ( با امكانات وسيعي كه دوستان زيتون از نظر رهبران عمليات ورزيده و كادر تعليم يافته و بودجه كافي و ساير موارد در اختيار دارند اين امكان نيز وجود دارد كه پس از ورود عوامل و مأمورين استخدام شده به كشور هدف دوستان زيتون مأمور مورد نظر را در اختيار گرفته و بدون همكاري با ساواك از او استفاده نمايند. خصوصا در كشورهايي كه همجوار كشور زيتون بوده و عوامل با ساواك از اواستفاده نمايند. خصوصا در كشورهايي كه همجوار كشور زيتون بوده و عوامل ديگر ساواك هم در اين مورد قادر به كنترل عمليات آنان نميباشد.
و) به نظر ميرسد دوستان زيتون بدين وسيله از كشور شاهنشاهي به عنوان پايگاه خود استفاده خواهند نمود خصوصا اينكه كشور پايگاه كشوري است كه از طريق آن و بدون جلب توجه مقامات امنيتي آن كشور عمليات پنهاني و جمعآوري خبر از كشور شاهنشاهي به عنوان كشور پايگاه استفاده نموده از پشتيباني ساواك در اجراي طرح پيشنهادي خويش نيز بهرهمند شده ودر مواقع خطر نيز كه مأمورين و عوامل مربوطه در كشور هدف گرفتار شوند كشور شاهنشاهي مسئول شناخته شده و نامي از كشور زيتون برده نخواهد شد.
اداره كل دوم»
نكته بسيار درخور توجه و تأمل در اسناد گزارشهاي ساواك، اعلام نظر منفي و مخالف كارشناسان و مديران كل هشتم و دوم ساواكدرباره طرح كريستال يا بلور است. كارشناسان و مديران كل مورد اشاره از همه لحاظ و جنبهها، طرح مزبور را مغاير برنامهها، اهداف و منافع ايران و ساواك ارزيابي كرده و نظر مخالف كارشناسي خود را نسبت به آنها اعلام كرده بودند. ليكن آن گونه كه مدارك ساواك نشان ميدهد، دستهاي مخفي و مرموز وارد صحنه شدند و به ساواك چنين توصيه كردند:
«پيشنهادات آنان [اسرائيليها] با نظر مثبت ارزيابي شود.»
و به اين ترتيب بود كه ابتدا، جلسهاي در سات 55/7 الي 5/9 روز 19/3/1345 در محل باشگاه ساواك در تهران با حضور افراد ذيل برگزار شد:
«نمايندگان ساواك:
1. آقاي هاشمي مدير كل اداره هشتم.
2. آقاي نگهباني مدير كل اداره دوم.
3. آقاي فرازيان رئيس اداره برون مرزي اداره كل دوم.
4. آقاي وحداني كارمند اداره كل هشتم.
نمايندگان زيتون [اسرائيل]:
1. سرهنگ وردي، رئيس اداره جمع آوري سازمان اطلاعات خارجي.
2. ياگيل، نماينده زيتون [اسرائيل] در مركز [تهران].
3. سرهنگ كارون، نماينده زيتون [اسرائيل] در مركز [تهران].»
در اين جلسه كليات تشكيل كميته يا سازمان اجرايي، چگونگي جذب و استخدام منبع يا جاسوس از ميان اتباع كشورهاي عربي مقيم ايران، به خصوص عراقيها، تشكيل صندوق مشترك براي اين طرح، تعيين كشورهاي هدف، آن گونه كه مد نظر مقامات دستگاه اطلاعاتي اسرائيل بود به تصويب رسيد.
در اين جلسه، عمده پيشنهادهاي طرف اسرائيلي مورد موافقت مديران كل ساواك قرار گرفت. از جمله اين پيشنهادها، طرح اسرائيليها مبني بر شناسايي و جذب جاسوس از ميان كشورهاي عربي، آن هم در سطوح بسيار عالي بود. به طوري كه سرهنگ وردي (طرف اسرائيلي) نمونهاي از اين نوع جاسوسان استخدام شده از سوي ساواك و اسرائيل را به نام «عبد الوهاب» با شماره رمز «95» كه از اتباع مصر بود نام ميبرد و در اين خصوص به طور ويژه تأكيد ميكند.
مطالعه بخشي از سند ساواك در اين باره خالي از فايده نيست:
«آقاي وردي: ... نظر تيمسار سرلشگر معتضد داشتن اطلاعات عالي سياسي و استخدام منابع سياسي رد ردههاي عاليتر [است] و ايشان گفتند كه منابعي مثل 95 اداره كل دوم بايد بيشتر داشته باشيم كه به نفع دو سرويس است.
... براي بهتر انتخاب كردن و استخدام منابع ما بايد اطلاعات عملياتي خوب داشته باشيم و گروهي كه تشكيل ميشود اين اطلاعات را بررسي ميكنند و مسائل عملياتي مثل چه شخص آجودان رئيس جمهوري است. كي منشي اوست و غيره ...
اين امر تمركز اطلاعات عملياتي است و وقتي اين اطلاعات جمع شد ما ميگوييم كي بايد اين عمليات را ادامه دهد و چه اشخاصي بايد استخدام شوند . ... بهترين نمونه و مثال اين امر عمليات مشتركي در مورد آن تبعه مصري عبد الوهاب است كه خيلي خوب استفاده كرديم و اطلاعات خوب و مثبت و عملياتي [را] بازجويان ما گرفتند و كليه عمليات مثال خوبي براي اين امر مشترك بود و خيلي موضوع دقيق و حساسي بود. خيلي از جناب سرهنگ هامي و مذاكراتي كه نموديم و بخصوص در مورد كار مشترك عبد الوهاب تشكر ميكنم بخصوص اين امر زير نظر مستقيم ايشان انجام گرفت.»
سرهنگ هاشمي مدير كل اداره هشتم ساواك در پاسخ به طرف اسرائيلي چنين پاسخ ميگويد:
«ما به طوري كه بتوانيم عراقيها يا كويتيها كه در ايران هستند مشخصات آنها را به شما بدهيم و به كميته هر سؤالي دارد بگويد و ما بر اساس درخواست كميته اطلاعات بيشتري تحقيق كرده و به كميته ميدهيم و بدين ترتيب كار را شروع ميكنيم.»
سرهنگ وردي (طرف اسرائيلي) كه روند و ما حصل مذاكرات را مطابق طرح و برنامه خود و دوستانش ارزيابي ميكند، فورا به گونهاي سعي دارد جلسه را مختومه اعلام كند؛ لذا در پاسخ به طرف ايراني ميگويد:
موافق هستم. نظر ديگري ندارم. تصور ميكنم اين ملاقات دو جانبه به نتيجه رسيد و به حدود وظايف و شروع اقدامات رسيدهايم و تصور ميكنم اين نظرات بايد به تصويب رؤساي ما برسد.»
اسرائيليها به گونهاي برنامهريزي كرده بودند كه بلافاصله پس از ختم جلسه مديران كل، نشست رؤسا و مقامات بلندپايه دو طرف شروع شد.
اين جلسه نيز در ساعت 45/9 روز 19/3/1345 در همان محل باشگاه ساواك با شركت افراد ذيل برگزار شد:
«از طرف ساواك:
1. تيمسار سپهبد نصيري، رئيس ساواك.
2. تيمسار سرلشكر معتضد رئيس سازمان اطلاعات خارجي.
3. هاشمي مدير كل اداره هشتم.
4. نگهباني، مدير كل اداره دوم.
5. فرازيان، رئيس اداره برون مرزي اداره كل دوم.
از طرف سرويس اطلاعات اسرائيل:
1. ژنرال اميت، رئيس سويس اطلاعات خارجي
2. عيدان، معاونت سرويس اطلاعات خارجي
3. سرهنگ وردي، رئيس اداره جمعآوري سازمان اطلاعات خارجي
4. ياگيل، نماينده سرويس اطلاعاتي اسرائيل در تهران
5. سرهنگ كارون، نماينده سرويس اطلاعاتي اسرائيل در تهران»
ژنرال اميت، رئيس سرويس اطلاعات خارجي اسرائيل ضمن ابراز رضايت از حسن همكاري ساواك با دستگاه اطلاعاتي اسرائيل به طور تلويحي خواستار متابعت بيچون و چراي ساواك از برنامههاي آنهاست:
«در حدود شش ماه پيش در اين مورد مذاكره شد و اينك پيشرفت عمليات اطلاعات مشترك نتيجه خود را ميدهد و اين امر بايد اضافه شود كه نيازنديهاي اطلاعات ما ار نظر نيروهاي زميني ـ دريايي ـ زرهي ـ سپاهي و غيره تأمين شده و اطلاعاتي در اين مورد جمع آوري شده است واگر در آتيه اين همكاري ادامه يابد ما كم و بيش راضي خواهيم بود و در تمام ردهها رضايت كامل برقرار خواهد بود و همكاري عالي بوده است و هيچ گونه نارحتي و تذكري از ناحيه ما در اين مورد نيست.»
به اين ترتيب، اين بخش از همكاري ساواك با دستگاه اطلاعات اسرائيل تحت عنوان طرح بلور يا كريستال با فشار و اصرار طرف اسرائيلي به طور جدي در دستور فعاليت تشكيلات دو طرف قرار گرفت.
اگر چه، شماري از مديران و كارشناسان ساواك اين طرح را مغاير منافع، موقعيت و مصلحت طرف ايراني ارزيابي كرده بودند. در اين باره و نيز چگونگي و مراحل شكلگيري طرح بلور گزارش اداره كل دوم ساواك خطاب به نصيري رئيس اين تشكيلات خواندني است:
«به عرض ميرساند، به طوري كه استحضار دارند در تاريخ 10/3/45 دوستان زيتون ضمن تقديم يادداشتي به حضور رياست سازمان اطلاعات خارجي پيشنهاداتي در مورد شروع عمليات مشترك براي استخدام منابع در كشورهاي هدف در ايران نمودند كه مراتب جهت بررسي و اعلام نظر باين اداره كل ارجاع گرديد.
در اجراي اوامر صادره در اين مورد بررسيهاي لازم معمول و مراتب طي گزارشات مورخه 16 و 17/3/45 ضمن تشريح مشكلات حاصله از اين همكاري وعدم امكان اجراي نظرات دوستان به عرض رسيد كه مقرر فرمودند با اداره كل هشتم مجددا بررسي و اعلام نظر گردد واين اداره كل ضمن بررسي با مديريت اداره كل هشتم به اين نتيجه رسيد كه چنانچه به دوستان گفته بشود به علل عدم بررسي قبلي در مورد پيشنهادات آنان اين امر به تعويق افتد شايد با گذشت زمان مطلب منتفي شده تلقي گردد ولي در تاريخ 18/3/45 مقرر گرديد كه:
«پيشنهادات آنان با نظر مثبت بررسي شود» لذا در اجراي اوامر صادره در تاريخ 19/3/45 كميسيوني با حضور سه نفر نمايندگان دوستان و اينجانب و مديريت كل اداره هشتم و رئيس اداره برونمرزي و آقاي وحداني كارمند اداره كل هشتم در باشگاه تشكيل و با توجه به بررسيهاي قبلي كه وسيله اين اداره كل با مديريتكل اداره هشتم شده بود در مورد پيشنهادات واصله از دوستان به شرح زير اظهار نظر گرديد. (به متن مذاكرات معموله پيوست الف مراجعه فرمايند) كه مورد موافقت دوستان زيتون قرار گرفت.
1ـ بدواً بايد كشورهاي هدف براي دو سرويس تعيين شود كه بر اساس آن طرح نيازمندي و جمع آوري اطلاعات مشترك تهيه و سپس به مبناي آن طرحها نسبت به استخدام منابع اقدام گردد.
ـ استخدام منابع و شرائط آن:
الف) ايراني نباشد.
ب) تبعه كشورهاي هدف باشند.
ج) از كارمندان نمايندگيهاي سياسي و كارمندان محلي تبعه كشور هدف در مؤسسات فوق نباشند.
2ـاجرا
3ـ مسائل مالي و اداري
[...]
4ـ آغاز كار
ج) چون در نظر است بر اساس مذاكرات معمولي براي شروع كار كشورهاي هدف فقط عراق و مصر منظور گردد كه بر اساس آن طرح جمع آوري جهت نفوذ و استخدام منابع تهيه بشود، مستدعي است چنانچه مورد تصويب است، ابلاغ فرمايند. اداره كل دوم»
گزيده طرح همكاري مشترك ايران و اسرائيل كه از سوي اداره كل دوم ساواك تدوين شده بود به شرح ذيل است:
«به منظور اجراي مراحل مقدماتي طرح همكاري مشترك بين ساواك و دوستان زيتون با اسفتاده از تجارب همكاريهاي گذشته يك سلسله بررسيهاي لازم توسط اين اداره كل و اداره كل هشتم معمول و موافقت نامههاي همكاريهاي مشتركي در يك برگ و روش جاري شامل (هدفها ـ وظايف ـ امور عملياتي و استخدامي ـ امور مالي و حدود اختيارات كميته اجرايي) ...
به پبيوست تقديم [ميگردد] و از عرض ميگذارند ... .
صورت اسامي رمز طرح بلور
ايران = جويز
اسرائيل = زيتون
اداره كل دوم = سالار
اداره كل هشتم = شهاب
عراق = ياسمن
مصر = شمعداني سوريه = بنفشه
جبهه تحرير خوزستان = جبهه شبنم
دفتر انور السادات = دفتر سرخ
موافقتنامه همكاري مشترك بين (جويز و زيتون)
الف) استخدام منابع در ردههاي بالا در كشورهاي هدف با تصويب طرفين انجام خواهد گرفت... .
ز) طرح مشترك همكاري به نام (بلور) شناخته مي شود [...] .
روش جاري طرح همكاري مشترك (جويز و زيتون).
الف) هدفها
1. ياسمن
2. شمعداني
3. بنفشه [...] .
ب) كميته اجرايي
1ـ كميته اجرايي متشكل از نمايندگان (خودي) ادارات كل هشتم و نمايندگان زيتون خواهد بود. [...] .
ج) امور عملياتي و استخدام
1ـ استخدام منابع از كشورهاي هدف از مقامات عاليه كشور هدف در ردههاي بالا صورت ميگيرد.»
از ديگر موارد خواندني و جذاب طرح مزبور، بند «د» تحت عنوان «مراحل استخدام» منبع يا جاسوس از كشورهاي اسلامي و عربي از سوي كميته مشترك ساواك و سازمان اطلاعاتي اسرائيل است كه به شرح ذيل تدوين شده است:
«1ـ اداره كل هشتم مشخصات و وضعيت اتباع كشورهاي هدف مقيم جويز را با تشريح وضعيت هر يك از آنان در اختيار كميته قرار ميدهند.
2ـ كميته پس از دريافت مشخصات و اطلاعات موجود نسبت به شخص و يا اشخاص بررسيهاي لازم را نسبت به او معمول و چنانچه شخص مورد نظر واجد كليه شرايط لازم بخصوص با توجه به هدفهاي موجود باشد ترتيب تماس و مذاكره با وي در كميته اجرايي اتخاذ و اقدام لازم براي استخدام او خواهد نمود.
3ـ اداره دوم با همكاري زيتون شخص انتخاب و استخدام شده را طبق روش جاري به كشور هدف جهت شروع به كار اعزام خواهد داشت.
4ـ زيتون در آغاز به كار كليه اطلاعات عملياتي و وسايل فني عملياتي مورد نياز را كه در ضرورت آن تشخيص داده شده است تحويل خواهد داد.
5ـ بهرهبرداري از گزارشات (خبري ـ عملياتي ـ كتب يا شفاهي مدمورين يا به طور فيلم يا اخبار مأمور مجهز به بيسيم و غيره) و از كليه اطلاعات واصله به طور مساوي هر دو سرويس استفاده خواهند نمود ولي در هر صورت كليه اقدامات عملياتي و فني در موارد مختلف من جمله ظهور و چاپ فيلم ـ فتوكپي اسناد و غيره وسيله جويز در مركز انجام ميشود و اصل مدارك در بايگاني جويز حفظ و نگهدار خواهد شد... .»
موضوع جالب توجه ديگر، اسامي مراكز، نهادها، ادارات و مؤسساتي در كشورهاي عربي و اسلامي است كه در طرح كريستال يا بلور به عنوان «نقاط نفوذ» از آنها ياد شده است. براي نمونه در پيوست طرح كريستال يا بلور در اين باره چنين آمده است:
نقاط نفوذي در عراق:
1. دفتر رياست جمهوري
2. دفتر نخست وزيري
3. وزارت دفاع ملي ادارت طرح وعمليات
4. ستاد كل
5. اداره عمليات ستاد كل
6. اداره آموزش كل
7. سازمان امنيت (قسمت مربوط به رسيدگي امور كشورهاي همجوار و اقدامات اطلاعاتي در آنها)
8. بخش سري و سياسي وزارت كشور
9. وزارت امور خارجه (قسمتهاي رسيدگي به امور خاورميانه و كشورهاي همجوار و دفتر محرمانه)
10. ركن دوم ستاد ارتش
11. نيروهاي زميني به ويژه واحدهاي زرهي
12. ستاد كل نيروهاي دريايي (اداره عمليات)
13. ستاد كل نيروهاي هوايي (اداره عمليات)
14. شهرباني كل و اداره اطلاعات
15. امور مربوط به مسائل نفتي
16. جبهه تحرير خوزستان
نقاط نفوذي در مصر:
1. دفتر محرمانه مخصوص جمال عبد الناصر رياست جمهور
2. دفتر انور السادات (دفتري كه با عمليات خرابكارانه در خارج همكاري ميكنند).
3. ستاد كل
4. اداره عمليات ستاد كل
نقاط نفوذي در سوريه:
1. ادارات امنيتي ـ شهرباني ـ سازمان امنيت
2. ستاد كل ارتش
3. ركن دوم ستاد ارتش
5. وزارت خارجه اداره روابط كشورهاي خارجي
متن و فرم قرار داد به شكل «بكلي سري» تهيه و به هر دو سازمان اطلاعاتي ايران واسرائيل جهت بررسي و امضا آن ارسال شد:
11 سپتامبر 1966 [1345] بازگشت به 403
به . سويز [ايران] ـ سالار [اداره كل دوم]
از . زيتون [اسرائيل] ـ جان
موضوع ـ عمليات كريستال
سازمان مربوطه به اينجانب اختيار داده است كه از طرف آن سازمان قرار داد عملي كه به پيوست نامه مورخه 14 .......... شماره .................. ارسال گرديده بود بپذيرم.
به عقيده اينجانب قرارداد ياد شده اكنون معتبر و ميتوان عمليات را آغاز كرد.
رونوشت به ـ آقاي كوشان [نمايندة اسرائيل در ايران]»
يادآوري اين نكته خالي از فايده نيست كه در يكي از گزارشهاي ساواك، مربوط به هزنيه طرح كريستال يا بلور، از تاريخ اسفند 1346 تا مهر 1347، به حقوق 46 نفر مأمور مشترك طرح اشاره شده است. بر اساس مفاد مندرج در طرح كريستال يا بلور كليه هزينههاي اين طرح به طور مشترك و مساوي بر عهده ساواك و سازمان اطلاعاتي اسرائيل بود؛ ليكن اسرائيليها در مقاطع مختلف، با ارائه ارقام جعلي و بعضاً تا چند برابر، به طور آشكار از ساواك اخاذي ميكردند. در بعضي گزارشها، كارشناسان و مديران كل ساواك با اطلاع از اين موضوع و خطاب به مقامات مافوق خود نسبت به اين شيوه اقدام اسرائيليها ابراز نارضايتي كردهاند.
طرح كريستال هر از چند گاهي، آن هم بنا به صلاحديد طرف اسرائيل دستخوش تغييرات و تحولاتي ميشد و حتي فعاليت كميته مشترك بعضا براي دورههاي چند ماهه تعطيل و سپس با پيشنهاد خود اسرائيليها، مجدداً فعاليت آن از سر گرفته ميشد. در اين قبيل موارد، ساواك معمولا تابع مصلحت انديشي و تاكتيك اسرائيليها بود. موضوع ديگر گستره استخدام جاسوس بود كه از چارچوب شاخصهاي تعيين شده در قرار دادهاي اوليه طرح فراتر ميرفت و حتي مسافران عرب، دانشجويان عرب، ديپلماتهاي عرب مقيم ايران، مسافران، بازرگانان عرب، كه براي مقطعي كوتاه در ايران مسافر بودند و نيز افراد وخانوارهاي معمولي عرب را شامل ميشد.
از جاسوسان و مأموران استخدام شده مورد نظر عمدتا در كشورهايي بهره برداري ميشد كه رژيم صهيونيستي نيازمند كسب اطلاعات از آن بود.
اسرائيليها از طريق طرح كريستال با نشان كردن، جذب و استخدام دانشجويان عرب، از آنها به عنوان مأموران نفوذي در داخل نهضتها و گروههاي مبارز بيشترين بهرهبرداري را ميكردند و از اين طريق نه فقط مبارزان ضد اسرائيلي را در ميان اعراب شناسايي كه به اطلاعات ذيقيمتي از طريق اين منابع دسترسي پيدا ميكردند. از سوي ديگر، عمده افرادي كه به عنوان منبع يا جاسوس جذب و استخدام ميشدند، در ابتدا اسرائيليها آنها را نشان و معرفي ميكردند. اين بدان معني بود كه اسرائيليها در اين مرحله نيزحرف اصلي ميزدند و به بيان ديگر نقش كليدي دست آنها بود.
از سوي ديگر، اگر چه در طرح كريستال يا بلور تصريح و تأكيد شده بود كه منابع و جاسوسان مورد نظر از اتباع كشورهاي عربي انتخاب شوند؛ اما اسرائيليها در اين باره نيز بنا به تشخيص و مصلحت خود ولو بر خلاف مفاد طرح مزبور عمل ميكردند. نمونه بارز در اين زمينه معرفي و نشان يك نفر تبعة هندي مقيم ايران به نام «نارش ماتور» از سوي مأموران دستگاه اطلاعاتي اسرائيلي در تهران بود كه اداره كل دوم ساواك در گزارشي در اين خصوص خطاب به اداره كل هشتم نوشته است:
پيشنهاد سرويس اسرائيل
پيرو شماره 58035 / 243 ـ 3/7/35 [=1355]
بدينوسيله مشخصات يك نفر نشان شده توسط عمليات دوستان زيتون كه در مسافرت اخير خود در تهران نشان و معرفي نموده است به پيوست ايفا ميگردد. با توجه به اينكه رهبر عمليات مزبور اظهار نموده است كه نامبرده براي همكاري آماده ميباشد خواهشمند است دستور فرماييد چنانچه بهرهبرداري از نشان شده مورد نظر در هر يك از محلهايي كه كار ميكند جهت آن اداره كل مفيد به نظر ميرسد اقدام لازم معمول دارند.
مدير اداره كل دوم ـ فرازيان
نام كامل: نارش ماتور NARESH – MATUR
متولدك دهلي، سي ساله، مجرد، مليت: هندي
ساعات كار و شمارههاي تلفن:
الف) هتل ويكتوريا بين 15 تا 23 ـ شماره تلفن 56 ـ 890051
ب) سفارت هندوستان بين 8 تا 14 ـ شماره تلفن 898814
ج) منزل (تهران ـ آدرس كامل وي معلوم نيست [تلفن] 762151
زبانهايي كه ميداند: انگليسي بسيار سليس، فارسي و اردو ...»
چند نمونه ديگر نشان شده از سوي اسرائيليها، يك نفر عراقي اهل تركيب و يك نفر لبناني است كه گزارش ساواك در اين باره چنين ميگويد:
«احتراماً به استحضار ميرساند:
1ـ آقاي عبد الرزاق رئوف صالح تكريتي تبعه عراق شغل تعمير كار ماشين تحرير در پايگاه الرشيد از سال 1964 [1343] توسط سرويس دوستان زيتون استخدام، و آغاز به يك سلسله همكاريهايي با دستگاه مزبور نموده است ودر مورخه 17/1/1347 آقاي كوشان نماينده سرويس زيتون نامبرده را براي استفاده در طرح كريستال به صورت مشترك معرفي و در نتيجه مسافرتي به كشور شاهنشاهي انجام و ضمن آن افرادي را براي همكاري معرفي نموده است.
نتيجه كار اين شخص خوب بوده و كار رابط نامبرده در دست اقدام است.
2ـ در اوايل بهمن ماه 1346 يكي از اتباع دولت لبنان به نام فؤاد شغل بازرگان شخصا به سفارت زيتون در تهران مراجعه و آمادگي خود را جهت همكاريهاي اطلاعاتي اعلام ميدارد. نامبرده در مورخ 21/11/46 از طرف دوستان زيتون براي استفاده در طرح كريستال معرفي و پس از انجام مذاكرات و آموزشهاي مقدماتي در تهران مشار اليه براي نشان كردن و آمادهگري و استخدام افراد واجد شرايط به كشورهاي مصر، سوريه و لبنان اعزامگرديد. شخص موردنظر در تاريخ 4/2/47 به تهران مراجعت و يك نفر سرگرد مصري به نام سرگرد نحله شوهر خواهر خود را معرفي ... و اخيرا نيز شخصي را در يكي از شيخ نشينهاي خليج فارس معرفي و براي مذاكرات بدان صوب عزيمت اما تا كنون مراجعت ننموده است.
3ـ اخيرا آقاي كوشان، حسين ابو الحسن حاجي حسين را كه از سال 1963 تا 1966 [1342 تا 1345 ش] در دانشگاه مصري اسكندريه در مصر دانشجو بوده و از سال 1966 تا 1968 [1345 تا 1347 ش] در كاخ امير كويت خدمت ميكرده معرفي كردهاست.
4ـ در تير ماه 1345 نماينده سرويس دوستان [اسرائيل] در مركز شخصي را به نام آلبرت دانوسر مترجم رئيس ستاد و وزارت دفاع عراق را كه از مدتها پيش با سرويس مزبور همكاري داشته به عنوان مأمور مشترك در طرح كريستال معرفي نمودهاند كه از بدو همكاري تا كنون نسبت به ارسال اطلاعات بسيار ارزنده و عالي و مفيد نظامي و سياسي و اقتصادي اقدام نموده است.
5ـ ضمناً سرويس مذكور اشخاصي را جهت همكاري در طرح كريستال معرفي [... كرده است].»
موضوع قابل توجه در اين ميان، نوع شگردهاي اطلاعاتي اسرائيليها در نشان كردن، جذب، استخدام و حتي كنترل، هدايت و بهرهبرداري از مزدوران اطلاعاتي بود. اسرائيليها در اين ارتباط به گونهاي عمل ميكردند كه ساواك صرفاً پوشش و آلت دست وعامل آنها در اين طرح بود.
اين موضوع را خود مديران و كارشناسان ساواك نيز به خوبي دريافته بودند. پيشنهاد يكي از ادارات برون مرزي ساواك در بخش پاياني يك گزارش به وضوح به اين مطلب اشاره دارد:
«پيشنهادات:
الف) در هنگام حضور اين قبيل افراد در مركز شخصي كه به زبان عربي آشنايي كامل داشته و به امور عملياتي نيز وارد باشد [...] پيشنهاد ميگردد يك نفر كارمند كه به زبان عربي و احياناً انگليسي آشنا و به امور عملياتي نيز وارد باشد در اختيار اين اداره قرار گيرد تا در مواقع لزوم بتوان از وجود مشار اليه استفاده لازم معمول گردد.
ب) در هنگام ورود مأمورين طرح كريستال به تهران چون از طرف ساواك آدرسي در اختيار آنان گذاشته نميشود و سعي ميگردد در پوشش دوستان زيتون با آنها ملاقات و استفادههاي لازم معمول گردد، عليهذا پيشنهاد ميشود شماره تلفني در اختيار هر يك از مأمورين گذاشته شود تا به محض ورود و پيش از اينكه دوستان زيتون با آنان ملاقات نمايند، ورود خود را اعلام تا اقدامات لازم صورت پذيرد. چه در غير اين صورت ممكن است قبلا دوستان زيتون آنان را در مسير هدفهاي مورد نظر خود هدايت و دلالت نمايند.
پ) چون توجيه نامههاي لازم جهت هر يك از عوامل طرح كريستال از طرف دوستان تهيه و موافقتنامههايي چه از نظر مالي و عملياتي بدون جلب نظر ساواك مينمايند. عليهذا اجازه فرمايند به نامبردگان تذكر داده شود كه پيش از اقدام به تهيه توجيه نامهها و هر گونه موافقتي مراتب را در ميان بگذارند تا پس از موافقت با خواستههاي آنان در مورد تهيه توجه نامه اقدام نمايند.
اداره برون مرزي
رفيع زاده»
نكته قابل تأمل ديگر در طرح كريستال، عدم تمايل بعضي مأموران و جاسوسان نشان شده عراقي براي همكاري با سرويس اطلاعاتي اسرائيل و يا اعضاي منتسب به اين سرويس بود كه در چنين مواردي، ساواك بهعنوان پوشش عمل ميكرد؛ يعني اعضاي سرويس اطلاعاتي رژيم صهيونيستي با هويت و مدارك ايراني و تحت نام و عنوان ساواك ايران با مأموران و منابع نشان شده ارتباط برقرار ميكردند.
گزيده يكي از گزارشهاي اداره كل دوم ساواك، مورخ 7/4/48، خطاب به مافوق در اين باره چنين است:
«با آمدن سرلشگر عبد الغني الراوي و عبدالرزاق نائف و ساير شخصيتهاي عراقي به ايران براي تشكيل حكومت عراق آزاد و استقرار در منطقه شمال عراق به منظور شروع فعاليتهاي مورد نظر خواه ناخواه ارتباطي مابين اين شخصيتها و عناصر مخالف حكومت فعلي در عراق به طور پنهاني برقرار خواهد شد... .
ضمناً با عطف توجه به اينكه به فرموده مقررات عمليات فوق از نظر امكانات مادي و معنوي دوستان زيتون با همكاري مشترك آنان مانند عمليات فعلي بارزاني در شمال انجام گردد؛ لذا دوستان زيتون [اسرائيليها] پيشنهاد مينمايند كه طرحريزي همكاري مشترك براي بهرهبرداري اطلاعاتي از اين عناصر از هم اكنون مورد مطالعه واقدام قرار گيرد.
نظريه و پيشنهاد:
... با عطف توجه به اينكه به علت تعصبات مذهبي وافكار ناسيوناليستي طبعا تعداد از اين عناصر تمايلي نخواهند داشت كه به هر نحوي باشد با مقامات و اتباع زيتون [اسرائيل] همكاري نمايند، لذا در مواردي كه چنين مشكلي احساس شود، در عمليات مشترك دوستان زيتون با توجه به اينكه برخي از آنان عربي خوب تكلم ميكنند با پوشش ايراني در تماسها و ملاقاتها براي همكاريهاي مشترك و بهرهبرداريهاي اطلاعاتي حضور خواهند يافت. اين امر در حال حاضر در برخي عمليات مشترك كه ايجاب مينمايد رهبران عمليات در ملاقاتها با پوشش ايراني ... شركت كنند به مورد اجرا گذارده ميشود.»
شگرد پيچيده و مرموز ديگر اسرائيليها در اجراي طرح كريستال، اين گونه بود كه آنها افرادي را كه نشان واستخدام ميكردند، تماماً در مسير اهداف و برنامههاي اسرائيل بود و منافع ساواك و ايران را اصلا مد نظر قرار نميدادند، به علاوه اعضاي سرويس اطلاعاتي اسرائيل در طرح كريستال يا بلور، مأموران وجاسوسان استخدام شده را به گونهاي هدايت ميكردند كه عمدتا از سوي سرويس اسرائيل تخليه اطلاعاتي ميشدند و اين عده جز در موارد معدود و استثنايي، اخبار و اطلاعات قابل توجهي در اختيار مأموران ساواك قرار نميدادند و با اطلاعاتي كه براي ساواك مفيد و قابل توجه بود تهيه و جمع آوري نميكردند. اين واقعيتها در لابلاي گزارشهاي مديران ساواك به طرز شگفت انگيزي جلب توجه ميكند. در گزارش زير كه ظاهرا در سال 1349 تهيه شده، به وضعيت و موقعيت تعدادي از مأموران عرب كه در طرح كريستال جذب و استخدام شدهاند، اشاره دارد كه در بخشي از آن چنين آمده است:
«... سهيل ابوزينه توسط سرويس زيتون [اسرائيل] معرفي شده است، يك «خبر فروش» حرفهاي است كه اخباري از سوريه و لبنان جمعآوري و به طريق ميكرودات و با استفاده از آدرس واسطه ارسال ميدارد. در حالي كه نامبرده از نظر اهداف دوستان، مورد توجه آنهاست ولي از نظر ساواك با توجه به هدفهاي مورد نظر عنصري مفيد نميباشد ... .
هشت نفر ديگر توسط دوستان زيتون براي خدمت در اين طرح معرفي شده بودند كه هيچ يك عملا كار خود را آغاز نكردند.»
نشان شدهها در طرح كريستال
عمده افرادي كه در چارچوب طرح كريستال نشان و سپس جذب و استخدام ميشدند:
1. اكثرا عراقيهاي مقيم ايران وتعدادي نيز مقيم عراق و برخي نيز مقيم ديگر كشورهاي عربي مثل سوريه، مصر، لبنان، اردن، كويت، تركيه، و ... بودند.
2. بخش قابل توجهي از اين منابع و جاسوسان، شاغل نظامي داشتند، مثل افسران و درجهداران و كادرهاي نسبتاً رده بالاي ارتش در نيروهاي هوايي، زميني و دريايي. شماري نيز نظاميان اخراجي يا بازنشسته بودند.
3. شماري از مأموران و جاسوسان جذب شده عراقي طرح كريستال وابستههاي نظامي عراق در ديگر كشورها، و برخي نيز داراي مشاغل مهم و حساسي در وزارت امور خارجه و حتي منشي مقامات بلندپايه، مثل وزير امور خارجه آن كشور بودند.
4. منابع و مأموران ديگر جذب شده در چارچوب طرح كريستال از اتباع ديگركشورها، از هند تا مصر، سوريه، كويت، لبنان، كشورهاي حاشيه خليج فارس و ... بودند.
5. بعضي از بازرگانان و نيز ديپلماتها و نمايندگان سياسي مستقر در تهران از ديگر طعمههايي بودند كه از سوي اسرائيل تحت پوشش طرح كريستال يا بلور نشان ميشدند كه البته، جذب اين گروه بر خلاف مفاد مندرج در طرح كريستال بود.
6. بيشترين سهم در ميان مأموران و جاسوسان طرح كريستال از ميان دانشجويان عرب بود كه شكار و قرباني نيروهاي اطلاعاتي كميته مشترك طرح مزبور، به خصوص اسرائيليها ميشدند.
اين دانشجويان دو دسته بودند. بيشتر آنها مقيم ايران بودند و در دانشگاههاي داخل كشور درس ميخواندند. تعداد ديگري نيز دانشجويان عرب مقيم ديگر كشورها؛ از پاكستان و لبنان و مصر گرفته تا ممالك اروپايي بودند. از آنجا كه دانشجويان به لحاظ مالي و معيشتي در مضيقه بودند، كميته مشترك طرح كريستال آنها را طعمه مناسبي براي به دام انداختن ارزيابي كرده بود. يادآوري اين نكته ضروري است، اگر چه بيشتر اين دانشجويان عراقي بودند اما در ميان منابع نشان شده، دانشجوياني از اردن، فلسطين و ... نيز وجود داشتند.
ساواك با پرداخت وام تحصيلي به اين قبيل دانشجويان، آنها را تطميع ميكرد و به دام ميانداخت. سند اداره كل دوم ساواك در اين باره خواندني است:
«پرداخت وام تحصيلي به دانشجويان عراقي
بازگشت به 10013 / 826 ـ 21/4/49.
با اعلام اينكه اين اداره كل در موعد مقرر در كميسيون مورد نظر شركت خواهد نمود عليهذا خواهشمند است دستور فرماييد اسامي 57 نفر دانشجويان عراقي مزبور و در صورت امكان دسترسي بستگان، دوستان و اشنايان افراد نامبرده را به منظور بررسي روي طرح كريستال به اين اداره كل اعلام فرمايند.
اعضاي سرويس اطلاعاتي اسرائيل براي اينكه هم از فعاليت فلسطينيها عليه رژيم صهيونيستي جلوگيري به عمل آورند و هم آنها را بهگونهاي به دام بيندازند، توجه خصوص به دانشجويان فلسطيني مقيم ايران داشتند.اين دانشجويان كه در دانشگاههاي تهران مشغول تحصيل بودند، از نظر اسرائيليها طعمه مناسب و مطلوب ارزيابي شده بودند.
در يكي از اسناد اداره برون مرزي اداره كل دوم ساواك در اين باره چنين آمده است:
«در تاريخ 18 اكتبر سا 1971 (26/7/1350) دوستان زيتون طي نامهاي به شماره 402 كه به اداره كل هشتم ارسال داشته [...] اعلام داشتهاند كه به ما (دوستان زيتون) [اسرائيليها] اطلاع رسيده كه تعدادي فلسطيني بخصوص دانشجو در ايران مشغول كار يا تحصيل ميباشند و اضافه نموده كه ما فكر ميكنيماين فسلطينيها ممكن است مستعد براي بهرهبرداري از جانب سازمانهاي خرابكاري عليه شما و ما (دوستان زيتون) [اسرائيليها] باشند و پارهاي از آنها داراي گذرنامه اردني هستند. در حال يكه در حقيقت فلسطيني بوده و پروندههاي اين اشخاص نزد شما و ما اين مسئله را روشن ميكند و به پيوست نامه صورت اسامي چند نفر از فلسطينيها را ذكر نمودهاند [...] . پس از وصول نام فوق الذكر به اداره كل هشتم طي ليستي صورت اسامي 28 نفر از دانشجويان اردني مقيم ايران را با مشخصاتي كه از آنها موجود بوده ارسال [كرد].»
در گزارش ديگري از ساواك كه (سال 1350) در آن وضعيت دانشجويان اردني مقيم ايران مورد بررسي قرار گرفته، چنين نتيجهگيري شده است.
«با بررسيهايي كه در مورد دانشجويان اردني دانشگاه تهران نمودهام معتقدم ميتوان اين دانشجويان را به دو دسته تقسيم كرد:
الف) دسته اول دانشجويان اردني كه فلسطينيالاصل ميباشند و طرفدار جبهههاي مقاومت فلسطين هستند... .
ب) دسته دوم دانشجويان اردني طرفدار ملك حسين ميباشند كه بيشتر اين دانشجويان از فرزندان هيئت حاكم اردن هستند ... .»
به هر روي، اگر چه در چارچوب طرح بلور يا كريستال، ابتدا به نشان كردن و استخدام دانشجويان عراقي تصريح و تأكيد شده بود، اما اسرائيليها به تدريج مطابق معمول خود اين حوزه را بسط و گسترش دادند. مقامات ساواك نيز چون ديگر موارد همواره در برابر پبيشنهادها و طرحهاي دستگاه اطلاعاتي اسرائيل تسليم بودند و در اين باره كمترين سؤال يا اعتراضي ابراز نميكردند.
در خصوص نشان كردن و استخدام مأمور و منبع از ميان ديپلماتها و نمايندگيهاي سياسي مقيم تهران نيز، اسرائيليها بدون توجه به مفاد مندرج در پروتكل همكاري در طرح كريستال، پيوسته سعي در پيشبرد اميال و نقشههاي خود داشتند؛ در اين مسير آنها نه تنها حتي به منافع دولت ايران و ساواك نيز كمترين اعتنايي نميكردند، بلكه بر خلاف مصلحت سياسي و ديپلماسي رژيم شاهشاهي نيز اقدام ميكردند و اين نشان از ماهيت طرح كريستال داشت. نمونه آشكار در اين باره، پيشنهاد اعضاي سرويس اطلاعاتي اسرائيل براي جذب و استخدام يكي از ديپلماتهاي سفارت سوريه در تهران بود كه در اين زمينه به طور جديد اصرار و پافشاري ميكردند. شخص مزبور از خويشاوندان حافظ اسد رئيس جمهور سوريه و مستشار سفارت آن كشور در تهران بود كه نشان كردن واستخدام او بر خلاف مفاد طرح كريستال مبني بر عدم جذب و استخدام ديپلماتها و نمايندگان سياسي مقيم تهران بود. رئيس سرويس اطلاعاتي اسرائيل براي عملي كردن اين نقشه شخصاً با رئيس ساواك ملاقات و گفت و گو كرد.
نامه مشترك اداره كل دوم و هشتم ساواك خطاب به رئيس ساواك، سند قابل توجه و خواندني در اين زمينه است:
« ... در موقع مسافرت رئيس سرويس اسرائيل به تهران در ملاقاتي كه با تيمسار رياست ساواك به عمل آورد، عنوان نمود كه در انجام عمليات پنهاني و شنود در مورد سفارتخانههاي كشورهاي هدف در طرح كريستال مشتركاً اقدام شود كه مدير كل ادارة هشتم به عرض رساندند كه در طرح عمليات مشترك ساواك و دوستان زيتون براي استخدام منابع در رده بالاي كشورهاي هدف (طرح كريستال) استفاده از كارمندان نمايندگيهاي سياسي و محلي تبعه كشورهاي هدف منع گرديده است ... . در بند 3 اين طرح در مورد استخدام منابع موافقت گرديده كه از كارمندان و نمايندگيهاي سياسي و كارمندان محلي تبعه كشورهاي هدف استفاده نشود ... دوستان زيتون [اسرائيل] علاقمند به استفاده از وجود وفيق اسماعيل در چهارچوب طرح كريستال مي باشند ... . استفاده از وجود وفيق اسماعيل كه در كادر سياسي كشور هدف خدمت مينمايد، مخالف موافقتنامه طرح مشترك كريستال است ... . با توجه به حساسيت دول عربي به روابط فيمابين دولت شاهنشاهي و اسرائيل در صورت به وجود آمدن يك درگيري سياسي، كشورهاي عربي مترصد اين گونه دست آويزها هستند جنجال سياسي برپا و استفاده تبليغاتي خواهند برد و دوستان زيتون [اسرائيل] كه براي رسيدن به اهداف خود از دست زدن به هر اقدامي ابايي ندارند از اين بابت زياني متوجه آنان نخواهد شد و در اين ميان زيانهاي حاصله متوجه دولت شاهنشاهي ايران خواهد گرديد.»
مهمتر از نظرهاي ادارة كل دوم و هشتم ساواك، ديدگاه نصيري رئيس ساواك به اين موضوع ونيز آگاهي كامل او به شگرد و ترفند اسرائيليها در اين باره است. به طوري كه در بخشي از پاسخ او به مديران كل مورد اشاره چنين امده است:
« ... زيتون [اسرائيل] به فاش شدن اين عمليات اهميت نميدهد، زيرا در حال جنگ است ولي ما علاقه به 8روابط دوستانه داريم ... .»
به نام ايران به كام اسرائيل
در مجموع، ارزيابي كارشناسان و مديران سطح بالاي ساواك درباره طرح كريستال به تدريج به آنج8ا ر8سيده بود كه طرف اسرائيلي در نشان كردن و در نهايت هدايت و بهرهبرداري از منابع و مأمورا8ن استخدام شده، كاملا طبق برنامه و اهداف از پيش تعيين شده خود، به طور يك طرفه اقدام ميكند و از سويي ديگر، حاصل گزارش و اطلاعات جمعآوري شده از سوي اين مأموران چندان منفعتي براي ساواك ندارد. زيرا با ترفند و شگردي كه اعضاي سرويس اطلاعات اسرائيل به كار ميزدن8د، اكر آنها گزارش اصلي را بدون اطلاع ساواك، ابتدا به اسرائيليها ميدادند و به علاوه، آنها معمولا 8گزارشها، اخبار و اطلاعاتي را جمعآوري و تهيه ميكردند كه طرف اسرائيلي توجيه و هدايت كرده بود. لذا حاصل فعاليت آنها بيشتر براي اسرائيليها كاربرد داشت.
از ديگر مزايا ومحاسن طرح كريستال براي اسرائيل، بهرهبرداري همه جانبه و چند سويه از جغرافياي ايران براي همه گونه فعاليت اطلاعاتي و جاسوسي از جمله فرستادن نشان شدهها به عنوان مسافر از كشورهاي عربي و اسلامي به ايران. به عنوان نقطه و مكان امن و به زبان خود آنها «پايگاه امن» بود. از انجا كه اگر اسرائيليها اين نشان شدهها را به عنوان مسافر به فلسطين اشغالي مي فرستادند، به دليل مهر شدن گذرنامهها و پاسپورتمسافرين عرب، براي آنها در آتيه مشكلات امنيتي در كشور متبوعشان به وجود ميآمد و اگر در كشورهاي اسلامي و عربي با آنها ارتباط برقرار ميكردند، تداوم اين كار از جنبه اطلاعاتي و امنيتي در بلند مدت نه به نفع نشان شدهها از اتباع آن كشورها بود و نه به نفع اعضاي سرويس اطلاعاتي و جاسوسي اسرائيل؛ زيرا لو رفتن هر يك از آنها متصور بود. لذا از اين زاويه، ايران جغرافياي امن براي اسرائيليها بود تا در قالب طرح كريستال، از پوشش نيز با شگردها و ترفندهاي خاص خود بهرهبرداري و هم اهداف و اميال جاسوسي خود در كشورهاي اسلامي و عربي را از داخل خاك ايران هدايت و كنترل كنند.
يكي از اعضاي سرويس اطلاعاتي اسرائيل با نام ملكي (كه احتمالا نام پوشش و اطلعاتي او بود) به ايران اعزام و مسئوليت نشان كردن و جذب منبع و جاسوس از ميان عربهاي ميهمان يا مقيم ايران، تحت پوشش طرح كريستال به او واگذار شده بود. اين اسرائيلي كه به زبان ربي نيز تسلط داشت از طريق اوراق هويت و كارت جعلي ايراني كه ساواك براي او تهيه كرده بود به راحتي مطامع رژيم صهيونيستي را در ايران دنبال ميكرد و ساواك نيز با همه گونه امكانات از وي حمايت و پشتيباني به عمل ميآورد.
در اولين جلسهاي كه ملكي در كميته مشترك طرح كريستال در روز 2/3/46 شركت كرده بود، مديران كل ساواك از حضور او به گرمي استقبال كردند. هاشمي مدير كل اداره هشتم ساواك درباره او چنين ميگويد:
«... به علت نبودن رهبر عمليات عرب زبان كار ركود پيدا كرده بود ولي حالا با آمدن آقاي ملكي و كمك ادارات هشتم و دوم اميدوارم كه اين كار به نتيجهاي كه در نظر ميباشد برسد ... . ما ميتوانيم روزانه ليست و مشخصات اتباع كشور هدف را كه وارد كشور ميشوند چه از طريق هوايي و چه از طريق زميني و همچنين ليست مسافرين هتلها و مسافرخانهها را تهيه ... و همچنين ليست مقيمين اتباع كشورهاي هدف كه در اداره كل هشتم موجود است بهترين كمك براي شروع كار كميته خواهد بود. مثلا ما شخصي را مي 8شناسيم كه صاحب يك ميليون تومان ثروت است و پنجاه سال است كه در ايران سكونت دارد ولي فرزندانش و اقوامش در وزارتخانهها و ارتش عراق خدمت ميكنند و ميتواند عامل خوبي براي كار كميته باشد ... . از شما [خطاب به ملكي اسرائيلي] عمل كردن و از ادارت كل دوم و هشتم هم كمك كردن.
فرازيان [مدير كل اداره دوم ساواك]: بايد پوشش آقاي ملكي كامل باشد كه شناخته نگردد.
هاشمي [مدير كل اداره هشتم ساواك]: از نظر هتل كه پوشش ثابت است و از نظر عمليات بايد پوشش بخصوص تهيه نمايد. مثلا ما قادر هستيم كه از سازمان جلب سياحان كارتي براي او تهيه كنيم كه به عنوان اين سازمان بتواند با اشخاص مورد نظر آشنا شود.»
به اين ترتيب، ملكي جاسوس كاركشته سرويس اطلاعاتي اسرائيل با پوشش، اوراق هويت و امكانات و پشتيباني ساواك، و تحت عنوان نشان كننده طرح كريستال، بي هيچ مانعي اهداف و مطامع اسرائيل را در سرزمين ايران تعقيب و دنبال ميكرد.
او در حين انجام مأموريتهاي محوله در چارچوب طرح كريستال اطلاعات مورد نياز خود و سرويس اطلاعاتي رژيم صهيونيستي را نيز از ساواك و مأموران آن دريافت ميكرد. براي نمونه وي در روز سه شنبه 23 / 3 / 1346 طي ملاقات با يكي از نمايندگان ساواك در طرح كيستال، خواستههاي متفرقهاي را مطرح ميكند. نماينده ساواك در گزارش خود در اين باره به مافوق نوشته است:
«در حين قدم زدن از باغ شميران به سوي هتل كاروان، آقاي ملكي اظهار نمود: اگر سوابقي كه در مورد قاچاقچياني كه يهوديان عراقي را از بصره به ايران ميآورند، وجود داشته باشد، در اختيار وي گذاشته شود تا با بررسي سوابق مزبور بتوان نسبت به نشان كردن انها و برقراري تماس اقدام شود. همچنين آقاي ملكي اظهار داشت در مورد تحقيق از ورود اتباع دولتهاي عربي به ايران به غير از فرودگاهها و هتلها و وزارت خارجه و ساير مراجع رسمي از طريق سرويسهاي حمل و نقل مسافر از قبيل شركت ت.بي.تي نيز بايد تحقيق به عمل آيد... .
سپس آقاي ملكي در مورد نشان كردن قاچاقچياني كه بين ايران و عراق فعاليت دارند و همچنين ايجاد رابطه با اعضاي جمعيت اخوان المسلمين در ايران پيشنهاداتي نمود ... .»
يادآوري اين مهم ضروري است كه اكثر اعضاي اعزامي سرويس اطلاعاتي اسرائيل به ايران، از جاسوسان كاركشته و با تجربه رژيم صهيونيستي بودند كه سالها سابقه فعاليتهاي جاسوسي واطلاعاتي در كشورهاي عربي و اسلامي داشتند.
مباحث مندرج در بعضي گزارشهاي ساواك حاكي از آن است كه ملكي نيز از جمله اين جاسوسان با سابقه در دستگاه اطلاعاتي رژيم صهيونيستي بود كه براي ادامة مأموريت به ايران اعزام شده بود. از نمونه جالب توجه در اين خصوص، ارائه اطلاعات تكميلي از سوي ملكي درباره يكي از عربهاي نشان و معرفي شده مقيم تهران بود. اين در حالي بود كه هنوز چند صباحي از ورود ملكي اسرائيلي به ايران سپري نشده بود. گزيده گزارش يكي از مقامات ساواك خطاب به مافوق در اين باره جالب توجه و خواندني است:
«محترما به عرض مي رساند در ملاقات مورخه 30/3/46 با آقاي ملكي نماينده اعزامي دوستان [اسرائيل] مشخصات و سوابق در حدود 10 [ده] نفر از اتباع دولتهاي عربي مقيم ايران و از جمله صلاح الصاوي مورد بررسي قرار گرفت. آقاي ملكي ضمن اظهار نظر در مورد افراد مزبور مبني بر اينكه نشان كردن و استخدام آنها نفعي براي اسرائيل دربر نخواهد داشت درباره رمضان صلاح الصاوي كه به موجب برخي گزارشات نام وي احمد رمضان ميباشد اظهار داشت:
اصولا داستان خروج وي از كشور مصر و ورود مشار اليه به تهران ساختني به نظر ميرسد.
مضافا بر اينكه اگر اين شخص همان احمد رمضان باشد بدون شك از عناصر خطرناك اطلاعاتي مصر ميباشد، زيرا طبق سوابقي كه من [ملكي] در ذهن دارم دو نفر را در كشور مصر به اين نام ميشناسم كه مشخصات آنها بدين شرح ميباشند:
1ـ احمد رمضان كارمند اداره پليس مبارزه با مواد مخدر كه در عين حال براي سرويس اطلاعاتي مصر كار ميكند.
2ـ احمد رمضان كارمند سرويس اطلاعات محرمانه مصر كه زير نظر يوسف القفاص كار ميكند و منزلش در قاهره، عين الشمس، محله زيتون ميباشد [...]. آقاي ملكي توضيح داد چنانچه اين شخص به نحو غير محسوس به من نشان داده شود ميتوان تشخيص دهم كه آيا وي همان احمد رمضان مورد نظر ميباشد يا نه و [...].
در هر صورت، اگر چه ملكي با استفاده از اين امكانات سفارشهاي دستگاه اطلاعاتي اسرائيل را در ايران تعقيب ميكرد، اما به دليل موقعيت و مسئوليت اين عضو دستگاه اطلاعاتي اسرائيل در كميته مشترك طرح كريستال، نمايندگان و مديران كل هشتم و دوم ساواك از هيچ گونه همكاري و پشتيباني از نامبرده دريغ نداشتند.
در بخشي از گزارش جلسه مورخه 14/4/46 كميته مشترك كريستال، متشكل از موسي رز نماينده دستگاه اطلاعاتي اسرائيل و خليل ملكي نماينده جديد (نشان كننده) اعزامي از اسرائيل و تعداد از نمايندگان ادارات دوم و هشتم و ساواك چنين آمده است:
«... بيوگرافي مقيمين [عربهاي مقيم ايران] آماده شد و تعدادي اسامي در اختيار آقاي ملكي قرار گرفت.
... به وزارت امور خارجه اعلام گرديد كه در مورد صدور رواديد براي اتباع كشورهاي هدف (در طرح مشترك) ساواك را در جريان بگذارد [تا خليل ملكي اسرائيلي در جريان قرار گيرد].
... ترتيبي داده شد كه روزانه كليه هتلها و مسافرخانهها و بنگاههاي مسافربري چك و ليست افراد مورد نظر روزانه در اختيار آقاي ملكي گذارده ميشود.»
بهرهبرداري يك سويه
بهرهبرداري يك سويه از روابط و همكاريهاي اطلاعاتي از سوي اسرائيل فقط در چارچوب طرح كريستال نبود، بلكه اسرائيليها چنين ترفند و شگردي را در همه زمينهها تعميم ميدادند. نمايندگي ساواك مستقر در فلسطين اشغالي در گزارشهاي ارسالي متعدد به مركز اين موضوع را يادآوري كرده است. برخي گزارشهاي ارسالي به طور تلويحي حكايت از آن دارد كه روش و برخورد اسرائيليها با مقامات و مديران و نمايندگان ساواك در اين باره همواره مرموزانه، غير صادقانه وتوأم با تحقير طرف مقابل بوده است. مطالب ذيل گزيده گزارش نمايندگي ساواك مستقر در فلسطين اشغالي است كه به عنوان نمونه ذكر ميشود:
«نمايندگي متوجه گرديد [...] اخباري كه به نمايندگي ميدهند اكثرا در دو روزنامه مهم كشور، (معاريو وهارتص) منتشر گرديده است و چون مدتي است كه كليه اخبار منتشره توسط «نشاط» ترجمه و ارائه ميگردد، لذا نمايندگي متوجه شد، چنانچه اين رويه ادامه پيدا نمايد از جلسات مزبور نتيجه حاصل نخواهد گرديد.»
« ... در امر تبادل اطلاعات بين دو سرويس «بلوط [اسرائيل] و سيكلمه [ايران]» اطلاعيههاي ارسالي دوستان بلوط تمام از منابع آشكار بوده و همين اخبار آشكار نيز به موقع اطلاع داده نميشود و بعضي مربوط به گذشته است و روي هم رفته كمتر خبر قابل اهميتي وجود دارد.
... حال بدون آنكه نمايندگي قصد متهم نمودن دوستان بلوط را به عدم همكاري واقعي در تبادل اطلاعات داشته باشد [...]، نميداند كه آيا در توافق با دستگاه قرار است كه فقط اخبار منابع آشكار ارسال گردد؟»
مصالح ساواك قرباني مطامع اسرائيل
علي رغم تأكيد و تصريح در مفاد طرح كريستال مبني بر عدم نشان كردن و استخدام ديپلماتها و نمايندگان سياسي كشورهاي هدف مقيم و مستقر در تهران، و اصرار وپافشاري مديران و مقامات ساواك در جهت رعايت اين مقررات مورد توافق طرفين، باز هم اعضاي سرويس اطلاعاتي اسرائيل در ايران بدون توجه به اين توافقنامه و بدون توجه به مصلحت سياسي و منافع ديپلماتيك دولت شاهنشاهي ايران، به اقتضاي منافع ومطامع خود عمل ميكردند و مسئولان و مقامات ساواك نيز ضمن ابراز اگاهي و حتي مخالف با اين شگرد اسرائيليها، باز هم تسليم خواست و اراده و تصميم آنها ميشدند و در نهايت آنچه اسرائيليها مصلحت ميدانستند وتشخيص ميدادند، همان اجرا ميشد.
براي نمونه در اين باره به موضوع نشان كردن و جذب يكي از ديپلماتهاي سوري مستقر در تهران، به نام «راسم رسلان» اشاره مي شود كه چگونه مديران ساواك عليرغم اظهار مخالفت براي جذب او از سوي اسرائيليها و يادآوري بند سوم طرح كريستال، مبني بر منع جذب ديپلماتها، در نهايت تسليم خواست وتصميم اسرائيليها ميشوند.
مطالعه گزارش جلسه 19/4/1346 كميته مشترك كريستال يا (بلور) در اين خصوص خالي از فايده نيست.
اين جلسه با حضور كوشان و موشه (موسي) رز نمايندگان دستگاه اطلاعاتي اسرائيل و ابراهيمي نماينده اداره كل هشتم ساواك در دفتر كار نماينده اطلاعاتي اسرائيل در تهران برگزار شد كه گزيده آن به شرح ذيل است:
«كوشان: آقاي ملكي [نشان كننده اسرائيلي طرح كريستال] معتقد است كه از اين شخص راسم رسلان [ديپلمات سوريه در تهران] ميتوان استفاهد كرد.
ابراهيمي: اين موضوع مخالف قرارداد و توافق قبلي است چون اين شخص ديپلمات است.
... اداره كل هشتم پس از اينكه مطلع شد كه آقاي ملكي ... با احمد صغر [كارمند سفارت سوريه در تهران] تماس گرفتهاند، به وسيله شعباني به آقاي ملكي توصيه شد كه ديگر با وي تماس حاصل نكنند.
كوشان: آقاي ملكي بنا به توصيه آقاي شعباني از ملاقات با راسم رسلان خودداري نموده است.
ابراهيم: خير اين موضوع صحيح نيست ... .»
نكته بسيار شگفتانگيز اين است كه در همين جلسه پس از بحث وگفتگوي فراوان، سرانجام ابراهيمي نماينده اداره كل هشتم ساواك به تدريج تسليم تصميم وخواست اسرائيليها ميشود از موضع خود و تأكيد بر اجراي مفاد طرح كريستال مبني بر عدم جذب و استخدام ديپلمات، از جمله ديپلمات و كارمند سفارت سوريه در تهران، عقبنشيني ميكند و نظر خود را اين گونه تغيير ميدهد:
«كوشان: عقيده شما در مورد تماس آقاي ملكي با رسلان چيست؟
ابراهيمي: چنانچه اقاي ملكي تماس خود را با رسلان صلاح ميداند از نظر ما بلا مانع است ... .
كوشان: شما هم موافقيد كه اقاي ملكي با رسلان تماس بگيرد.
ابراهيمي: اشكالي ندارد ... .
نتيجه: در خاتمه قرار شد كه آقاي ملكي به وسيله تلفن مستقيماً قرار ملاقاتي با رسلان در خارج از سفارت بگذارد.»
سوء استفاده ديگر صهيونيستها از پوشش طرح كريستال استخدام و بهرهبرداري از منابع و نيروهايي بود كه با نام و امكانات طرح كريستال به كار گرفته ميشدند اما در نهايت اسرائيليها با ترفند و توجيه مناسب خود، مديران ساواك را مجاب ميكردند تا در اين زمينه، ضمن همكاري با دستگاه اطلاعاتي اسرائيل، موافقت كنند تا آنها به طور يك سويه آموزش و هدايت و بهرهبرداري از نشان شده را منحصرا در دست و در اختيار داشته باشند. گزارش ساواك در اين موردنيز خواندني است:
«در تاريخ 23/3/49 نماينده سرويس زيتون [اسرائيل] طي گزارشي اعلام داشت كه شخصي به نام سهيل احمد ابو زينه تبعه اردن با در دست داشتن گذرنامه معتبر اردني به ايران وارد و ضمن تماس با سفارت زيتون در تهران داوطلب گرديده است كه با سرويس زيتون همكاري نمايد و نماينده سرويس زيتون در خواست كرد كه از وجود اين شخص در طرح كريستال استفاده مشترك به عمل آيد.
اينك سرويس دوستان [اسرائيل] تقاضا دارد كه چون لازم است نامبرده براي بهرهكشي كامل و توجيه آموزش با لسه پاسه [گذرنامه] زيتوني به آن كشور [اسرائيل] اعزام شود براي صدور ويزاي خروج جهت وي تسهيلات لازم از طريق ساواك فراهم گردد ... .»
در مجموع، از آنچه ذكر شد ميتوان چنين نتيجهگيري كرد كه طرح كريستال يا بلور منافع فراواني براي دستگاه اطلاعاتي اسرائيل به همراه داشت. اين در حالي بود كه ساواك با همه سرمايهگذاري، هم به لحاظ اقتصادي و هم نيروي انساني و نيز امكانات و پوششي كه براي اين طرح مهيا ميكرد، در مجموع چندان سودي نميبرد. زيرا يا اسرائيليها ميانبر ميزدند و از نشان شدهها بدون آگاهي و اطلاع و ورود ساواك، به طور يكطرفه بهره برداري ميكردند. و يا اينكه منابع و نيروهاي جذب شده عرب به سميت هدايت و راهنمايي و آموزش داده ميشدند كه بيشتر خواستهاي اسرائيل را دنبال و در راستاي فعاليتهاي آنها اخبار و اطلاعات جمعآوري كنند. در نتيجه اين قبيل اطلاعات سود چنداني براي ايران و ساواك در بر نداشت.
پايگاههاي برون مرزي اسرائيل در ايران
ايجاد پايگاههاي جاسوسي در برخي مناطق ايران از جمله تلاشها و تحركات عمده اطلاعاتي اسرائيل در دوران سلطنت محمد رضا پهلوي بود.
اسرائيليها از طريق اين پايگاه كه در مناطق مرزي جنوب و غرب كشور برپا شده بود، به جذب و استخدام مزدورهاي اطلاعاتي و اعزام آنها به كشورهاي عربي مبادرت ميكردند. موضوع فعاليت جاسوسي اين مأموران آموزش ديده در پايگاههاي برون مرزي اسرائيل در ايران، براي پارهاي از محافل و كشورهاي اسلامي و عربي كاملا آشكار شده بود و حتي در بعضي از كشورها از جمله عراق، تعدادي از اين جاسوسان، لو رفته و به سزاي اعمال خيانتكارانه خود رسيدند.
در يكي از گزارشهاي ساواك در سال 1347 در اين باره چنين آمده است:
«دكتر شيدوش ميگفت شنيده است يهوديهايي كه اخيرا در عراق اعدام شدهاند، گفتهاند تعليمات خود را براي جاسوسي عليه عراق و به نفع اسرائيل در مناطق جنوبي ايران ديدهاند و از يهوديهاي ايران به آنها كمك ميشده است.»
گزارشديگر ساواك در اين باره اختصاص به مندرجات نشريه هفتگي عربي زبان «الاسبوع» دارد كه در بخشي از آن آمده است:
«برابر اطلاع هفته نامه مذكور چاپ عمان [امان] تحت عنوان يك شبكه خرابكاري كه مركز آن در ايران است و به نفع صهيونيزم فعاليت ميكند چنين مينويسد: اغلب سازمانهاي فدايي [فلسطيني] معتقدند كه يك شبكه خرابكاري به نفع صهيونيزم در ايران وجود دارد كه اعضاي آن تبعه ايران و عدهاي از يهوديان كشورهاي عربي هستند وانتظار ميرو ه كميته مركزي مقاومت فلسطين يادداشتهايي در اين خصوص به دول عربي بفرستد و از آنها بخواهد هر ايراني و يا هر كس به زبان فارسي صحبت ميكند و داخل كشورهاي عربي ميشود تحقيق نمايند تا به حقيقت هويت او پي ببرند ... .»
گزارش ديگر ساواك، ترجمه نوشته مندرج در نشريه «مدعي العمال» ارسالي از سوي سفارت ايران در بغداد است كه گزيده آن به شرح ذيل است:
«شركت صهيونيستي الفي در آبادان مركز شبكه جاسوسي و خبرگيري صهيونيزم ميباشد كه از آنجا با همه نمايندگان و مزدوران اسرائيل در منطقه خليج ارتباط دارد ... .»
به هر روي، بر اساس اسناد موجود و به خصوص اعتراف فردوست، اسرائيل در ايران سه پايگاه برون مرزي براي استخدام جاسوس و اعزام آنها به كشورهاي عربي و كسب اخبار و اطلاعات مورد نياز و ... ايجاد كرده بود:
«اسرائيل داراي 3 پايگاه برون مرزي در ايران بود، كه احتمالا از سال 1337 اين پايگاهها ايجاد شده بود. اين 3 پايگاه در خوزستان (مركز اهواز) در ايلام (مركز ايلام) و در كردستان (مركز بانه، مريوان) و در مركزي مسقتر بود كه ساواك هم در آن محل ميباشد ... .»
هدف پايگاههاي برون مرزي اسرائيل در ايران، عراق و كشورهاي عربي بود و اكثر مأمورين را اين 3 پايگاه استخدام ميكردند و پس از آموزش كامل مرحله بهرهبرداري شروع ميشد.
اكثر مأمورين پايگاهها عراقي بودند، ولي پايگاه خوزستان موفق شد تعدادي مأمور كويتي و بحريني وامير نشينهاي امارات و حتي افرادي از عربستان سعودي را نيز استخدام و به كار گمارد، به طوري كه از اين 3 پايگاه كليه اطلاعات لازم از عراق و تا حدي از كويت و امارات و عربستان سوريه جمعآوري ميشد. البته منظور اسرائيليها در شورع كار، عراق بود ولي به تدريج امكانات به حدي زياد كه كشورهاي فوق الذكر را نيز تحت پوشش قرار داد. يك نسخه از كليه اطلاعات جمعآوري شده به اداره كل دوم ساواك تحويل ميشد و يك نسخه نيز به سرعت به اسرائيل ارسال ميگرديد.
بايد اضافه كنم كه اداره كل دوم ساواك نيز حدود 10 پايگاه برون مرزي براي كار در عراق و كشورهاي عربي داشت، ولي نتيجه كار اين 3 پايگاه اسرائيلي حتي با مجموع كار آن 10 پايگاه قابل مقايسه نبود. علت، عدم ورزيدگي و عدم تجربه كافي رهبران برون مرزي اداره كل دوم بود.»
البته اسرائيليها از اطلاعات جمعآوري شده از طريق 10 پايگاه برون مرزي اداره كل دوم ساواك نيز براي اهداف خود بهرهبرداري ميكردند. به نوشته فردوست:
«پايگاههاي اسرائيلي تا حدود سال 1345 ـ 1346 در ايران به فعاليت خود ادامه دادند و سپس اعلام كردند كه چون اطلاعاتمان كامل شد پايگاهها را تعطيل و به اسرائيل منتقل ميكنيم و شبكههاي ساخته شده در ايران نيز مستقيما از اسرائيل هدايت خواهد شد.
بدين ترتيب اسرائيليها 3 پايگاه فوق را برچيدند و شبكههايي كه طي اين سالها ايجاد شده بود (و حداقل 300 سر مأمور و مأمور مستقل زبده داشت) را براي خود حفظ كرده و از طريق برون مرزي اسرائيل به تماس خود ادامه دادند. معهذا فعاليت سازمان اطلاعاتي اسرائيل در ايران ادامه يافت و نيمرودي به تماس با ساواك ادامه داد.»
درباره تاريخ شروع فعاليت پايگاههاي برون مرزي اسرائيل در ايران، اسناد ساواك چنين حكايت كردهاند:
«در سال 1341 همكاري مشترك دو سرويس ايران و اسرائيل در مسير عمليات جمعآوري پنهاني مستقيم (برون مرزي) در مرزهاي كشور شاهنشاهي شروع و نمايندهاي از سرويس اسرائيل در جنوب [آبادان] مستقر[شد].»
اگر چه وجود پايگاههاي مزبور بهره چنداني براي ساواك به دنبال نداشت، ولي هزينههاي سياسي، اقتصادي و انساني آن را رژيم پهلوي عهدهدار بود. مع الوصف در اسناد ساواك به منظور سرپوش نهادن بر اين واقعيتها و توجيه اين هزينهها چنين آمده است:
«استقرار سرويس اسرائيل در جنوب در آغاز شروع فعاليتهاي برون مرزي به منظور استفاده از تجارب سرويس در امور برونمرزي بود ... .»
فردوست درباره مباحث مزبور چنين گفته است:
«زماني كه در سال 1340 به ساواك رفتم، سرتيپ علويكيا (قائم مقام سابق ساواك) فردي به نام يعقوب نيمرودي را به من معرفي كرد و گفت كه محمد رضا اجازه داده است كه او با ساواك رابطه داشته باشد وتبادل اطلاعات نمايد. نيمرودي درجه سرهنگ دومي داشت و رئيس اطلاعات سفارت مخفي اسرائيل بود. او يك ماه بعد به ديدن من آمد و ضمن تشكر از همكاري برخي ادارات كل ساواك (ادارات كل دوم و سوم و هشتم) پاكتي به من داد، ديدم كه در پاكت مبلغ 80 هزار تومان (يا 60 هزار تومان) وجه نقد است. از او پرسيدم اين مبلغ چيست؟ پاسخ داد: «از بدو همكاري برون مرزي هر ماهه اين مبلغ به سرتيپ علوي كيا بابت هزينههايي كه ساواك در اين همكاري متحمل ميشود، پرداخت ميگردد!» پاكت را به او پس دادم و گفتم: فعلا نزد خودتان باشد تا با علويكيا ملاقات و موضوع را مطرح نمايم. او هم پس گرفت و خداحافظي كرد. با سرتيپ علوي كيا ملاقات كردم و جريان را پرسيدم. گفت: «مدتي است كه اسرائيليها سه پايگاه برون مرزي در غرب و جنوب ايران احداث كردهاند و بابت هزينههايي كه ساواك از اين بابت متحمل ميشود هر ماهه اين مبلغ را به ساواك ميپردازند كه به مسئول هزينههاي سري ساواك داده ميشود.»
گفتم: «اگر ساواك اجازه ايجاد اين سه پايگاه را داده، ديگر اجاره خانه پرسنل اسرائيلي و تهيه غذا و ساير تسهيلات كه با ستاد مركزي ساواك نيست و اينها در هر محلي كه هستند رئيس ساواك آن منطقه ميتواند تسهيلات را فراهم آورد و هزينه مربوطه را خودشان بدهند.
در حالي كه پرداخت وجه به ساواك مثل اين است كه بابت اجازه ايجاد سه پايگاه به مقام عالي ساواك رشوه ميدهند. علوي كيا گفت: «هر طور مصلحت بدانيد. ظاهرا راه حل پيشنهادي شما صحيحتر است.» به اين ترتيب مسئله پول منتفي شد و نيمرودي ديگر هيچ بحثي در اين باره نكرد. پاكروان اهل اين حرفها نبود، ولي به احتمال زياد معتضد، كه رئيس قسمت اطلاعات خارجي ساواك (يعني ادارات كل دوم و هفتم [هشتم] بود به اتفاق علوي كيا، با نيمرودي وارد معامله شده و اين پول را ميان خود تقسيم ميكردند.»
اسرائيليها در حالي اين قبيل رشوهها را به سران و مقامات ساواك پرداخت ميكردند كه از همه گونه امكانات اين سازمان استفاده ميكردند و از هر گونه حمايت لجستيكي و مالي و سياسي تشكيلات مزبور برخوردار بودند كه از مهمترين آنها تهيه اوراق هويت و پوشش ايراني براي اعضاي سرويس اطلاعاتي اسرائيل در ايران بود. اين اقدام ساواك در واقع يك تعهد يك تمين غير رسمي در قبال هر گونه عواقب احتمالي آن بود. به اين معنا كه در صورت افشاي ماهيت جاسوسان سرويس اطلاعاتي اسرائيل يا دستگيري آنها از سوي كشورهاي عربي هدف، اين، ساواك و يا دولت ايران بود كه بايد هزينه و غرامت سياسي آن را پرداخت ميكرد واز اين بابت هيچگونه ضرر و زياني متوجه رژيم صهيونيستي نبود. اين قبيل همكاريها، يك شيوه مرسوم و معمولي بين ساواك و سرويس اطلاعاتي اسرائيل در زمينههاي مختف بود كه در گزارش ذيل از سوي اداره كل دوم خطاب به رياست ساواك به يك نمونه آن اشاره شده است:
«به طوري كه استحضار دارند دوران خدمت آقاي شاكري نماينده سرويس زيتون [نام رمز ايراني نماينده سرويس اطلاعاتي اسرائيل] در پايگاه برون مرزي جنوب در تاريخ 11/12/51 پايان پذيرفت و برابر اعلام نماينده سرويس زيتون در مركز جانشي نامبرده به آقاي يهودا يكوتيل ... چندي قبل وارد كشور شاهنشاهي گرديد... .»
با عطف توجه به مراتب در فوق مستدعي است در صورت تصويب، اجازه فرمايند اوامر عالي جهت صدور مدرك ايراني (شناسنامه) براي يهودا يكوتيل به نام احمد كاشاني و همسرش به نام هايده سلطاني به اداره كل پنجم ابلاغ گردد.»
آنچه مسلم است، استقرار پايگاههاي برون مرزي اسرائيل در نواحي مرزي ايران و حضور جاسوسان اسرائيلي، نه تنها در چارچوب مصالح سياسي و ديپلماتيك دولت و ملت ايران نبود و منفعتي براي كشور به دنبال نداشت، بلكه در بسياري اوقات به ضرر ملت و كشور تمام ميشد. اين موضوع بيش و پيش از هر كس براي كارشناسان و مديران ساواك قابل تشخيص و ارزيابي بود. چند سالي پس از توقف فعاليت پايگاههاي اسرائيلي در مناطق غرب و جنوب ايران، نمايندگان سرويس اطلاعاتي رژيم صهيونيستي براي از سرگيري فعاليت مجدد اين پايگاهها پيشنهادهايي به سران و مقامات ساواك ارائه كردند. اين در شرايطي بود كه در آن مقطع زماني، قرارداد الجزاير بين ايران و عراق منعقد شده و تنشهاي سياسي واختلافات موجود بين طرفين فروكش كرده بود. لذا فعاليت مجدد سرويس اطلاعاتي اسرائيل وجاسوسان رژيم صهيونيستي عليه عراق، آن هم از طريق پايگاههاي مستقر در مناطق مرزي ايران عواقب سياسي مطلوبي براي كشور و ملت ايران در بر نداشت. به خصوص كه اسرائيليها نيز چندان بيميل در ايجاد تنش بين ايران و عراق نبودند. زيرا اساسا هر گونه اختاف و درگيري بين ايران و كشورهاي عربي و سالامي منطقه به نفع رژيم صهيونيستي بود. بنابراين علي رغم نظر منفي مديران و كارشناسان ساواك در خصوص فعاليت مجدد پايگاههاي اسرائيلي، دستهاي مرموزي موجب شد تا اين پايگاهها دوباره استقرار يافته و فعاليت خود را از سر گيرند. گزارش ساواك در اين باره تاريخي و قابل تأمل است:
«برابر اظهار نماينده سرويس زيتون و مذاكرات دو جانبه آتي كه قرار است در تهرانتشكيل گردد سرويس زيتون در نظر دارد سه مورد مشروحه زير را مطرح نمايد.
1ـ استفاده مجدد از شبكه اطلاعاتي شمال.
2ـ هكاري در زمينه نفوذ در اعراب از طريق اروپا.
3ـ استقرار مجدد نماينده دوستان زيتون در جنوب.
بررسي، نظريه و پيشنهاد:
1ـ شبكه اطلاعاتي شمال
از سال 1346 شبكههايي در شمال عراق جهت كسب اخبار داخلي عراق توسط عناصر بارزاني در سازمانهاي كشوري و لشگري عراق تشكيل و زير نظر يكي از فرزندان بارزاني (مسعود) شروع به بهرهبرداري نموده بود ... . ضمن اينكه اخيرا به علت توافق ايران و عراق فعاليت اين شبكههاي نيز متوقف گرديده است، تجديد و برقراري ارتباط با مأموران، مستلزم يك سلسله فعاليتهايي در داخل و خارج عراق و همچنين برآوردن توقعات بيش از حد اكراد خواهد بود. زيرا فعلا كليه سوابق منهدم و فعاليتهاي كلي متوقف ميباشد و معلوم نيست به وسعت گذشته بتوان شبكه ايجاد نمود كه مانند گذشته قابل بهرهبرداري باشد. ضمنان نبايد ناديده گرفت كه علاقمندي دوستان زيتون به تجديد فعاليت اين شبكه اصولا ناشي از عدمرضايت آنان از سازش ايران و عراق ميباشد و احياي اين شبكه چه از طريق كشورهاي اروپايي و همجوار عراق و چه از طريق ايران وسيله دوستان زيتون [اسرائيل] بالاخره به حساب ايران گذارده ميشود و اثرات سويي در روابط بين ايران و عراق خواهد داشت. لذا در شرايط كنوني بهتر است در اين زمينه اقدام نشود ... .
اينك كه روابط ايران و عراق بهبود يافته نمايندگان دوستان زيتون تقاضا دارند كه مجددا نماينده خود ار در جنوب مستقر نمايند. با عطف به اينكه استقرار نماينده دوستان زيتون در جنوب در ابتدا به علت استفاده از تجربيات دوستان [اسرائيلي] در امور برون مرزي بوده و در حال حاضر تجربه كافي به دست آمده واز سوي ديگر چنانچه نماينده دوستان زيتون مجددا در آبادان مستقر گردد صرف نظر از اينكه ممكن است اعمال و رفتار گذشته خود را از جمله تماس با يهوديان و اسرائيليهاي مقيم آبادان دنبال نمايند، احتمال دارد ادامه مجدد عمليات مشترك در جنوب با شگرد كاري كه دوستان [اسرائيلي] دارند اثرات نامطلوبي در روابط ايران و عراق داشته باشد. عليهذا اصلح است كه در مورد استقرار مجدد نماينده دوستان زيتون در جنوب، اقدامي به عمل نيايد.»
رأي منفي مديران و كارشناسان ساواك درباره استقرار پايگاههاي برون مرزي و نمايندگان سرويس اطلاعاتي اسرائيل در مناطق مرزي كشور، موجب شد تا رئيس ساواك نيز با اين خواست اسرائيلي به طور صريح مخالفت كند. نصيري رئيس ساواك در پاسخ به نامه مديران ذيربط آن تشكيلات مينويسد:
«شبكه اطلاعاتي شمال ديگر معنايي ندارد. شبكه همكاري در جنوب هم به مصلحت نسيت.»
قابل توجه اينكه ساواك منطقه خوزستان نيز در اين باره گزارش بلندي تدوين و به مركز ارسال ميكند و به طور صريح با فعاليت مجدد پايگاههاي برون مرزي و نمايندگان سرويس اطلاعاتي اسرائيل در مناطق مرزي شمال و جنوب كشور مخالف مينمايد. در اين نامه به شگردها و ترفندهاي منفعت جويانه اسرائيليها كه عمدتا مغاير مصالح سياسي دولت وقت بود، به صراحت اشاره شده است.
در بخشي از نامه رئيس ساواك خوزستان چنين ميخوانيم:
«عطف به 38319/243 ـ 1/11/54
موضوع استقرار مجدد رهبر عمليات برون مرزي دوستان زيتون در آبادان و شروع همكاري مشترك با پايگاه برون مرزي، اين ساواك با بررسي سوابق همكاري 12 ساله دوستان زيتون در خوزستان و نتايجي كه در گذشته به دست آمده به شرح زير اظهار نظر ميگردد:
1ـ دوستان زيتون انتظار بهره كار منابع را داشته و به حفاظت آنها كمترين توجهي نمينمودند و در نتيجه آخر الامر تعدادي منابع ايراني و عراقي لو رفته و تعدادي نيز دستگير و اعدام و تعداد هم متواري و پناهنده شدند كه هنوز از نظر تأمين مخارج خانواده آنها ساواك با مشكلاتي درگير است.
2ـ به طور كلي عدم آشنايي رهبر عمليات برون مرزي دوستان [اسرائيليها] به زبان خارجي و بعضا عدم آگاهي از خصوصيات اخلاقي، طرز زندگي، آداب و سنن وتعصبات مذهبي منطقهاي ساكنان نوار مرزي باعث ميگردد كه اگر رهبر عمليات دوستان زيتون از ابتداي نشان كردن در جريان ما وقع قرار نگيرد به نامه پراكني و شكوه و شكايت نزد اولياي خود در مركز ميپردازد [...]. و اگر در جريان قرار گيرند و در عمليات شركت كنند ناخودآگاه چنان رفتار ميكنند كه نشان شده را يا بري از همكاري و يا بسيار متوقع ويا مطلع از فعاليت به نفع يك كشور بيگانه مينمايند [...]. بعضا دوستان زيتون مايل بودند كه زيركانه و مخفيانه منابع پايگاه برون مرزي خود را مستقيما خود از طرق ديگري اداره نمايند [...] .
3ـ با توجه به توافقات سياسي و مرزي بين دولتين ايران و عراق و تعهدات ناشي از آن و تشديد مراقبتهاي نوار مرزي و هوشياري دستگاههاي ضد اطلاعاتي حريف و صدور اوامر مؤكد در زمينه رعايت كامل حفاظت در جلوگيري از لو رفتن عوامل وديگر كارهايي كه به حسن نيت سياسي دولت شاهنشاهي لطمه بزند. به نظر ميرسد در حال حاضر با در نظر گرفتن موارد بالا به هيچ وجه ريسك كردن در فعاليتهاي مشترك برون مرزي و تشكيل شبكات [شبكههاي] اطلاعاتي و گسترش آن به لاح نباشد. زيرا دوستان زيتون به اين مسأله اهميتي نميدهند و محتملا دلشان به حال ما نسوخته و با اوضاع و احوالي كه به همين علت بعدا از نظر سياسي بين ايران و عراق روي خواهد داد و عكس العمل اعراب روي ايران اعتنايي نخواهند نمود.
نتيجه اينكه با توجه به مقدار زياد يهودي ايراني كه در آبادان وجود دارد و شناسايي دوستان زيتون روي آنها و اينكه اكثر اين يهوديها در بيشتر شئون مختلف اجتماعي و تجاري آبادان و خرمشهر نفوذ كامل دارند و سابقه امر نشان ميدهد كه رفت و آمدهاي مشكوك و بي دليل رهبران عمليات اعزامي دوستان [اسرائيلي] در گذشته به نقاط پست و دور افتاده شهر احتمال آنها را با اين يهوديها و يا عوامل ديگري دور از برنامه همكاري مشترك و به طور كلي ديد ساواك [... است].»
علي رغم اين قبيل اظهار نظرهاي مخاف كارشناسان و مديران ساواك، اين بار هم دستهاي مرموز وارد صحنه شدند و منافع اسرائيل را بر مصلحت سياسي ايران آن دوران ترجيح دادند. به گونهاي كه ساواك نيز بي هيچ چون و چرا، تسليم دستوري شد كه نصيري به عنوان رئيس ساواك آن را اين گونه به تشكيلات زير مجموعه خود ابلاغ كرد:
«اكنون شبكههاي همكاري جنوب را شروع نماييد.»
و به اين ترتيب در تاريخ 2/3/1355 نماينده سرويس اطلاعاتي اسرائيل به ايران آمد و فعاليت پايگاههاي برون مرزي رژيم صهيونيستي در مناطق جنوب و شمال مجددا آغاز شد واين تلاش اسرائيل در مناطق مرزي ايران تا زمان سقوط رژيم شاهنشاهي پهلوي تداوم داشت.
نفوذ در سازمانهاي فلسطيني
ساواك پوشش بسيار مناسبي براي سرويس اطلاعاتي اسرائيل به منظور نفوذ در گروهها و سازمانهاي مبارز فلسطيني بود.
مجموعه شرايط سياسي و جغرافيايي كشور ايران و نيز ساختار و موقعيت حاكم بر ساواك، بستر بسيار مناسبي براي دستگاه اطلاعاتي اسرائيل فراهم آورده بود. سرويس اطلاعاتي اسرائيل با بهرهگيري از اين بسترها و فرصتها اهداف خود را در اقصي نقاط جهان، به ويژه در كشورهاي اسلامي عليه مجاهدان و مبارزان و سازمانهاي فلسطيني تعقيب ميكرد و در اين مسير از همه گونه مساعدت و حمايت و پشتيباني ساواك برخوردار بود. اين قبيل بهرهبرداريها موجب شده بود، ساواك به مثابه ابزار و آلت دست در خدمت آرمان صهيونيسم قرار گيرد.
نامه سرويس اطلاعاتي رژيم صهيونيستي به ساواك در جهت توجيه مقامات اين تشكيلات نمونه خواندني و قابل تأمل در اين باره است:
«از: سرويس زيتون
شماره گزارش: 10/10
تاريخ: 8/6/76 [1976 م / 1355 ش]
درباره: عمليات نفوذي مشترك براي نفوذ عامل به داخل سازمان جبهه خلق براي آزادي فلسطين.
پيرو مذاكرات حضوري دربارة موضوع فوق، اينجانب علاقمندم فوايد احتمالي اين طرح را تشريح نمايم:
ترديد وجود ندارد كه جبهه خلق براي آزادي فلسطين (سازمان جرج حبش) داراي روابط نزديكي، هم از نقطه نظر ايدئولوژيك و هم از نظر عملياتي، با سازمانها افراطي سراسر جهان مي باشد ... . بنابراين كاملا ضرورت دارد كه اطلاعات قابل اطمينان از ميان صفوف سازمان مزبور جمعآوري گردد ... . با در نظر گرفتن اين موضوع كه سازمان حبش اكنون مدتي است كه از سازمانهاي تروريستي در كشور شما حمايت مينمايد چنين به نظر ميرسد كه نفوذ در اين سازمان بايد مورد توجه خاص سرويس شما [ساواك] باشد ... . براي اجراي اين چنين طرحي ميتوانيم كليه مراحل عمليات را با يكديگر طرح ريزي نماييم. يك كانديداري مناسب ايراني را ميتوان به داخل يك سازمان دست چپي در خارج از كشور نفوذ داد و بدين ترتيب پوشش مناسبي براي عمليات آينده او به وجود آورد ...»
گزارش ساواك درباره موافقت رئيس اين تشكيلات با طرح اسرائيليها چنين است:
«... تيمسار رياست ساواك مقرر فرمودند اداره كل دوم ضمن بررسي موضوع و تماس با سرويس اسرائيل به منظور تنظيم طرح عملياتي مورد نظر از عوامل اداره كل سوم به منظور نفوذ استفاده نمايد ... .
حوزه تيمسار رياست ساواك ـ محيط»
يادآوري اين نكته خالي از فايده نيست كه ساواك در اين مسير از عوامل عرب غير ايراني استفاده ميكرد. به گونهاي كه در اجراي طرح پيشنهادي و مورد تقاضاي سرويس اطلاعاتي اسرائيل مبني بر نفوذ در جبهه خلق براي آزادي فلسطين از عنصري به نام «عبد الرحمن غندوره» استفاده شد و نامبرده براي اجراي نقشه مزبور به بغداد اعزام گرديد.
سفارشهاي اطلاعاتي
ارتباط و همكاري بين ساواك و دستگاه اطلاعاتي اسرائيل و فرارت از آن، ارتباط و همكاري رژيم صهيونيستي با دولت و دربار شاهنشاهي ايران در حدي بود كه اسرائيليها به طور گستاخانه و طلبكارانه براي خود اين حق و امتياز را قايل بودند كه هر گونه اخبار و اطلاعات مورد نياز خود را به دستگاهها و يا اشخاص ذيربط در سطوح مختلف سفارش بدهند. اين سفارشهاي اطلاعاتي نه فقط ساواك و مقامات علي رتبه آن تشكيلات، بلكه حتي شخص محمد رضا شاه پهلوي را نيز شامل ميشد. در ذيل به نمونههايي از اين گستاخي اسرائيل اشاره ميشود.
«از: بهار [سرويس اسرائيل]
به: تيمسار فرازيان
تاريخ 5/2/75 [19]
موضوع: مراسم رژه ارتش عراق
1ـ مراسم رژه بزرگ ارتش عراق در تاريخ يكشنبه 4 مه 1975 [1354] در بغداد گزارش ميشود.
2ـ مراسم از تلويزيون بغداد پخش ميشود.
3ـ خواهشمند است عكس از اين مراسم را در هنگام عبور، بر روي يك نوار Video براي ما تهيه نماييد.»
ساواك نيز بلافاصله به اين تقاضاي اسرائيلي چنين پاسخ ميدهد:
«درباره: مراسم رژه ارتش عراق
بازگشت به يادداشت مورخه 5/2/75 [19]
بدين وسيله تعداد سه حلقه فيلم ويدئو كه از مراسم سان و رژه ارتش عراق گرفته شده، به پيوست ارسال ميگردد.»
نمونه ديگر سفارش اسحاق رابين نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي به محمد رضا پهلوي است. وي به محمد رضا سفارش ميدهد كه در ملاقات آتي خود با سادات رئيس جمهور وقت مصر، افكار وديدگاههاي او را درباره مسائل منطقه و اسرائيل جويا شده و به اطلاع رژيم صهيونيستي برساند.
اسحاق رابين در اين نامه ضمن اشاره بهديدرا سال 1355 خود از ايران و ملاقات با محمد رضا پهلوي نوشته است:
«اعليحضرتا، در مدتي كه اينجانب براي آخرين بار افتخار زيارت اعليحضرت را داشتم، يعني موقعي كه فاصله چنداني با انعقاد قرار داد موقت با مصر نمانده بود، اوضاع مملو از حوادث مهم و تحولات ناگهاني بوده است. من اغلب مذاكرات طولاني و جالب خود را با اعليحضرت بياد ميآورم كه طي آن جنابعالي حمايت خود را از قرار داد موقت بين مصر و اسرائيل ابراز فرموديد.
... من همچنين معتقدم كه بسيار ارزنده خواهد بود كه آن اعليحضرت طي بازديد پرزيدنت سادات از ايران افكار او در مورد حوادث منطقه، امكانات مربوط به رفع مناقشه اسرائيل با همسايگانش و راه وصول به اين هدف و مداخله سوريه در لبنان و عكس العمل [تأثير] اوضاع لبنان بر روي حوادث منطقه و آينده لبنان مطلع شويد. بسيار سپاسگزار خواهم بود هر گاه از انديشههاي آن اعليحضرت و پرزيدنت سادات در مورد اين مسائل آگاه شوم.
دوستدار شما ـ نخست وزير ـ اسحاق رابين
[1]
[2]
Array ( [0] => stdClass Object ( [ArticleFishId] => 66 [SerialNo] => 64 [MTitle] => پيمان ساواك با موساد [FTitle] => [AMTitle] => [AFTitle] => [EMTitle] => [EFTitle] => [ALanguage] => 1 [TLanguage] => 0 [ADateS] => 0 [ADateM] => 0 [ADateG] => 0 [Side_NY] => 0 [Side_NS] => 0 [Side_B] => 0 [Side_HY] => 0 [Side_HS] => 0 [Side_NE] => 1 [Side_HE] => 0 [SourceType] => 2 [Book] => 0 [BArticlePageFrom] => [BArticlePageTo] => [Magazine] => 5 [MPublishDateS] => 1382 [MPublishDateM] => 0 [MPublishDateG] => 0 [MYear] => 1 [MNo] => 1 [MSerialNo] => 0 [MArticlePageFrom] => 111 [MArticlePageTo] => 167 [Site] => 0 [ArticleAddrInSite] => [FishWriter] => 3 [WriteDate] => 11/8/2004 0:00:00 [Confirmed] => 1 [SupervisorView] => [Abstract] => [AAbstract] => [EAbstract] => [Editted] => 1 [Degree] => 0 [Mode] => 0 [fldFirstPage] => 0 [fldFPMod] => 0 ) )
ورود به سايت
شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.
شناسه:
کلمه عبور:
درخواست شناسه کاربري
Copyright © 2008 "rasad.ir" All rights reserved