Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to موسسه آینده روشن
 
 

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

لینک Rss مطالب

مقاله


Y يهود

Y صهوينيسم

= اسرائيل

» جستجو
» جستجو پيشرفته
» بازگشت
<< پایان < قبل 1 بعد > پایان >>
نمایش # نتایج 1 - 1 از 1
صهيونيسم در ستيز با اسلام
صهيونيسم در ستيز با اسلام.باشگاه مطالعاتي و تحقيقاتي صهيونيسم

بسم الله الرحمن الرحيم

صهيونيسم در ستيز با اسلام

بسترهاي اقناع‌سازي رواني حمايت آمريكائيان از صهيونيسم

 

مقدمه

عبد المهدي مستكين

آنچه در جهان امروز و قرون اخير خودنمائي مي‌كند، يكّه تازي صهيونيسم در سطح بين‌الملل در عرصه‌هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي مي‌باشد، كه خردمندان و فرهيختگان را به كنكاش در مورد اين بحران كه مي‌تواند تبعات سخت و جبران‌ناپذيري بر پيكره بشريت و خصوصاً جامعه اسلامي داشته باشد، وا مي‌دارد. و موشكافي و بررسي علل و عوامل نفوذ اين تفكّر (به تصديق قرآن كريم بزرگترين دشمن اسلام) مراجع بزرگوار و علماء گرانقدر را در رسيدن به راهكارهاي صحيح و بازدارنده ياري مي‌كند. عمده دليلي كه توفيق صهيونيزم را در عرصه جهاني به دنبال داشته، عمليات رواني يا جنگ سرد و غير مسلّحانه است، در واقع اين جريان پليد و جنايتكار با عمليات فكري، اذهان مسلمانان كه هدف اصلي اين تهاجم به شمار مي‌آيند و از آنان به نام دشمن خدا ياد مي‌كنند و غرب و مسيحيان به ويژه جامعه آمريكا به عنوان اين همجمه، با مظلوم‌نمائي و تاريخ‌سازي، قاتلان مسيح (به تصور خودشان) را به زمينه‌سازان ظهور مسيح بدل نموده و بستر را براي يكّه‌تازي و تجاوزات نظامي، مهيا نموده است كه در قالب 5 مقاله مستند ارائه مي‌گردد.

1. بسترهاي اقناع‌سازي حمايت مردم آمريكا از اسرائيل (تبيين صهيونيسم مسيحي).

2. رسانه‌ها، روابط قدرت و نحوه كنترل رفتار مردم آمريكا.

3. گفتمان جنگ مجازي و رسانه‌هاي گروهي.

4. صهيونيسم و عمليات رواني.

5. عمليات رواني رژيم صهيونيستي در جنگ اعراب و اسرائيل.

آنچه جالب و حيرت‌انگيز است، توجيهات و موادّ اين عمليات رواني كه از جانب رهبران كشورهاي غربي مدّعي سكولاريسم (جدائي دين از سياست) مطرح مي‌شود، كاملاً ديني و تقديس شده است و حقيقتاً آنها با دين به جنگ دين آمده‌اند و تمام تجوازات اسرائيل غاصب را به بهانه مهيا ساختن ظهور مسيح و آغاز جنگهاي صليبي و ارامش يهود ستمديده توجيه مي‌كنند و بديهي است كه اين مطلب وظيفه دلسوزان اسلام را سنگين‌تر مي‌نمايد.

بسترهاي اقناع‌سازي رواني حمايت آمريكائيان از رژيم صهيونيستي

عبدالمهدي مستيكن

اشاره

رژيم صهيونيستي طي تاريخ پر از مناقشه و جنگ خود مجموعه‌اي از واكنشها را در موقعيتهاي بحراني ايجاد كرده است. شكي نيست كه حمايتهاي رواني و مالي آمريكا بر افكار عمومي رژيم صهيونيستي تأثير مهمي دارد. سران اين رژيم با صراحت تمام اعلام كرده‌اند كه حيات آنها وابسته به حمايتهاي رواني و مالي آمريكا است. اين رابطه مستمر، نشان دهنده وابستگي شديد و منافع استراتژيك آمريكا در ادامه بقاي رژيم صهيونيستي، بنابراين براي حفظ اين رژيم كه برخاسته از نگرشي كاملاً ايدئولوژيك است، دولت آمريكا به پشتيباني ملي و رواني از اين رژيم ادامه مي‌دهد. در مقاله حاضر، نويسنده ضمن بر شماري ريشه‌هاي تاريخي، ديني و رفتاري حمايت آمريكاييها از رژيم صهيونيستي، به تحليل مبناي رفتاري دولتمردان آمريكا مي‌پردازد و در پايان يادآور مي‌شود كه در تاريخ يهود مشاهده نشده است كه يهوديان در هيچ سرزميني چون (آمريكا) صاحب چنين سلطه و نفوذي باشند.

مقدمه

جرج واشنگتن، نخستين رئيس جمهور آمريكا، طي سخنراني در جلسه توديع خود در سال 1796 به ملت آمريكا توصيه كرد كه در ايجاد روابط بين‌الملل خود با ساير ملل از دلبستگي ديوانه‌وار و نيز از نفرت طولاني بپرهيزند. در واقع جرج واشنگتن از آمريكاييها خواست كه از افراط و تفريط اجتناب كنند. جانبداري و دلبستگي بيش از حد نسبت به يك كشور و نيز نفرت بيش از اندازه، هر دو با اصول آمريكا منافات دارد، اين توصيه اخلاقي هيچگاه در طول تاريخ 227 ساله آمريكا محقق نشد به تعبيري ديگر هم دولتمردان و هم مردم ايالات متحده آمريكا به گونه‌اي ديوانه‌وار از موجوديت و بقاء رژيم صهيونيستي حمايت كردند و اين وضعيت به خوبي در سخنان رؤساي جمهوري آمريكا نيز نهفته است.

در سال 1862، آبراهام لينكلن طي نامه‌اي به هنري ورث فونك، صهيونيست كانادايي، ابراز داشت كه امريكا بايد در تحقق روياي با شكوه يهوديان ستمديده روسيه و عثماني براي بازگشت ايشان به سرزمين ملي خود يعني فلسطين مشاركت كند. البته جان آدامز نخستين رئيس جمهور آمريكا بود كه در سال 1818 رسما خواستار بازگرداندن يهوديان به وطن خود و تشكيل  دولت مستقل يهودي شده بود. در همين چارچوب ويلسون را مي‌توان نخستين رئيس جمهور آمريكا دانست كه مسئله يهوديان و رهايي آنها از بي‌خانگي را وارد سياست آمريكا كرد. ويلسون به حدي از آموزه‌هاي صهيونيسم تأثير پذيرفته بود كه قوم يهود را بهترين الگو براي ايالتهاي آمريكا مي‌دانست. وي مي‌گفت: روح و جوهر قانون اساسي ما متدثر از يهود است چرا كه نه تنها يهود با اين اصل برتر خود كه طغيان در برابر ستمگران اطاعت از خداست، بالاترين نفوذ را در قانون اساسي ما داشته است، بلكه فرهنگ يهود در متن خود گوهر ناب دموكراسي را پرورش داده است آنچنان كه از مونارشي و اريستوكراسي و يا هر شكل ديگري از حكومتها متمايز است.

تأثير رواني حمايت و جانبداري از يهوديان به گونه‌اي سلسله‌وار در ميان رؤساي جمهور آمريكا دست به دست مي‌گردد تا جايي كه حمايت از رژيم صهيونيستي به منزله عنصري ثابت و لا يتغير در افكار رهبران ايالات متحده نقش بسته است. ليندون جانسون در پاسخ به سئوال آلكسي كاسيگين نخست‌وزير اسبق شوروي، مبني بر اينكه چرا ايالات متحده از اسرائيل حمايت مي‌كند در حالي كه 80 ميليون عرب و فقط 3 ميليون اسرائيلي وجود دارد، به سادگي مي‌گويد: «زيرا اسرائيل حق است».

در همين راستا جيمي كارتر رئيس جمهور اسبق آمريكا نيز كه خود را مسيحي دوبار متولد شده ناميد در يكي از سخنرانيهاي انتخاباتيش به صراحت مي‌گويد: «من نيز مانند روساي جمهوري سابق آمريكا، ايمان و اعتقاد كامل دارم كه روابطايالات متحده با اسرائيل بيش از روابط ويژه است، بي‌شك اين روابط، روابطي بي‌همتاست چون از وجدان، اخلاق، دين و اعتقادات ملت آمريكا نشئت مي‌گيرد، هر يك از دو كشور اسرائيل و ايالات متحده را مهاجران مبلغ تأسيس كردند، بنابراين با هم ميراث تورات را تقسيم خواهيم كرد. وي مي‌افزايد: تأسيس كنوني اسرائيل، تحقق پيشگوييهاي تورات است.

جان ويسك مورخ معروف آمريكايي نيز مي‌گويد: «همين كه مي‌بيني تاريخي در آمريكا ساخته مي‌شود، ملاحظه مي‌كني كه آن، تاريخي آمريكايي ـ يهودي است».

با اندكي مداقه در تاريخ تحولات فكري و اجتماعي جامعه آمريكا، مي‌توان رگه‌هاي فراواني از تقديس و حمايت بي‌چون و چراي مردم و رهبران آمريكا از اسرائيليها را يافت. با اين اوصاف، اين نوشتار در صدد است تا با كالبدشكافي بسترهاي رواني حمايت آمريكاييها از رژيم صهيونيستي، زواياي پيچيده و هزارتوي اين روابط منحصر به فرد را به تصوير بكشد.

ريشه‌هاي تاريخي و رواني يهودي شدن مسيحيت آمريكايي

پروتستانهاي رانده شده از انگلستان پس از ورود به نيوانگلند، آمريكا را اورشليم جديد يا كنعان جديد تلقي كردند. آنان خود را عبرانيهايي تصور كردند كه از ظلم و ستم فرعون (پادشاه انگلستان، جيمز اول) از مصر (انگلستان) گريخته و به سرزمين موعود (آمريكا) پناه بردند. بر بنيان همين تفكر بود كه تعقيب و قتل عام سرخپوشان و ساكنان بومي آمريكا در دنياي جديد توسط مهاجران پروتستان پوراني (پرهيزكاران) دقيقا به تعقيب و كشتار كنعانيهاي فلسطيني توسط عبرانيهاي قديم تشبيه شد. چنين تصورات و ديدگاههاي باعث شد تا استعمارگران پروتستاني، آمريكا را سرزمين موعود، صهيون، اسرئيل جديد يا سرزمين كنعان كه در اشعار عهد قديم بر فلسطين گذاشته شده بود قلمداد كنند و براي مهاجران به اين كشور تلاش بيشتري نمايند. پدر جان كوتون پروتستان در موعظه خويش به مناسبت تأسيس شهرك ماساچوست آمريكا چنين ياد مي‌كند:

«خداوند هنگامي كه ما را آفريد و روح حيات و زندگي را در كالبد ما دميد، سرزمين موعود ـ آمريكا ـ را به ما بخشيد، حال كه در سرزمين جديد هستيم، بايد زندگي جديدي آغاز كنيم و در آن براي شكوه و سربلندي بني اسرائيل، اين ملت برگزيده تلاش كنيم ...»

در سال 1630، جان وينتروپ مسئول هيئت پورتاني اعزامي به ماساچوست، در موعظه‌اش سوگند آمريكا را همانند سوگند ميان اسرائيل و يهود در سينا تنظيم كرد. او هر آنچه را كه حضرت موسي(ع) به قوم يهود فرموده بود، در گوش مهاجران پورتاني زمزمه كرد:

«شما در آستانه ورود به سرزميني هستيد كه خداوند، قسم خورد آن را به پدرانتان ابراهيم، اسحاق و يعقوب بدهد.»

بدين ترتيب مهاجران پيورتن نخستين توصيه‌هاي رواني و اخلاقي را در جامعه آن روز آمريكا ترويج كردند. مهاجران در آباديها و شهركهايشان در نيوانگلند، به زبان عبري نماز مي‌خواندند و بر فرزندانشان نامهاي يهودي كه از داستانهاي تورات گرفته شده بود، مي‌گذاشتند، نامهايي مانند: سارا، العارز، ابراهيم، ديويد و ... و همچنين شهركهايشان را نيز به عبري نام‌گذاري مي‌كردند، مانند: سالم (شالوم)، هبرون (الخليل)، كنعان و غيره. اين وضعيت در آمريكا به مدارس و كتابها نيز گسترش يافت تا جايي كه نخستين كتابي كه در اين كشور به چاپ رسيد، كتاب سرودهاي داوود (مزامير داوود) بود كه در سال 1640 منتشر شد.

تحصيل زبان عبري نيز به محض شروع دوره تحصيلات عاليه در تمام شهرهاي آمريكا الزامي شد. حتي هنگامي كه دانشگاه هاروارد در سال 1636 تأسيس شد، زبان عبري زبان رسمي بود.

پروتستانهاي پورتاني در آن دوره، همانگونه كه خاخام لي ليونگر بر اين نكته تأكيد مي‌كند، بيش از يهوديان بر يهوديت خويش تعصب داشتند. پرتستانيسم پورتاني با ورود نخستين مهاجران به آمريكا رنگ و بوي يهودي به خود گرفت، به عبارت ديگر، مسيحيت كه با مهاجران اوليه وارد آمريكا شد، مسيحيت يهودي بود. مسيحيت يهودي، كه برگرفته است آموزه‌ها و انگيزشهاي رواني قوم يهود بر دو مقوله تأكيد مي‌كرد: سرزمين موعود و ملت برگزيده اين دو مقوله اساس استعمار قاره آمريكا و استعمار فلسطين را تشكيل دادند. مهاجران پروتستان پورتاني كه به عبادت اسرائيل (صهيون) ايمان داشتند، معتقد بودند سرنوشت آشكاري كه خداوند براي آنها در نظر گرفته، استعمار آمريكا يعني اسرائيل جديد است و چون آنها ايمان دارند كه با دومين ظهور حضرت مسيح، جهان به پايان خود مي‌رسد، بنابراين بايد يهوديان پراكنده شده در سراسر جهان را در فلسطين (اسرائيل قديم) گرد آورد و آن آخرين گام پيش از ظهور مسيح است.

مقوله ملت برگزيده (جديد) و سرزمين موعود (جديد) توجيه كننده جنگ بي‌رحمانه آنها بر ضد سرخپوستان و بيرون راندن ايشان از سرزمينشان بود. بنابراين ملت برگزيده جديد (آمريكاييها) در سرزمين جديد (آمريكا) بايد خود را از بندگي مصر (انگلستان) برهانند و بر فلسطينيها (سرخپوستان) فائق آيند.

پس از استقلال و بيرون راندن انگليسيها از آمريكا جان سوليوان نظريه سرنوشت آشكار را در سال 1856 طراحي و عرضه كرد. مفهوم اين نظريه آن است كه خداوند براي ملت برگزيده (آمريكاييها) مقدر كرده است، جهان را تا پايان تاريخ رهبري كند و آينده بدون هيچ قيد و شرطي، عصر شكوه و عظمت آمريكاست.

با آغاز قرن بيستم، سرنوشت آشكار آمريكا به امپرياليسم جهاني يا استعمار و استثمار ملل ديگر تبديل شد و اين اعمال به بهانه انتقال تمدن مسيحي آمريكا به كشورهايي همچون فيليپين، كوبا، پاناما و ويتنام صورت مي‌گرفت.

از آنجا كه پروتستانيسم آمريكا صبغه‌اي يهودي يافته بود و مسيحيت يهودي شده بود، بنابراين صهيونيسم مسيحي براي مطالبه وطني قومي براي يهود در فلسطين گوي سبقت را از صهيونيسم يهودي ربود و پيش از اينكه نخستين كنگره صهيونيسم در سال 1897 در پازل سوئيس تشكيل شود و حتي پيش از اينكه هرتزل به فكر نوشتن كتاب دولت بيفتد، صهيونيسم مسيحي به انديشه تأسيس وطن قومي يهود افتاد. اما نقش اساسي و مهم در يهودي‌سازي مسيحيت اروپايي و پس از آن آمريكايي به جنبش اصلاح مذهبي پروتستانها باز مي‌گردد كه مارتين لوتر آن را در قرن شانزدهم آغاز كرد. لوتر در آغاز تحصيلاتش خواستار فراگرفتن زبان عبري شد و بر منش تورات در زندگي مسيحيان تأكيد كرد. هدف لوتر، مسيحي نمودن يهوديان و تحقق پيشگوييهاي تورات در زمينه نجات يهوديان و برپايي دولت ايشان در فسلطين بود. بر همين اساس مارتين لوتر در كتاب مسيح يهودي زاده شده ادعا كرد:

«يهود فرزندان خداوند هستند و ما مهمانان و بيگانگاني بيش نيستيم. بنابراين بايد به اين رضايتدهيم كه به سان سگهايي باشيم كه از پس‌مانده سفره سرورانشان مي‌خورند، دقيقا به سان زن كعاني»

در چنين شرايطي نبايد از موضع‌گيريهاي جانبدارانه انديشمندان و دانشمندان بزرگ غرب در تقديس قوم يهود تعجب كرد.

جان لاك تأثيرگذارترين فيلسوف غرب و واضع نظريه ليبراليسم در كتاب خويش با عنوان تعليقاتي برنامه‌هاي قديس پولس مي‌گويد: «خداوند مي‌تواند يهود را در يك سرزمين گرد آورد و آنها را در اوضاع و احوال درخشاني در كشورشان قرار دهد.»

ژان ژاك روسو فيلسوف قرارداد اجتماعي در كتاب خويش، اميل، در سال 1762 آورده است: «ما به هيچ عنوان پي به انگيزه‌هاي دروني و رواني يهود نمي‌بريم، مگر اينكه ايشان دولتي آزاد و مدارس و دانشگاههايي براي خود داشته باشند.»

ناپلئون بناپارت نيز نخستين دولتمردي بود كه صد و هيجده سال پيش از وعده بالفور از سوي انگليسيها، تأسيس دولت يهودي در فسلطين را پيشنهاد داد. او وقتي در سوريه خود را براي حمله بزرگش به شرق آماده مي‌كرد، طي اعلاميه‌اي از يهود خواست براي برپايي دوباره مملكت قديمي قدس زير پرچمش بجنگند، وي در اين اعلاميه اعلام مي‌كند كه:

«اي اسرائيليها، اي ملت بي‌همتا كه هيچ يك از قدرتهاي سركش و طغيانگر نتوانستف نام و موجوديت قومي‌تان را از شما سلب كند و فقط توانست سرزمين اجداديتان را از شما بگيرد شما وارثان مشروع فلسطين هستيد.»

بر بستر چنين فضاي ملتهب رواني بود كه به تدريج، اعتقاد به برانگيختگي يهود در فلسطين به جزئي اساسي و مهم از اعتقادات پروتستانهاي آمريكا تبديل شد، به گونه‌اي كه اعتقاد به مسيح موعود و هزاره خوشبختي جايگاه بارز و مهمي را در اعتقادات ايشان اشغال كرد.

در واقع همانگونه كه سليچ آدلر تأكيد مي‌كند:

«از سپيده دم تاريخ آمريكا، تمايل بسيار زيادي براي گرايش به اين اعتقاد وجود داشت كه ظهور مسيح موعود وابسته به بازگشت و تأسيس دوباره دولت يهود است.»

سير تطور تحولات تاريخي آمريكا از آغاز تا 14 مه 1948 كه هري ترومن، تأسيس دولت يهود را به رسميت شناخت، سراسر متأثر از فضاي جانبدارانه از موجوديت و بقاي رژيم صهيونيستي است. اين وضعيت به شدت در هم تنيده افكار و اعتقادات يهودي ـ مسيحي، همچون نگين انگشتري بر سرزمين و افكار مردم و دولتمردان آمريكا مي‌درخشد. تا جايي كه اكثر قريب به اتفاق رؤساي جمهور آمريكا، قوم يهود را قومي قلمداد مي‌كنند كه حق دامن گستري و هدايت جهان را دارند. هري ترومن شخصا تورات را فرا گرفت.

او در مقام يكي از دانش آموختگان تورات به توجيه تاريخي تأسيس وطن قومي يهود ايمان داشت و معتقد بود وعده بالفور در سال 1917 آرزوهاي ديرينه ملت يهود را تحقق بخشيد. بنابراين به خوبي فهميده مي‌شود كه چرا توصيه‌هاي اخلاقي جرج واشنگتن، نخستين رئيس جمهور آمريكا در سال 1796 هيچ‌گاه، جامه عمل نپوشيد.

هرمجدون (آرماگدون) اسطوره اقناع‌سازي رواني حمايت از رژيم صهيونيستي

پس از ارزيابي سير تاريخي نضج و تكوين يهوديت در ايالات متحده آمريكا، بستر مناسبي براي پرداختن به زواياي رواني آثار اسطوره هرمجدون و نقش آن در اقناع‌سازي مردم و رهبران آمريكا، پديد آمده است. واژه هرمجدون از دو واژه عبري (هار) به معني كوه و (مجدو) به معناي محل آن كوه گرفته شده است. اين منطقه در جنوب شرقي حيفا و فاصله آن از درياي مديترانه حدود 15 مايل است طبق اعتقادات يهوديان اينجا محلي است كه آخرين نبرد بزرگ تاريخ بشريت بين نيروهاي نيكي و نيكوكاري به رهبري مسيح و نيروهاي شيطاني به رهبري دجال رخ خواهد داد. در اين جنگ يك ارتش 200 ميليوني شرقي در طي يك سال به سمت غرب به حركت در مي‌آيد و در مسير خود تا رودخانه فرات همه چيز را ويران خواهد كرد. در باب 16 مكاشفه يوحنا آمده است كه رودخانه فرات خشك خواهد شد و اين به پادشاهان مشرق زمين (مشرقيان) اجازه خواهد داد كه سرزمين اسرائيل را در نوردند.

وقوع چنين حادثه‌اي مستلزم فراهم آمدن مقدماتي است كه عبارتند از:

1.   يهوديان از سراسر جهان بايد به فلسطين مهاجرت كنند و كشور اسرائيل در گستره‌اي از رودخانه نيل تا فرات به وجود آيد. يهودياني كه به اسرائيل مهاجرت كنند اهل نجات خواهند بود.

  1. يهوديان بايد دو مسجدالاقصي و مسجد صخره، مساجد مقدس مسلمانان، در بيت‌المقدس را منهدم و به جاي اين دو معبد بزرگ سليمان را بنا كنند.
  2. روزي كه يهوديان مسجدالاقصي و مسجد سخره در بيت‌المقدس را منهدم كنند، جنگ نهايي مقدس (آرماگدون) به رهبري آمريكا و انگليس آغاز مي‌شود در اين جنگ تمام جهان نابود خواهد شد.
  3. روزي كه جنگ آرماگدون آغاز مي‌شود، تمامي مسيحيان معتقد به عملي نمودن خواسته‌هاي مسيح كه همان مسيحيان دوباره تولد يافته مي‌باشند، مسيح را خواهند ديد و با سفينه‌اي عظيم از دنيا به بهشت منتقل مي‌شوند و از آنجا همراه با مسيح نابودي جهان و عذاب سخت در اين جنگ مقدس را نظاره‌گر خواهند بود.
  4. در جنگ آرماگدون زماني كه ضد مسيح (دجال) در حال دستيابي به پيروزي است، مسيح همراه مسيحيان دوباره تولد يافته در جهان ظهور مي‌كند و ضد مسيح را در پايان اين جنگ مقدس شكست مي‌دهد و سرانجام حكومت جهاني خود را مركز بيت‌المقدس برپا خواهد ساخت، همچنين معبدي كه مسيحيان و يهوديان قبل از آغاز جنگ آرماگدون به جاي مسجدالاقصي و مسجد صخره در بيت‌المقدس، ساخته‌اند محل حكومت جهاني مسيح خواهد بود.
  5. دولت صهيونيستي با كمك آمريكا و انگليس، مسجد اقصي و مسجد صخره را نابود خواهد كرد و معبد بزرگ به دست آنان در اين مكان ساخته خواهد شد و اين رسالت مقدس به عهده آنها است.
  6. اين حادثه پس از سال 2000 ميلادي حتما اتفاق خواهد افتاد.
  7. قبل از آغاز جنگ آرماگدون، رعب و وحشت جامعه آمريكا و اروپا را فرا خواهد گرفت.
  8. قبل از ظهور دوباره مسيح، صلح در جهان هيچ معنايي ندارد و مسيحيان براي تسريع در ظهور مسيح بايد مقدمات جنگ آرماگدون و نابودي جهان را فراهم كنند.

در چنين شرايطي بزرگ‌نمايي ابعاد رواني نبرد آرماگون و تأكيد بر مشروعيت و حقانيت قوم يهود بارها و به تناوب از رسانه‌ها، كليساها و دولتمردان ... ايالات متحده به نحو چشمگيري پوشش داده مي‌شود. در اين راستا نقش رهبران مذهبي فرقه‌هاي پروتستان در ايالات متحده و انگليس كه به مكتب نوظهور خواسته‌هاي مسيح اعتقاد دارند، بيش از ساير نهادها در ايجاد فضاي رواني حمايت از رژيم اشغالگر قدس ملموس‌تر است.

شاهد چنين مدعايي انتشار دهها كتاب و نمايش فيلمهاي مختلف در طول 10 سال گذشته است. كشيش آمريكايي به نام هال ليندسي كتابي به نام دو در پيشگوييهاي انجيل، جاي آمريكا كجاست؟

تأليف كرده كه يكي از پرفروش‌ترين كتابهاي سال 2001 در آمريكا به شمار آمده است. جالب اينكه در اين كتاب جايگاه و نقش دولت آمريكا در جنگ آرماگدون تشريح شده است. نويسنده در اين كتاب با استناد به چگونگي حادث شدن واقعه آرماگدون، اثبات كرده است كه دولت آمريكا جنگ آرماگدون را رهبري خواهد و مخالفان مسيح را در سراسر جهان كه قبل از آغاز اين جنگ باعث ايجاد رعب و وحشت در جهان شده‌اند، شكست خواهد داد. در اين جنگ مقدس، دولت انگليس همكار آمريكا خواهد بود.

پيشينه چنين اظهار نظرهايي در اوج جنگ سرد نيز به خوبي نمايان است. دولت ريگان در بحبوحه جنگ سرد موشكهاي هسته‌اي قاره‌‌پيماي خود را شمشيرهاي جنگ مقدس ناميد. در همين چارچوب پيروان اين مكتب (خواسته‌هاي مسيح) تبليغ كرده‌اند كه عمليات توفان صحرا عليه عراق در سال 1991 فراهم كردن مقدمات جنگ آرماگدون است.

جري فالويل كشيش و واعظ معروف آمريكايي و بنيانگذار سازمان اكثريت اخلاقي كه در آمريكا ميليونها طرفدار دارد در برنامه‌هاي تلويزيوني خود با تبليغات وسيع و پردامنه، نقش به سزايي در اقناع‌سازي مردم و رهبران آمريكا در حمايت از اسرائيل و جنايتهاي رژيم صهيونيستي در فلسطين دارد.

جدول شماره 1: برنامه‌هاي كليساهاي تلويزيوني آمريكا بر حسب بينندگان

برنامه

اجرا

تعداد بينندگان به ماه و ميليون

ساعتي از انجيل زمانه

جري فالويل لايف

باشگاه هفتصد

انتظار معجزه

يافتگان خداوند

حمله هفتگي صليبي

تحقيق در كلمه

ساعتي از قدرت

كنت كولاند

جري فالويل

جري فالويل

پت رابرتسون

اورال رابرتس

جيم بيكر

جيمي سوگارت

جيمي سوگارت

رابرت شيلر

كنت كوبلاند

6/5

34

3/16

6

8/5

9

5/4

6/7

9/4

محور القايي در همه اين برنامه‌ها، تأكيد برحقانيت و مشروعيت يهوديان و حمايت بي‌قيد و شرط از بهترين قوم برگزيده خداوند است.

فالويل در موعظه‌هاي خود بارها تأكيد كرده است: «خداوند چهار هزار سال پيش فلسطين را به ابراهيم داد... هر كس كه به اسرئيل لطف و مرحمت كند، شامل لطف و مرحمت قرار خواهد گرفت.

بنابراين آمريكا با توجه به اين ديدگاه لاهوتي نبايد لحظه‌اي در ارائه كمكهاي مالي و نظامي به اسرائيل ترديد كند.»

فالول نخستين واعظ افراطي در آمريكا به شمار مي‌رود كه مي‌گويد: «حمايت ايالات متحده آمريكا از اسرائيل به خاطر منافع اسرائيل نيست، بلكه به خاطر منافع خود ايالات متحده است» وي مي‌افزايد:

«حمايت از اسرائيل بايد بي قيد و شرط و همه جانبه باشد، چون اسرائيل سد دفاعي آمريكا در خاورميانه به شمار مي‌آيد.»

كشيش پت رابرتسون از ديگر مبلغان بنيادگراي يهودي در كتاب خيانت به بيت‌المقدس هر گونه مذاكره صلح با فلسطينيان را خيانت به تعليمات انجيل و خواسته‌هاي مسيح مي‌داند كه با آغاز هزاره سوم و پيش از سال 2007 ميلادي ظهور خواهد كرد و اسرائيل بزرگ را از نيل تا فرات به وجود خواهد آورد. در اين كتاب تبليغ مي‌شود كه براي تعجيل ظهور مسيح، مسيحيان بايد كشور بابل را كه عراق كنوني مي‌باشد، نابود كنند و رودخانه بايد كاملا خشك شود. گفتني است كه آنها جنگ آرماگدون را جنگ فرات نيز مي‌نامند.

در نظر سنجي‌اي كه خبرگزاري آسوشيتدپرس در سال 1997 انجام داد، اعلام شد 25 درصد جمعيت آمريكا اعتقاد راسخ دارند كه با آغاز هزاره سوم جنگ نهايي آرماگدون در محل فلسطين آغاز خواهد شد و اين جنگ تا مدت هفت سال ادامه خواهد داشت و در پايان اين جنگ هفت ساله كه آنها آن را مصيبت بزرگ براي كليسا و مسيحيان مي‌دانند دنيا به پايان خواهد رسيد، به همين منظور آنها معبد بزرگ را كه موجب جنگ آرماگدون مي‌شود معبد مصيبت بزرگ مي‌نامند.

وقوع نبرد آخر زمان (آرماگدون) به حدي در رسانه‌ها و كليساهاي آمريكا بزرگ‌نمايي مي‌شود كه هر ساله حدود 70 هزار آمريكا براي بازديد از محل وقوع اين حادثه به منطقه هرمجدون در فلسطين اشغالي با هزينه مؤسسات يهودي مسافرت مي‌كند.

جدول شماره 2:پايان تاريخ نزد مسيحيان صهيونيست

اولين ظهور مسيح

دوره كليسا

تجاوز به ساحت كليسا ـ به سختي افتادن يهود ـ ناپاك نمودن هيكل (معبد) رهايي و نجات 144 هزار تن از يهوديان

مسيح پس از ساخت معبد در ابتداي هزاره وارد اورشليم مي‌شود و يهود بر تمام ملل جهان حكومت مي‌كنند

نبرد آرماگدون و پيروزي مسيح

رستاخيز ـ داوري در روز رستاخيز ـ شهر ابدي ـ آرامش يهود

 

 

 

فرجام سخن

در باب اهميت و نقش يهوديان در جامعه آمريكا جمله‌اي معروف وجود دارد كه بيانگر عمق روابط تنگاتنگ و در هم تنيده اين دو ملت است، يهوديان مي‌گويند:

«درست است كه خداوند بزرگ ذخاير عظيم نفت را در سرزمين اعراب قرار داده است اما اين بخت و اقبال اسرائيليها است كه خداوند پنج ميليون نفر يهودي را در آمريكا مستقر كرده است.»

كشيش جري فالويل نيز با بزرگ‌نمايي و برجسته كردن ابعاد رواني حمايت رهبران و مردم آمريكا مي‌گويد:

«از افتخارات ما آمريكاييها اين است كه 70 ميليون نفر صهيونيست مسيحي (بزرگترين اقليت مذهبي در آمريكا) در ايالات متحده زندگي مي‌كنند. ما قلبا ايمان داريم كه درگيري اعراب و اسرائيل امتداد كشمكش توراني ميان داود و جالوت است. اسرائيل كوچك و فقير همان داوود است و اعراب و ثروتمند و قدرتمند همان نقش جالوت را دوباره در تاريخ بشري ايفا مي‌كنند.»

جدول شماره 3: اديان ايالات متحده آمريكا

اديان

درصد جمعيت

پروتستانها

60 تا 62%

كاتوليكها

25 تا 27%

ارتدوكسهاي شرقي

1%

مسيحيان

2%

يهوديان

2%

مسلمانان

2%

كافران

2%

لائيكها

2%

اديان ديگر

4%

به رغم وجود اقليت 2% يهوديان در ايالات متحده آنان پرنفوذرين قوم در آمريكا محسوب مي‌شوند، پروتستانها حاميان اصلي يهوديان در آمريكا به شمار مي‌روند.

 

 گراهام فولر كارمند عالي رتبه اسبق سازمان سيا در جمله‌اي تأمل برانگيز نفوذ صهيونيستها را در ساختار سياسي، فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي ايالات متحده به خوبي بيان مي‌كنند:

«در واقع تمام اولويتها و مؤلفه‌ها در عرصه سياست داخلي و خارجي آمريكا، از پشت عينكي قابل رؤيت است كه صهيونيستها بر روي چشمان ما آمريكاييها گذاشته‌اند و متأسفانه اين عينك هيچ‌گاه در طول حيات سياسي و اجتماعي ما از روي چشمان‌مان برداشته نشده است.»

با ذكر چند مثال به خوبي مي‌توان بر گفته‌هاي فولر مهر تأييد زد. در حالي كه يهوديان تنها 2 درصد از كل جمعيت آمريكا را شامل مي‌شوند 10 درصد نمايندگان سنا يهودي‌اند. 25 درصد نويسندگان، دبيران، سرمقاله‌نويسان و توليد كنندگان مطبوعات اصلي و نخبگان آمريكا را يهوديان تشكيل مي‌دهند. سه شبكه بزرگ تلويزيوني آمريكا (ABC)، (CBC)، (NBC) كه تمام اخبار ملي و بين‌المللي را تهيه و مخابره مي‌كنند تحت سيطره يهوديان است. پرتيراژترين و مهم‌ترين روزنامه‌هاي آمريكا شامل نيويورك تايمز، واشنگتن پست و وال استريت ژورنال كاملا به دست يهوديان اداره مي‌شوند. (براي مطالعه بيشتر به جدول شماره 3 مراجعه كنيد.)

سينماي آمريكا (هاليود) نيز به شدت متأثر از نفوذ صهيونيستهاست تا جايي كه در طول يكصد سال گذشته بيشترين فيلمهاي توليد شده كه بالغ بر هزار فيلم مي‌باشد در تأييد و حمايت از قوم يهود بوده است.

در واقع در يك جمع‌بندي، اگر مثالها و جزئيات بيان شده در خصوص حمايت دولتمردان و محافل مذهبي ايالات متحده را كه در اين نوشتار به آن پرداخته شد ملاحظه كنيم به سادگي مي‌توان جانمايه كلام را در گفته آبابان، وزير خارجه اسبق اسرائيل، كه در كتاب داستان ملت من بيان كرده است به دست آورد، وي مي‌گويد: «هيچ‌گاه در تاريخ يهود مشاهده نشد كه يهوديان در يك سرزمين صاحب چنين سلطه و نفوذي شده باشند.

منابع

1. عبدالمهدي مستكين؛ صهيونيسم در روابط ايران و آمريكا؛ همشهري ديپلماتيك، شماره سوم، آذر 1382، براي مطالعه بيشتر ر.ك.به:

George w. ball and Douglas B. Ball. The passionate attachment: Americas Involvement with Israel. 1947 to the present. New york: Norton a 1992.p.382.

اين كتاب توسط دكتر ابومحمد عسكرخاني ترجمه شده است.

2. سيد قام ذاكري؛ صهيونيسم مسيحي و خاستگاه مذهبي حمايت آمريكا از اسرائيل؛ كتاب آمريكا (ويژه روابط آمريكا ـ اسرائيل)، مؤسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين‌المللي ابزار معاصر، اسفند 82، ص 68.

3. براي مطالعه بيشتر مراجعه شود به كتاب ايالات متحده و اسرائيل، اثر ديويد شون بام، ترجمه محمد رضا ملكي.

4. Grece Halsell Prophecy and politics: Miltant Evagelists on the road to Nuclear War. Westport: Lawrence Hin 1986.

5. رضا هلال؛ مسيح يهودي و فرجام جهان؛ ترجمه: قبس زعفراني، تهران 1383.

6 . Edwin scott Gausted A Religioous History of American People. New york: Harper Collins. 1990.

7. Richard H.porkin And Gordon. M. Weiner. Jewish Christians And. Christion Jews From the Rehaissance to the English tement. Dordecht; Kiuuw _ er Academic Publishers 1994, p.I.

8. گريس هال سل؛ آرماگدون؛ تدارك جنگ بزرگ؛ ترجمه: خسرو احمدي، يا سايت Bionvan.com.

9. حميد رضا ضابط؛ آرماگدون، صهيونيسم و پروتستانتيزم؛ همشهري ديپلماتيك، دي 82 ش 5 ـ ص 3.

10. ohn Hagee, The 2001 Battle for Jeusalem .p. 1-5.

Hal Lindsaey cliff foed, Battle for Jerusamlem Armageddon 2001 Books. P. 1-10.

11. J.Jcaoldberg, Jewish Power, Inside the Aerican Jewish Establishment New york: Addison _ Wesley Publishin, 1996, pp. 279 _ 305.

12. رضا هلال، مسيح يهودي و فرجام جهان، برگرفته از:

Sara Diamond, Roads to Dominion Dvid W. Clard, Religious T, V . Audience.

13. رضا هلال مسيح يهودي و فرجام جهان، برگرفته از:

Barna Research Group; Priceton Reseanch and Galloup.

/var/www/vhosts/rasad.ir/httpdocs/farsi/ArticleFish/Articles/679.htm
Array
(
    [0] => stdClass Object
        (
            [ArticleFishId] => 698
            [SerialNo] => 679
            [MTitle] => صهيونيسم در ستيز با اسلام
            [FTitle] => بسترهاي اقناع سازي رواني حمايت آمريكائيان از صهيونيسم
            [AMTitle] => 
            [AFTitle] => 
            [EMTitle] => 
            [EFTitle] => 
            [ALanguage] => 0
            [TLanguage] => 1
            [ADateS] => 0
            [ADateM] => 0
            [ADateG] => 0
            [Side_NY] => 0
            [Side_NS] => 1
            [Side_B] => 0
            [Side_HY] => 0
            [Side_HS] => 0
            [Side_NE] => 1
            [Side_HE] => 0
            [SourceType] => 1
            [Book] => 0
            [BArticlePageFrom] => 
            [BArticlePageTo] => 
            [Magazine] => 0
            [MPublishDateS] => 0
            [MPublishDateM] => 0
            [MPublishDateG] => 0
            [MYear] => 0
            [MNo] => 
            [MSerialNo] => 0
            [MArticlePageFrom] =>           
            [MArticlePageTo] =>           
            [Site] => 0
            [ArticleAddrInSite] => 
            [FishWriter] => 19
            [WriteDate] => 5/22/2005 0:00:00
            [Confirmed] => 1
            [SupervisorView] => 
            [Abstract] => 
            [AAbstract] => 
            [EAbstract] => 
            [Editted] => 1
            [Degree] => 0
            [Mode] => 0
            [fldFirstPage] => 0
            [fldFPMod] => 0
        )

)

ورود

ورود به سايت

ورود به سايت


شناسه کاربري و کلمه عبور را وارد کنيد.

شناسه:

کلمه عبور:


درخواست شناسه کاربري

 
No Image