Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to موسسه آینده روشن
 
 

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

لینک Rss مطالب

مقاله


Y يهود

Y صهوينيسم

= اسرائيل

» جستجو
» جستجو پيشرفته
» بازگشت
<< پایان < قبل 1 بعد > پایان >>
نمایش # نتایج 1 - 1 از 1
امپرياليسم و صهيونيسم(1)
امپرياليسم و صهيونيسم

امپرياليسم و صهيونيسم(1)

 

تعريف و چگونگي شكل گيري

 

امپرياليسم؛ نوعي انديشه سياسي است كه هدف آن توسعه سرزمين و حاكميت قانوني بر آن است يا اينكه به شكل يك حركت مردمي به منظور سيطره بر ديگر ملت ها و بهره كشي از آنان نمود پيدا مي كند.

در گذر تاريخ بيشتر جوامعي كه در اوج قدرت قرار گرفتند، اقدام به تحميل خواسته هاي خود به ديگر جوامع كرده و چنين احساس كرده اند كه بايد بر ساير ملل و نقاط حياتي آنان سيطره يابند، لذا اينگونه انديشه ها و حركت ها را امپرياليسم مي نامند(1).

 

¤ اگر بشريت نتواند تاريخ امپرياليسم را در ابعاد مختلف بويژه هدف و وسايل راهبردي آن و تاثير متقابل صهيونيست بر امپرياليسم را بشناسد، نخواهد توانست گامي موثر براي مقاومت در مقابل آن دو پديده مخوف و زيان بار بردارد.

در نتيجه همواره در چنگال اين دو خصم گرفتار خواهد ماند و قرباني آنها خواهد شد، زيرا امپرياليسم و صهيونيسم نه تنها ارتباطي تنگاتنگ با يكديگر داشته بلكه مكمل هم بوده و به يكديگر متكي هستند.

بنابراين اراده، خواسته سياسي و عملي هر دو برپايه كنار زدن اخلاق و عواطف به منظور سيطره بر ملت ها، مخصوصاً جهان سوم و بويژه ملل اسلامي بنا شده است.

تاريخ معاصر امپرياليسم به پيش از 1870 ميلادي بويژه به ابتداي قرن نوزدهم كه دولت هاي قدرتمند اروپايي قدم به عرصه وجود نهاده اند، برمي گردد.

دولت هاي قدرتمند اروپايي در قرن نوزدهم به محض رسيدن به قدرت و شوكت، ضميمه كردن سرزمين هاي مجاور و همسايه و رشد و توسعه با استعمار دولت هاي ضعيف را در راس سياست خود قرار دادند.

طي يكصد سال (1815تا 1918 ميلادي) اين قدرت هاي بزرگ امپراطوري هايي را تشكيل داده وحدود 85 درصد از مساحت كره زمين را تحت سيطره و استعمار خود قرار داده اند.

 

اشكال مختلف امپرياليسم

امپرياليسم داراي اشكال مختلفي است كه مهمترين آنها را مي توان به سه شكل زير تقسيم كرد:

1- شكل اقتصادي: اين شكل براساس مبادله كالا و توليدات با قيمت هاي غيرعادلانه بلكه بسيار اجحاف آميز و ظالمانه صورت مي گيرد.

دراين شكل هدف به تاراج بردن ثروت ها، استثمار خارجي، بكارگيري نيروهاي انساني ارزان با دستمزد اندك وايجاد بازارهاي گسترده و وسيع ميباشد كه از جمله روش هاي خبيث و نامشروع براي بهره كشي ملت ها است.

دراين شكل كشورهاي قوي، كشورهاي ضعيف را تحت فشار قرار داده و موادخام و معدني اين كشورها را بشكل بسيار ارزان و شبه مجاني به كشورهاي صنعتي صادر و با تبديل آن به توليدات صنعتي و با قيمت هاي بسيار گران به همان كشورهاي ضعيف يا تحت استثمار صادر مي كند.

2- شكل سياسي: اين شكل با سيطره نظامي آغاز سپس با ارايه مراكز سياسي به مزدوران دست نشانده كه غالباً اشخاصي شكست خورده و بي كفايت هستند، ادامه پيدا مي كند.

اين مزدوران دست نشانده غالبا از سياستمداران كشورهاي ضعيف كه طوطي وار مطيع سياست هاي قدرت هاي استعمارگر هستند، انتخاب مي شوند كه در سياست گذاري هاي داخلي و خارجي كشور از خود هيچ استقلال و اراده اي ندارند.

اين قضيه وضعيت دولت هاي جهان اسلام پس از سقوط خليفه عثماني درسال 1924 به دست استعمار غربي است كه توسط «كمال آتاترك» به اجرا درآمد.

3- شكل فرهنگي: دراين شكل با جهت دادن تاسيسات و مراكز آموزشي، اطلاع رساني، تغيير روش هاي فرهنگي و حتي نظامي، به نفع دولت استعمارگر صورت مي گيرد.

امپرياليسم دراين شكل سعي مي كند با اجير كردن مزدوران و خريدن نويسندگان، روزنامه نگاران و متفكران و اجبار آنان در جهت عمل براي منافع دولت استعمارگر و تحت فشار قراردادن رهبران سياسي به منظور دوري كردن از هرگونه اعتراض و تشنج، آزادانه دست به هر جنايت و اقدامي كه منافع آنها ايجاب مي كند، بزند و بدين شكل به اهداف نهايي و استعماري خود برسد.

لذا مي توان گفت كه امپرياليسم در سرمايه داري خلاصه نمي شود، زيرا امپرياليسم كمونيستي و سوسياليستي كه مخالف نظام سرمايه داري بود، در اوج قدرت خود مانندي در سلطه جويي و سيطره ملت ها نداشت.

اين امپراطوري پس از انقلاب بلشويك ها در روسيه ميليون ها انسان را به نابوي و گرسنگي كشانده و ميليون ها مسلمان را نيز در صحراي يخ زده سيبري بازداشت كرده بود.

امپراطوري سوسياليستي در يوگسلاوي و روماني برخي از مساجد مسلمانان را تخريب و برخي ديگر را مهر و موم كرده و مسلمانان را از عبادت پروردگارشان بازداشت.

امپراطوري كمونيستي با استقرار در، شهرها و روستاهاي اسلامي آنها را از ريشه نابود كرده بود.

اما امپراطوري صهيونيستي؛ اين امپراطوري در فلسطين مسلمانان را با تمام قدرت و وحشيانه به شهادت رساند.

گروه هاي مسلح صهيونيستي اهالي يك روستا را در يك ميدان گردآوردند و مردان را در مقابل چشمان زنان به قتل رساندند و كودكان را در دامان مادران شان به شهادت رسانده سپس شكم زنان باردار را شكافته و مادر و فرزند را به بدترين شكل ممكن كه در ميان حيوانات نيز غيرمعمول است، به شهادت رساندند.

امپرياليسم بر سياست، قدرت، سيطره و بهره كشي ملت ها متكي است و اين خصوصيت ها جزء لاينفك تمامي آنها است.

بنابراين مي توان گفت: اگر كشورهاي آلمان، ژاپن و ايتاليا بعنوان «دولت هاي محور» در دو جنگ جهاني اول و دوم پيروز مي شدند، سنگدلي و بيرحمي و سلطه گري آنها كمتر از دولت هاي متفق (آمريكا، شوروي سابق، انگليس و فرانسه) نبود.

 

مراحل امپرياليسم

امپرياليسم داراي تعدادي مراحل بهم پيوسته است كه تمامي آنها مقدمه اي براي مرحله بعدي بشمار مي رود كه اين مراحل عبارتنداز:

1- امپرياليسم اقتصادي: اين امپراطوري داراي سياست و هدفي ويژه درخصوص ايجاد بازارهاي تجاري و عرضه و جذب مواد خام مي باشد.

مهمترين دولت هايي كه در اجراي اين سياست و تحقق هدف ياد شده تلاش هاي بسياري بعمل آورده اند، دولت هاي غربي و اروپايي بويژه دولت انگليس، فرانسه، پرتقال، هلند، لهستان، اطريش، آلمان وآمريكا بود.

2- امپرياليسم نظامي اشغالگر: هدف و ويژگي آن بدين شكل است كه دولت مستعمره را جزئي از دولت مقتدر خود قرار دهند، همانگونه كه آلمان، ژاپن و فرانسه اين هدف را در برخي كشورها بويژه «الجزاير» پياده كرده و انگليس وايتاليا نيز آنرا نسبت به برخي كشورها بويژه «ليبي» به اجرا درآوردند.

همچنين شوروي سابق سياست نظامي اشغالگرانه را در برخي مناطق و كشورها به اجرا درآورده و امپراطوري عظيم اتحاد شوروي را با پانزده جمهوري بزرگ بوجود آورد و اين سياست را با اشغال افغانستان بعنوان ضعيف ترين و فقيرترين كشورهاي منطقه و با سركوب مسلمانان بي دفاع اين كشور درسال 1980 با مدرن ترين سلاح هاي روز دنيا ادمه داد، اما سرانجام مانند ديگر امپراطوري هاي تاريخ از ادامه حيات محروم مانده و متلاشي شد.

3- امپرياليسم سياسي: اين مرحله دولت استعمارگر از رهبران سياسي مزدور استفاده كرده و از راه آنان دولت ضعيف را در كام اهداف استعماري خود مي كشد و با اين روش سياست هاي داخلي و خارجي دولت تحت استعمار رابه نفع و خواسته خود جهت مي دهد.

در نتيجه امپرياليسم سياسي با سيطره بر سياست داخلي و خارجي يك كشور بطور طبيعي بر اقتصاد، فرهنگ، انديشه و قدرت نظامي آن نيز سيطره يافته و به اهداف استعماري خود جامه عمل مي پوشد.

اين مرحله (سيطره بر سياست گذاري هاي داخلي و خارجي يك كشور) چه در مرحله اول باشد و خواه در مرحله آخر، خطرناكترين مرحله امپرياليسم استعمارگر عليه يك كشوراست.

زيرا استعمارگر دراين مرحله مهره هاي دلخواه خود را در كشور تحت اشغال و استعمار خود مي چيند و با بكارگيري سرسپردگان داخلي و وابسته به هر هدف پليدي مانند؛ سركوب سياست مداران بيدار و مسلمانان آگاه مي رسد، اين همان سياستي است كه در برخي كشورهاي عربي و اسلامي به اجرا درآوردند.

 

خرافات امپرياليسم جديد

فرق بين امپرياليسم جديد و قديم دراين است كه امپرياليسم جديد مدعي حقايق و دلايل علمي كه از ديدگاه علوم به اثبات رسيده است، مي باشد.

درحالي كه اينگونه دلايل نيز نظريات آغشته به خطا و اشتباه كه اهداف ويرانگري را بهمراه دارد، نيست.

بعنوان نمونه اهداف اقتصادي و امپرياليسم جديد برپايه توسعه طلبي و تحت سيطره گرفتن ديگر ملل و با توسل به زور سرنيزه و قدرت، استوار است.

از جمله عجايب اين امپراطوري نظريه هاي نژادپرستانه آن است كه انسان عاقل از شنيدن آن دچار بهت و حيرت مي شود.

آنان مي گويند: علم جديد ثابت كرده كه مخلوقات نباتي و حيواني از جنس تشكيل شده و در نتيجه هريك داراي نسل يا صنف هستند و در وجود هريك از خصلت هاي معين وجود دارد و آن را با غيرخودشناسايي و قابل تشخيص مي كند.

برخي از دانشمندان اين نظريه را به اشتباه به جنس بشر نيز نسبت داده و مدعي شدند كه بشر نيز داراي سلاله و ويژگي مخصوص خود است.

آنان ادعا مي كنند سلاله انسان توسط نژاد آنها تفسير مي شود.

بدين ترتيب كه انسان از سلاله سفيد، سياه، زرد و سرخ تشكيل شده كه با طبيعت آنها ارتباط ناگسستني دارد.

در اين ميان جنس سفيد داراي سرشتي ظريف و پويا بوده و در توليد، علوم، حكمراني و قدرت همواره پيشرو و نمونه است.

به نظر اين دانشمندان نژاد سياه داراي سرشت و سلاله پست و از تفكر عاجز بوده و زردپوستها داراي جنس ضعيف و ترسو بوده و نژاد سرخ نيز داراي جنسي وحشي و خشن هستند.(2)

امپرياليسم با چنين نظريات و ديدگاههايي سرنوشت ملتهاي بيگناه را رقم زده و اين تبعيض را به دنياي زيباي زبانها و آداب و فرهنگ ها نيز كشانده و مي گويد: زبان آريايي در برابر زبان هاي سامي و حامي ممتاز است، زيرا دلايل علمي ثابت كرد كه زبان سامي مانند؛ عربي از تجدد و پيشرفت روز عاجز است.

بدنبال آن تبعيض ابزار عقلاني، فرهنگي و تمدني را نيز به ميدان نژادپرستي كشانده و براي سركوب ملت ها از آنها سوءاستفاده كرده اند.

در نتيجه با اينگونه مفاهيم خرافي، انسان و نژاد سفيد را تنها جنس قابل براي ساختن و بهره گيري از زمين و تسخير آن دانسته و در اين راه از هيچ جنايتي دريغ نمي كنند.

«روبرت فوكس» در كتاب «نژاد سياه» مي گويد: مردم از دو جنس سفيد و سياه تشكيل شدند كه جنس سفيد از قدرت توليد و ابداع برخوردار مي باشد اما جنس سياه داراي خصايص پست و سست است.

اروپايي هاي استعمارگر با اينگونه اعتقادات خرافي و توجيهات بي اساس در نيمه دوم قرن نوزدهم و پس از سالهاي 1870م اقدام به تقسيم قاره هاي آسيا، آفريقا و آمريكا ميان خود كرده اند.

¤ امپرياليسم با تكيه بر نظريات خرافي علوم به اصطلاح جديد، به منظور توجيه اقدامات غيرقانوني خود عليه ساكنان اصلي سرزمين هاي آفريقا، آمريكاي قديم و آسيا، اين سرزمينها را با وجود غير جنس سفيد خالي و غيرسكنه خوانده و در نتيجه آنها را اشغال و مردم بي دفاع آنها را به بهانه هاي واهي مانند توحش كشته يا آواره كرده اند و در تاريخ ننگين و سياه خود اينگونه اقدامات غيرانساني را شاهكار و اعمال قهرمانانه خواندند.

بنابراين مطابق با توجيهات به اصطلاح علمي امپرياليسم استعمارگر، مردم غيرسفيد از نسل آدم نبوده بلكه متوحش هستند و مانند حيوانات، مانعي براي بهره كشي و كشتار آنان وجود ندارد و زمين را بايد از وجود آنان تطهير كرده و مانند حيوانات غيراهلي آنان را از سرزمين شان آواره كرد، زيرا آنان صلاحيت زندگي بر روي زمين را ندارند.

بر همين اساس، بيشتر سرخ پوستان آمريكا بدست آمريكايي ها از بين رفتند و سفيدهاي اروپايي كه امروزه به نام آمريكايي شهرت يافتند، به زور تفنگ و نيزه جايگزين آنان شدند.

«كارل ماركس» يكي از تأييد كنندگان نظريه استعمارگران سال 1853 در اين خصوص گفت: انگليس علي رغم شقاوت و درنده خويي خود، ممكن است براي سرخ پوستان مفيد باشد، زيرا آنان را به مردم عصر جديد متحول كرده و از عقب ماندگي شرقي آزادشان مي كند.


  /var/www/vhosts/rasad.ir/httpdocs/farsi/ArticleFish/Articles/651.htm
Array
(
    [0] => stdClass Object
        (
            [ArticleFishId] => 670
            [SerialNo] => 651
            [MTitle] => امپرياليسم و صهيونيسم(1)
            [FTitle] => 
            [AMTitle] => 
            [AFTitle] => 
            [EMTitle] => 
            [EFTitle] => 
            [ALanguage] => 0
            [TLanguage] => 0
            [ADateS] => 1382
            [ADateM] => 0
            [ADateG] => 0
            [Side_NY] => 0
            [Side_NS] => 1
            [Side_B] => 0
            [Side_HY] => 0
            [Side_HS] => 0
            [Side_NE] => 0
            [Side_HE] => 0
            [SourceType] => 3
            [Book] => 0
            [BArticlePageFrom] =>           
            [BArticlePageTo] =>           
            [Magazine] => 0
            [MPublishDateS] => 0
            [MPublishDateM] => 0
            [MPublishDateG] => 0
            [MYear] => 0
            [MNo] => 
            [MSerialNo] => 0
            [MArticlePageFrom] =>           
            [MArticlePageTo] =>           
            [Site] => 27
            [ArticleAddrInSite] => 
            [FishWriter] => 18
            [WriteDate] => 5/7/2005 0:00:00
            [Confirmed] => 1
            [SupervisorView] => مولف ندارد
            [Abstract] => 
            [AAbstract] => 
            [EAbstract] => 
            [Editted] => 1
            [Degree] => 0
            [Mode] => 0
            [fldFirstPage] => 0
            [fldFPMod] => 0
        )

)

ورود

ورود به سايت

ورود به سايت


شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.

شناسه:

کلمه عبور:


درخواست شناسه کاربري

 
No Image