Y يهود
Y صهوينيسم
= اسرائيل
با آنکه مقاصد پليد اين ادعاهاي پوچ بر همه کاملاً آشکار است، اما متأسفانه مانند هميشه مشاهده مي شود که برخي ـ به ويژه مسئولان رسمي ـ در فلسطين فريب اين تبليغات را مي خورند. يکبار شنيده مي شود که برخي مي گويند، نمي گذاريم حماس بر نوار غزه سيطره يابد؛ بار ديگر گفته مي شود که اقدام شارون را بدون هماهنگي با تشکيلات خودگردان نمي پذيريم و اندکي بعد فراخوان اصلاح اوضاع امنيتي با عناويني مانند کنترل سلاح و مقابله با هرج و مرج به گوش مي رسد. همه آنها به اقداماتي خطرناک تر مي انجامد که نتايج آن در حوادث تأسف بار و خطرناکي که به ويژه در نوار غزه از شدت بيش تري برخوردار است، نمود مي يابد، اين مسئله چه از روي قصد باشد و چه نه، ادعاهاي صهيونيستها را تقويت مي کند و حال آنکه اگر نه همه، که بخش اعظم اين اظهارات به سبب درگيري و اختلاف بر سر جاه و مقام ميان متنفذان صورت مي گيرد و گروههاي مقاومت يا شهروندان در اين مسأله هيچ دخالتي ندارند و آنان فقط به فکر مقابله با تجاوزات دشمن و تلافي آن هستند و هيچ توجهي به غنايم ندارند. اين اقدام سلبي زمينه را براي تقويت ادعاهاي پوچ و پليد و بي پايه صهيونيستها فراهم کرد و در خارج نيز انعکاس يافت و اين هم به نوبه خود حجم فشارها بر تشکيلات خودگردان جهت انجام آنچه اصلاحات امنيتي معرفي گرديد و هدف از آن اجراي مفاد توافقنامه هاي سابق بود، افزود. اخيراً نيز شنيده شد که سازمانهاي امنيتي فلسطيني اعلام کرده اند که آماده اجراي اين طرح هستند.
در برابر چنين وضعيتي حس ملي گرايي و لزوم حفظ مصلحت ملي ايجاب مي کند که چند نکته را يادآور شويم که به نظر ما آگاهي و يادآوري آن بسيار ضروري است تا به هنگام مواجه شدن با تبليغات صهيونيستها يا مواجهه با اتفاقات مشابه آنچه اخيراً رخ داد، به آنها دقت کنيم:
اول: ضرورت دارد که ما در مقابل تبليغات صهيونيستها کاملا هشيار باشيم و ادعاهاي آنان را حقيقت مطلق نپنداريم، زيرا تجربه نشان داده است که آنچه صهيونيستها مي گويند و اعلام مي کنند، مهم نيست، بلکه آنچه اهميت دارد عمل آنهاست.
دوم: تبليغات صهيونيسم موضوع عقب نشيني را به گونه خاصي مطرح کرده است و آنچه تاکنون از آن فهميده ايم تخليه تعدادي از شهرکهاي صهيونيست نشين و نه همه آنها در نوار غزه است. از اظهارات صهيونيستها که پس از اعلام اين طرح، منتشر شد چنين استنباط مي شود که شکل اجرايي، ميزان و کيفيت اين عقب نشيني هنوز در نزد خود صهيونيستها هم مشخص نيست، بنابراين برخي مي گويند که ارتش در اين مناطق باقي بماند و برخي هم بر ضرورت حفظ پايگاههاي مرزي تأکيد کرده اند.
سوم: اعلام عقب نشيني به هر شکلي که اجرا شود، نتيجه مقاومت فلسطينيان است که رژيم صهيونيستي را وادار کرد، اعتراف کند که بقاي آنان در نوار غزه به سبب محقق نشدن امنيتي که آنها درصدد فراهم کردن آن بودند و تاوان سنگيني که در اين راه پرداخته اند، هيچ فايده اي ندارد. صهيونيستها تا به آنجا پيش رفتند که حتي از اين همه سربازي که براي پشتيباني از يک مشت شهرک نشين يهودي که تعدادشان هر روز کمتر مي شود، انتقاد مي کنند و استفاده از اين همه سرباز را براي چنين کاري بي فايده و آن را براي اقتصاد و امنيت از هم گسيخته رژيم صهيونيستي زيانبار مي دانند.
چهارم: اين عقب نشيني هر زماني که عملي شود نتيجه و ثمره مقاومت است، اما اين بدان معنا نيست که اگر به هر صورت انجام شود، مقاومت به اهداف خود رسيده است، زيرا اين نتيجه بخشي از اهداف مقاومت است. برخورد ما با اين مسأله هم بايد اين گونه باشد که ما آن را بخشي از دستاوردهاي خود در نبرد بدانيم و پيروزي کامل در اين نبرد هنوز محقق نشده است، پس بايد بدانيم که مقاومت بايد ادامه يابد تا به پيروزي کامل برسد و اين پيروزي هم زماني محقق مي شود که اشغالگران از سرزمين ما رخت بربندند و همه اثرات و پيامدهاي اشغالگري نيز از بين رفته باشد.
پنجم: در مقابل اين اقدام صهيونيستها نبايد هيچ امتيازي از سوي فلسطينيان چه در بعد سياسي و چه امنيتي داده شود. اين کار نيز وظيفه طرفهاي فلسطيني است. آنان نبايد هيچ تعهدي در مقابل تخليه نوار غزه از وجود اشغالگران به گردن بگيرند، زيرا اين کار به نظر ما نتيجه مقاومت است و نبايد در ازاي آن به مانند توافقات سابق امتيازي داده شود. از حوادثي که در بيت لحم رخ داد نيز بايد درس گرفت، زيرا اين منطقه به آن شرط به تشکيلات خودگردان تحويل شد که از فعاليت مقاومت در اين منطقه به صورت کامل جلوگيري کند و همين امر موجب شد که مجاهدان در آن شهر زير پيگرد قرار گرفته و گروهي دستگير شوند.
ششم: ما بايد به خودمان اعتماد کنيم. بايد به آگاهي ملت فلسطين و گروههاي حاضر در درون اين ملت و تأکيد همه آنان بر وحدت و يکپارچگي و عدم بروز درگيري داخلي يقين داشته باشيم و بدانيم که اين ملت توان اداره امور خود را دارد و مي تواند مسئوليت هاي خود را به نحو احسن انجام دهد. اين مسأله مي تواند فرصت را از دشمن صهيونيستي بگيرد و مقاصد پليدش را عقيم بگذارد. همچنين مي تواند مانع از دخالت کشورهاي ديگر در اجابت درخواستهاي صهيونيستها و وارد آوردن فشار بر فلسطنيان که به وحدت، هماهنگي و مقاومت آنان آسيب مي رساند، شود. تجربيات بزرگي که ملت فلسطين در اين عرصه به دست آورده و موانع بي شماري را که اين ملت پشت سر گذاشته بهترين دليل بر اين مدعاست.
هفتم: اصلاحاتي که اخيراً با تأکيد بر بعد امنيتي اعلام شده است نبايد به سلاح مقاومت و گروههاي مبارز آسيبي برساند. به هيچ وجه نبايد از اين اقدام براي در تنگنا قرار دادن مقاومت و جلوگيري از ادامه آن بهره برداري شود، زيرا اين درست همان دامي است که اشغالگران براي ما تنيده اند. علاوه بر آن، اصلاحات مطرح شده اگر واقعي است بايد در آن بخشهايي که به اصلاح نياز دارند، اجرا شود. فساد و مروجان آن که وجهه ملت فلسطين و مقاومت آن را تخريب کرده اند بايد از بين بروند. اين کار هم بايد با يافتن ريشه فساد و کساني که در آن دست دارند و موتور محرک آن هستند و اکنون کاملاً براي ملت فلسطين شناخته شده اند و انگيزه هاي آنان نيز براي ما مشخص است، صورت گيرد. ما ابتدا به توقف فعاليت کساني که تمام هم و غمشان توجه به منافع شخصي خودشان است، نياز داريم. بايد مانع از سوء استفاده افراد با نفوذ از وضعيت موجود و شهروندان در درگيريهاي خود بر سر مال و مقام شد. سپس بايد به اصلاحاتي ريشه دار و اساسي دست زد تا امنيت شهروندان تأمين شود و ثبات به جامعه فلسطين باز گردد. اينها نيز جز با اجراي يک اصلاحات ريشه اي در همه ابعاد ميسر نيست. براي اين منظور بايد قانون عادلانه اجرا شود و کسي از آن مستثني نگردد. جايگاه قضاوت عادلانه که قدرت اجراي احکام را داشته باشد، تقويت شود. در کنار آن، وضعيت سياسي و اداري و مالي اصلاح گردد. ميان شهروندان مساوات برقرار و از آنان نيز خواسته شود که به وظايف خود پايبند باشند، زيرا همه در هر جايگاهي که قرار گرفته اند، وظايفي بر دوش دارند که مي بايست بر اساس شايستگي به آنان سپرده شود.
هشتم: راه درست آغاز هر اصلاحي اتحاد و يکپارچگي مؤسسات حاکم است تا از طريق آن مرجع مشخصي براي حرکت به وجود آيد. اين حاکميت منسجم سپس بايد تلاش کند به همراه همه گروههاي فلسطيني نهادي فراگير تشکيل دهد تا رهبري ملت فلسطين را به دست بگيرد. اين نهاد بايد برنامه اي فراگير و متفق عليه تهيه کند، برنامه اي که با اهداف و نيازهاي ملت فلسطين منسجم و هم سو باشد. رهبري اين نهاد بايد به استبداد پايان داده و با ترسيم سياستهاي مناسب و موضع گيري درست زمينه مشارکت همگاني را فراهم کند. به ياد داشته باشيم که اين کار با فراخواندن گروهها جهت پيوستن به نهادي که هم اکنون موجود است بدون آنکه توافقي بر روي برنامه ها و پايه هاي فعاليت صورت گرفته باشد، عملي نخواهد شد.
نهم: به هنگام بررسي هر يک از آثار اشغالگري و پيامدهاي آن ـ هر چند که عميق باشد ـ نبايد مسئله اساسي را که همان اشغالگري است، از ياد ببريم، زيرا برطرف کردن مشکلات اشغالگري، ضرورتاً نمي تواند نابودي اشغالگري را تضمين کند، اما محو اشغالگري مي تواند همه آثار و پيامدهاي بر جاي مانده از آن را نيز خود به خود از بين ببرد. به همين سبب لازم است هميشه اين قاعده عقيدتي را به ياد داشته باشيم که اين اشغالگري دير يا زود نابود خواهد شد.
Array ( [0] => stdClass Object ( [ArticleFishId] => 664 [SerialNo] => 646 [MTitle] => مواجهه با تبليغات صهيونيستي [FTitle] => [AMTitle] => [AFTitle] => [EMTitle] => [EFTitle] => [ALanguage] => 0 [TLanguage] => 0 [ADateS] => 0 [ADateM] => 0 [ADateG] => 0 [Side_NY] => 0 [Side_NS] => 1 [Side_B] => 0 [Side_HY] => 0 [Side_HS] => 0 [Side_NE] => 0 [Side_HE] => 0 [SourceType] => 3 [Book] => 0 [BArticlePageFrom] => [BArticlePageTo] => [Magazine] => 0 [MPublishDateS] => 0 [MPublishDateM] => 0 [MPublishDateG] => 0 [MYear] => 0 [MNo] => [MSerialNo] => 0 [MArticlePageFrom] => [MArticlePageTo] => [Site] => 11 [ArticleAddrInSite] => [FishWriter] => 18 [WriteDate] => 5/3/2005 0:00:00 [Confirmed] => 1 [SupervisorView] => [Abstract] => [AAbstract] => [EAbstract] => [Editted] => 1 [Degree] => 0 [Mode] => 0 [fldFirstPage] => 0 [fldFPMod] => 0 ) )
ورود به سايت
شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.
شناسه:
کلمه عبور:
درخواست شناسه کاربري
Copyright © 2008 "rasad.ir" All rights reserved